logo
سه‌شنبه 28 مهر 1405 | سه‌شنبه 20 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  2. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  3. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  4. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  5. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  6. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  7. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  8. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  9. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  10. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  11. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  12. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  13. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد
  14. عاقبت سرپیچی کشتی‌ها از مقررات ایرانی تنگه هرمز سوختن است
  15. از خروش مجید مجیدی علیه جنایات غرب تا غفلت لاله مرزبان در ونیز
  16. به نام سوارکاری، به کام اسپانسرها و اینفلوئنسرها!/ وقتی یک مسابقه ورزشی جولانگاه بلاگرها شد
  17. شکاف عمیق در گیشه سینما؛ جولان کمدی‌های میلیاردی
  18. سکوت مجامع بین الملل در برابر سرکوب‌ حجاب در باکو نشانه استاندارهای دوگانه غرب است/ پایه های حکومت "علی اف" به زودی خواهد شکست
  19. اعتراف "اوباما" به خباثت مذاکراتی آمریکا/ غربگراها همچنان در پی سیاست تسلیم!
  20. انتخابات زیر سایه جنگ؛ قمار نظامی ترامپ و نتانیاهو چه هزینه‌ای دارد؟

به دنبال دیدار حسن روحانی، رئیس جمهور ایران با مقام‌های ایتالیا در زیر سم اسب؛

بعید می‌دانیم میهمانی در زیر سم اسب بدون کینه و غرض‌ورزی باشد/ نخبه ایرانی متوجه چهره استعماری تمدن غربی است

بعید می‌دانیم میهمانی در زیر سم اسب بدون کینه و غرض‌ورزی باشد/ نخبه ایرانی متوجه چهره استعماری تمدن غربی است
جدال بین شرق و غرب جدالی دیرینه است؛ این تعارض بین دو فرهنگ در عصر هخامنشیان که تنها امپراطوری روی زمین تا آن روزگار بود، با مسئله جنگ با یونان نمود پیدا کرد و با حمله اسکندر گسترش یافت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ در دوران پارت‌ها اختلاف بین شرق و غرب در جدال پارتیان و رومی‌ها تبلور یافت؛ کنکاش بین این دو فرهنگ و دو تمدن در دوره ساسانی و اسلامی تا جنگ‌های صلیبی کشیده شد و شاید گزافه نباشد اگر جنگ‌های صلیبی را در امتداد اختلاف دیرینه این دو فرهنگ بدانیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , به نقل از , آوای سیدجمال,

یکی از نویسندگان کتاب "کارنامه زرین اسلام" که خود از اساتید دانشگاه کمبریج بوده، مدعی است، بعد از پایان جنگ‌های صلیبی مسلمانان آسوده خیال به وطن بازگشتند ولی غربی‌ها این دشمنی را فراموش نکرده و در خفا ادامه دادند و معلوم نیست تا کجا این جنگ را ادامه دهند.

جرج بوش پسر به تصور اینکه هنگامه آشکارسازی این نبرد فرا رسیده، لشگرکشی به افغانستان و عراق را جنگ‌های صلیبی نامید ولیکن سیاست سازان پشت پرده، دهانش را گرفتند و رسانه‌های غربی سعی در لاپوشانی آن گاف داشتند!

بسیاری از اهل تحقیق از جمله سید جمال‌الدین اسدآبادی استعمار را در ادامه جنگ‌های صلیبی می‌بینند؛ آن‌ها بر این باورند که غرب دشمنی دیرینه خود را با استفاده از استعمار و ابزارهایی مانند مسیون‌های مذهبی و فراماسونری پیگیری می‌کند.

عبدالهادی حائری در کتاب" نخستین رویارویی ایرانیان با دو رویه تمدن بورژوازی غرب" معتقد است، هیچ‌گاه رویه استعماری غربی از رویه کارشناسی این تمدن جداشدنی نبوده است و در پی کشف این حقیقت است تا معلوم کند، چقدر جامعه تحصیل کرده و نخبه ایرانی متوجه چهره استعماری تمدن غربی است.

در جدال شرق و غرب این‌گونه نبوده که فقط غربی‌ها پیروز میدان باشند بلکه جنگاوران پارتی و ساسانی و اسلامی بارها و بارها آن‌ها را شکست داده اند؛ کراسوس قیصر روم توسط فرمانده سوارانی از طایفه سورن به اسارت در آمده است.
در تاریخ ایران کمبریج تحقیقی که احسان یار شاطر کرده مدعی است، این رئیس قبیله سورن همان رستم اساطیری است.

در زمان خسروپرویز فرمانده ارتش ایران بنام "شهروراز" رومی‌ها را شکست داد و مصر را متصرف گردید و مرز ایران را از غرب به دوران هخامنشی رسانید.

نبردهای صلاح الدین ایوبی، خاندان اخشیدها در سوریه و مصر(شامات) با غربی‌ها معروف است و صلاح‌الدین، کرد بارزیکانی و ایرانی الاصل بود و اخشیدها نیز از شاهان محلی شرق ایران بودند که در شامات به حکومت رسیده بودند.

آیا نمی‌شود پیشنه تمدنی را بسترساز اقدامات سیاسی اجتماعی کنیم و جنبه‌های مثبت نیاکانمان را بدور از نژادپرستی و ملی‌گرایی مخرب برجسته کنیم؟!

وقتی روم شرقی توسط سلطان محمد فاتح در 1453 سقوط کرد بازمانده تمدن روم شرقی به غرب اروپا و منطقه تحت سلطه زبان لاتین رفتند که ایتالیای فعلی و فرانسه بخشی از ان است و همین مسئله باعث شد تا نهضت رنسانس در این بخش‌ها با سرعت بیشتری نزج بگیرد و بر همین مبنا ایتالیا خود را منشا فرهنگ و تمدن غربی می‌داند.

بر این مسئله اضافه کنید مسیحیت کاتولیک را که رأس آن در واتیکان است که در درون ایتالیا و بخشی از سرزمین روم غربی واقع شده است؛ آن‌ها با این حرکت به اروپا و امریکا نیز پیام می‌دهند که آنچه که پیروز اصلی میدان می‌تواند باشد، فرهنگ و تمدن غربی است که خاستگاه این تمدن ما هستیم.

در عرف دیپلماسی شرایط به گونه ایست که به کوچکترین موضوع توجه می‌کنند و از کارکشتگان عرصه ی سیاست، سهو و خطا پذیرفته نیست.

هنگامی که نشست‌های 5+1در هتل کبورگ برگزار می‌شد، کارشناسان مطرح کردند اینجا محلی بوده که غربی‌ها پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول با ترک‌ها که آن زمان نماد حکومت اسلامی بودند، نشست گذاشته بودند و غرب با برگزاری مذاکرات در این مکان قصد انتقال پیام به مخاطبان خود را دارد تا بدینوسیله برای مخاطب خود این موضوع را تداعی کند که یک پیروزی دیگر برای غرب و یک شکست دیگر برای جهان اسلام در راه است.

اکنون نیز با برگزاری نشست آقای روحانی با تیم ایتالیایی در زیر پای مجسمه ی سردار فاتح رومی نمی‌توان و نباید از آن بسادگی گذشت؛ شاید دولتمردان ما این سهو دیپلماتیک را نادیده بگیرند و حتما روزنامه‌های طرفدار دولت نیز از کنار آن به سادگی عبور خواهند کرد.

اما برای مردم ما این مسئله واضح‌تر شد که طرف غربی دست از دشمنی و عقده گشایی بر نمی‌دارند و حتی ایتالیائی‌ها که در بین اروپاییان، برابر تحقیق علمی، ترسوترین ملت شناخته شده‌اند، حاضر نیستند، از میهمان خود که برای پی‌ریزی دوستی و وفاق گام پیش نهاده است، بدون کینه و غرض پذیرایی کنند!

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/پ

,

یکی از نویسندگان کتاب "کارنامه زرین اسلام" که خود از اساتید دانشگاه کمبریج بوده، مدعی است، بعد از پایان جنگ‌های صلیبی مسلمانان آسوده خیال به وطن بازگشتند ولی غربی‌ها این دشمنی را فراموش نکرده و در خفا ادامه دادند و معلوم نیست تا کجا این جنگ را ادامه دهند.

جرج بوش پسر به تصور اینکه هنگامه آشکارسازی این نبرد فرا رسیده، لشگرکشی به افغانستان و عراق را جنگ‌های صلیبی نامید ولیکن سیاست سازان پشت پرده، دهانش را گرفتند و رسانه‌های غربی سعی در لاپوشانی آن گاف داشتند!

بسیاری از اهل تحقیق از جمله سید جمال‌الدین اسدآبادی استعمار را در ادامه جنگ‌های صلیبی می‌بینند؛ آن‌ها بر این باورند که غرب دشمنی دیرینه خود را با استفاده از استعمار و ابزارهایی مانند مسیون‌های مذهبی و فراماسونری پیگیری می‌کند.

عبدالهادی حائری در کتاب" نخستین رویارویی ایرانیان با دو رویه تمدن بورژوازی غرب" معتقد است، هیچ‌گاه رویه استعماری غربی از رویه کارشناسی این تمدن جداشدنی نبوده است و در پی کشف این حقیقت است تا معلوم کند، چقدر جامعه تحصیل کرده و نخبه ایرانی متوجه چهره استعماری تمدن غربی است.

در جدال شرق و غرب این‌گونه نبوده که فقط غربی‌ها پیروز میدان باشند بلکه جنگاوران پارتی و ساسانی و اسلامی بارها و بارها آن‌ها را شکست داده اند؛ کراسوس قیصر روم توسط فرمانده سوارانی از طایفه سورن به اسارت در آمده است.
در تاریخ ایران کمبریج تحقیقی که احسان یار شاطر کرده مدعی است، این رئیس قبیله سورن همان رستم اساطیری است.

در زمان خسروپرویز فرمانده ارتش ایران بنام "شهروراز" رومی‌ها را شکست داد و مصر را متصرف گردید و مرز ایران را از غرب به دوران هخامنشی رسانید.

نبردهای صلاح الدین ایوبی، خاندان اخشیدها در سوریه و مصر(شامات) با غربی‌ها معروف است و صلاح‌الدین، کرد بارزیکانی و ایرانی الاصل بود و اخشیدها نیز از شاهان محلی شرق ایران بودند که در شامات به حکومت رسیده بودند.

آیا نمی‌شود پیشنه تمدنی را بسترساز اقدامات سیاسی اجتماعی کنیم و جنبه‌های مثبت نیاکانمان را بدور از نژادپرستی و ملی‌گرایی مخرب برجسته کنیم؟!

وقتی روم شرقی توسط سلطان محمد فاتح در 1453 سقوط کرد بازمانده تمدن روم شرقی به غرب اروپا و منطقه تحت سلطه زبان لاتین رفتند که ایتالیای فعلی و فرانسه بخشی از ان است و همین مسئله باعث شد تا نهضت رنسانس در این بخش‌ها با سرعت بیشتری نزج بگیرد و بر همین مبنا ایتالیا خود را منشا فرهنگ و تمدن غربی می‌داند.

بر این مسئله اضافه کنید مسیحیت کاتولیک را که رأس آن در واتیکان است که در درون ایتالیا و بخشی از سرزمین روم غربی واقع شده است؛ آن‌ها با این حرکت به اروپا و امریکا نیز پیام می‌دهند که آنچه که پیروز اصلی میدان می‌تواند باشد، فرهنگ و تمدن غربی است که خاستگاه این تمدن ما هستیم.

در عرف دیپلماسی شرایط به گونه ایست که به کوچکترین موضوع توجه می‌کنند و از کارکشتگان عرصه ی سیاست، سهو و خطا پذیرفته نیست.

هنگامی که نشست‌های 5+1در هتل کبورگ برگزار می‌شد، کارشناسان مطرح کردند اینجا محلی بوده که غربی‌ها پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول با ترک‌ها که آن زمان نماد حکومت اسلامی بودند، نشست گذاشته بودند و غرب با برگزاری مذاکرات در این مکان قصد انتقال پیام به مخاطبان خود را دارد تا بدینوسیله برای مخاطب خود این موضوع را تداعی کند که یک پیروزی دیگر برای غرب و یک شکست دیگر برای جهان اسلام در راه است.

اکنون نیز با برگزاری نشست آقای روحانی با تیم ایتالیایی در زیر پای مجسمه ی سردار فاتح رومی نمی‌توان و نباید از آن بسادگی گذشت؛ شاید دولتمردان ما این سهو دیپلماتیک را نادیده بگیرند و حتما روزنامه‌های طرفدار دولت نیز از کنار آن به سادگی عبور خواهند کرد.

اما برای مردم ما این مسئله واضح‌تر شد که طرف غربی دست از دشمنی و عقده گشایی بر نمی‌دارند و حتی ایتالیائی‌ها که در بین اروپاییان، برابر تحقیق علمی، ترسوترین ملت شناخته شده‌اند، حاضر نیستند، از میهمان خود که برای پی‌ریزی دوستی و وفاق گام پیش نهاده است، بدون کینه و غرض پذیرایی کنند!

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/پ

,

یکی از نویسندگان کتاب "کارنامه زرین اسلام" که خود از اساتید دانشگاه کمبریج بوده، مدعی است، بعد از پایان جنگ‌های صلیبی مسلمانان آسوده خیال به وطن بازگشتند ولی غربی‌ها این دشمنی را فراموش نکرده و در خفا ادامه دادند و معلوم نیست تا کجا این جنگ را ادامه دهند.

جرج بوش پسر به تصور اینکه هنگامه آشکارسازی این نبرد فرا رسیده، لشگرکشی به افغانستان و عراق را جنگ‌های صلیبی نامید ولیکن سیاست سازان پشت پرده، دهانش را گرفتند و رسانه‌های غربی سعی در لاپوشانی آن گاف داشتند!

بسیاری از اهل تحقیق از جمله سید جمال‌الدین اسدآبادی استعمار را در ادامه جنگ‌های صلیبی می‌بینند؛ آن‌ها بر این باورند که غرب دشمنی دیرینه خود را با استفاده از استعمار و ابزارهایی مانند مسیون‌های مذهبی و فراماسونری پیگیری می‌کند.

عبدالهادی حائری در کتاب" نخستین رویارویی ایرانیان با دو رویه تمدن بورژوازی غرب" معتقد است، هیچ‌گاه رویه استعماری غربی از رویه کارشناسی این تمدن جداشدنی نبوده است و در پی کشف این حقیقت است تا معلوم کند، چقدر جامعه تحصیل کرده و نخبه ایرانی متوجه چهره استعماری تمدن غربی است.

در جدال شرق و غرب این‌گونه نبوده که فقط غربی‌ها پیروز میدان باشند بلکه جنگاوران پارتی و ساسانی و اسلامی بارها و بارها آن‌ها را شکست داده اند؛ کراسوس قیصر روم توسط فرمانده سوارانی از طایفه سورن به اسارت در آمده است.
در تاریخ ایران کمبریج تحقیقی که احسان یار شاطر کرده مدعی است، این رئیس قبیله سورن همان رستم اساطیری است.

در زمان خسروپرویز فرمانده ارتش ایران بنام "شهروراز" رومی‌ها را شکست داد و مصر را متصرف گردید و مرز ایران را از غرب به دوران هخامنشی رسانید.

نبردهای صلاح الدین ایوبی، خاندان اخشیدها در سوریه و مصر(شامات) با غربی‌ها معروف است و صلاح‌الدین، کرد بارزیکانی و ایرانی الاصل بود و اخشیدها نیز از شاهان محلی شرق ایران بودند که در شامات به حکومت رسیده بودند.

آیا نمی‌شود پیشنه تمدنی را بسترساز اقدامات سیاسی اجتماعی کنیم و جنبه‌های مثبت نیاکانمان را بدور از نژادپرستی و ملی‌گرایی مخرب برجسته کنیم؟!

وقتی روم شرقی توسط سلطان محمد فاتح در 1453 سقوط کرد بازمانده تمدن روم شرقی به غرب اروپا و منطقه تحت سلطه زبان لاتین رفتند که ایتالیای فعلی و فرانسه بخشی از ان است و همین مسئله باعث شد تا نهضت رنسانس در این بخش‌ها با سرعت بیشتری نزج بگیرد و بر همین مبنا ایتالیا خود را منشا فرهنگ و تمدن غربی می‌داند.

بر این مسئله اضافه کنید مسیحیت کاتولیک را که رأس آن در واتیکان است که در درون ایتالیا و بخشی از سرزمین روم غربی واقع شده است؛ آن‌ها با این حرکت به اروپا و امریکا نیز پیام می‌دهند که آنچه که پیروز اصلی میدان می‌تواند باشد، فرهنگ و تمدن غربی است که خاستگاه این تمدن ما هستیم.

در عرف دیپلماسی شرایط به گونه ایست که به کوچکترین موضوع توجه می‌کنند و از کارکشتگان عرصه ی سیاست، سهو و خطا پذیرفته نیست.

هنگامی که نشست‌های 5+1در هتل کبورگ برگزار می‌شد، کارشناسان مطرح کردند اینجا محلی بوده که غربی‌ها پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول با ترک‌ها که آن زمان نماد حکومت اسلامی بودند، نشست گذاشته بودند و غرب با برگزاری مذاکرات در این مکان قصد انتقال پیام به مخاطبان خود را دارد تا بدینوسیله برای مخاطب خود این موضوع را تداعی کند که یک پیروزی دیگر برای غرب و یک شکست دیگر برای جهان اسلام در راه است.

اکنون نیز با برگزاری نشست آقای روحانی با تیم ایتالیایی در زیر پای مجسمه ی سردار فاتح رومی نمی‌توان و نباید از آن بسادگی گذشت؛ شاید دولتمردان ما این سهو دیپلماتیک را نادیده بگیرند و حتما روزنامه‌های طرفدار دولت نیز از کنار آن به سادگی عبور خواهند کرد.

اما برای مردم ما این مسئله واضح‌تر شد که طرف غربی دست از دشمنی و عقده گشایی بر نمی‌دارند و حتی ایتالیائی‌ها که در بین اروپاییان، برابر تحقیق علمی، ترسوترین ملت شناخته شده‌اند، حاضر نیستند، از میهمان خود که برای پی‌ریزی دوستی و وفاق گام پیش نهاده است، بدون کینه و غرض پذیرایی کنند!

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/پ

,

یکی از نویسندگان کتاب "کارنامه زرین اسلام" که خود از اساتید دانشگاه کمبریج بوده، مدعی است، بعد از پایان جنگ‌های صلیبی مسلمانان آسوده خیال به وطن بازگشتند ولی غربی‌ها این دشمنی را فراموش نکرده و در خفا ادامه دادند و معلوم نیست تا کجا این جنگ را ادامه دهند.

جرج بوش پسر به تصور اینکه هنگامه آشکارسازی این نبرد فرا رسیده، لشگرکشی به افغانستان و عراق را جنگ‌های صلیبی نامید ولیکن سیاست سازان پشت پرده، دهانش را گرفتند و رسانه‌های غربی سعی در لاپوشانی آن گاف داشتند!

بسیاری از اهل تحقیق از جمله سید جمال‌الدین اسدآبادی استعمار را در ادامه جنگ‌های صلیبی می‌بینند؛ آن‌ها بر این باورند که غرب دشمنی دیرینه خود را با استفاده از استعمار و ابزارهایی مانند مسیون‌های مذهبی و فراماسونری پیگیری می‌کند.

عبدالهادی حائری در کتاب" نخستین رویارویی ایرانیان با دو رویه تمدن بورژوازی غرب" معتقد است، هیچ‌گاه رویه استعماری غربی از رویه کارشناسی این تمدن جداشدنی نبوده است و در پی کشف این حقیقت است تا معلوم کند، چقدر جامعه تحصیل کرده و نخبه ایرانی متوجه چهره استعماری تمدن غربی است.

در جدال شرق و غرب این‌گونه نبوده که فقط غربی‌ها پیروز میدان باشند بلکه جنگاوران پارتی و ساسانی و اسلامی بارها و بارها آن‌ها را شکست داده اند؛ کراسوس قیصر روم توسط فرمانده سوارانی از طایفه سورن به اسارت در آمده است.
در تاریخ ایران کمبریج تحقیقی که احسان یار شاطر کرده مدعی است، این رئیس قبیله سورن همان رستم اساطیری است.

در زمان خسروپرویز فرمانده ارتش ایران بنام "شهروراز" رومی‌ها را شکست داد و مصر را متصرف گردید و مرز ایران را از غرب به دوران هخامنشی رسانید.

نبردهای صلاح الدین ایوبی، خاندان اخشیدها در سوریه و مصر(شامات) با غربی‌ها معروف است و صلاح‌الدین، کرد بارزیکانی و ایرانی الاصل بود و اخشیدها نیز از شاهان محلی شرق ایران بودند که در شامات به حکومت رسیده بودند.

آیا نمی‌شود پیشنه تمدنی را بسترساز اقدامات سیاسی اجتماعی کنیم و جنبه‌های مثبت نیاکانمان را بدور از نژادپرستی و ملی‌گرایی مخرب برجسته کنیم؟!

وقتی روم شرقی توسط سلطان محمد فاتح در 1453 سقوط کرد بازمانده تمدن روم شرقی به غرب اروپا و منطقه تحت سلطه زبان لاتین رفتند که ایتالیای فعلی و فرانسه بخشی از ان است و همین مسئله باعث شد تا نهضت رنسانس در این بخش‌ها با سرعت بیشتری نزج بگیرد و بر همین مبنا ایتالیا خود را منشا فرهنگ و تمدن غربی می‌داند.

بر این مسئله اضافه کنید مسیحیت کاتولیک را که رأس آن در واتیکان است که در درون ایتالیا و بخشی از سرزمین روم غربی واقع شده است؛ آن‌ها با این حرکت به اروپا و امریکا نیز پیام می‌دهند که آنچه که پیروز اصلی میدان می‌تواند باشد، فرهنگ و تمدن غربی است که خاستگاه این تمدن ما هستیم.

در عرف دیپلماسی شرایط به گونه ایست که به کوچکترین موضوع توجه می‌کنند و از کارکشتگان عرصه ی سیاست، سهو و خطا پذیرفته نیست.

هنگامی که نشست‌های 5+1در هتل کبورگ برگزار می‌شد، کارشناسان مطرح کردند اینجا محلی بوده که غربی‌ها پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول با ترک‌ها که آن زمان نماد حکومت اسلامی بودند، نشست گذاشته بودند و غرب با برگزاری مذاکرات در این مکان قصد انتقال پیام به مخاطبان خود را دارد تا بدینوسیله برای مخاطب خود این موضوع را تداعی کند که یک پیروزی دیگر برای غرب و یک شکست دیگر برای جهان اسلام در راه است.

اکنون نیز با برگزاری نشست آقای روحانی با تیم ایتالیایی در زیر پای مجسمه ی سردار فاتح رومی نمی‌توان و نباید از آن بسادگی گذشت؛ شاید دولتمردان ما این سهو دیپلماتیک را نادیده بگیرند و حتما روزنامه‌های طرفدار دولت نیز از کنار آن به سادگی عبور خواهند کرد.

اما برای مردم ما این مسئله واضح‌تر شد که طرف غربی دست از دشمنی و عقده گشایی بر نمی‌دارند و حتی ایتالیائی‌ها که در بین اروپاییان، برابر تحقیق علمی، ترسوترین ملت شناخته شده‌اند، حاضر نیستند، از میهمان خود که برای پی‌ریزی دوستی و وفاق گام پیش نهاده است، بدون کینه و غرض پذیرایی کنند!

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/پ

,

یکی از نویسندگان کتاب "کارنامه زرین اسلام" که خود از اساتید دانشگاه کمبریج بوده، مدعی است، بعد از پایان جنگ‌های صلیبی مسلمانان آسوده خیال به وطن بازگشتند ولی غربی‌ها این دشمنی را فراموش نکرده و در خفا ادامه دادند و معلوم نیست تا کجا این جنگ را ادامه دهند.

جرج بوش پسر به تصور اینکه هنگامه آشکارسازی این نبرد فرا رسیده، لشگرکشی به افغانستان و عراق را جنگ‌های صلیبی نامید ولیکن سیاست سازان پشت پرده، دهانش را گرفتند و رسانه‌های غربی سعی در لاپوشانی آن گاف داشتند!

بسیاری از اهل تحقیق از جمله سید جمال‌الدین اسدآبادی استعمار را در ادامه جنگ‌های صلیبی می‌بینند؛ آن‌ها بر این باورند که غرب دشمنی دیرینه خود را با استفاده از استعمار و ابزارهایی مانند مسیون‌های مذهبی و فراماسونری پیگیری می‌کند.

عبدالهادی حائری در کتاب" نخستین رویارویی ایرانیان با دو رویه تمدن بورژوازی غرب" معتقد است، هیچ‌گاه رویه استعماری غربی از رویه کارشناسی این تمدن جداشدنی نبوده است و در پی کشف این حقیقت است تا معلوم کند، چقدر جامعه تحصیل کرده و نخبه ایرانی متوجه چهره استعماری تمدن غربی است.

در جدال شرق و غرب این‌گونه نبوده که فقط غربی‌ها پیروز میدان باشند بلکه جنگاوران پارتی و ساسانی و اسلامی بارها و بارها آن‌ها را شکست داده اند؛ کراسوس قیصر روم توسط فرمانده سوارانی از طایفه سورن به اسارت در آمده است.
در تاریخ ایران کمبریج تحقیقی که احسان یار شاطر کرده مدعی است، این رئیس قبیله سورن همان رستم اساطیری است.

در زمان خسروپرویز فرمانده ارتش ایران بنام "شهروراز" رومی‌ها را شکست داد و مصر را متصرف گردید و مرز ایران را از غرب به دوران هخامنشی رسانید.

نبردهای صلاح الدین ایوبی، خاندان اخشیدها در سوریه و مصر(شامات) با غربی‌ها معروف است و صلاح‌الدین، کرد بارزیکانی و ایرانی الاصل بود و اخشیدها نیز از شاهان محلی شرق ایران بودند که در شامات به حکومت رسیده بودند.

آیا نمی‌شود پیشنه تمدنی را بسترساز اقدامات سیاسی اجتماعی کنیم و جنبه‌های مثبت نیاکانمان را بدور از نژادپرستی و ملی‌گرایی مخرب برجسته کنیم؟!

وقتی روم شرقی توسط سلطان محمد فاتح در 1453 سقوط کرد بازمانده تمدن روم شرقی به غرب اروپا و منطقه تحت سلطه زبان لاتین رفتند که ایتالیای فعلی و فرانسه بخشی از ان است و همین مسئله باعث شد تا نهضت رنسانس در این بخش‌ها با سرعت بیشتری نزج بگیرد و بر همین مبنا ایتالیا خود را منشا فرهنگ و تمدن غربی می‌داند.

بر این مسئله اضافه کنید مسیحیت کاتولیک را که رأس آن در واتیکان است که در درون ایتالیا و بخشی از سرزمین روم غربی واقع شده است؛ آن‌ها با این حرکت به اروپا و امریکا نیز پیام می‌دهند که آنچه که پیروز اصلی میدان می‌تواند باشد، فرهنگ و تمدن غربی است که خاستگاه این تمدن ما هستیم.

در عرف دیپلماسی شرایط به گونه ایست که به کوچکترین موضوع توجه می‌کنند و از کارکشتگان عرصه ی سیاست، سهو و خطا پذیرفته نیست.

هنگامی که نشست‌های 5+1در هتل کبورگ برگزار می‌شد، کارشناسان مطرح کردند اینجا محلی بوده که غربی‌ها پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول با ترک‌ها که آن زمان نماد حکومت اسلامی بودند، نشست گذاشته بودند و غرب با برگزاری مذاکرات در این مکان قصد انتقال پیام به مخاطبان خود را دارد تا بدینوسیله برای مخاطب خود این موضوع را تداعی کند که یک پیروزی دیگر برای غرب و یک شکست دیگر برای جهان اسلام در راه است.

اکنون نیز با برگزاری نشست آقای روحانی با تیم ایتالیایی در زیر پای مجسمه ی سردار فاتح رومی نمی‌توان و نباید از آن بسادگی گذشت؛ شاید دولتمردان ما این سهو دیپلماتیک را نادیده بگیرند و حتما روزنامه‌های طرفدار دولت نیز از کنار آن به سادگی عبور خواهند کرد.

اما برای مردم ما این مسئله واضح‌تر شد که طرف غربی دست از دشمنی و عقده گشایی بر نمی‌دارند و حتی ایتالیائی‌ها که در بین اروپاییان، برابر تحقیق علمی، ترسوترین ملت شناخته شده‌اند، حاضر نیستند، از میهمان خود که برای پی‌ریزی دوستی و وفاق گام پیش نهاده است، بدون کینه و غرض پذیرایی کنند!

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/پ

,

یکی از نویسندگان کتاب "کارنامه زرین اسلام" که خود از اساتید دانشگاه کمبریج بوده، مدعی است، بعد از پایان جنگ‌های صلیبی مسلمانان آسوده خیال به وطن بازگشتند ولی غربی‌ها این دشمنی را فراموش نکرده و در خفا ادامه دادند و معلوم نیست تا کجا این جنگ را ادامه دهند.

,

جرج بوش پسر به تصور اینکه هنگامه آشکارسازی این نبرد فرا رسیده، لشگرکشی به افغانستان و عراق را جنگ‌های صلیبی نامید ولیکن سیاست سازان پشت پرده، دهانش را گرفتند و رسانه‌های غربی سعی در لاپوشانی آن گاف داشتند!

,

بسیاری از اهل تحقیق از جمله سید جمال‌الدین اسدآبادی استعمار را در ادامه جنگ‌های صلیبی می‌بینند؛ آن‌ها بر این باورند که غرب دشمنی دیرینه خود را با استفاده از استعمار و ابزارهایی مانند مسیون‌های مذهبی و فراماسونری پیگیری می‌کند.

,

عبدالهادی حائری در کتاب" نخستین رویارویی ایرانیان با دو رویه تمدن بورژوازی غرب" معتقد است، هیچ‌گاه رویه استعماری غربی از رویه کارشناسی این تمدن جداشدنی نبوده است و در پی کشف این حقیقت است تا معلوم کند، چقدر جامعه تحصیل کرده و نخبه ایرانی متوجه چهره استعماری تمدن غربی است.

,

در جدال شرق و غرب این‌گونه نبوده که فقط غربی‌ها پیروز میدان باشند بلکه جنگاوران پارتی و ساسانی و اسلامی بارها و بارها آن‌ها را شکست داده اند؛ کراسوس قیصر روم توسط فرمانده سوارانی از طایفه سورن به اسارت در آمده است.
در تاریخ ایران کمبریج تحقیقی که احسان یار شاطر کرده مدعی است، این رئیس قبیله سورن همان رستم اساطیری است.

,
,

در زمان خسروپرویز فرمانده ارتش ایران بنام "شهروراز" رومی‌ها را شکست داد و مصر را متصرف گردید و مرز ایران را از غرب به دوران هخامنشی رسانید.

,

نبردهای صلاح الدین ایوبی، خاندان اخشیدها در سوریه و مصر(شامات) با غربی‌ها معروف است و صلاح‌الدین، کرد بارزیکانی و ایرانی الاصل بود و اخشیدها نیز از شاهان محلی شرق ایران بودند که در شامات به حکومت رسیده بودند.

,

آیا نمی‌شود پیشنه تمدنی را بسترساز اقدامات سیاسی اجتماعی کنیم و جنبه‌های مثبت نیاکانمان را بدور از نژادپرستی و ملی‌گرایی مخرب برجسته کنیم؟!

,

وقتی روم شرقی توسط سلطان محمد فاتح در 1453 سقوط کرد بازمانده تمدن روم شرقی به غرب اروپا و منطقه تحت سلطه زبان لاتین رفتند که ایتالیای فعلی و فرانسه بخشی از ان است و همین مسئله باعث شد تا نهضت رنسانس در این بخش‌ها با سرعت بیشتری نزج بگیرد و بر همین مبنا ایتالیا خود را منشا فرهنگ و تمدن غربی می‌داند.

,

بر این مسئله اضافه کنید مسیحیت کاتولیک را که رأس آن در واتیکان است که در درون ایتالیا و بخشی از سرزمین روم غربی واقع شده است؛ آن‌ها با این حرکت به اروپا و امریکا نیز پیام می‌دهند که آنچه که پیروز اصلی میدان می‌تواند باشد، فرهنگ و تمدن غربی است که خاستگاه این تمدن ما هستیم.

,

در عرف دیپلماسی شرایط به گونه ایست که به کوچکترین موضوع توجه می‌کنند و از کارکشتگان عرصه ی سیاست، سهو و خطا پذیرفته نیست.

,

هنگامی که نشست‌های 5+1در هتل کبورگ برگزار می‌شد، کارشناسان مطرح کردند اینجا محلی بوده که غربی‌ها پس از شکست عثمانی در جنگ جهانی اول با ترک‌ها که آن زمان نماد حکومت اسلامی بودند، نشست گذاشته بودند و غرب با برگزاری مذاکرات در این مکان قصد انتقال پیام به مخاطبان خود را دارد تا بدینوسیله برای مخاطب خود این موضوع را تداعی کند که یک پیروزی دیگر برای غرب و یک شکست دیگر برای جهان اسلام در راه است.

,

اکنون نیز با برگزاری نشست آقای روحانی با تیم ایتالیایی در زیر پای مجسمه ی سردار فاتح رومی نمی‌توان و نباید از آن بسادگی گذشت؛ شاید دولتمردان ما این سهو دیپلماتیک را نادیده بگیرند و حتما روزنامه‌های طرفدار دولت نیز از کنار آن به سادگی عبور خواهند کرد.

,

اما برای مردم ما این مسئله واضح‌تر شد که طرف غربی دست از دشمنی و عقده گشایی بر نمی‌دارند و حتی ایتالیائی‌ها که در بین اروپاییان، برابر تحقیق علمی، ترسوترین ملت شناخته شده‌اند، حاضر نیستند، از میهمان خود که برای پی‌ریزی دوستی و وفاق گام پیش نهاده است، بدون کینه و غرض پذیرایی کنند!

,

یادداشتی از هوشنگ نادری

,

انتهای پیام/پ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه