logo
دوشنبه 27 مهر 1405 | دوشنبه 19 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  2. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  3. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  4. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  5. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  6. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  7. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  8. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  9. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  10. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  11. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  12. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  13. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد
  14. عاقبت سرپیچی کشتی‌ها از مقررات ایرانی تنگه هرمز سوختن است
  15. از خروش مجید مجیدی علیه جنایات غرب تا غفلت لاله مرزبان در ونیز
  16. به نام سوارکاری، به کام اسپانسرها و اینفلوئنسرها!/ وقتی یک مسابقه ورزشی جولانگاه بلاگرها شد
  17. شکاف عمیق در گیشه سینما؛ جولان کمدی‌های میلیاردی
  18. سکوت مجامع بین الملل در برابر سرکوب‌ حجاب در باکو نشانه استاندارهای دوگانه غرب است/ پایه های حکومت "علی اف" به زودی خواهد شکست
  19. اعتراف "اوباما" به خباثت مذاکراتی آمریکا/ غربگراها همچنان در پی سیاست تسلیم!
  20. انتخابات زیر سایه جنگ؛ قمار نظامی ترامپ و نتانیاهو چه هزینه‌ای دارد؟

از پلاسکو تا پاستور..../از قول های نجومی تا حرف های رؤیا مآبانه

از پلاسکو تا پاستور..../از قول های نجومی تا حرف های رؤیا مآبانه
صبح گاه سی دی ماه و آنگاه که اولین ماه زمستان آماده رفتن می شد ناگاه یک حادثه در مرکز تهران به یک فاجعه سپس به یک تراژدی تبدیل شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از پایگاه خبری چهارفصل، سید محسن اسدی در یادداشتی نوشت: ساختمانی که روزگاری بلندترین ساختمان ایران قلمداد می شد به یک باره کرنش کرد و خود را تسلیم آتشی دید که به جانش رخنه کرده بود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, چهارفصل,

خبرها خیلی سریعتر از فاجعه زلزله بم به سراسر ایران مخابره می شود. دلهره ، تپش قلب ، یأس و امید ...

ناگهان ساختمان ۴۳ ساله پلاسکو مرکز ثقل قلب های ایرانیان می شود. دنیا نیز خبر این فاجعه را دریافت میکند.

یک ساختمان که هزاران نفر را همزمان در خود جا می دهد با تلاش قهرمانان بی ادعای ملی - آتش نشانان فداکار- تخلیه می شود.

اسطوره های استقامت و شجاعت خود به دل آتش می زنند که نکند لحظه ای دیرتر آتش خاموش شود و نکند جسم هم وطنی به گرمای سوزنده آتش اذیت شود.

آتش ، آب ، آتش نشان ، صدا ، هیجان ، وحشت ، سکوت و سکوت و خاموشی چشمان عزیرانمان...

ساختمان پلاسکو دیگر لباسی به تن ندارد و دیگر پلاسکو تن هیچ ایرانی را نمی پوشاند.

آنگاه که همه ایران مبهوت حادثه فاجعه بار پلاسکو بود ، سیاسیون بی اخلاق ، تنگ نظر و فرصت طلب به جان یک دیگر افتادند.

منظورم همانهایی هستند  که در ظاهر به یاد آتش نشانان فداکار و کسبه مغموم و زیان دیده پلاسکو بودند اما !!!اما از پلاسکو ، پاستور را در نظر داشتند.

لحظات اولیه که خبرگزاری ها و شبکه های مجازی ملت را به خاطر حضورشان در صحنه به سخره گرفتند ، آن چیزی که قلبمان را به درد می آورد حضور معنادار و ظاهر ساز برخی چهره های سیاسی بود.

پلاسکو تبدیل به مقتولی شده بود که هرکس قتلش را به گردن دیگری می انداخت.

نگارنده بر این باور است هرچند ،  تمام مسئولینی که بر پیکر بی جان و سرشکسته پلاسکو حاضر شده اند وظیفه داشته اند و مطابق وکالتی که مردم مستقیم و غیر مستقیم به آنان دادند باید خدمتگزار مردم باشند اما نوع حرف ها و نقل قول ها و حرکاتشان نشان می داد باز هم بازی سیاست را به زمینی دیگر و این بار  پلاسکو کشانده اند.

آن جایی که در مصاحبه و حضور از همدیگر سبقت می گرفتند تا مبادا لحظه ای از چشم مردم دور بمانند.

آنان به این حساب که نیمه اول سال ۹۶ از مزرعه پلاسکو ، محصولی درو کنند بسیاری از اخلاقیات را زیر پا گذاشته و یک سره و بدون فوت زمان به جلو می شتافتند.

از قول های نجومی تا حرف های رؤیا مآبانه

اعتقاد بنده بر این است که کاندیداها و جناح های مختلف حاضر در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده این صحنه را به بهترین صحنه زورآزمایی برای خود انتخاب کردند و شاید آینده جناحشان را به آتش نشانانی که زیر آواری از سنگ و آهمن و آتش جان دادند مهمتر دیدند.

ای کاش وقتی فاجعه ای رخ میدهد به جای مدیریت سیاسی ذهن ها به مدیریت بحران بپردازیم تا شاید مرهمی بر زخم های رنج دیدگان باشیم نه نمکی بر زخمشان.

پلاسکو که رفت و دیگر نیست اما یادمان باشد پاستور را به قیمت بی اعتنایی به جان آتش نشانان و ضرر های میلیاردی کسبه و کارگران نخریم که سخت در اشتباهیم.

به زودی خواهید دید بازی کی بود کی بود من نبودم در ریشه یابی پلاسکو و فاجعه غم بارش نشان داده می شود.

توصیه بنده به همه خدمتگزاران واقعی این ملت این است که به جای مقصر جلوه دادن یکدیگر به بررسی علل و ریشه یابی آن بپردازند تا دیگر شاهد چنین صحنه های سراسر ماتم و غم نباشیم.

 

انتهای پیام/

,

خبرها خیلی سریعتر از فاجعه زلزله بم به سراسر ایران مخابره می شود. دلهره ، تپش قلب ، یأس و امید ...

ناگهان ساختمان ۴۳ ساله پلاسکو مرکز ثقل قلب های ایرانیان می شود. دنیا نیز خبر این فاجعه را دریافت میکند.

یک ساختمان که هزاران نفر را همزمان در خود جا می دهد با تلاش قهرمانان بی ادعای ملی - آتش نشانان فداکار- تخلیه می شود.

اسطوره های استقامت و شجاعت خود به دل آتش می زنند که نکند لحظه ای دیرتر آتش خاموش شود و نکند جسم هم وطنی به گرمای سوزنده آتش اذیت شود.

آتش ، آب ، آتش نشان ، صدا ، هیجان ، وحشت ، سکوت و سکوت و خاموشی چشمان عزیرانمان...

ساختمان پلاسکو دیگر لباسی به تن ندارد و دیگر پلاسکو تن هیچ ایرانی را نمی پوشاند.

آنگاه که همه ایران مبهوت حادثه فاجعه بار پلاسکو بود ، سیاسیون بی اخلاق ، تنگ نظر و فرصت طلب به جان یک دیگر افتادند.

منظورم همانهایی هستند  که در ظاهر به یاد آتش نشانان فداکار و کسبه مغموم و زیان دیده پلاسکو بودند اما !!!اما از پلاسکو ، پاستور را در نظر داشتند.

لحظات اولیه که خبرگزاری ها و شبکه های مجازی ملت را به خاطر حضورشان در صحنه به سخره گرفتند ، آن چیزی که قلبمان را به درد می آورد حضور معنادار و ظاهر ساز برخی چهره های سیاسی بود.

پلاسکو تبدیل به مقتولی شده بود که هرکس قتلش را به گردن دیگری می انداخت.

نگارنده بر این باور است هرچند ،  تمام مسئولینی که بر پیکر بی جان و سرشکسته پلاسکو حاضر شده اند وظیفه داشته اند و مطابق وکالتی که مردم مستقیم و غیر مستقیم به آنان دادند باید خدمتگزار مردم باشند اما نوع حرف ها و نقل قول ها و حرکاتشان نشان می داد باز هم بازی سیاست را به زمینی دیگر و این بار  پلاسکو کشانده اند.

آن جایی که در مصاحبه و حضور از همدیگر سبقت می گرفتند تا مبادا لحظه ای از چشم مردم دور بمانند.

آنان به این حساب که نیمه اول سال ۹۶ از مزرعه پلاسکو ، محصولی درو کنند بسیاری از اخلاقیات را زیر پا گذاشته و یک سره و بدون فوت زمان به جلو می شتافتند.

از قول های نجومی تا حرف های رؤیا مآبانه

اعتقاد بنده بر این است که کاندیداها و جناح های مختلف حاضر در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده این صحنه را به بهترین صحنه زورآزمایی برای خود انتخاب کردند و شاید آینده جناحشان را به آتش نشانانی که زیر آواری از سنگ و آهمن و آتش جان دادند مهمتر دیدند.

ای کاش وقتی فاجعه ای رخ میدهد به جای مدیریت سیاسی ذهن ها به مدیریت بحران بپردازیم تا شاید مرهمی بر زخم های رنج دیدگان باشیم نه نمکی بر زخمشان.

پلاسکو که رفت و دیگر نیست اما یادمان باشد پاستور را به قیمت بی اعتنایی به جان آتش نشانان و ضرر های میلیاردی کسبه و کارگران نخریم که سخت در اشتباهیم.

به زودی خواهید دید بازی کی بود کی بود من نبودم در ریشه یابی پلاسکو و فاجعه غم بارش نشان داده می شود.

توصیه بنده به همه خدمتگزاران واقعی این ملت این است که به جای مقصر جلوه دادن یکدیگر به بررسی علل و ریشه یابی آن بپردازند تا دیگر شاهد چنین صحنه های سراسر ماتم و غم نباشیم.

 

انتهای پیام/

,

خبرها خیلی سریعتر از فاجعه زلزله بم به سراسر ایران مخابره می شود. دلهره ، تپش قلب ، یأس و امید ...

ناگهان ساختمان ۴۳ ساله پلاسکو مرکز ثقل قلب های ایرانیان می شود. دنیا نیز خبر این فاجعه را دریافت میکند.

یک ساختمان که هزاران نفر را همزمان در خود جا می دهد با تلاش قهرمانان بی ادعای ملی - آتش نشانان فداکار- تخلیه می شود.

اسطوره های استقامت و شجاعت خود به دل آتش می زنند که نکند لحظه ای دیرتر آتش خاموش شود و نکند جسم هم وطنی به گرمای سوزنده آتش اذیت شود.

آتش ، آب ، آتش نشان ، صدا ، هیجان ، وحشت ، سکوت و سکوت و خاموشی چشمان عزیرانمان...

ساختمان پلاسکو دیگر لباسی به تن ندارد و دیگر پلاسکو تن هیچ ایرانی را نمی پوشاند.

آنگاه که همه ایران مبهوت حادثه فاجعه بار پلاسکو بود ، سیاسیون بی اخلاق ، تنگ نظر و فرصت طلب به جان یک دیگر افتادند.

منظورم همانهایی هستند  که در ظاهر به یاد آتش نشانان فداکار و کسبه مغموم و زیان دیده پلاسکو بودند اما !!!اما از پلاسکو ، پاستور را در نظر داشتند.

لحظات اولیه که خبرگزاری ها و شبکه های مجازی ملت را به خاطر حضورشان در صحنه به سخره گرفتند ، آن چیزی که قلبمان را به درد می آورد حضور معنادار و ظاهر ساز برخی چهره های سیاسی بود.

پلاسکو تبدیل به مقتولی شده بود که هرکس قتلش را به گردن دیگری می انداخت.

نگارنده بر این باور است هرچند ،  تمام مسئولینی که بر پیکر بی جان و سرشکسته پلاسکو حاضر شده اند وظیفه داشته اند و مطابق وکالتی که مردم مستقیم و غیر مستقیم به آنان دادند باید خدمتگزار مردم باشند اما نوع حرف ها و نقل قول ها و حرکاتشان نشان می داد باز هم بازی سیاست را به زمینی دیگر و این بار  پلاسکو کشانده اند.

آن جایی که در مصاحبه و حضور از همدیگر سبقت می گرفتند تا مبادا لحظه ای از چشم مردم دور بمانند.

آنان به این حساب که نیمه اول سال ۹۶ از مزرعه پلاسکو ، محصولی درو کنند بسیاری از اخلاقیات را زیر پا گذاشته و یک سره و بدون فوت زمان به جلو می شتافتند.

از قول های نجومی تا حرف های رؤیا مآبانه

اعتقاد بنده بر این است که کاندیداها و جناح های مختلف حاضر در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده این صحنه را به بهترین صحنه زورآزمایی برای خود انتخاب کردند و شاید آینده جناحشان را به آتش نشانانی که زیر آواری از سنگ و آهمن و آتش جان دادند مهمتر دیدند.

ای کاش وقتی فاجعه ای رخ میدهد به جای مدیریت سیاسی ذهن ها به مدیریت بحران بپردازیم تا شاید مرهمی بر زخم های رنج دیدگان باشیم نه نمکی بر زخمشان.

پلاسکو که رفت و دیگر نیست اما یادمان باشد پاستور را به قیمت بی اعتنایی به جان آتش نشانان و ضرر های میلیاردی کسبه و کارگران نخریم که سخت در اشتباهیم.

به زودی خواهید دید بازی کی بود کی بود من نبودم در ریشه یابی پلاسکو و فاجعه غم بارش نشان داده می شود.

توصیه بنده به همه خدمتگزاران واقعی این ملت این است که به جای مقصر جلوه دادن یکدیگر به بررسی علل و ریشه یابی آن بپردازند تا دیگر شاهد چنین صحنه های سراسر ماتم و غم نباشیم.

 

انتهای پیام/

,

خبرها خیلی سریعتر از فاجعه زلزله بم به سراسر ایران مخابره می شود. دلهره ، تپش قلب ، یأس و امید ...

ناگهان ساختمان ۴۳ ساله پلاسکو مرکز ثقل قلب های ایرانیان می شود. دنیا نیز خبر این فاجعه را دریافت میکند.

یک ساختمان که هزاران نفر را همزمان در خود جا می دهد با تلاش قهرمانان بی ادعای ملی - آتش نشانان فداکار- تخلیه می شود.

اسطوره های استقامت و شجاعت خود به دل آتش می زنند که نکند لحظه ای دیرتر آتش خاموش شود و نکند جسم هم وطنی به گرمای سوزنده آتش اذیت شود.

آتش ، آب ، آتش نشان ، صدا ، هیجان ، وحشت ، سکوت و سکوت و خاموشی چشمان عزیرانمان...

ساختمان پلاسکو دیگر لباسی به تن ندارد و دیگر پلاسکو تن هیچ ایرانی را نمی پوشاند.

آنگاه که همه ایران مبهوت حادثه فاجعه بار پلاسکو بود ، سیاسیون بی اخلاق ، تنگ نظر و فرصت طلب به جان یک دیگر افتادند.

منظورم همانهایی هستند  که در ظاهر به یاد آتش نشانان فداکار و کسبه مغموم و زیان دیده پلاسکو بودند اما !!!اما از پلاسکو ، پاستور را در نظر داشتند.

لحظات اولیه که خبرگزاری ها و شبکه های مجازی ملت را به خاطر حضورشان در صحنه به سخره گرفتند ، آن چیزی که قلبمان را به درد می آورد حضور معنادار و ظاهر ساز برخی چهره های سیاسی بود.

پلاسکو تبدیل به مقتولی شده بود که هرکس قتلش را به گردن دیگری می انداخت.

نگارنده بر این باور است هرچند ،  تمام مسئولینی که بر پیکر بی جان و سرشکسته پلاسکو حاضر شده اند وظیفه داشته اند و مطابق وکالتی که مردم مستقیم و غیر مستقیم به آنان دادند باید خدمتگزار مردم باشند اما نوع حرف ها و نقل قول ها و حرکاتشان نشان می داد باز هم بازی سیاست را به زمینی دیگر و این بار  پلاسکو کشانده اند.

آن جایی که در مصاحبه و حضور از همدیگر سبقت می گرفتند تا مبادا لحظه ای از چشم مردم دور بمانند.

آنان به این حساب که نیمه اول سال ۹۶ از مزرعه پلاسکو ، محصولی درو کنند بسیاری از اخلاقیات را زیر پا گذاشته و یک سره و بدون فوت زمان به جلو می شتافتند.

از قول های نجومی تا حرف های رؤیا مآبانه

اعتقاد بنده بر این است که کاندیداها و جناح های مختلف حاضر در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده این صحنه را به بهترین صحنه زورآزمایی برای خود انتخاب کردند و شاید آینده جناحشان را به آتش نشانانی که زیر آواری از سنگ و آهمن و آتش جان دادند مهمتر دیدند.

ای کاش وقتی فاجعه ای رخ میدهد به جای مدیریت سیاسی ذهن ها به مدیریت بحران بپردازیم تا شاید مرهمی بر زخم های رنج دیدگان باشیم نه نمکی بر زخمشان.

پلاسکو که رفت و دیگر نیست اما یادمان باشد پاستور را به قیمت بی اعتنایی به جان آتش نشانان و ضرر های میلیاردی کسبه و کارگران نخریم که سخت در اشتباهیم.

به زودی خواهید دید بازی کی بود کی بود من نبودم در ریشه یابی پلاسکو و فاجعه غم بارش نشان داده می شود.

توصیه بنده به همه خدمتگزاران واقعی این ملت این است که به جای مقصر جلوه دادن یکدیگر به بررسی علل و ریشه یابی آن بپردازند تا دیگر شاهد چنین صحنه های سراسر ماتم و غم نباشیم.

 

انتهای پیام/

,

خبرها خیلی سریعتر از فاجعه زلزله بم به سراسر ایران مخابره می شود. دلهره ، تپش قلب ، یأس و امید ...

ناگهان ساختمان ۴۳ ساله پلاسکو مرکز ثقل قلب های ایرانیان می شود. دنیا نیز خبر این فاجعه را دریافت میکند.

یک ساختمان که هزاران نفر را همزمان در خود جا می دهد با تلاش قهرمانان بی ادعای ملی - آتش نشانان فداکار- تخلیه می شود.

اسطوره های استقامت و شجاعت خود به دل آتش می زنند که نکند لحظه ای دیرتر آتش خاموش شود و نکند جسم هم وطنی به گرمای سوزنده آتش اذیت شود.

آتش ، آب ، آتش نشان ، صدا ، هیجان ، وحشت ، سکوت و سکوت و خاموشی چشمان عزیرانمان...

ساختمان پلاسکو دیگر لباسی به تن ندارد و دیگر پلاسکو تن هیچ ایرانی را نمی پوشاند.

آنگاه که همه ایران مبهوت حادثه فاجعه بار پلاسکو بود ، سیاسیون بی اخلاق ، تنگ نظر و فرصت طلب به جان یک دیگر افتادند.

منظورم همانهایی هستند  که در ظاهر به یاد آتش نشانان فداکار و کسبه مغموم و زیان دیده پلاسکو بودند اما !!!اما از پلاسکو ، پاستور را در نظر داشتند.

لحظات اولیه که خبرگزاری ها و شبکه های مجازی ملت را به خاطر حضورشان در صحنه به سخره گرفتند ، آن چیزی که قلبمان را به درد می آورد حضور معنادار و ظاهر ساز برخی چهره های سیاسی بود.

پلاسکو تبدیل به مقتولی شده بود که هرکس قتلش را به گردن دیگری می انداخت.

نگارنده بر این باور است هرچند ،  تمام مسئولینی که بر پیکر بی جان و سرشکسته پلاسکو حاضر شده اند وظیفه داشته اند و مطابق وکالتی که مردم مستقیم و غیر مستقیم به آنان دادند باید خدمتگزار مردم باشند اما نوع حرف ها و نقل قول ها و حرکاتشان نشان می داد باز هم بازی سیاست را به زمینی دیگر و این بار  پلاسکو کشانده اند.

آن جایی که در مصاحبه و حضور از همدیگر سبقت می گرفتند تا مبادا لحظه ای از چشم مردم دور بمانند.

آنان به این حساب که نیمه اول سال ۹۶ از مزرعه پلاسکو ، محصولی درو کنند بسیاری از اخلاقیات را زیر پا گذاشته و یک سره و بدون فوت زمان به جلو می شتافتند.

از قول های نجومی تا حرف های رؤیا مآبانه

اعتقاد بنده بر این است که کاندیداها و جناح های مختلف حاضر در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده این صحنه را به بهترین صحنه زورآزمایی برای خود انتخاب کردند و شاید آینده جناحشان را به آتش نشانانی که زیر آواری از سنگ و آهمن و آتش جان دادند مهمتر دیدند.

ای کاش وقتی فاجعه ای رخ میدهد به جای مدیریت سیاسی ذهن ها به مدیریت بحران بپردازیم تا شاید مرهمی بر زخم های رنج دیدگان باشیم نه نمکی بر زخمشان.

پلاسکو که رفت و دیگر نیست اما یادمان باشد پاستور را به قیمت بی اعتنایی به جان آتش نشانان و ضرر های میلیاردی کسبه و کارگران نخریم که سخت در اشتباهیم.

به زودی خواهید دید بازی کی بود کی بود من نبودم در ریشه یابی پلاسکو و فاجعه غم بارش نشان داده می شود.

توصیه بنده به همه خدمتگزاران واقعی این ملت این است که به جای مقصر جلوه دادن یکدیگر به بررسی علل و ریشه یابی آن بپردازند تا دیگر شاهد چنین صحنه های سراسر ماتم و غم نباشیم.

 

انتهای پیام/

,

خبرها خیلی سریعتر از فاجعه زلزله بم به سراسر ایران مخابره می شود. دلهره ، تپش قلب ، یأس و امید ...

ناگهان ساختمان ۴۳ ساله پلاسکو مرکز ثقل قلب های ایرانیان می شود. دنیا نیز خبر این فاجعه را دریافت میکند.

یک ساختمان که هزاران نفر را همزمان در خود جا می دهد با تلاش قهرمانان بی ادعای ملی - آتش نشانان فداکار- تخلیه می شود.

اسطوره های استقامت و شجاعت خود به دل آتش می زنند که نکند لحظه ای دیرتر آتش خاموش شود و نکند جسم هم وطنی به گرمای سوزنده آتش اذیت شود.

آتش ، آب ، آتش نشان ، صدا ، هیجان ، وحشت ، سکوت و سکوت و خاموشی چشمان عزیرانمان...

ساختمان پلاسکو دیگر لباسی به تن ندارد و دیگر پلاسکو تن هیچ ایرانی را نمی پوشاند.

آنگاه که همه ایران مبهوت حادثه فاجعه بار پلاسکو بود ، سیاسیون بی اخلاق ، تنگ نظر و فرصت طلب به جان یک دیگر افتادند.

منظورم همانهایی هستند  که در ظاهر به یاد آتش نشانان فداکار و کسبه مغموم و زیان دیده پلاسکو بودند اما !!!اما از پلاسکو ، پاستور را در نظر داشتند.

لحظات اولیه که خبرگزاری ها و شبکه های مجازی ملت را به خاطر حضورشان در صحنه به سخره گرفتند ، آن چیزی که قلبمان را به درد می آورد حضور معنادار و ظاهر ساز برخی چهره های سیاسی بود.

پلاسکو تبدیل به مقتولی شده بود که هرکس قتلش را به گردن دیگری می انداخت.

نگارنده بر این باور است هرچند ،  تمام مسئولینی که بر پیکر بی جان و سرشکسته پلاسکو حاضر شده اند وظیفه داشته اند و مطابق وکالتی که مردم مستقیم و غیر مستقیم به آنان دادند باید خدمتگزار مردم باشند اما نوع حرف ها و نقل قول ها و حرکاتشان نشان می داد باز هم بازی سیاست را به زمینی دیگر و این بار  پلاسکو کشانده اند.

آن جایی که در مصاحبه و حضور از همدیگر سبقت می گرفتند تا مبادا لحظه ای از چشم مردم دور بمانند.

آنان به این حساب که نیمه اول سال ۹۶ از مزرعه پلاسکو ، محصولی درو کنند بسیاری از اخلاقیات را زیر پا گذاشته و یک سره و بدون فوت زمان به جلو می شتافتند.

از قول های نجومی تا حرف های رؤیا مآبانه

اعتقاد بنده بر این است که کاندیداها و جناح های مختلف حاضر در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده این صحنه را به بهترین صحنه زورآزمایی برای خود انتخاب کردند و شاید آینده جناحشان را به آتش نشانانی که زیر آواری از سنگ و آهمن و آتش جان دادند مهمتر دیدند.

ای کاش وقتی فاجعه ای رخ میدهد به جای مدیریت سیاسی ذهن ها به مدیریت بحران بپردازیم تا شاید مرهمی بر زخم های رنج دیدگان باشیم نه نمکی بر زخمشان.

پلاسکو که رفت و دیگر نیست اما یادمان باشد پاستور را به قیمت بی اعتنایی به جان آتش نشانان و ضرر های میلیاردی کسبه و کارگران نخریم که سخت در اشتباهیم.

به زودی خواهید دید بازی کی بود کی بود من نبودم در ریشه یابی پلاسکو و فاجعه غم بارش نشان داده می شود.

توصیه بنده به همه خدمتگزاران واقعی این ملت این است که به جای مقصر جلوه دادن یکدیگر به بررسی علل و ریشه یابی آن بپردازند تا دیگر شاهد چنین صحنه های سراسر ماتم و غم نباشیم.

 

انتهای پیام/

,

خبرها خیلی سریعتر از فاجعه زلزله بم به سراسر ایران مخابره می شود. دلهره ، تپش قلب ، یأس و امید ...

,

ناگهان ساختمان ۴۳ ساله پلاسکو مرکز ثقل قلب های ایرانیان می شود. دنیا نیز خبر این فاجعه را دریافت میکند.

,

یک ساختمان که هزاران نفر را همزمان در خود جا می دهد با تلاش قهرمانان بی ادعای ملی - آتش نشانان فداکار- تخلیه می شود.

,

اسطوره های استقامت و شجاعت خود به دل آتش می زنند که نکند لحظه ای دیرتر آتش خاموش شود و نکند جسم هم وطنی به گرمای سوزنده آتش اذیت شود.

,

آتش ، آب ، آتش نشان ، صدا ، هیجان ، وحشت ، سکوت و سکوت و خاموشی چشمان عزیرانمان...

,

ساختمان پلاسکو دیگر لباسی به تن ندارد و دیگر پلاسکو تن هیچ ایرانی را نمی پوشاند.

,

آنگاه که همه ایران مبهوت حادثه فاجعه بار پلاسکو بود ، سیاسیون بی اخلاق ، تنگ نظر و فرصت طلب به جان یک دیگر افتادند.

,

منظورم همانهایی هستند  که در ظاهر به یاد آتش نشانان فداکار و کسبه مغموم و زیان دیده پلاسکو بودند اما !!!اما از پلاسکو ، پاستور را در نظر داشتند.

,

لحظات اولیه که خبرگزاری ها و شبکه های مجازی ملت را به خاطر حضورشان در صحنه به سخره گرفتند ، آن چیزی که قلبمان را به درد می آورد حضور معنادار و ظاهر ساز برخی چهره های سیاسی بود.

,

پلاسکو تبدیل به مقتولی شده بود که هرکس قتلش را به گردن دیگری می انداخت.

,

نگارنده بر این باور است هرچند ،  تمام مسئولینی که بر پیکر بی جان و سرشکسته پلاسکو حاضر شده اند وظیفه داشته اند و مطابق وکالتی که مردم مستقیم و غیر مستقیم به آنان دادند باید خدمتگزار مردم باشند اما نوع حرف ها و نقل قول ها و حرکاتشان نشان می داد باز هم بازی سیاست را به زمینی دیگر و این بار  پلاسکو کشانده اند.

,

آن جایی که در مصاحبه و حضور از همدیگر سبقت می گرفتند تا مبادا لحظه ای از چشم مردم دور بمانند.

,

آنان به این حساب که نیمه اول سال ۹۶ از مزرعه پلاسکو ، محصولی درو کنند بسیاری از اخلاقیات را زیر پا گذاشته و یک سره و بدون فوت زمان به جلو می شتافتند.

,

از قول های نجومی تا حرف های رؤیا مآبانه

,

اعتقاد بنده بر این است که کاندیداها و جناح های مختلف حاضر در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده این صحنه را به بهترین صحنه زورآزمایی برای خود انتخاب کردند و شاید آینده جناحشان را به آتش نشانانی که زیر آواری از سنگ و آهمن و آتش جان دادند مهمتر دیدند.

,

ای کاش وقتی فاجعه ای رخ میدهد به جای مدیریت سیاسی ذهن ها به مدیریت بحران بپردازیم تا شاید مرهمی بر زخم های رنج دیدگان باشیم نه نمکی بر زخمشان.

,

پلاسکو که رفت و دیگر نیست اما یادمان باشد پاستور را به قیمت بی اعتنایی به جان آتش نشانان و ضرر های میلیاردی کسبه و کارگران نخریم که سخت در اشتباهیم.

,

به زودی خواهید دید بازی کی بود کی بود من نبودم در ریشه یابی پلاسکو و فاجعه غم بارش نشان داده می شود.

,

توصیه بنده به همه خدمتگزاران واقعی این ملت این است که به جای مقصر جلوه دادن یکدیگر به بررسی علل و ریشه یابی آن بپردازند تا دیگر شاهد چنین صحنه های سراسر ماتم و غم نباشیم.

,

 

,

انتهای پیام/

,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه