logo
چهارشنبه 29 مهر 1405 | چهارشنبه 21 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. فصل ناآرام رؤیاها؛ تب تند جشنواره‌ها در کالبد رخوت‌زده سینما و تئاتر
  2. دو دوزه بازی های پاکستان به بهانه میانجی گری بین تهران- واشنگتن/ سفرهای "عاصم منیر" به نام میانجی گری به کام کاهش قیمت نفت!
  3. روسیه و‌ پاکستان می توانند توافق اسلام آباد را احیا کنند/ انتقال اورانیوم از کشور شایعه است
  4. حقوق بازنشستگان زیر فشار تورم؛ فاصله مستمری تا هزینه‌های زندگی چقدر است؟
  5. دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز متوقف شدند
  6. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  7. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  8. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  9. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  10. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  11. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  12. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  13. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  14. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  15. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  16. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  17. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  18. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  19. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  20. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است

بررسی ترفندهای رئیس‌جمهور برای فرار از پاسخ‌گویی؛

روحانی؛ استاد تغییر زمین بازی!

روحانی؛ استاد تغییر زمین بازی!
در سیاست، استراتژی «تغییر زمین بازی» فقط تا حدودی جواب می‌دهد و بعد از آن ممکن است مدافع نتواند توپ را بقاپد و حتما موقعیت را تقدیم حریف خواهد کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ گروه سیاسی آناج: سلسله موضوعات و مباحث جدیدی که آقای روحانی در سخنرانی‌هایش مطرح می‌کند، علاوه بر این‌که چارچوب فکری و معرفتی او را نشان می‌دهد، دلالتی بر راهبرد دولت یازدهم در جهت برخورد با مسائل جاری کشور نیز دارد که ظاهرا گزاره‌ی دوم، آنچنان که باید، مورد تبیین و تفسیر قرار نگرفته است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

روحانی خوب بلد است زمین بازی را عوض کند. مثل بازیکن تیم فوتبالی که حریف با همه‌ی بازیکنانش تا محوطه‌ی جریمه آمده و او در یارگیری‌های نفربه‌نفر، کاملا اتفاقی توپ را می‌قاپد و با «چشمان بسته» آن را به سمت دروازه‌ی حریف شوت می‌زند. به این عمل می‌گویند راهبرد «تغییر زمین بازی»؛ تا هم بازیکنان خودی نفسی چاق کنند و هم بتوانند از دستورات جدید سرمربی بهره بگیرند.

اما در سیاست، استراتژی «تغییر زمین بازی» فقط تا حدودی جواب می‌دهد و بعد از آن ممکن است مدافع نتواند توپ را بقاپد و حتما موقعیت را تقدیم حریف خواهد کرد. مخصوصا دولت یازدهم که از همه‌ی کوپن‌های خود در این زمینه استفاده کرده و اکنون حنای تغییر راهبردش، رنگی ندارد.

راهبرد «تغییر زمین بازی» در دولت یازدهم در 3 مدل خلاصه می‌شود: مدل اول زمانی است که در عرصه‌ی بین‌المللی وارد مذاکره و تعامل شده و بعدها نتوانسته آن طور که وعده می‌داده، عمل کند. مدل دوم هنگامی اجرایی می‌شود که حجم انتقادات از دولت تدبیر و امید افزایش می‌یابد و او به‌ناچار با حمله‌ای گاز انبری، دروازه‌ی تیم مقابل را تهدید می‌کند. مدل سوم نیز که در دو سال و نیم اخیر، به مراتب تکرار شده، در مواجهه دولت با مشکلات اقتصادی کشور اجرا می‌شود که برای فرار از پاسخ‌گویی، زمین بازی را عوض می‌کند.

مثلا روحانی در اوج انتقاداتی که به مذاکرات هسته‌ای ایران با 5+1 وارد می‌شد، با طرح موضوع «آموختن درس مذاکره از واقعه عاشورا» افکار عمومی را با آن درگیر کرد و توانست برای مدتی، جنس انتقادات را از «هسته‌ای» به «عقیدتی» تغییر دهد. البته چون خلق معانی جدید از ارزش‌های تثبیت‌شده، و القای آنها به جامعه، نمی‌تواند دائمی باشد و اصطلاحا تاریخ مصرف دارند، روحانی مجبور است هر از چند گاهی، دست به این اقدامات بزند و بدون در نظر گرفتن مبانی فکری و دینی، دقیقا مثل همان بازیکنی که با «چشمان بسته» توپ را شوت می‌کند، حرف قلمبه‌ای بزند و برای مدتی فقط «جنس» انتقادات را عوض کند.

روحانی در آخرین نسخه‌ی به‌روز شده‌اش، بر روی مفاهیم «انقلاب» و «انقلابی‌گری» دست گذاشته است. او پیش‌تر در سخنرانی 22 بهمن، مدعی شده بود که باید انقلاب را مجددا معنا کرد و پس از آن بدون آنکه هیچ وجه ارزشی، علمی و اعتقادی برای آن قائل شود، انقلاب را برجامیزه نموده و آن را به ماده‌ی اولیه‌ای برای ایده‌ی اقتباسی خود از هاشمی رفسنجانی، یعنی همان «آشتی ملی» با عناوینی همچون «وحدت ملی»، «برجام 2» و... تبدیل کرده است. ایده‌ای که از دو سو، یکی با شوخی‌ پنداشتن حکم ممنوعیت رسانه‌ای رئیس‌جمهور اسبق و تعریف و تمجید از او در جمع مردم یزد توسط روحانی و دومی با مشارکت میرحسین موسوی، یکی از سران فتنه، در انتخابات هفتم اسفند مقدمه‌ سازی شده است.

این اقدامات روحانی در کنار عملکرد اقتصادی دولت مانند خرید ایرباس و یا وام مسکن 160 میلیونی و همچنین «مزخرف» خواندن طرح مسکن مهر، نشان می‌دهد که او عملا هیچ برنامه‌ای برای جلب نظر توده‌ی مردم، به ویژه قشر متوسط به پایین جامعه ندارد و بیشتر در صدد است تا با قشر مرفه، نخبگانی و روشن‌فکر جامعه ارتباط برقرار کند. این قشر از جامعه نیز با داشتن رسانه‌ها و نشریات زنجیره‌ای می‌توانند دامنه‌ی حمایت از دولت را «گسترده‌تر» نشان دهند و با فضاسازی کاذب، طوری القا کنند که دولت تدبیر و امید، به تمامی وعده‌های خود عمل کرده و با این حرکت، منتقدان خود را نیز تیر و تشر بزنند.

با مروری به لایحه بودجه سال آینده، مشاهده می‌شود که کمتر از 5 درصد از بودجه کل کشور، برای جمعیت 28 درصدی روستائیان و عشایر در نظر گرفته شده است و روحانی شیر بودجه‌ی بسیاری از طرح‌های هادی روستایی را برای سال آینده محکم بسته است!

روحانی که اکنون در مخمصه‌ی پاسخ‌گویی نسبت به تأخیر غربی‌ها در انجام تعهدات خود طبق برنامه جامع اقدام مشترک قرار گرفته، چاره‌ای جز تغییر مجدد زمین بازی ندارد و این روزها خصوصا پس از آغاز به کار مجلس دهم و مشخص شدن سهم او از کرسی‌های مجلس، باید نسخه‌های جدیدتری برای فرار از پاسخ‌گویی و تغییر زمین بازی ارائه دهد؛ نسخه‌هایی که توده‌ی مردم، آنها را به شوخی می‌پندارند.

,

روحانی خوب بلد است زمین بازی را عوض کند. مثل بازیکن تیم فوتبالی که حریف با همه‌ی بازیکنانش تا محوطه‌ی جریمه آمده و او در یارگیری‌های نفربه‌نفر، کاملا اتفاقی توپ را می‌قاپد و با «چشمان بسته» آن را به سمت دروازه‌ی حریف شوت می‌زند. به این عمل می‌گویند راهبرد «تغییر زمین بازی»؛ تا هم بازیکنان خودی نفسی چاق کنند و هم بتوانند از دستورات جدید سرمربی بهره بگیرند.

اما در سیاست، استراتژی «تغییر زمین بازی» فقط تا حدودی جواب می‌دهد و بعد از آن ممکن است مدافع نتواند توپ را بقاپد و حتما موقعیت را تقدیم حریف خواهد کرد. مخصوصا دولت یازدهم که از همه‌ی کوپن‌های خود در این زمینه استفاده کرده و اکنون حنای تغییر راهبردش، رنگی ندارد.

راهبرد «تغییر زمین بازی» در دولت یازدهم در 3 مدل خلاصه می‌شود: مدل اول زمانی است که در عرصه‌ی بین‌المللی وارد مذاکره و تعامل شده و بعدها نتوانسته آن طور که وعده می‌داده، عمل کند. مدل دوم هنگامی اجرایی می‌شود که حجم انتقادات از دولت تدبیر و امید افزایش می‌یابد و او به‌ناچار با حمله‌ای گاز انبری، دروازه‌ی تیم مقابل را تهدید می‌کند. مدل سوم نیز که در دو سال و نیم اخیر، به مراتب تکرار شده، در مواجهه دولت با مشکلات اقتصادی کشور اجرا می‌شود که برای فرار از پاسخ‌گویی، زمین بازی را عوض می‌کند.

مثلا روحانی در اوج انتقاداتی که به مذاکرات هسته‌ای ایران با 5+1 وارد می‌شد، با طرح موضوع «آموختن درس مذاکره از واقعه عاشورا» افکار عمومی را با آن درگیر کرد و توانست برای مدتی، جنس انتقادات را از «هسته‌ای» به «عقیدتی» تغییر دهد. البته چون خلق معانی جدید از ارزش‌های تثبیت‌شده، و القای آنها به جامعه، نمی‌تواند دائمی باشد و اصطلاحا تاریخ مصرف دارند، روحانی مجبور است هر از چند گاهی، دست به این اقدامات بزند و بدون در نظر گرفتن مبانی فکری و دینی، دقیقا مثل همان بازیکنی که با «چشمان بسته» توپ را شوت می‌کند، حرف قلمبه‌ای بزند و برای مدتی فقط «جنس» انتقادات را عوض کند.

روحانی در آخرین نسخه‌ی به‌روز شده‌اش، بر روی مفاهیم «انقلاب» و «انقلابی‌گری» دست گذاشته است. او پیش‌تر در سخنرانی 22 بهمن، مدعی شده بود که باید انقلاب را مجددا معنا کرد و پس از آن بدون آنکه هیچ وجه ارزشی، علمی و اعتقادی برای آن قائل شود، انقلاب را برجامیزه نموده و آن را به ماده‌ی اولیه‌ای برای ایده‌ی اقتباسی خود از هاشمی رفسنجانی، یعنی همان «آشتی ملی» با عناوینی همچون «وحدت ملی»، «برجام 2» و... تبدیل کرده است. ایده‌ای که از دو سو، یکی با شوخی‌ پنداشتن حکم ممنوعیت رسانه‌ای رئیس‌جمهور اسبق و تعریف و تمجید از او در جمع مردم یزد توسط روحانی و دومی با مشارکت میرحسین موسوی، یکی از سران فتنه، در انتخابات هفتم اسفند مقدمه‌ سازی شده است.

این اقدامات روحانی در کنار عملکرد اقتصادی دولت مانند خرید ایرباس و یا وام مسکن 160 میلیونی و همچنین «مزخرف» خواندن طرح مسکن مهر، نشان می‌دهد که او عملا هیچ برنامه‌ای برای جلب نظر توده‌ی مردم، به ویژه قشر متوسط به پایین جامعه ندارد و بیشتر در صدد است تا با قشر مرفه، نخبگانی و روشن‌فکر جامعه ارتباط برقرار کند. این قشر از جامعه نیز با داشتن رسانه‌ها و نشریات زنجیره‌ای می‌توانند دامنه‌ی حمایت از دولت را «گسترده‌تر» نشان دهند و با فضاسازی کاذب، طوری القا کنند که دولت تدبیر و امید، به تمامی وعده‌های خود عمل کرده و با این حرکت، منتقدان خود را نیز تیر و تشر بزنند.

با مروری به لایحه بودجه سال آینده، مشاهده می‌شود که کمتر از 5 درصد از بودجه کل کشور، برای جمعیت 28 درصدی روستائیان و عشایر در نظر گرفته شده است و روحانی شیر بودجه‌ی بسیاری از طرح‌های هادی روستایی را برای سال آینده محکم بسته است!

روحانی که اکنون در مخمصه‌ی پاسخ‌گویی نسبت به تأخیر غربی‌ها در انجام تعهدات خود طبق برنامه جامع اقدام مشترک قرار گرفته، چاره‌ای جز تغییر مجدد زمین بازی ندارد و این روزها خصوصا پس از آغاز به کار مجلس دهم و مشخص شدن سهم او از کرسی‌های مجلس، باید نسخه‌های جدیدتری برای فرار از پاسخ‌گویی و تغییر زمین بازی ارائه دهد؛ نسخه‌هایی که توده‌ی مردم، آنها را به شوخی می‌پندارند.

,

روحانی خوب بلد است زمین بازی را عوض کند. مثل بازیکن تیم فوتبالی که حریف با همه‌ی بازیکنانش تا محوطه‌ی جریمه آمده و او در یارگیری‌های نفربه‌نفر، کاملا اتفاقی توپ را می‌قاپد و با «چشمان بسته» آن را به سمت دروازه‌ی حریف شوت می‌زند. به این عمل می‌گویند راهبرد «تغییر زمین بازی»؛ تا هم بازیکنان خودی نفسی چاق کنند و هم بتوانند از دستورات جدید سرمربی بهره بگیرند.

اما در سیاست، استراتژی «تغییر زمین بازی» فقط تا حدودی جواب می‌دهد و بعد از آن ممکن است مدافع نتواند توپ را بقاپد و حتما موقعیت را تقدیم حریف خواهد کرد. مخصوصا دولت یازدهم که از همه‌ی کوپن‌های خود در این زمینه استفاده کرده و اکنون حنای تغییر راهبردش، رنگی ندارد.

راهبرد «تغییر زمین بازی» در دولت یازدهم در 3 مدل خلاصه می‌شود: مدل اول زمانی است که در عرصه‌ی بین‌المللی وارد مذاکره و تعامل شده و بعدها نتوانسته آن طور که وعده می‌داده، عمل کند. مدل دوم هنگامی اجرایی می‌شود که حجم انتقادات از دولت تدبیر و امید افزایش می‌یابد و او به‌ناچار با حمله‌ای گاز انبری، دروازه‌ی تیم مقابل را تهدید می‌کند. مدل سوم نیز که در دو سال و نیم اخیر، به مراتب تکرار شده، در مواجهه دولت با مشکلات اقتصادی کشور اجرا می‌شود که برای فرار از پاسخ‌گویی، زمین بازی را عوض می‌کند.

مثلا روحانی در اوج انتقاداتی که به مذاکرات هسته‌ای ایران با 5+1 وارد می‌شد، با طرح موضوع «آموختن درس مذاکره از واقعه عاشورا» افکار عمومی را با آن درگیر کرد و توانست برای مدتی، جنس انتقادات را از «هسته‌ای» به «عقیدتی» تغییر دهد. البته چون خلق معانی جدید از ارزش‌های تثبیت‌شده، و القای آنها به جامعه، نمی‌تواند دائمی باشد و اصطلاحا تاریخ مصرف دارند، روحانی مجبور است هر از چند گاهی، دست به این اقدامات بزند و بدون در نظر گرفتن مبانی فکری و دینی، دقیقا مثل همان بازیکنی که با «چشمان بسته» توپ را شوت می‌کند، حرف قلمبه‌ای بزند و برای مدتی فقط «جنس» انتقادات را عوض کند.

روحانی در آخرین نسخه‌ی به‌روز شده‌اش، بر روی مفاهیم «انقلاب» و «انقلابی‌گری» دست گذاشته است. او پیش‌تر در سخنرانی 22 بهمن، مدعی شده بود که باید انقلاب را مجددا معنا کرد و پس از آن بدون آنکه هیچ وجه ارزشی، علمی و اعتقادی برای آن قائل شود، انقلاب را برجامیزه نموده و آن را به ماده‌ی اولیه‌ای برای ایده‌ی اقتباسی خود از هاشمی رفسنجانی، یعنی همان «آشتی ملی» با عناوینی همچون «وحدت ملی»، «برجام 2» و... تبدیل کرده است. ایده‌ای که از دو سو، یکی با شوخی‌ پنداشتن حکم ممنوعیت رسانه‌ای رئیس‌جمهور اسبق و تعریف و تمجید از او در جمع مردم یزد توسط روحانی و دومی با مشارکت میرحسین موسوی، یکی از سران فتنه، در انتخابات هفتم اسفند مقدمه‌ سازی شده است.

این اقدامات روحانی در کنار عملکرد اقتصادی دولت مانند خرید ایرباس و یا وام مسکن 160 میلیونی و همچنین «مزخرف» خواندن طرح مسکن مهر، نشان می‌دهد که او عملا هیچ برنامه‌ای برای جلب نظر توده‌ی مردم، به ویژه قشر متوسط به پایین جامعه ندارد و بیشتر در صدد است تا با قشر مرفه، نخبگانی و روشن‌فکر جامعه ارتباط برقرار کند. این قشر از جامعه نیز با داشتن رسانه‌ها و نشریات زنجیره‌ای می‌توانند دامنه‌ی حمایت از دولت را «گسترده‌تر» نشان دهند و با فضاسازی کاذب، طوری القا کنند که دولت تدبیر و امید، به تمامی وعده‌های خود عمل کرده و با این حرکت، منتقدان خود را نیز تیر و تشر بزنند.

با مروری به لایحه بودجه سال آینده، مشاهده می‌شود که کمتر از 5 درصد از بودجه کل کشور، برای جمعیت 28 درصدی روستائیان و عشایر در نظر گرفته شده است و روحانی شیر بودجه‌ی بسیاری از طرح‌های هادی روستایی را برای سال آینده محکم بسته است!

روحانی که اکنون در مخمصه‌ی پاسخ‌گویی نسبت به تأخیر غربی‌ها در انجام تعهدات خود طبق برنامه جامع اقدام مشترک قرار گرفته، چاره‌ای جز تغییر مجدد زمین بازی ندارد و این روزها خصوصا پس از آغاز به کار مجلس دهم و مشخص شدن سهم او از کرسی‌های مجلس، باید نسخه‌های جدیدتری برای فرار از پاسخ‌گویی و تغییر زمین بازی ارائه دهد؛ نسخه‌هایی که توده‌ی مردم، آنها را به شوخی می‌پندارند.

,

روحانی خوب بلد است زمین بازی را عوض کند. مثل بازیکن تیم فوتبالی که حریف با همه‌ی بازیکنانش تا محوطه‌ی جریمه آمده و او در یارگیری‌های نفربه‌نفر، کاملا اتفاقی توپ را می‌قاپد و با «چشمان بسته» آن را به سمت دروازه‌ی حریف شوت می‌زند. به این عمل می‌گویند راهبرد «تغییر زمین بازی»؛ تا هم بازیکنان خودی نفسی چاق کنند و هم بتوانند از دستورات جدید سرمربی بهره بگیرند.

,

اما در سیاست، استراتژی «تغییر زمین بازی» فقط تا حدودی جواب می‌دهد و بعد از آن ممکن است مدافع نتواند توپ را بقاپد و حتما موقعیت را تقدیم حریف خواهد کرد. مخصوصا دولت یازدهم که از همه‌ی کوپن‌های خود در این زمینه استفاده کرده و اکنون حنای تغییر راهبردش، رنگی ندارد.

,

راهبرد «تغییر زمین بازی» در دولت یازدهم در 3 مدل خلاصه می‌شود: مدل اول زمانی است که در عرصه‌ی بین‌المللی وارد مذاکره و تعامل شده و بعدها نتوانسته آن طور که وعده می‌داده، عمل کند. مدل دوم هنگامی اجرایی می‌شود که حجم انتقادات از دولت تدبیر و امید افزایش می‌یابد و او به‌ناچار با حمله‌ای گاز انبری، دروازه‌ی تیم مقابل را تهدید می‌کند. مدل سوم نیز که در دو سال و نیم اخیر، به مراتب تکرار شده، در مواجهه دولت با مشکلات اقتصادی کشور اجرا می‌شود که برای فرار از پاسخ‌گویی، زمین بازی را عوض می‌کند.

,

مثلا روحانی در اوج انتقاداتی که به مذاکرات هسته‌ای ایران با 5+1 وارد می‌شد، با طرح موضوع «آموختن درس مذاکره از واقعه عاشورا» افکار عمومی را با آن درگیر کرد و توانست برای مدتی، جنس انتقادات را از «هسته‌ای» به «عقیدتی» تغییر دهد. البته چون خلق معانی جدید از ارزش‌های تثبیت‌شده، و القای آنها به جامعه، نمی‌تواند دائمی باشد و اصطلاحا تاریخ مصرف دارند، روحانی مجبور است هر از چند گاهی، دست به این اقدامات بزند و بدون در نظر گرفتن مبانی فکری و دینی، دقیقا مثل همان بازیکنی که با «چشمان بسته» توپ را شوت می‌کند، حرف قلمبه‌ای بزند و برای مدتی فقط «جنس» انتقادات را عوض کند.

,

روحانی در آخرین نسخه‌ی به‌روز شده‌اش، بر روی مفاهیم «انقلاب» و «انقلابی‌گری» دست گذاشته است. او پیش‌تر در سخنرانی 22 بهمن، مدعی شده بود که باید انقلاب را مجددا معنا کرد و پس از آن بدون آنکه هیچ وجه ارزشی، علمی و اعتقادی برای آن قائل شود، انقلاب را برجامیزه نموده و آن را به ماده‌ی اولیه‌ای برای ایده‌ی اقتباسی خود از هاشمی رفسنجانی، یعنی همان «آشتی ملی» با عناوینی همچون «وحدت ملی»، «برجام 2» و... تبدیل کرده است. ایده‌ای که از دو سو، یکی با شوخی‌ پنداشتن حکم ممنوعیت رسانه‌ای رئیس‌جمهور اسبق و تعریف و تمجید از او در جمع مردم یزد توسط روحانی و دومی با مشارکت میرحسین موسوی، یکی از سران فتنه، در انتخابات هفتم اسفند مقدمه‌ سازی شده است.

,

این اقدامات روحانی در کنار عملکرد اقتصادی دولت مانند خرید ایرباس و یا وام مسکن 160 میلیونی و همچنین «مزخرف» خواندن طرح مسکن مهر، نشان می‌دهد که او عملا هیچ برنامه‌ای برای جلب نظر توده‌ی مردم، به ویژه قشر متوسط به پایین جامعه ندارد و بیشتر در صدد است تا با قشر مرفه، نخبگانی و روشن‌فکر جامعه ارتباط برقرار کند. این قشر از جامعه نیز با داشتن رسانه‌ها و نشریات زنجیره‌ای می‌توانند دامنه‌ی حمایت از دولت را «گسترده‌تر» نشان دهند و با فضاسازی کاذب، طوری القا کنند که دولت تدبیر و امید، به تمامی وعده‌های خود عمل کرده و با این حرکت، منتقدان خود را نیز تیر و تشر بزنند.

,

با مروری به لایحه بودجه سال آینده، مشاهده می‌شود که کمتر از 5 درصد از بودجه کل کشور، برای جمعیت 28 درصدی روستائیان و عشایر در نظر گرفته شده است و روحانی شیر بودجه‌ی بسیاری از طرح‌های هادی روستایی را برای سال آینده محکم بسته است!

,

روحانی که اکنون در مخمصه‌ی پاسخ‌گویی نسبت به تأخیر غربی‌ها در انجام تعهدات خود طبق برنامه جامع اقدام مشترک قرار گرفته، چاره‌ای جز تغییر مجدد زمین بازی ندارد و این روزها خصوصا پس از آغاز به کار مجلس دهم و مشخص شدن سهم او از کرسی‌های مجلس، باید نسخه‌های جدیدتری برای فرار از پاسخ‌گویی و تغییر زمین بازی ارائه دهد؛ نسخه‌هایی که توده‌ی مردم، آنها را به شوخی می‌پندارند.

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه