logo
یک‌شنبه 26 مهر 1405 | یکشنبه 18 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  2. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  3. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  4. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  5. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  6. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  7. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد
  8. عاقبت سرپیچی کشتی‌ها از مقررات ایرانی تنگه هرمز سوختن است
  9. از خروش مجید مجیدی علیه جنایات غرب تا غفلت لاله مرزبان در ونیز
  10. به نام سوارکاری، به کام اسپانسرها و اینفلوئنسرها!/ وقتی یک مسابقه ورزشی جولانگاه بلاگرها شد
  11. شکاف عمیق در گیشه سینما؛ جولان کمدی‌های میلیاردی
  12. سکوت مجامع بین الملل در برابر سرکوب‌ حجاب در باکو نشانه استاندارهای دوگانه غرب است/ پایه های حکومت "علی اف" به زودی خواهد شکست
  13. اعتراف "اوباما" به خباثت مذاکراتی آمریکا/ غربگراها همچنان در پی سیاست تسلیم!
  14. انتخابات زیر سایه جنگ؛ قمار نظامی ترامپ و نتانیاهو چه هزینه‌ای دارد؟
  15. آمریکا با وارونه‌نمایی واقعیت‌ها به دنبال پیروزی در جنگ روایت‌ها است
  16. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  17. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  18. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  19. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  20. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟

مردی‌که از تنهایی با مورچه ها حرف می زد

مردی‌که از تنهایی با مورچه ها حرف می زد
هنوز که هنوز است گاهی هوس می کنم برگردم به آن روزها، به خاطر حس و حال نمازهاش. گاهی البته آن قدر به م فشار می آمد که دیگر دست خودم نبود. این آیه هی توی ذهنم تکرار می شد «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره فمن یعمل مثقال ذره شرا یره.»
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، یه نقل از سایت جامع آزادگان، تنهایی خیلی اذیتم می کرد. خسته شده بودم. دنبال یک چیز تازه می گشتم که در آن دخمه ی تاریک و خالی پیدا نمی شد. دیدن یک لکه ی نور خورشید شده بود تمام آرزوم.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

نوشته های روی دیوار را از بس خوانده بودم، حفظ شده بودم. رفیق هام شده بودند سوسک ها و مورچه ها. سر و کله ی یکیشان که پیدا می شد، به زور می توانست از دستم فرار کند. یکی دوساعت باش حرف می زدم. بازی می کردم. خودم را باش سرگرم می کردم که لااقل یک مدت تنهاییم را فراموش کنم، تا فکر و خیال دست از سرم بردارد، ولی این جانورها هم تاقچه بالا می گذاشتند. دیر به دیر پیدایشان می شد. لابد به هم می گفتند «از اون طرف ها نرو، فلانی یک تخته ش کمه، اگه گیرش بیفتی حالا حالاها دست از سرت برنمی داره.»

,

به خودم گفتم «جانورها هم ممنوع الملاقاتت کرده ن بیچاره.»

,

یک بار از توالت که برمی گشتم، دیدم یک روزنامه مچاله شده افتاده توی سطل آشغال. دلم لک زده بود برای ورق زدن روزنامه، برای شنیدن صدای جرق و پرقش. دست کم یکی دو ساعت مشغولم می کرد، نمی گذاشت به چیزی فکر کنم؛ به خانواده، به زندگی، به اسارت. دولا شدم برش دارم که سرباز نگذاشت.

,

هیچ فکر نمی کردم که این ها کابوس باشد. همه چیز را قبول کرده بودم. از همان وقتی که به هوش آمدم و بخیه ی لبم تازه تمام شده بود، اسارتم را باور کردم. تا جایی که می شد، سعی کردم از خدا گله و شکایت نکنم. خیلی سخت بود ولی هنوز می شد تحمل کرد. می گفنم «این تقدیرم بوده، هر چی خودش بخواد.» حس می کردم مخصوصا من را انداخته توی این وضعیت که به خودش نزدیک ترم کند. تمیز که نبودم، حمام هم نبود، نمازهام را با تیمم می خواندم؛ نمازهای خوب نمازهای دل چسب.

,

هنوز که هنوز است گاهی هوس می کنم برگردم به آن روزها، به خاطر حس و حال نمازهاش. گاهی البته آن قدر به م فشار می آمد که دیگر دست خودم نبود. این آیه هی توی ذهنم تکرار می شد «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره فمن یعمل مثقال ذره شرا یره.» مثل برزخ، همه یکباره، خوب و بد، پیش چشمم مجسم می شد و بدهایش اذیتم می کرد؛ سیلی که زده بودم توی گوش خواهرم، همیشه جلو چشمم بود. وقت و بی وقت برای کارهایی که پدر و مادرم را ناراحت کرده بود، گریه می کردم. آرزو می کردم کاش پیشم بودند و ازشان عذر خواهی می کردم، می گفتم غلط کردم.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه