logo
یک‌شنبه 26 مهر 1405 | یکشنبه 18 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  2. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  3. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  4. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  5. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  6. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  7. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد
  8. عاقبت سرپیچی کشتی‌ها از مقررات ایرانی تنگه هرمز سوختن است
  9. از خروش مجید مجیدی علیه جنایات غرب تا غفلت لاله مرزبان در ونیز
  10. به نام سوارکاری، به کام اسپانسرها و اینفلوئنسرها!/ وقتی یک مسابقه ورزشی جولانگاه بلاگرها شد
  11. شکاف عمیق در گیشه سینما؛ جولان کمدی‌های میلیاردی
  12. سکوت مجامع بین الملل در برابر سرکوب‌ حجاب در باکو نشانه استاندارهای دوگانه غرب است/ پایه های حکومت "علی اف" به زودی خواهد شکست
  13. اعتراف "اوباما" به خباثت مذاکراتی آمریکا/ غربگراها همچنان در پی سیاست تسلیم!
  14. انتخابات زیر سایه جنگ؛ قمار نظامی ترامپ و نتانیاهو چه هزینه‌ای دارد؟
  15. آمریکا با وارونه‌نمایی واقعیت‌ها به دنبال پیروزی در جنگ روایت‌ها است
  16. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  17. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  18. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  19. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  20. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟

یادی کنیم از معلمان فراموش شده

معلمانی که در رده بندی ها جایی ندارند

معلمانی که در رده بندی ها جایی ندارند
می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو)زیور بیگدلی؛هر سال در اوایل فروردین ماه در مدارس شور عجیبی بر پاست.هر کس تلاش می کند فرم معلم نمونه را تکمیل کند از  تشویق ها و مدارک مثبت وارزنده خود کپی بر می دارد و با هزار امید و آرزو روانه ی ادارات محل خدمت خود می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو), سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو), ., .,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

, ., .,

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

, .,

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

, ., .,

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

, ., .,

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

, .,

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

, .,

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

, .,

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

,

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

, .,

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

,

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

,

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

, . ,

انتهای پیام/ص

,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه