logo
سه‌شنبه 28 مهر 1405 | سه‌شنبه 20 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. بیرق بیداری؛ صدای پای آزادی از کوچه‌پس‌کوچه‌های تبریز
  2. بازی با نام‌های جنجالی برای داغ کردن آنتن دیجیتال؟/ از ادعای شکایت چهره‌های سیاسی تا تکذیب صریح ثابتی
  3. چگونه کنترل تنگه هرمز به سلاح قدرتمند ایران تبدیل شد؟/ "مادر بمب ها" تهدید یا مانور رسانه ای!
  4. دولت فرانسه در مهار اعتراضات دانش‌آموزی ناکام مانده است/ برخورد خشونت‌آمیز پلیس به تشدید اعتراضات دامن زد
  5. زنگ خطر عفونت‌های تنفسی در مدارس؛ آنفلوآنزا در آستانه اوج‌گیری؟
  6. با بیش از ۴۰ شناور متخلف برخورد شد
  7. پیام رهبر انقلاب در پی افتخار آفرینی تیم امید کشتی آزاد
  8. عاشقانه‌ای در بند سیاست؛ بازی با تاریخ در قاب مشروطه
  9. جنجال فوتبالیست سابق علیه صداوسیما؛ تلهٔ عوام‌زدگی یا آینهٔ خشم عمومی؟
  10. اعتراضات فرانسه چه ارتباطی با حمله آمریکا به ایران دارد؟/ جنگی که تاثیرش جهانی شد!
  11. ناوهای آمریکایی جرئت نزدیک شدن به تنگه هرمز را ندارند/ دشمن اشتباه محاسباتی کند معادلات را پشیمان کننده تغییر خواهیم داد
  12. تهدیدهای ترامپ علیه ایران؛ اهرم فشار برای بازگشایی تنگه هرمز
  13. ضیافت چوب و خیال در قلب پایتخت؛ آنچه در جشنواره تئاتر عروسکی خواهیم دید
  14. طنین سازها فراتر از پایتخت؛ از غوغای شیراز تا صحنه‌گردانی در ۴۰ شهر
  15. فرانسه با صدای آزادی، آزادی را خفه کرده است/ عدالت جویی نسل نو دامن دولتمردان فرانسوی را گرفته است
  16. "علی اف" صحنه گردان نمایش های صهیونیستی/ هراس دولت باکو از جمعیت ۹۷ درصدی مسلمان این کشور!
  17. نفس بیماران زیر بار گرانی دارو؛ وزارت بهداشت برای کاهش هزینه درمان چه کرده است؟
  18. نتانیاهو برای به‌تعویق‌انداختن انتخابات به دنبال راه‌اندازی جنگ است/ روابط ترامپ و نتانیاهو مانند گذشته نیست
  19. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد
  20. عاقبت سرپیچی کشتی‌ها از مقررات ایرانی تنگه هرمز سوختن است

کاش رهبری کتابم را بخواند/ تعداد کتاب خاطرات زنان در دفاع مقدس اندک است

کاش رهبری کتابم را بخواند/ تعداد کتاب خاطرات زنان در دفاع مقدس اندک است
بانوی نویسنده کتاب خاطرات آزادگان گفت:معمولاً کتاب های دفاع مقدس اگر بخواهند کیفیت داشته باشند طول می کشد برای مثال کتاب های دا،نورالدین پسر ایران،پایی که جاماند،خاک های نرم کوشک،لشکر خوبان، هر کدام چندین سال طول کشیده است،این کتاب ها توسط رهبر خوانده شد و ایشان با تقریظیه به تعریف و تمجید این کتاب ها پرداختند،من هم آرزو دارم کتابم را مقام معظم رهبری بخواند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از سایت ایل بانو صحبت کردن با نویسنده‌ها،همیشه شیرینی خاص خودش را داشته و دارد، چه کتاب‌هایشان را خوانده باشیم و چه نخوانده باشیم، چه کتاب را دوست داشته باشیم و چه نداشته‌ باشیم، معلوم است که آن‌ها نویسنده‌اند و نمی‌گذارند حرف‌هایشان بماند.میترا رفیعی متولد 1368 در اصفهان دوران دبیرستان را در رشته تجربی گذراند و با رتبه 2000در مقطع کارشناسی کنکور پذیرفته شد و معدل کارشناسی را با معدل 70/18 به پایان رساند و هم اکنون دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی بالینی است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت ایل بانو ,

میترا رفیعی به دلایل انتخاب رشته روانشناسی اشاره کرد و اظهار داشت:خودم این رشته را انتخاب کردم،روانشناسی علم زندگی است،شاید خیلی از علوم در  زندگی روزمره کاربرد نداشته باشند، ولی کمترین فایده روانشناسی این است که به خود فرد کمک می کند که بهتر زندگی کند.

 وی با بیان این که از دوران راهنمایی نوشتن را شروع کرده ادامه داد:همیشه نمره انشا هایم بیست می شد، تقریباً هر روز خلاصه نویسی از کتاب هایی  که می خواندم داشتم.

این بانوی نویسده بیان داشت:از همان اول به کتاب علاقه زیادی داشتم کتابخانه مدرسه پاتوقم بود حتی فقط به خاطر اینکه زمان بیشتری بتوانم در کتابخانه باشم تصمیم گرفتم عضو شورای دانش آموزی شوم و  با این راهکار بیشتر اجازه ورود به کتابخانه را داشتم،من از قبل دبستان خواندن را یاد گرفته بودم و روزنامه می خواندم .

وی بیان کرد:همه صفحات را می خواندم،برایم مهم نبود کدام قسمت،خواندن برایم مهم بود. آن قدر علاقه به کتاب داشتم که روی کتاب داستان هایم حتی یک خط کوچک هم کشیده نشده بود و وقتی بچه های اقوام می آمدند خانه ما کتاب هایم را مخفی می کردم که آن ها را خط خطی یا پاره نکنند.

رفیعی یکی از آرزوهایش را معلم شدن بیان کرد و گفت:قصد دارم با مدرک دکتری معلم بودن را در محیط دانشگاه تجربه کنم،هنوز باید تلاش کنم،البته دکتری قبول شدم ولی بنا به شرایطی ترجیح دادم تحصیل را به زمان دیگری موکول کنم.

وی تصریح کرد:سال 91 بود شروع به نوشتن کتاب خاطرات آقای دکتر فتاح محمدی یکی از آزادگان استان کردم و اولین کسی که کتاب را خواند آقای قاسمی از اساتید دانشگاه تهران و کارشناس ادبیات پایداری و البته همسرم هم خواندند.

این بانوی نویسنده با اشاره به سخنی از مقام معظم رهبری درباره دفاع مقدس که فرموند،حفظ یاد و نام شهید کمتر از خود شهادت نیست ابراز داشت:دفاع مقدس یادآور خون هایی است که برای حفاظت از این مرز و بوم ریخته شد، آرامش امروز ما مدیون آن هاست  و باید با اهتمام هرچه بیشتر یاد و خاطره آن ها را نگه داریم.

وی اظهار کرد:قصد دارم بر روی خاطرات مادران شهید کار کنم و در مرحله سوژه یابی هستم

تعداد کتاب خاطرات زنان در دفاع مقدس اندک است

رفیعی با بیان این که تعداد کتاب خاطرات مربوط به زنان با توجه به عمق و عظمت دوران دفاع مقدس بسیار ناچیز است خاطر نشان کرد: سهم مادران و همسران شهدا در انقلاب و دفاع مقدس قابل توجه بوده،آن ها با از خود گذشتگی و ایثار فرزندان و همسران خود را تا سر حد شهادت همراه کردند که با این ایثار و از خود گذشتگی انقلاب شکوهمند ایران اسلامی بارور شد.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که به هنگام چاپ کتاب چه عکس العملی نشان میدهید از این که کتاب به چاپ رسیده است بیان کرد:حداقل از نظر 10 استاد دانشگاه در این زمینه استفاده کردم که همگی این کتاب را جذاب می دانستند پیش بینی شده با استقبال خوب مخاطبان مواجه خواهد شد.

وی همچنین در دومین مسابقه خاطره نویسی بنیاد حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس در سال 1393مقام نخست را کسب کرد که این خود نشان از کیفیت قابل قبول کتاب است.

وی در برخورد با نقد و انتقاد خاطر نشان کرد: با نقدی که پشتوانه علمی داشته باشد استقبال می کنم ولی متأسفانه ژاندر خاطرات دفاع مقدس  در استان هنوز ناشناخته است و خیلی ها فرق خاطره و رمان را نمی دانند و از اصول علمی و نگارشی این نوع ادبیات که پیچیده است مطلع نیستند و در کارشناسی های خود مواردی را مطرح می کنند که اصلاً مرتبط به این ژاندر نیست و بنابراین بیشتراز نظر کارشناسان و اساتید دانشگاه تهران استفاده کرده ام.

این بانوی نویسنده درباره این که برخی اوقات ننوشتن بهتر از نوشتن است،بیان داشت:این یک امر نسبی است،گاهی بله و گاهی خیر، تا به حال مطالب زیادی نوشتم که آرزو می کردم  ای کاش ننوشته بودم.

وی با بیان این که برخورد همسرم با کار نویسندگی خوب است اظهار کرد:ایشان با توجه به اینکه خودشان هم از نویسندگان و فعالین فرهنگی هستند و هم چنین سردبیر مجله هم بوده اند،کاملاً مرا درک می کنند و پشتیبان من هستند،تا به حال خیلی سعی کردم که مشکلی در کار خانه و نویسندگی ایجاد نشود ولی خوب بله پیش آمده که همین جا از همسرم قدردانی می کنم که پشتیبان من بوده اند.

رفیعی با اشاره به این که اشتغال در بیرون از منزل به زنان کمک می کند تا از تخصص و تحصیلات خود بهره ببرند بیان داشت:این مساله در امنیت روانی و احساس کارآمدی شان بسیار مؤثر است و همینطور مشارکت اجتماعی زن در جامعه،مراودات وسیع اجتماعی و به خصوص اشتغال در بخش های فرهنگی باعث افزایش آگاهی ها و دانستنی های زن می شود و او را در تربیت فرزندان حمایت بسیاری می کند،زنان می توانند با برنامه ریزی و البته کمک همسرشان هم اشتغال داشته باشند و هم به امور خانواده رسیدگی کنند.

حجاب دیوار و حصاری برای زن است تا هرکس به راحتی از زیبایی ها و زینت های یک زن بهره شخصی نکند

وی در ادامه به مسئله حجاب و اشتغال برای زنان اشاره و تصریح کرد:ما در زندگی یک سری محدودیت ها داریم که آن ها را با ارزش می دانیم، ما این محدودیت ها را پذیرفته،مهم و ارزشمند می دانیم، مثلاً دست نزدن به مال دیگران و دزدی نکردن از آن ها و یا بدون اجازه وارد خانه کسی نشدن یا رعایت حقوق دیگران در هر زمینه ای نوعی محدودیت به همراه می آورد که همه آن را خوب و پسندیده می دانیم

این نویسنده تأکید کرد:حجاب نه تنها محدودیت نیست بلکه مثل دیوارهای اطراف یک خانه است که هرچه صاحب خانه لوازم و وسائل و چیزهای مهمتری در خانه دارد دیوارها بلندتر و محکم تر و نفوذ ناپذیر تر است.

وی بیان کرد:حجاب دیوار و حصاری است تا هرکس به راحتی از زیبایی ها و زینت های یک زن بهره شخصی نکند و از آن جایی که وجود زن جذاب تر و یاحتی بهتر است بگویم با ارزش تر از مرد است چراکه می خواهد نسلی از انسان ها را پرورش دهد پس باید حصار این موجود با ارزش محکم تر و نفوذ نا پذیر تر باشد .

رفیعی بیان داشت: من از دوران دبیرستان چادر می پوشیدم و هیچ اجباری برای پوشیدن چادر نداشتم.

وی در مورد کتابش یادآور شد: این کتاب خاطرات آقای دکتر فتاح محمدی که هم اکنون معاون سیاسی و امنیتی استاندار کهگیلویه و بوراحمد است خاطرات منحصر به فرد و خواندنی،نوجوان پانزده ساله ای که در 10کیلومتری بصره به اسارت نیروهای بعثی در می آید،اسارتی که ده سال در اسارتگاه های عنبر و موصل طول می کشد اسارت او پر از ناگفته ها است،ناگفته های تلخ و شیرین و عجیب که هم زندگی ساده اش را برای ما روایت می کند و هم زندگی پر از تلاطم اسارتش را. این کتاب در ژاندر خاطرات تاریخ شفاهی دفاع مقدس قرار می گیرد.

این بانوی نویسنده به دلایل طولانی شدن کتاب اشاره کرد و گفت:برای من صرفاً چاپ کتاب مهم نبود وگرنه همان سال اول توسط یک انتشارات بی نام و نشان می توانست چاپ شود و مثل خیلی ها و سوژهای دیگر کتاب های چاپ شده زیادی در دست داشتم.

وی تصریح کرد:من کیفیت را به کمیت ترجیح می دهم و خوشحالم که همان  سال اول چاپ نشد،انتشارت سوره مهر را انتخاب کردم که چاپ کتاب در این انتشارات هفت خان رستم دارد،خدا را شکر خان ها را پشت سر گذاشتم،انتشاراتی که کتاب های دفاع مقدسی که کتاب های ارزشمندی تولید کرده و رهبر نگاه ویژه ای به کتاب های این انتشارات دارد.

یکی از آرزوهای من خواندن کتاب توسط مقام معظم رهبری است

معمولاً کتاب های دفاع مقدس اگر بخواهند کیفیت داشته باشند طول می کشد برای مثال کتاب های دا،نورالدین پسر ایران،پایی که جاماند،خاک های نرم کوشک،لشکر خوبان، هر کدام چندین سال طول کشیده است.این کتاب ها  توسط رهبر خوانده شد و ایشان با تقریظیه به تعریف و تمجید این کتاب ها پرداختند،من هم آرزو دارم کتابم را مقام معظم رهبری بخواند.

انتهای پیام/

,

میترا رفیعی به دلایل انتخاب رشته روانشناسی اشاره کرد و اظهار داشت:خودم این رشته را انتخاب کردم،روانشناسی علم زندگی است،شاید خیلی از علوم در  زندگی روزمره کاربرد نداشته باشند، ولی کمترین فایده روانشناسی این است که به خود فرد کمک می کند که بهتر زندگی کند.

 وی با بیان این که از دوران راهنمایی نوشتن را شروع کرده ادامه داد:همیشه نمره انشا هایم بیست می شد، تقریباً هر روز خلاصه نویسی از کتاب هایی  که می خواندم داشتم.

این بانوی نویسده بیان داشت:از همان اول به کتاب علاقه زیادی داشتم کتابخانه مدرسه پاتوقم بود حتی فقط به خاطر اینکه زمان بیشتری بتوانم در کتابخانه باشم تصمیم گرفتم عضو شورای دانش آموزی شوم و  با این راهکار بیشتر اجازه ورود به کتابخانه را داشتم،من از قبل دبستان خواندن را یاد گرفته بودم و روزنامه می خواندم .

وی بیان کرد:همه صفحات را می خواندم،برایم مهم نبود کدام قسمت،خواندن برایم مهم بود. آن قدر علاقه به کتاب داشتم که روی کتاب داستان هایم حتی یک خط کوچک هم کشیده نشده بود و وقتی بچه های اقوام می آمدند خانه ما کتاب هایم را مخفی می کردم که آن ها را خط خطی یا پاره نکنند.

رفیعی یکی از آرزوهایش را معلم شدن بیان کرد و گفت:قصد دارم با مدرک دکتری معلم بودن را در محیط دانشگاه تجربه کنم،هنوز باید تلاش کنم،البته دکتری قبول شدم ولی بنا به شرایطی ترجیح دادم تحصیل را به زمان دیگری موکول کنم.

وی تصریح کرد:سال 91 بود شروع به نوشتن کتاب خاطرات آقای دکتر فتاح محمدی یکی از آزادگان استان کردم و اولین کسی که کتاب را خواند آقای قاسمی از اساتید دانشگاه تهران و کارشناس ادبیات پایداری و البته همسرم هم خواندند.

این بانوی نویسنده با اشاره به سخنی از مقام معظم رهبری درباره دفاع مقدس که فرموند،حفظ یاد و نام شهید کمتر از خود شهادت نیست ابراز داشت:دفاع مقدس یادآور خون هایی است که برای حفاظت از این مرز و بوم ریخته شد، آرامش امروز ما مدیون آن هاست  و باید با اهتمام هرچه بیشتر یاد و خاطره آن ها را نگه داریم.

وی اظهار کرد:قصد دارم بر روی خاطرات مادران شهید کار کنم و در مرحله سوژه یابی هستم

تعداد کتاب خاطرات زنان در دفاع مقدس اندک است

رفیعی با بیان این که تعداد کتاب خاطرات مربوط به زنان با توجه به عمق و عظمت دوران دفاع مقدس بسیار ناچیز است خاطر نشان کرد: سهم مادران و همسران شهدا در انقلاب و دفاع مقدس قابل توجه بوده،آن ها با از خود گذشتگی و ایثار فرزندان و همسران خود را تا سر حد شهادت همراه کردند که با این ایثار و از خود گذشتگی انقلاب شکوهمند ایران اسلامی بارور شد.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که به هنگام چاپ کتاب چه عکس العملی نشان میدهید از این که کتاب به چاپ رسیده است بیان کرد:حداقل از نظر 10 استاد دانشگاه در این زمینه استفاده کردم که همگی این کتاب را جذاب می دانستند پیش بینی شده با استقبال خوب مخاطبان مواجه خواهد شد.

وی همچنین در دومین مسابقه خاطره نویسی بنیاد حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس در سال 1393مقام نخست را کسب کرد که این خود نشان از کیفیت قابل قبول کتاب است.

وی در برخورد با نقد و انتقاد خاطر نشان کرد: با نقدی که پشتوانه علمی داشته باشد استقبال می کنم ولی متأسفانه ژاندر خاطرات دفاع مقدس  در استان هنوز ناشناخته است و خیلی ها فرق خاطره و رمان را نمی دانند و از اصول علمی و نگارشی این نوع ادبیات که پیچیده است مطلع نیستند و در کارشناسی های خود مواردی را مطرح می کنند که اصلاً مرتبط به این ژاندر نیست و بنابراین بیشتراز نظر کارشناسان و اساتید دانشگاه تهران استفاده کرده ام.

این بانوی نویسنده درباره این که برخی اوقات ننوشتن بهتر از نوشتن است،بیان داشت:این یک امر نسبی است،گاهی بله و گاهی خیر، تا به حال مطالب زیادی نوشتم که آرزو می کردم  ای کاش ننوشته بودم.

وی با بیان این که برخورد همسرم با کار نویسندگی خوب است اظهار کرد:ایشان با توجه به اینکه خودشان هم از نویسندگان و فعالین فرهنگی هستند و هم چنین سردبیر مجله هم بوده اند،کاملاً مرا درک می کنند و پشتیبان من هستند،تا به حال خیلی سعی کردم که مشکلی در کار خانه و نویسندگی ایجاد نشود ولی خوب بله پیش آمده که همین جا از همسرم قدردانی می کنم که پشتیبان من بوده اند.

رفیعی با اشاره به این که اشتغال در بیرون از منزل به زنان کمک می کند تا از تخصص و تحصیلات خود بهره ببرند بیان داشت:این مساله در امنیت روانی و احساس کارآمدی شان بسیار مؤثر است و همینطور مشارکت اجتماعی زن در جامعه،مراودات وسیع اجتماعی و به خصوص اشتغال در بخش های فرهنگی باعث افزایش آگاهی ها و دانستنی های زن می شود و او را در تربیت فرزندان حمایت بسیاری می کند،زنان می توانند با برنامه ریزی و البته کمک همسرشان هم اشتغال داشته باشند و هم به امور خانواده رسیدگی کنند.

حجاب دیوار و حصاری برای زن است تا هرکس به راحتی از زیبایی ها و زینت های یک زن بهره شخصی نکند

وی در ادامه به مسئله حجاب و اشتغال برای زنان اشاره و تصریح کرد:ما در زندگی یک سری محدودیت ها داریم که آن ها را با ارزش می دانیم، ما این محدودیت ها را پذیرفته،مهم و ارزشمند می دانیم، مثلاً دست نزدن به مال دیگران و دزدی نکردن از آن ها و یا بدون اجازه وارد خانه کسی نشدن یا رعایت حقوق دیگران در هر زمینه ای نوعی محدودیت به همراه می آورد که همه آن را خوب و پسندیده می دانیم

این نویسنده تأکید کرد:حجاب نه تنها محدودیت نیست بلکه مثل دیوارهای اطراف یک خانه است که هرچه صاحب خانه لوازم و وسائل و چیزهای مهمتری در خانه دارد دیوارها بلندتر و محکم تر و نفوذ ناپذیر تر است.

وی بیان کرد:حجاب دیوار و حصاری است تا هرکس به راحتی از زیبایی ها و زینت های یک زن بهره شخصی نکند و از آن جایی که وجود زن جذاب تر و یاحتی بهتر است بگویم با ارزش تر از مرد است چراکه می خواهد نسلی از انسان ها را پرورش دهد پس باید حصار این موجود با ارزش محکم تر و نفوذ نا پذیر تر باشد .

رفیعی بیان داشت: من از دوران دبیرستان چادر می پوشیدم و هیچ اجباری برای پوشیدن چادر نداشتم.

وی در مورد کتابش یادآور شد: این کتاب خاطرات آقای دکتر فتاح محمدی که هم اکنون معاون سیاسی و امنیتی استاندار کهگیلویه و بوراحمد است خاطرات منحصر به فرد و خواندنی،نوجوان پانزده ساله ای که در 10کیلومتری بصره به اسارت نیروهای بعثی در می آید،اسارتی که ده سال در اسارتگاه های عنبر و موصل طول می کشد اسارت او پر از ناگفته ها است،ناگفته های تلخ و شیرین و عجیب که هم زندگی ساده اش را برای ما روایت می کند و هم زندگی پر از تلاطم اسارتش را. این کتاب در ژاندر خاطرات تاریخ شفاهی دفاع مقدس قرار می گیرد.

این بانوی نویسنده به دلایل طولانی شدن کتاب اشاره کرد و گفت:برای من صرفاً چاپ کتاب مهم نبود وگرنه همان سال اول توسط یک انتشارات بی نام و نشان می توانست چاپ شود و مثل خیلی ها و سوژهای دیگر کتاب های چاپ شده زیادی در دست داشتم.

وی تصریح کرد:من کیفیت را به کمیت ترجیح می دهم و خوشحالم که همان  سال اول چاپ نشد،انتشارت سوره مهر را انتخاب کردم که چاپ کتاب در این انتشارات هفت خان رستم دارد،خدا را شکر خان ها را پشت سر گذاشتم،انتشاراتی که کتاب های دفاع مقدسی که کتاب های ارزشمندی تولید کرده و رهبر نگاه ویژه ای به کتاب های این انتشارات دارد.

یکی از آرزوهای من خواندن کتاب توسط مقام معظم رهبری است

معمولاً کتاب های دفاع مقدس اگر بخواهند کیفیت داشته باشند طول می کشد برای مثال کتاب های دا،نورالدین پسر ایران،پایی که جاماند،خاک های نرم کوشک،لشکر خوبان، هر کدام چندین سال طول کشیده است.این کتاب ها  توسط رهبر خوانده شد و ایشان با تقریظیه به تعریف و تمجید این کتاب ها پرداختند،من هم آرزو دارم کتابم را مقام معظم رهبری بخواند.

انتهای پیام/

,

میترا رفیعی به دلایل انتخاب رشته روانشناسی اشاره کرد و اظهار داشت:خودم این رشته را انتخاب کردم،روانشناسی علم زندگی است،شاید خیلی از علوم در  زندگی روزمره کاربرد نداشته باشند، ولی کمترین فایده روانشناسی این است که به خود فرد کمک می کند که بهتر زندگی کند.

 وی با بیان این که از دوران راهنمایی نوشتن را شروع کرده ادامه داد:همیشه نمره انشا هایم بیست می شد، تقریباً هر روز خلاصه نویسی از کتاب هایی  که می خواندم داشتم.

این بانوی نویسده بیان داشت:از همان اول به کتاب علاقه زیادی داشتم کتابخانه مدرسه پاتوقم بود حتی فقط به خاطر اینکه زمان بیشتری بتوانم در کتابخانه باشم تصمیم گرفتم عضو شورای دانش آموزی شوم و  با این راهکار بیشتر اجازه ورود به کتابخانه را داشتم،من از قبل دبستان خواندن را یاد گرفته بودم و روزنامه می خواندم .

وی بیان کرد:همه صفحات را می خواندم،برایم مهم نبود کدام قسمت،خواندن برایم مهم بود. آن قدر علاقه به کتاب داشتم که روی کتاب داستان هایم حتی یک خط کوچک هم کشیده نشده بود و وقتی بچه های اقوام می آمدند خانه ما کتاب هایم را مخفی می کردم که آن ها را خط خطی یا پاره نکنند.

رفیعی یکی از آرزوهایش را معلم شدن بیان کرد و گفت:قصد دارم با مدرک دکتری معلم بودن را در محیط دانشگاه تجربه کنم،هنوز باید تلاش کنم،البته دکتری قبول شدم ولی بنا به شرایطی ترجیح دادم تحصیل را به زمان دیگری موکول کنم.

وی تصریح کرد:سال 91 بود شروع به نوشتن کتاب خاطرات آقای دکتر فتاح محمدی یکی از آزادگان استان کردم و اولین کسی که کتاب را خواند آقای قاسمی از اساتید دانشگاه تهران و کارشناس ادبیات پایداری و البته همسرم هم خواندند.

این بانوی نویسنده با اشاره به سخنی از مقام معظم رهبری درباره دفاع مقدس که فرموند،حفظ یاد و نام شهید کمتر از خود شهادت نیست ابراز داشت:دفاع مقدس یادآور خون هایی است که برای حفاظت از این مرز و بوم ریخته شد، آرامش امروز ما مدیون آن هاست  و باید با اهتمام هرچه بیشتر یاد و خاطره آن ها را نگه داریم.

وی اظهار کرد:قصد دارم بر روی خاطرات مادران شهید کار کنم و در مرحله سوژه یابی هستم

تعداد کتاب خاطرات زنان در دفاع مقدس اندک است

رفیعی با بیان این که تعداد کتاب خاطرات مربوط به زنان با توجه به عمق و عظمت دوران دفاع مقدس بسیار ناچیز است خاطر نشان کرد: سهم مادران و همسران شهدا در انقلاب و دفاع مقدس قابل توجه بوده،آن ها با از خود گذشتگی و ایثار فرزندان و همسران خود را تا سر حد شهادت همراه کردند که با این ایثار و از خود گذشتگی انقلاب شکوهمند ایران اسلامی بارور شد.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که به هنگام چاپ کتاب چه عکس العملی نشان میدهید از این که کتاب به چاپ رسیده است بیان کرد:حداقل از نظر 10 استاد دانشگاه در این زمینه استفاده کردم که همگی این کتاب را جذاب می دانستند پیش بینی شده با استقبال خوب مخاطبان مواجه خواهد شد.

وی همچنین در دومین مسابقه خاطره نویسی بنیاد حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس در سال 1393مقام نخست را کسب کرد که این خود نشان از کیفیت قابل قبول کتاب است.

وی در برخورد با نقد و انتقاد خاطر نشان کرد: با نقدی که پشتوانه علمی داشته باشد استقبال می کنم ولی متأسفانه ژاندر خاطرات دفاع مقدس  در استان هنوز ناشناخته است و خیلی ها فرق خاطره و رمان را نمی دانند و از اصول علمی و نگارشی این نوع ادبیات که پیچیده است مطلع نیستند و در کارشناسی های خود مواردی را مطرح می کنند که اصلاً مرتبط به این ژاندر نیست و بنابراین بیشتراز نظر کارشناسان و اساتید دانشگاه تهران استفاده کرده ام.

این بانوی نویسنده درباره این که برخی اوقات ننوشتن بهتر از نوشتن است،بیان داشت:این یک امر نسبی است،گاهی بله و گاهی خیر، تا به حال مطالب زیادی نوشتم که آرزو می کردم  ای کاش ننوشته بودم.

وی با بیان این که برخورد همسرم با کار نویسندگی خوب است اظهار کرد:ایشان با توجه به اینکه خودشان هم از نویسندگان و فعالین فرهنگی هستند و هم چنین سردبیر مجله هم بوده اند،کاملاً مرا درک می کنند و پشتیبان من هستند،تا به حال خیلی سعی کردم که مشکلی در کار خانه و نویسندگی ایجاد نشود ولی خوب بله پیش آمده که همین جا از همسرم قدردانی می کنم که پشتیبان من بوده اند.

رفیعی با اشاره به این که اشتغال در بیرون از منزل به زنان کمک می کند تا از تخصص و تحصیلات خود بهره ببرند بیان داشت:این مساله در امنیت روانی و احساس کارآمدی شان بسیار مؤثر است و همینطور مشارکت اجتماعی زن در جامعه،مراودات وسیع اجتماعی و به خصوص اشتغال در بخش های فرهنگی باعث افزایش آگاهی ها و دانستنی های زن می شود و او را در تربیت فرزندان حمایت بسیاری می کند،زنان می توانند با برنامه ریزی و البته کمک همسرشان هم اشتغال داشته باشند و هم به امور خانواده رسیدگی کنند.

حجاب دیوار و حصاری برای زن است تا هرکس به راحتی از زیبایی ها و زینت های یک زن بهره شخصی نکند

وی در ادامه به مسئله حجاب و اشتغال برای زنان اشاره و تصریح کرد:ما در زندگی یک سری محدودیت ها داریم که آن ها را با ارزش می دانیم، ما این محدودیت ها را پذیرفته،مهم و ارزشمند می دانیم، مثلاً دست نزدن به مال دیگران و دزدی نکردن از آن ها و یا بدون اجازه وارد خانه کسی نشدن یا رعایت حقوق دیگران در هر زمینه ای نوعی محدودیت به همراه می آورد که همه آن را خوب و پسندیده می دانیم

این نویسنده تأکید کرد:حجاب نه تنها محدودیت نیست بلکه مثل دیوارهای اطراف یک خانه است که هرچه صاحب خانه لوازم و وسائل و چیزهای مهمتری در خانه دارد دیوارها بلندتر و محکم تر و نفوذ ناپذیر تر است.

وی بیان کرد:حجاب دیوار و حصاری است تا هرکس به راحتی از زیبایی ها و زینت های یک زن بهره شخصی نکند و از آن جایی که وجود زن جذاب تر و یاحتی بهتر است بگویم با ارزش تر از مرد است چراکه می خواهد نسلی از انسان ها را پرورش دهد پس باید حصار این موجود با ارزش محکم تر و نفوذ نا پذیر تر باشد .

رفیعی بیان داشت: من از دوران دبیرستان چادر می پوشیدم و هیچ اجباری برای پوشیدن چادر نداشتم.

وی در مورد کتابش یادآور شد: این کتاب خاطرات آقای دکتر فتاح محمدی که هم اکنون معاون سیاسی و امنیتی استاندار کهگیلویه و بوراحمد است خاطرات منحصر به فرد و خواندنی،نوجوان پانزده ساله ای که در 10کیلومتری بصره به اسارت نیروهای بعثی در می آید،اسارتی که ده سال در اسارتگاه های عنبر و موصل طول می کشد اسارت او پر از ناگفته ها است،ناگفته های تلخ و شیرین و عجیب که هم زندگی ساده اش را برای ما روایت می کند و هم زندگی پر از تلاطم اسارتش را. این کتاب در ژاندر خاطرات تاریخ شفاهی دفاع مقدس قرار می گیرد.

این بانوی نویسنده به دلایل طولانی شدن کتاب اشاره کرد و گفت:برای من صرفاً چاپ کتاب مهم نبود وگرنه همان سال اول توسط یک انتشارات بی نام و نشان می توانست چاپ شود و مثل خیلی ها و سوژهای دیگر کتاب های چاپ شده زیادی در دست داشتم.

وی تصریح کرد:من کیفیت را به کمیت ترجیح می دهم و خوشحالم که همان  سال اول چاپ نشد،انتشارت سوره مهر را انتخاب کردم که چاپ کتاب در این انتشارات هفت خان رستم دارد،خدا را شکر خان ها را پشت سر گذاشتم،انتشاراتی که کتاب های دفاع مقدسی که کتاب های ارزشمندی تولید کرده و رهبر نگاه ویژه ای به کتاب های این انتشارات دارد.

یکی از آرزوهای من خواندن کتاب توسط مقام معظم رهبری است

معمولاً کتاب های دفاع مقدس اگر بخواهند کیفیت داشته باشند طول می کشد برای مثال کتاب های دا،نورالدین پسر ایران،پایی که جاماند،خاک های نرم کوشک،لشکر خوبان، هر کدام چندین سال طول کشیده است.این کتاب ها  توسط رهبر خوانده شد و ایشان با تقریظیه به تعریف و تمجید این کتاب ها پرداختند،من هم آرزو دارم کتابم را مقام معظم رهبری بخواند.

انتهای پیام/

,

میترا رفیعی به دلایل انتخاب رشته روانشناسی اشاره کرد و اظهار داشت:خودم این رشته را انتخاب کردم،روانشناسی علم زندگی است،شاید خیلی از علوم در  زندگی روزمره کاربرد نداشته باشند، ولی کمترین فایده روانشناسی این است که به خود فرد کمک می کند که بهتر زندگی کند.

 وی با بیان این که از دوران راهنمایی نوشتن را شروع کرده ادامه داد:همیشه نمره انشا هایم بیست می شد، تقریباً هر روز خلاصه نویسی از کتاب هایی  که می خواندم داشتم.

این بانوی نویسده بیان داشت:از همان اول به کتاب علاقه زیادی داشتم کتابخانه مدرسه پاتوقم بود حتی فقط به خاطر اینکه زمان بیشتری بتوانم در کتابخانه باشم تصمیم گرفتم عضو شورای دانش آموزی شوم و  با این راهکار بیشتر اجازه ورود به کتابخانه را داشتم،من از قبل دبستان خواندن را یاد گرفته بودم و روزنامه می خواندم .

وی بیان کرد:همه صفحات را می خواندم،برایم مهم نبود کدام قسمت،خواندن برایم مهم بود. آن قدر علاقه به کتاب داشتم که روی کتاب داستان هایم حتی یک خط کوچک هم کشیده نشده بود و وقتی بچه های اقوام می آمدند خانه ما کتاب هایم را مخفی می کردم که آن ها را خط خطی یا پاره نکنند.

رفیعی یکی از آرزوهایش را معلم شدن بیان کرد و گفت:قصد دارم با مدرک دکتری معلم بودن را در محیط دانشگاه تجربه کنم،هنوز باید تلاش کنم،البته دکتری قبول شدم ولی بنا به شرایطی ترجیح دادم تحصیل را به زمان دیگری موکول کنم.

وی تصریح کرد:سال 91 بود شروع به نوشتن کتاب خاطرات آقای دکتر فتاح محمدی یکی از آزادگان استان کردم و اولین کسی که کتاب را خواند آقای قاسمی از اساتید دانشگاه تهران و کارشناس ادبیات پایداری و البته همسرم هم خواندند.

این بانوی نویسنده با اشاره به سخنی از مقام معظم رهبری درباره دفاع مقدس که فرموند،حفظ یاد و نام شهید کمتر از خود شهادت نیست ابراز داشت:دفاع مقدس یادآور خون هایی است که برای حفاظت از این مرز و بوم ریخته شد، آرامش امروز ما مدیون آن هاست  و باید با اهتمام هرچه بیشتر یاد و خاطره آن ها را نگه داریم.

وی اظهار کرد:قصد دارم بر روی خاطرات مادران شهید کار کنم و در مرحله سوژه یابی هستم

تعداد کتاب خاطرات زنان در دفاع مقدس اندک است

رفیعی با بیان این که تعداد کتاب خاطرات مربوط به زنان با توجه به عمق و عظمت دوران دفاع مقدس بسیار ناچیز است خاطر نشان کرد: سهم مادران و همسران شهدا در انقلاب و دفاع مقدس قابل توجه بوده،آن ها با از خود گذشتگی و ایثار فرزندان و همسران خود را تا سر حد شهادت همراه کردند که با این ایثار و از خود گذشتگی انقلاب شکوهمند ایران اسلامی بارور شد.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که به هنگام چاپ کتاب چه عکس العملی نشان میدهید از این که کتاب به چاپ رسیده است بیان کرد:حداقل از نظر 10 استاد دانشگاه در این زمینه استفاده کردم که همگی این کتاب را جذاب می دانستند پیش بینی شده با استقبال خوب مخاطبان مواجه خواهد شد.

وی همچنین در دومین مسابقه خاطره نویسی بنیاد حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس در سال 1393مقام نخست را کسب کرد که این خود نشان از کیفیت قابل قبول کتاب است.

وی در برخورد با نقد و انتقاد خاطر نشان کرد: با نقدی که پشتوانه علمی داشته باشد استقبال می کنم ولی متأسفانه ژاندر خاطرات دفاع مقدس  در استان هنوز ناشناخته است و خیلی ها فرق خاطره و رمان را نمی دانند و از اصول علمی و نگارشی این نوع ادبیات که پیچیده است مطلع نیستند و در کارشناسی های خود مواردی را مطرح می کنند که اصلاً مرتبط به این ژاندر نیست و بنابراین بیشتراز نظر کارشناسان و اساتید دانشگاه تهران استفاده کرده ام.

این بانوی نویسنده درباره این که برخی اوقات ننوشتن بهتر از نوشتن است،بیان داشت:این یک امر نسبی است،گاهی بله و گاهی خیر، تا به حال مطالب زیادی نوشتم که آرزو می کردم  ای کاش ننوشته بودم.

وی با بیان این که برخورد همسرم با کار نویسندگی خوب است اظهار کرد:ایشان با توجه به اینکه خودشان هم از نویسندگان و فعالین فرهنگی هستند و هم چنین سردبیر مجله هم بوده اند،کاملاً مرا درک می کنند و پشتیبان من هستند،تا به حال خیلی سعی کردم که مشکلی در کار خانه و نویسندگی ایجاد نشود ولی خوب بله پیش آمده که همین جا از همسرم قدردانی می کنم که پشتیبان من بوده اند.

رفیعی با اشاره به این که اشتغال در بیرون از منزل به زنان کمک می کند تا از تخصص و تحصیلات خود بهره ببرند بیان داشت:این مساله در امنیت روانی و احساس کارآمدی شان بسیار مؤثر است و همینطور مشارکت اجتماعی زن در جامعه،مراودات وسیع اجتماعی و به خصوص اشتغال در بخش های فرهنگی باعث افزایش آگاهی ها و دانستنی های زن می شود و او را در تربیت فرزندان حمایت بسیاری می کند،زنان می توانند با برنامه ریزی و البته کمک همسرشان هم اشتغال داشته باشند و هم به امور خانواده رسیدگی کنند.

حجاب دیوار و حصاری برای زن است تا هرکس به راحتی از زیبایی ها و زینت های یک زن بهره شخصی نکند

وی در ادامه به مسئله حجاب و اشتغال برای زنان اشاره و تصریح کرد:ما در زندگی یک سری محدودیت ها داریم که آن ها را با ارزش می دانیم، ما این محدودیت ها را پذیرفته،مهم و ارزشمند می دانیم، مثلاً دست نزدن به مال دیگران و دزدی نکردن از آن ها و یا بدون اجازه وارد خانه کسی نشدن یا رعایت حقوق دیگران در هر زمینه ای نوعی محدودیت به همراه می آورد که همه آن را خوب و پسندیده می دانیم

این نویسنده تأکید کرد:حجاب نه تنها محدودیت نیست بلکه مثل دیوارهای اطراف یک خانه است که هرچه صاحب خانه لوازم و وسائل و چیزهای مهمتری در خانه دارد دیوارها بلندتر و محکم تر و نفوذ ناپذیر تر است.

وی بیان کرد:حجاب دیوار و حصاری است تا هرکس به راحتی از زیبایی ها و زینت های یک زن بهره شخصی نکند و از آن جایی که وجود زن جذاب تر و یاحتی بهتر است بگویم با ارزش تر از مرد است چراکه می خواهد نسلی از انسان ها را پرورش دهد پس باید حصار این موجود با ارزش محکم تر و نفوذ نا پذیر تر باشد .

رفیعی بیان داشت: من از دوران دبیرستان چادر می پوشیدم و هیچ اجباری برای پوشیدن چادر نداشتم.

وی در مورد کتابش یادآور شد: این کتاب خاطرات آقای دکتر فتاح محمدی که هم اکنون معاون سیاسی و امنیتی استاندار کهگیلویه و بوراحمد است خاطرات منحصر به فرد و خواندنی،نوجوان پانزده ساله ای که در 10کیلومتری بصره به اسارت نیروهای بعثی در می آید،اسارتی که ده سال در اسارتگاه های عنبر و موصل طول می کشد اسارت او پر از ناگفته ها است،ناگفته های تلخ و شیرین و عجیب که هم زندگی ساده اش را برای ما روایت می کند و هم زندگی پر از تلاطم اسارتش را. این کتاب در ژاندر خاطرات تاریخ شفاهی دفاع مقدس قرار می گیرد.

این بانوی نویسنده به دلایل طولانی شدن کتاب اشاره کرد و گفت:برای من صرفاً چاپ کتاب مهم نبود وگرنه همان سال اول توسط یک انتشارات بی نام و نشان می توانست چاپ شود و مثل خیلی ها و سوژهای دیگر کتاب های چاپ شده زیادی در دست داشتم.

وی تصریح کرد:من کیفیت را به کمیت ترجیح می دهم و خوشحالم که همان  سال اول چاپ نشد،انتشارت سوره مهر را انتخاب کردم که چاپ کتاب در این انتشارات هفت خان رستم دارد،خدا را شکر خان ها را پشت سر گذاشتم،انتشاراتی که کتاب های دفاع مقدسی که کتاب های ارزشمندی تولید کرده و رهبر نگاه ویژه ای به کتاب های این انتشارات دارد.

یکی از آرزوهای من خواندن کتاب توسط مقام معظم رهبری است

معمولاً کتاب های دفاع مقدس اگر بخواهند کیفیت داشته باشند طول می کشد برای مثال کتاب های دا،نورالدین پسر ایران،پایی که جاماند،خاک های نرم کوشک،لشکر خوبان، هر کدام چندین سال طول کشیده است.این کتاب ها  توسط رهبر خوانده شد و ایشان با تقریظیه به تعریف و تمجید این کتاب ها پرداختند،من هم آرزو دارم کتابم را مقام معظم رهبری بخواند.

انتهای پیام/

,

میترا رفیعی به دلایل انتخاب رشته روانشناسی اشاره کرد و اظهار داشت:خودم این رشته را انتخاب کردم،روانشناسی علم زندگی است،شاید خیلی از علوم در  زندگی روزمره کاربرد نداشته باشند، ولی کمترین فایده روانشناسی این است که به خود فرد کمک می کند که بهتر زندگی کند.

,

 وی با بیان این که از دوران راهنمایی نوشتن را شروع کرده ادامه داد:همیشه نمره انشا هایم بیست می شد، تقریباً هر روز خلاصه نویسی از کتاب هایی  که می خواندم داشتم.

, .,

این بانوی نویسده بیان داشت:از همان اول به کتاب علاقه زیادی داشتم کتابخانه مدرسه پاتوقم بود حتی فقط به خاطر اینکه زمان بیشتری بتوانم در کتابخانه باشم تصمیم گرفتم عضو شورای دانش آموزی شوم و  با این راهکار بیشتر اجازه ورود به کتابخانه را داشتم،من از قبل دبستان خواندن را یاد گرفته بودم و روزنامه می خواندم .

,

وی بیان کرد:همه صفحات را می خواندم،برایم مهم نبود کدام قسمت،خواندن برایم مهم بود. آن قدر علاقه به کتاب داشتم که روی کتاب داستان هایم حتی یک خط کوچک هم کشیده نشده بود و وقتی بچه های اقوام می آمدند خانه ما کتاب هایم را مخفی می کردم که آن ها را خط خطی یا پاره نکنند.

, .,

رفیعی یکی از آرزوهایش را معلم شدن بیان کرد و گفت:قصد دارم با مدرک دکتری معلم بودن را در محیط دانشگاه تجربه کنم،هنوز باید تلاش کنم،البته دکتری قبول شدم ولی بنا به شرایطی ترجیح دادم تحصیل را به زمان دیگری موکول کنم.

,

وی تصریح کرد:سال 91 بود شروع به نوشتن کتاب خاطرات آقای دکتر فتاح محمدی یکی از آزادگان استان کردم و اولین کسی که کتاب را خواند آقای قاسمی از اساتید دانشگاه تهران و کارشناس ادبیات پایداری و البته همسرم هم خواندند.

, .,

این بانوی نویسنده با اشاره به سخنی از مقام معظم رهبری درباره دفاع مقدس که فرموند،حفظ یاد و نام شهید کمتر از خود شهادت نیست ابراز داشت:دفاع مقدس یادآور خون هایی است که برای حفاظت از این مرز و بوم ریخته شد، آرامش امروز ما مدیون آن هاست  و باید با اهتمام هرچه بیشتر یاد و خاطره آن ها را نگه داریم.

,

وی اظهار کرد:قصد دارم بر روی خاطرات مادران شهید کار کنم و در مرحله سوژه یابی هستم

,

تعداد کتاب خاطرات زنان در دفاع مقدس اندک است

,

رفیعی با بیان این که تعداد کتاب خاطرات مربوط به زنان با توجه به عمق و عظمت دوران دفاع مقدس بسیار ناچیز است خاطر نشان کرد: سهم مادران و همسران شهدا در انقلاب و دفاع مقدس قابل توجه بوده،آن ها با از خود گذشتگی و ایثار فرزندان و همسران خود را تا سر حد شهادت همراه کردند که با این ایثار و از خود گذشتگی انقلاب شکوهمند ایران اسلامی بارور شد.

,

, , ,

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که به هنگام چاپ کتاب چه عکس العملی نشان میدهید از این که کتاب به چاپ رسیده است بیان کرد:حداقل از نظر 10 استاد دانشگاه در این زمینه استفاده کردم که همگی این کتاب را جذاب می دانستند پیش بینی شده با استقبال خوب مخاطبان مواجه خواهد شد.

,

وی همچنین در دومین مسابقه خاطره نویسی بنیاد حفظ و نشر ارزش های دفاع مقدس در سال 1393مقام نخست را کسب کرد که این خود نشان از کیفیت قابل قبول کتاب است.

, .,

وی در برخورد با نقد و انتقاد خاطر نشان کرد: با نقدی که پشتوانه علمی داشته باشد استقبال می کنم ولی متأسفانه ژاندر خاطرات دفاع مقدس  در استان هنوز ناشناخته است و خیلی ها فرق خاطره و رمان را نمی دانند و از اصول علمی و نگارشی این نوع ادبیات که پیچیده است مطلع نیستند و در کارشناسی های خود مواردی را مطرح می کنند که اصلاً مرتبط به این ژاندر نیست و بنابراین بیشتراز نظر کارشناسان و اساتید دانشگاه تهران استفاده کرده ام.

, .,

این بانوی نویسنده درباره این که برخی اوقات ننوشتن بهتر از نوشتن است،بیان داشت:این یک امر نسبی است،گاهی بله و گاهی خیر، تا به حال مطالب زیادی نوشتم که آرزو می کردم  ای کاش ننوشته بودم.

,

وی با بیان این که برخورد همسرم با کار نویسندگی خوب است اظهار کرد:ایشان با توجه به اینکه خودشان هم از نویسندگان و فعالین فرهنگی هستند و هم چنین سردبیر مجله هم بوده اند،کاملاً مرا درک می کنند و پشتیبان من هستند،تا به حال خیلی سعی کردم که مشکلی در کار خانه و نویسندگی ایجاد نشود ولی خوب بله پیش آمده که همین جا از همسرم قدردانی می کنم که پشتیبان من بوده اند.

, .,

رفیعی با اشاره به این که اشتغال در بیرون از منزل به زنان کمک می کند تا از تخصص و تحصیلات خود بهره ببرند بیان داشت:این مساله در امنیت روانی و احساس کارآمدی شان بسیار مؤثر است و همینطور مشارکت اجتماعی زن در جامعه،مراودات وسیع اجتماعی و به خصوص اشتغال در بخش های فرهنگی باعث افزایش آگاهی ها و دانستنی های زن می شود و او را در تربیت فرزندان حمایت بسیاری می کند،زنان می توانند با برنامه ریزی و البته کمک همسرشان هم اشتغال داشته باشند و هم به امور خانواده رسیدگی کنند.

, .,

حجاب دیوار و حصاری برای زن است تا هرکس به راحتی از زیبایی ها و زینت های یک زن بهره شخصی نکند

,

وی در ادامه به مسئله حجاب و اشتغال برای زنان اشاره و تصریح کرد:ما در زندگی یک سری محدودیت ها داریم که آن ها را با ارزش می دانیم، ما این محدودیت ها را پذیرفته،مهم و ارزشمند می دانیم، مثلاً دست نزدن به مال دیگران و دزدی نکردن از آن ها و یا بدون اجازه وارد خانه کسی نشدن یا رعایت حقوق دیگران در هر زمینه ای نوعی محدودیت به همراه می آورد که همه آن را خوب و پسندیده می دانیم

,

, , ,

این نویسنده تأکید کرد:حجاب نه تنها محدودیت نیست بلکه مثل دیوارهای اطراف یک خانه است که هرچه صاحب خانه لوازم و وسائل و چیزهای مهمتری در خانه دارد دیوارها بلندتر و محکم تر و نفوذ ناپذیر تر است.

,

وی بیان کرد:حجاب دیوار و حصاری است تا هرکس به راحتی از زیبایی ها و زینت های یک زن بهره شخصی نکند و از آن جایی که وجود زن جذاب تر و یاحتی بهتر است بگویم با ارزش تر از مرد است چراکه می خواهد نسلی از انسان ها را پرورش دهد پس باید حصار این موجود با ارزش محکم تر و نفوذ نا پذیر تر باشد .

, .,

رفیعی بیان داشت: من از دوران دبیرستان چادر می پوشیدم و هیچ اجباری برای پوشیدن چادر نداشتم.

,

وی در مورد کتابش یادآور شد: این کتاب خاطرات آقای دکتر فتاح محمدی که هم اکنون معاون سیاسی و امنیتی استاندار کهگیلویه و بوراحمد است خاطرات منحصر به فرد و خواندنی،نوجوان پانزده ساله ای که در 10کیلومتری بصره به اسارت نیروهای بعثی در می آید،اسارتی که ده سال در اسارتگاه های عنبر و موصل طول می کشد اسارت او پر از ناگفته ها است،ناگفته های تلخ و شیرین و عجیب که هم زندگی ساده اش را برای ما روایت می کند و هم زندگی پر از تلاطم اسارتش را. این کتاب در ژاندر خاطرات تاریخ شفاهی دفاع مقدس قرار می گیرد.

, .,

این بانوی نویسنده به دلایل طولانی شدن کتاب اشاره کرد و گفت:برای من صرفاً چاپ کتاب مهم نبود وگرنه همان سال اول توسط یک انتشارات بی نام و نشان می توانست چاپ شود و مثل خیلی ها و سوژهای دیگر کتاب های چاپ شده زیادی در دست داشتم.

,

وی تصریح کرد:من کیفیت را به کمیت ترجیح می دهم و خوشحالم که همان  سال اول چاپ نشد،انتشارت سوره مهر را انتخاب کردم که چاپ کتاب در این انتشارات هفت خان رستم دارد،خدا را شکر خان ها را پشت سر گذاشتم،انتشاراتی که کتاب های دفاع مقدسی که کتاب های ارزشمندی تولید کرده و رهبر نگاه ویژه ای به کتاب های این انتشارات دارد.

, .,

یکی از آرزوهای من خواندن کتاب توسط مقام معظم رهبری است

,

معمولاً کتاب های دفاع مقدس اگر بخواهند کیفیت داشته باشند طول می کشد برای مثال کتاب های دا،نورالدین پسر ایران،پایی که جاماند،خاک های نرم کوشک،لشکر خوبان، هر کدام چندین سال طول کشیده است.این کتاب ها  توسط رهبر خوانده شد و ایشان با تقریظیه به تعریف و تمجید این کتاب ها پرداختند،من هم آرزو دارم کتابم را مقام معظم رهبری بخواند.

, .,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه