logo
شنبه 25 مهر 1405 | شنبه 17 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. "اخلاقی" با رأی بالا به عنوان وزیر دفاع انتخاب خواهد شد
  2. عاقبت سرپیچی کشتی‌ها از مقررات ایرانی تنگه هرمز سوختن است
  3. از خروش مجید مجیدی علیه جنایات غرب تا غفلت لاله مرزبان در ونیز
  4. به نام سوارکاری، به کام اسپانسرها و اینفلوئنسرها!/ وقتی یک مسابقه ورزشی جولانگاه بلاگرها شد
  5. شکاف عمیق در گیشه سینما؛ جولان کمدی‌های میلیاردی
  6. سکوت مجامع بین الملل در برابر سرکوب‌ حجاب در باکو نشانه استاندارهای دوگانه غرب است/ پایه های حکومت "علی اف" به زودی خواهد شکست
  7. اعتراف "اوباما" به خباثت مذاکراتی آمریکا/ غربگراها همچنان در پی سیاست تسلیم!
  8. انتخابات زیر سایه جنگ؛ قمار نظامی ترامپ و نتانیاهو چه هزینه‌ای دارد؟
  9. آمریکا با وارونه‌نمایی واقعیت‌ها به دنبال پیروزی در جنگ روایت‌ها است
  10. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  11. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  12. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  13. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  14. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  15. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  16. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  17. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  18. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  19. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  20. سیستم طاغوتی نمایش در ایران

در مسیر راهیان نور؛

جایی از زمین؛ خیلی نزدیک به آسمان

جایی از زمین؛ خیلی نزدیک به آسمان
دلت که گرفت و خسته شدی از این دنیای رنگارنگ هزار چهره، دلت را بردار و برو به سرزمین هایی که از جنس دیگرند انگار؛ همان سرزمین هایی که اگر بخواهی تو را چند روزی و شاید برای همیشه نجات می دهد از این همه یکنواختی و زرق و برق.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، دلت که گرفت و خسته شدی از این دنیای رنگارنگ هزار چهره، دلت را بردار و برو به سرزمین هایی که از جنس دیگرند انگار؛ همان سرزمین هایی که اگر بخواهی تو را چند روزی و شاید برای همیشه نجات می دهد از این همه یکنواختی و زرق و برق..

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,

از خودت که دور شدی و خواستی خودت را پیدا کنی، به جایی برو که زمانی خیلی ها در آنجا آسمانی شده اند و خودشان را یافته اند..
سفر را با اندیمشک و شهیدان گمنامش آغاز کن و به طرف شرهانی راهی شو؛ منطقه ای که شهدایی غریب در خاکش غلتیده اند و اگر خوب دقت کنی و گوش جان بسپاری، صدایشان را می شنوی؛ منطقه صفر مرزی که گویی می توانی به آقایت حسین علیه السلام هم راحت تر سلام بدهی..

,
,

با شرهانی وداع می کنی و به دوکوهه می روی، هماند سرزمینی که هیچ عملیاتی را به خود ندیده است، اما بارها و بارها شاهد عشق بازی های شبانه خالق و مخلوق در حسینیه حاج همت خود بوده است و در و دیوارش از اشک هایی می گوید که در فراغ یاران در اینجا ریخته شده است و از عجز و لابه هایی که شهادت را ملتمسانه از معبودشان می خواستند…

,

اما از دو کوهه نیز باید رها شوی تا بتوانی شلمچه و پنج هزار شهیدش و بوی خاک آغشته به خونش را درک کنی و یا زهراگویان در آخرین شب سال، به سجده بیفتی و با خاک در آمیزی تا صبح گاهان و در هنگام تحویل سال حال نیکو را در کنار شهدای غواص نهر خین از خدا بخواهی و سالی نیکو را آغاز کنی و خودت را آماده کنی برای رفتن به کناره اروند و گم شدن در لابه لای نی زارها و امواج اروند که دهان گشوده و رازها دارد با تو و گاه حتی دلت را عجیب می لرزاند اما به ناچار باید با اروند وداع کنی و در پاسگاه زید برای غربت شهدا بگریی تا این گریه مقدمه ای باشد برای گریستن بر غربت کانال کمیل و حنظله که غربت خاکش را با تمام وجود احساس می کنی و از خود بی خود می شوی و احساس غربتی عجیب تمام وجوت را پر می کند و داری خفه می شوی انگار از این همه بی رحمی، و باز هم تنها سجده ای بر خاکش تو را آرام می کند…

,

به ناچار باید غربت اینجا را نیز به گوشه دلت بسپاری و بروی تا جایی را تجربه کنی که از خیلی وقت پیش منتظر بودی بیایی و در سه راهی شهادتش عقده گشایی کنی!
همانجا که خودت را باید رها کنی در میان خاک های از جنس طلایش و با شهدایی که با قمر بنی هاشم همراه شدند بازهم عهد ببندی که باز هم دلت را گم نکنی در میان زرق و برق ها..آری طلائیه را می گویم…
اگر هم خواستی میتوانی در هویزه یا در دهلاویه یا در ساحل هور و آنگاه که بر مظلومیت شهید هاشمی در کنار هور گریستی این عهد را ببندی با خدایت…
اما در آخرین روز نفس کشیدنت در اینجا از دهلاویه و مناجات های چمران که لذت بردی، با رمل های فکه همراه شو و با صدای حزن انگیز آوینی در خودت فرو برو و آهسته قدم بردار تا به گودال قتلگاه برسی و بار ها و بارها عهد ببند با خودت تا در میان شیار های منطقه فتح المبین و زمزمه سوره فتح باز هم عهدت را محکم کنی تا آنگاه که به دیدار دانیال نبی می روی پیامبر خدا نیز پیمانت را بپذیرد و بر آن صحه بگذارد…
حالا که اتوبوس در میان بهت و اندوهت آخرین روز سفرت را برایت رقم می زند و در پهنای جاده باز می گرداندت، تازه به خودت میایی که برای عهد بستن و بر سر پیمان خودت ماندن باید رها شوی و بگذاری و بگذری و از این مهمانی چند روزه خداحافظی کنی و با لبخند شهدا بدرقه شوی که نکند یادت برود عهدهایی را که بستی با خودت و خدایت. خاک های شرهانی و شلمچه و طلائیه و رمل های فکه و نخل های سوخته هویزه و امواج اروند و نیزارهای غریب هور نیز همراه با شهدا بر این پیمان تو گواهی می دهند…

,
,
,
,
,

زهرا انصاری زاده

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه