ده دقیقه بعد، چند زن به سراغم اومدن و شروع کردن به افسانه بافی. باز هم نرم شدم و خودم رو انتخاب شده از طرف خدا دیدم. چند شبی به نکاح جهادی اون فرماندهی کریه در اومد…
صفحه 1 از 1