شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: فرهنگ و هنر
ساعت: 21:00 منتشر شده در مورخ: 1401/09/09 شناسه خبر: 1915238

شهید محب؛ افتخار سیستان و محب خدا بود

شهید محب؛ افتخار سیستان و محب خدا بود
سردار شهید محب علی فارسی، همرزم حاج قاسم و قائم مقام لشکر ۴۱ ثارالله بود؛ حاج قاسم بعد از شهادت او می گوید: محب فارسی تداعی کننده سلمان فارسی با همان پاکی و صلابت بود، او افتخار سیستان و محب خدا بود.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ شهید «محبعلی فارسی» که همرزمانش او را با نام «حاج محب» می‌شناسند، یکی از همین اسطوره‌های شناخته‌نشده دوران دفاع مقدس است که عمری را در گمنامی مجاهدت کرد؛ از همان دورانی که از روستا‌های سیستان و بلوچستان به جبهه‌های دفاع مقدس پای نهاد و در لشکر ۴۱ ثارالله (ع)، در کنار سردار شهید حاج قاسم سلیمانی حماسه آفرید، تا زمانی که در اسارت، زیر شکنجه‌های دشمن قرار گرفت و سپس تا پایان عمر خود، با تحمل عوارض ناشی از شکنجه‌های دوران اسارت و همچنین اثرات گاز‌های شیمیایی غربی‌ها که به صدام هدیه داده بودند، استقامت کرد و سرانجام سال ۱۳۹۶ همزمان با روز ولادت جانباز دشت کربلا، چشم از دنیای فانی فرو بست و آسمانی شد.
معلم،ورزشکار، بسیجی، جهادگر،بخشدار،دستیار پزشک،مربی،فرمانده،جانباز ،آزاده،پاسدار،سردارسرتیپ وشهید از عناوین بزرگ مردی به نام محب علی فارسی از خطه سیستان ولایتمدار است.مردی که شهره ایمان وایثار وامانت وصداقت و صبر عظیم است و هم رزمانش و نیروهای تحت امرش در ۸ سال دفاع مقدس او را با نام حاج محب می شناسند.
مردی که تمام استعدادها و توانش را برای خدا رشد داده بود .
مردی که تمام فضایل و خصایص ممتاز را با هم داشت.
مردی  متواضع و مخلصی که او را فاتح قلاویزان می نامند.مردگمنامی که با نیروهای گارد ریاست جمهوری عراق به فرماندهی عدنان خیر الله وزیر جنگ صدام جنگ تن به تن میکند وپیروز معرکه است.
مردی از خود گذشته که پس از پذیرش قطع نامه صلح ۵۹۸ در ۳۱ تیر ماه۱۳۶۷ خرمشهر را به قیمت به اسارت رفتنش از سقوط حتمی نجات می دهد.
مردی که تا آخرین نفس تفسیر عملی آیه اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم بود.
مردی که تار وپودش با حب علی (ع )واولاد علی(ع)سرشته بود.وهرگز عجب وغرور ونخوت به سراغش نیامد.
حاج محب یار دیرین حاج قاسم سلیمانی بود.
 از هر عملیاتی نه زخمی که زخمها بر تن داشت،بیش از سه مرحله شیمیایی شد وحدود دوسال ونیم اسارت از نوع  مفقودالاثر داشت.
در اسارت هم ازحمایت وهدایت هم اسارتی ها فروگذار نکرد.از فرماندهانی بود که توسط نیروهای خود فروخته وطنی و شناسایی دشمن لو رفته بود وتحت بدترین َشکنجه ها قرار می گرفت.
در عین حال همواره سپر بلای شکنجه کوچکترها می شد وکابل وشلاق وباتومی که قرار بود کوچکترها بخورند او به جان می خرید.
حاج محب آنگونه زیست وآنگونه عمل کرد که خدایش راضی باشد ولا غیر.
۱۲ اردیبهشت ۹۶ که مصادف بود باولادت قمر بنی هاشم و روز جانباز به فیض شهادت نائل آمد.
با شنیدن خبر شهادت حاج محب ،حاج قاسم از جبهه مقاومت و نبرد با داعش خودش را به زاهدان رساند وتمام طول مسیر تشییع پیکر پاک شهید حاج محب را  علیرغم خطراتی که ممکن بود حادث شود پیاده طی کرد.



متن تقریظ سردار سلیمانی به شرح ذیل است:
سردار شهید محب علی فارسی، همرزم حاج قاسم و قائم مقام لشکر ۴۱ ثارالله بود؛ حاج قاسم بعد از شهادت او می گوید: محب فارسی تداعی کننده سلمان فارسی با همان پاکی و صلابت بود، او افتخار سیستان و محب خدا بود.
آیین رونمایی از کتاب «گردان ۴۰۹» روایتی از حال و هوای رزمندگان قبل از شروع عملیات «والفجر ۱۰» و به‌خصوص شهدای سیستان و بلوچستان ۰۳ دی 1397 در فرهنگسرای عترت تهران رونمایی شد. در این مراسم اعلام شد که حاج قاسم سلیمانی تقریظی بر این کتاب نوشته و تجلیل خاصی از شهدای سیستان و بلوچستان کردند که بهانه‌ای برای برگزاری مراسم رونمایی شد. در متن حاج قاسم سلیمانی آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و برکات خداوند بر خطّۀ شهیدپرور مقاوم و پر از معنویت، ولایی و بسیار شجاع سیستان
بارها متحیرانه تماشاگر شجاعت و معنویت آنان بودم، گردان ۴۰۹ و بنیانگذار بسیار پرافتخار و ارزشمند آن شخصیتی دایم قابل افتخاری همچون شهید مخلص میرحسینی عزیز که خود به تنهایی تداعی‌کننده یک لشکر بود، یل بزرگ سیستانی که همۀ جوانان کرمانی، سیستان و بلوچستانی و هرمزگانی را در مدرسۀ خود مشق عشق و ایثار داد و همه به او تأسّی می‌کردند و در سختی‌ها به او پناه می‌بردند. مرد زخم دارِ زخمی تمام نبردها آخرین فردی که از صحنۀ آتش خارج می‌شد، آن هم با تن چند چاک جراحت.
سیستان افتخار دارد به یل و رستم حقیقی حسینی، همچون محب که محب خدا و راه اولیاء و ائمه معصومین(ع) بود، محب فارسی تداعی‌کنندۀ سلمان فارسی با همان پاکی و صلابت.
سیستان افتخار داشتن عالی‌ها، غزنوی‌ها، میرزایی‌ها، هراتی‌ها، دولتی مقدم‌ها و آزادگان سرافرازی همچون عبدالرضا عزیز و در نهایت شیخ شهید مجاهد شهید مزاری را دارد.
رحمت و برکات خداوند بر شهدای این خطّه ارزشمند و این دژ مدافع ایران و اسلام، و درود و غفران خداوند نثار پدران و مادرانی که در خانه‌های محقّر خود چنین شیردلانِ باغیرتی را تربیت کردند و سلام و تهنیت به همسران صبور و فرزندان یادگاران آن مردان روزهای آزمون‌های سخت.
این آلبوم با نوشته‌های ارزشمندش بسیار گرانبهاست، ان‌شاءالله با اقدامات دیگر و قلم متعهدان سیستانی این نشان کم‌نظیر به ایران اسلامی و جهان اسلام شناسانده شود.»
تکلیف

قدسیه سرگزی همسر سردار شهید حاج محب علی فارسی  در وصف همسر شهیدش اشعاری سروده است که در ادامه آن را می خوانید:

بی خیالی هایتان مردم ،بد است
کرنشی در خفت و خواری رد است
یاد فرهنگ بسیجیان کنید
غیرتی که تا همیشه سرمد  است
می توان با لحنی از دریا سرود
کوهی از حیرت که در پیشامد است
در نماز خون ز غیرت زاده ایم
اشتهار کربلا گر ممتد است
فهم یک تکلیف در تقدیرمان
زندگی،نه زنده ماندن،مقصد است
با ولایت تا شهادت آبروست
آسمان بااین پدیده  هم قد است



اصل عشق

یاد باد آغوش پاک میهنم
بازوان چاک چاک میهنم
عطر خوب هم دلی های قشنگ
در میان جبهه وتیر وتفنگ
شعله ی داغی نهان هر دلی
روی بال هر فرشته محفلی
جبهه ومردم  وقاری  داشتند
با بسیجی اقتداری داشتند
آسمان سرشار از اعجاز بود
هر دلی آماده ی پرواز بود
مادرانی زینبی ،فاعل شدند
یادمانی ناب را حاصل شدند
شور شیرین شهادت یافتند
تار وپود آگهی را بافتند
گفت وگوها رنگ دنیایی نداشت
خستگی،وقت تن آسایی نداشت
تا بن دندان مسلح دشمنان
دست خالی این طرف ،پیر وجوان
فتنه ها کردند تا غافل شویم
قصه ها گفتند تا جاهل شویم
لاجرم باحکم آن پیر خمین
شد بسیجی لشکر حب الحسین
لشکری مخلص زهر جای وطن
متحد بهر نبرد  اهرمن
مقتداشان شد علی شیر خدا
قصد قربت با حسین سر جدا
آسمان سرشار از اعجاز شد
هر دلی آماده ی پرواز شد.
من نمی دانم ،کجاها کیستند؟!
شیر مردانی که باما زیستند!
معبر ومیدان مین وانفجار!
قایق وغواصی وقول وقرار!
سنگر تخریب وآغوش وطن
صاعقه در جان او،ای وای من!
کربلاوخیبر و والفجر هشت
با شهیدان خدایی چون گذشت؟!
کرخه وکارون پر از ققنوسها
یادتان می آید آن طاووسها؟!
پیش رقص چلچله، گاه. کمین
خرم از خون شقایقها زمین؟!
در دل موج خطر تجهیز بود
مرد از مردانگی لبریز بود
ما به مردان خدا مدیون شدیم
وارث قالو بلا  در خون شدیم
شیر مرد بیشه ی اصل وجود
تا که حق احیا کند در تارو پود
در همین زابل محب چالاک شد
جبهه هر جا بود او پژواک شد
سیستان دار الولایه خاک او
عفلقی ها عاجز از ادراک او
او نسیم رحمتی در فصل عشق
او چراغ افروز آمد زاصل عشق
تا گل وحدت زنامش چیده ام
اصل توحید از مرامش دیده ام
من چه تعبیری بجز زیباترین
میتوانم داشت از عین الیقین
من نبودم بوده است حب علی
غیرت الله با علی شد منجلی
آبروی خیل عیاران علی
در سجودش ابر خوش باران علی
یا علی آیینه باشد حق نما
یا علی میزان وما را  التجا
مردم من،آینه سهم شماست
آب ورنگ زندگی وهم شماست
ما درختان نجابت بوده ایم
ریشه داران ولایت بوده ایم
از درون واز برون رنگین شدیم
از تخیل خورده وسنگین شدیم
این تسلسل هاکه درگیرش شدیم
شرجی مرداب بی پیرش شدیم
مثل اشباحیم، در ویرانه ها
گیج و منگ وگنگ حیرتخانه ها
یک نفس کوس انالحق را زدن
قلب شب ناقوس مطلق را زدن
بوی خون ارغوانها دور نیست
سیرت آیینه ها مغرور نیست
فطرت آیینه شوق دیدن است
جشن آدم روز اندیشیدن است
آینه یک کفه از ایمان ماست
اصل حیرتخانه ی پیران ماست
آینه یک چشمه در اعماق ماست
عارف تصویر بی اغراق ماست
هر کسی آیینه اش را گم کند
خویشتن را بار این مردم کند
وای بر آنکس که بی آیینه شد
ناله ی خاموش صدها سینه شد



انقلاب
ما بسیجی بوده و سر داده ایم
یادمان باشد برادر داده ایم
انقلابی پر زخون ارغوان
سال ها گل های پر پر داده ایم
در گلوی بغض مان شیون شکست
تا به مادر پاره پیکر داده ایم
با عبور از جلوه های زندگی
مرگ را سیری منور داده ایم
یوسفی زخمی وپنهان از نظر
صبر را ایوب دیگر داده ایم
نا جوانمردی است دل بستن به خصم
ما تن در خون شناور داده ایم
دست نا اهلان نیفتد انقلاب
پاسخش  الله اکبر داده ایم


 

http://rahedana.ir/news/1915238.html/share
ارسال نظر
نظرات