logo
پنج‌شنبه 23 مهر 1405 | پنجشنبه 15 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

تلون مزاج سیاسی

تلون مزاج سیاسی
کسی پرسید چرا بعضی‌ها تلون مزاج دارند، از این شاخه به آن شاخه می‌پرند یا اینکه در کمترین زمان جناح سیاسی خود را تغییر می دهند؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ اول باید گفت، اگر کسی در یک مسیر بوده و بعدها متوجه شده باشد، بیراهه رفته و در تشخیص حق خطا کرده و تغییر مسیر داده است، چون ملاک ، معیار و انتخاب راه از جانب وی با هر اصول و مبانی ارزشی است، نه تنها نباید مورد سرزنش قرار بگیرد بلکه بایستی تشویق گردد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

یادداشتی از هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

پس در اینجا تعصب دارد به رنگ جناح به صرف اینکه فرد مدت زمانی در آن مسیر گام نهاده است معنا و مفهومی پیدا نمی‌کند.

,

آنچه که جای تعجب دارد و تغییر جناح و مسیر مورد قبح واقع می‌شود، بازگشت افراد از باورهای است که عمری سنگ آن‌ها را به سینه زده‌اند و به تقید آن مباهات می‌کرده اند.

,

تصور کنید یکی از صحابه رسول الله (ص) تمام شان و منزلت امیرالمؤمنین(ع) را از زبان رسول الله(ص) شنیده باشد. عمری با امیرالمؤمنین(ع) همنشینی کرده باشد، بعدا" در دوران حوادث در اردوگاه امام(ع) که سالها آن را حق می‌دانسته روی گردان شود.

,

نعوذبالله ما قصد مقایسه افراد عصر حاضر را با امیرالمؤمنین(ع) را نداریم ولیکن در اینکه همواره حق را باید شناخت و معیارهای ارزشی را ملاک عمل قرار داد، باور داریم و بر این اعتقادیم که مسلمان واقعی تراز انقلاب اسلامی و اسلام ناب محمدی(ص) ملاک و معیار دیگری جز حق را برنمی‌گزیند.

,

مسئله دیگر آنکه هر گاه این تغییر جریانی از بعد فردی به بعد جمعی ارجاع یابد مسئولیت سنگین تر میشود؛ یعنی اگر شخصی به اتکال ادبیات گفتمانی سیاسی و برنامه ای یک اردوگاه سیاسی توانسته باشد آراء عده ای را جلب نموده و به پشتوانه همان مسئولیت و منصبی برسد او به نوعی نماینده و خلص آن جماعت است تا زمانی که آن مسئولیت را دارد و نمایده آن عده محسوب می‌شود اخلاقا" اجازه تغییر مسیر را ندارد.

,

برخی اوقات دیده می‌شود، مسئولین و نمایندگان مجلس ابتدا با تکیه بر آرا به نتیجه می‌رسند و بعدها برای تکرار و تمدید دوره مسئولیت خود به آرا اردوگاه جریان سیاسی رقیب گذشته روی می آورند،

,

برای این پدیده سیاسی نیز منابع گوناگونی قابل تصور است از جمله عمیق نبودن آن باورها به بست قدرت، تبدیل خود قدرت به وسیله و هدف و قرار دادن این مباحث برای رسیدن به هدف را می‌توان از دلایل اولیه آن برشمارد، اگر خوشباورانه بپذیریم که افراد در ابتدا واقعا" به آنچه که بیان کرده اند باورمند بوده و سپس تغییر مسیر داده اند.

,

آنچه که به جناح و جریان اصولگرایی مربوط است، آنکه نسبت به انگ حساس باشد و آستانه تحمل پذیری خود را بالاتر ببرد تا با کوچکترین سوگیری سیاسی به افراد ... نخورد تا آنها به دامن جناح مقابل لیز بخورند (این مبحث به معنای کوتاه آمدن از حق و عدل نیست).

,

مردم و انتخاب کنندگان نیز می بایستی برای انتخاب ملاک‌ها و معیارهای بیشتر و عینی تری را به عوان عیار تشخیص در نظر بگیرند تا افراد کم ظرفیت و کم جنبه به مسئولیت نرسند.

,

شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) تکرار ناشدنی است ولیکن خود حضرت فرمودند «اعیونی بالورع دالتقوی»: مرا با پرهیزگاری یاری دهید؛ وقتی آن حضرت به خلافت رسید افرادی می آمدند برای تبریک گفتن! یک تبریکی هم جناب گفته است.

,

ایستاد و خطاب به امیرالمؤمنین(ع) گفت: «اعینونی بالورع والتقویزینت الخلافه و ما زانتک،و رفعتها و ما رفعتک، و هی الیک احوج منک الیها» گفت: علی تو که خلیفه شدی خلافت به تو زینت نداد، تو به خلافت زینت بخشیدی تورا بالا نبرد تو که خلیفه شدی مقام خلافت را بالا بردی علی خلافت به تو بیشتر احتیاج داشت تا به خلافت؛

,

با استناد به این نکته می‌توان گفت همانگونه در ابتدای انقلاب مسئولیت‌ها و صندلی‌ها به اشخاصی مانند شهید بهشتی‌ها، رجائی‌ها و دیالمه ها بیشتر احتیاج داشت و حضور آن افراد بود که به آن مناصب منزلت می‌بخشید اکنون نیز با تمام اهمیت و ارزشی که نمایندگی و وکلات مردم دارد، افراد کم جنبه و کم ظرفیت نبایستی انتخاب شوند تا با رسیدن به آن مناصب جوگیر شده و در عوض اثرگذاری و حضور فعال بیشتر تأثیرپذیر بوده وعمل منفعلانه نمایند.

,

نتیجه این نوع اثرپذیری ایشان که در گذر و عدول از مسئولیت ذاتی نمایندگی پایگاه اجتماعی خود به نفع جناح های سیاسی خاص باشد.

,

یادداشتی از هوشنگ نادری

,

انتهای پیام/م

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه