logo
جمعه 24 مهر 1405 | جمعه 16 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

یادداشت/

تأثیر اقتصاد مقاومتی بر استقلال سیاسی کشور

تأثیر اقتصاد مقاومتی بر استقلال سیاسی کشور
اقتصاد وابسته، بیمار و بی‌برنامه یکی از عمده ضعف‌های کشور ماست که بر سیاست‌گذاران و سیاست‌سازان واجب است پایه اقتصاد مقاومتی زمینه مصونیت، امنیت حیات سیاسی اجتماعی انقلاب اسلامی را محقق سازند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ کره شمالی را در نظر بگیرید که آزمایشگاه متفاوت سلاح‌های اتمی و اخیرآ" هیدروژنی را به اجرا در می آورد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال,

ولیکن غرب در واکنش به این اقدامات فقط به تحرکات چند سیاسی و مختصر مانور مشترک نظامی با هم‌پیمانان خود اکتفا می‌کند واقدام موثر دیگری انجام نمی‌دهد یا اینکه نمی‌تواند انجام دهد دلیل این حرف چه می‌تواند باشد؟

در مقایسه با پدیده صدام حسین در عراق و نوع اقدام آمریکا با این کشور یا جمهوری اسلامی ایران باید گفت که عراق در یک منطقه کاملا" استراتژیک به لحاظ ژئوپلتیک قرار دارد و کشورهای پیرامون آن را تمام کشورهای اسلامی و امت مسلمان احاطه کردند و حضور آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم یک سیاست طراحی شده بود.

ولیکن کره شمالی از این حساسیت ژئو پولتیکی که برخوردار نبوده و کشورهای محروم کره شمالی را عموما" ممالک دوست و هم‌پیمان آمریکا تشکیل می دهند و آمریکا در منطق مختلفی مانند ژاپن، کره، جنوبی و فیلیپین پایگاه‌های نظامی دائمی دارد و کره شمالی را در احاطه دارند.

وجود کره شمالی بر اساس تئوری توهم با توطعه و از آن جایی که برای مدل‌سازی این توهم می‌بایستی مصداق‌سازی کنند از این دیدگاه استراتژی غربی لازم و ضروری است.

کره شمالی مانند یک جزیره عمل می‌کند و این کشور عضوی از هیچ بلوک‌بندی نیست و حد واندازه‌ای از در عرف دیپلماتیک و جریان سازی دیپلماسی به گونه ای نبوده تا بنیاد‌های فرهنگی سیاسی اجنماعی و اقصادی  مثل لیبرال دموکراسی غرب را تهدید کند.

کره شمالی تنها به لحاظ نظامی تهدید بلقوه برای تمدن لیبرال دموکراسی غرب بود که هیچگاه این تهدید نظامی به منفعل نشده است.

امروزه در گوشه گوشه جهان اقدامات متعدد ترورستی به وقوع بپیوندد و هرکدام به یک گروه و جناح منتسب می‌گردد؛ ولیکن تا کنون کسی سراغ ندارد که یک اقدام تروریستی به کشورهای کره شمالی منتسب پیدا کند.

این قضیه دو دلیل می‌تواند داشته باشد:

اول اینکه کره شمالی فقط درونگر است و قصد ورود به حوزه‌های بین المللی ندارد و تا این نیت را به طرق مختلف عملی کند و حد انتظار این کشور از طریق عدم تعارض دشمنان تامین می شود در نتیجه می‌توان ادعا کرد دکترین نظامی کره شمالی تدافعی است نه تهاجم.

دوم اینکه اگر غرب بخشی از فعالیت‌های  تروریستی را به کره شمالی منتسب کند ناچار خواهد بود که با این کشور وارد کارزار شود و پیامدهای رویارویی را بپذیرد ولیکن بدلایل مختلف از جمله همان دلیل مدل تئوری توهم توطئه نیاز به کره شمالی دارد.

مطلب دیگر اینکه کره شمالی به سبک پادگانی و نظامی اداره می‌شود کارشناسان عرصه سیاست بین الملل معتقدند در کره شمالی ساختارهای نهاد حکومتی حضور نداشته و بیشتر ماهیت حکومت مدل نظامی شباهت دارد و همین سیستم عملا" کشور را تبدیل به پادگان نظامی کرده است.

با توجه با مطالب بالا روشن است که دکترین تدافعی و سیستم حاکم پادگانی رویکرد درونگرا داشته و درونزایی را دیکته می‌کند؛ هرچند این مدل در عرف دیپلماتیک پسندیده نیست و کره شمالی را منزوی ساخته است، ولیکن چون سیاست‌گذاری‌ها در عرصه‌های مختلف که توانایی‌های داخلی مردم محور استقرار یافته است، همین امر باعث شده که در بیرون از کشور اقدامات تحریمی به محاصره‌ای بلااثر و بی نتیجه باشد.

تبعیت سیسماتیک و قناعت منبعث از روح شرغی و همچنین ابتکال و خود محوری وخود اتکایی بنیاد های اجتماعی کره شمالی را  استحمام بخشیده و مانع از آن است که تاثیر عوامل بیرونی بر عوامل درونی به شکل چشم گیری ملاحظه میشود.

اگر از نگاه مدل مدیریت بحران به این روش بنگریم، اعتراف خواهیم کرد که مدیران در کره شمالی در مدیریت فاکتورهای بیرونی که تحت اراده ایشان نبود از طریق استحکام بخشی به فاکتور های درونی موفق عمل کردند.

در سیاست گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها این‌گونه است که همه عوامل اثرگذار بر یک موضوع در حیطه اختیار و کنترل سیاست گذاران و برنامه‌ریزان قرار ندارد لذا برای مدیریت تاثیر مخرب آن عوامل بر ارتقا و کیفیت برنامه‌ها لازم است که چاره اندیشی کرد.

 یک نظام سیاسی مجموعه ای از عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی را در بر می‌گیرد و پیشرفت یک عرصه برون در نظر گرفتن چگونگی شرایط عرصه‌های دیگر تقریبا" غیر ممکن است؛

 در شرایط فعلی ناگریز از آنیم که بر تاثیر تحریم‌های غرب  بر وضع فعلی اقتصاد اعتراف کنیم، حال می‌خواد این تاثیر 20 %باشد و یا بیشتر و یا کمتر؛ در هر صورت آن تحریم‌ها مؤثر بود ولیکن آنچه که اثر آن اقدامات را بسیار بیشتر و بزرگتر از حد واقع نشان داد، اقتصاد بی‌برنامه و انفعالی ما بود.

 اگر ما به توصیه بزرگان و مخصوصا" فرمایشات مقام معظم رهبری عمل کرده بودیم و یک اقتصاد مردم پایه و درونزا و مقاومتی پی‌ریزی کرده بودیم، می‌توانستیم کاملا" موضوع را مدیریت کنیم که اثر واقعی آن تحریم‌ها آنطور نبود که دست به پای اقتصاد ما را محدود کند؛

 در این محدودیت در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی ما تاثیر گذاشته و بازتاب همان مجدد به درون برگشته و بخشی از فعالیت‌های عملی ما را محدود سازد.

هر چند  ما همانند کره شمالی نیستیم و نمی‌توانیم پادگانی عمل کنیم و یا بین الملل‌ها به منطقه قطع رابطه کنیم ولیکن در عوض محصولات فکری فرهنگی انقلاب اسلامی و تئوری‌های نظام در عرصه‌های مختلف با تمدن لیبرال و دموکراسی غرب در تعارض جدی است و غرب به هیچ وجه نمی‌تواند این مسائل را بپذیرد مگر اینکه یا انقلاب از درون مستحیل نماید و یا اینکه ما دست از انقلاب اسلامی برداریم.

و از آنچه که غرب در هر گروه هدف گذاری فوق  ناموفق بوده به دشمنی خود ادامه خواهد داد و برای ما نیز چاره ای نیست جز اینکه برای دفع این دشمنی‌ها چاره اندیشی کنیم.

وقتی در یک جبهه گسترده با دشمن داریم عقل و تدبیر حکم می‌کند هرگاه در یک بخش احساس ضعف و رخنه بود، نقاط ضعف را یافته و آن را برطرف کنیم.

اقتصاد  وابسته، بیمار و بی‌برنامه یکی از عمده ضعف‌های ماست و لذا بر سیاست‌گذاران و سیاست‌سازان واجب است که پایه اقتصاد مقاومتی زمینه امنیت سیاسی اجتماعی انقلاب اسلامی را محقق سازند.

یادداشتی از: هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

ولیکن غرب در واکنش به این اقدامات فقط به تحرکات چند سیاسی و مختصر مانور مشترک نظامی با هم‌پیمانان خود اکتفا می‌کند واقدام موثر دیگری انجام نمی‌دهد یا اینکه نمی‌تواند انجام دهد دلیل این حرف چه می‌تواند باشد؟

در مقایسه با پدیده صدام حسین در عراق و نوع اقدام آمریکا با این کشور یا جمهوری اسلامی ایران باید گفت که عراق در یک منطقه کاملا" استراتژیک به لحاظ ژئوپلتیک قرار دارد و کشورهای پیرامون آن را تمام کشورهای اسلامی و امت مسلمان احاطه کردند و حضور آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم یک سیاست طراحی شده بود.

ولیکن کره شمالی از این حساسیت ژئو پولتیکی که برخوردار نبوده و کشورهای محروم کره شمالی را عموما" ممالک دوست و هم‌پیمان آمریکا تشکیل می دهند و آمریکا در منطق مختلفی مانند ژاپن، کره، جنوبی و فیلیپین پایگاه‌های نظامی دائمی دارد و کره شمالی را در احاطه دارند.

وجود کره شمالی بر اساس تئوری توهم با توطعه و از آن جایی که برای مدل‌سازی این توهم می‌بایستی مصداق‌سازی کنند از این دیدگاه استراتژی غربی لازم و ضروری است.

کره شمالی مانند یک جزیره عمل می‌کند و این کشور عضوی از هیچ بلوک‌بندی نیست و حد واندازه‌ای از در عرف دیپلماتیک و جریان سازی دیپلماسی به گونه ای نبوده تا بنیاد‌های فرهنگی سیاسی اجنماعی و اقصادی  مثل لیبرال دموکراسی غرب را تهدید کند.

کره شمالی تنها به لحاظ نظامی تهدید بلقوه برای تمدن لیبرال دموکراسی غرب بود که هیچگاه این تهدید نظامی به منفعل نشده است.

امروزه در گوشه گوشه جهان اقدامات متعدد ترورستی به وقوع بپیوندد و هرکدام به یک گروه و جناح منتسب می‌گردد؛ ولیکن تا کنون کسی سراغ ندارد که یک اقدام تروریستی به کشورهای کره شمالی منتسب پیدا کند.

این قضیه دو دلیل می‌تواند داشته باشد:

اول اینکه کره شمالی فقط درونگر است و قصد ورود به حوزه‌های بین المللی ندارد و تا این نیت را به طرق مختلف عملی کند و حد انتظار این کشور از طریق عدم تعارض دشمنان تامین می شود در نتیجه می‌توان ادعا کرد دکترین نظامی کره شمالی تدافعی است نه تهاجم.

دوم اینکه اگر غرب بخشی از فعالیت‌های  تروریستی را به کره شمالی منتسب کند ناچار خواهد بود که با این کشور وارد کارزار شود و پیامدهای رویارویی را بپذیرد ولیکن بدلایل مختلف از جمله همان دلیل مدل تئوری توهم توطئه نیاز به کره شمالی دارد.

مطلب دیگر اینکه کره شمالی به سبک پادگانی و نظامی اداره می‌شود کارشناسان عرصه سیاست بین الملل معتقدند در کره شمالی ساختارهای نهاد حکومتی حضور نداشته و بیشتر ماهیت حکومت مدل نظامی شباهت دارد و همین سیستم عملا" کشور را تبدیل به پادگان نظامی کرده است.

با توجه با مطالب بالا روشن است که دکترین تدافعی و سیستم حاکم پادگانی رویکرد درونگرا داشته و درونزایی را دیکته می‌کند؛ هرچند این مدل در عرف دیپلماتیک پسندیده نیست و کره شمالی را منزوی ساخته است، ولیکن چون سیاست‌گذاری‌ها در عرصه‌های مختلف که توانایی‌های داخلی مردم محور استقرار یافته است، همین امر باعث شده که در بیرون از کشور اقدامات تحریمی به محاصره‌ای بلااثر و بی نتیجه باشد.

تبعیت سیسماتیک و قناعت منبعث از روح شرغی و همچنین ابتکال و خود محوری وخود اتکایی بنیاد های اجتماعی کره شمالی را  استحمام بخشیده و مانع از آن است که تاثیر عوامل بیرونی بر عوامل درونی به شکل چشم گیری ملاحظه میشود.

اگر از نگاه مدل مدیریت بحران به این روش بنگریم، اعتراف خواهیم کرد که مدیران در کره شمالی در مدیریت فاکتورهای بیرونی که تحت اراده ایشان نبود از طریق استحکام بخشی به فاکتور های درونی موفق عمل کردند.

در سیاست گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها این‌گونه است که همه عوامل اثرگذار بر یک موضوع در حیطه اختیار و کنترل سیاست گذاران و برنامه‌ریزان قرار ندارد لذا برای مدیریت تاثیر مخرب آن عوامل بر ارتقا و کیفیت برنامه‌ها لازم است که چاره اندیشی کرد.

 یک نظام سیاسی مجموعه ای از عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی را در بر می‌گیرد و پیشرفت یک عرصه برون در نظر گرفتن چگونگی شرایط عرصه‌های دیگر تقریبا" غیر ممکن است؛

 در شرایط فعلی ناگریز از آنیم که بر تاثیر تحریم‌های غرب  بر وضع فعلی اقتصاد اعتراف کنیم، حال می‌خواد این تاثیر 20 %باشد و یا بیشتر و یا کمتر؛ در هر صورت آن تحریم‌ها مؤثر بود ولیکن آنچه که اثر آن اقدامات را بسیار بیشتر و بزرگتر از حد واقع نشان داد، اقتصاد بی‌برنامه و انفعالی ما بود.

 اگر ما به توصیه بزرگان و مخصوصا" فرمایشات مقام معظم رهبری عمل کرده بودیم و یک اقتصاد مردم پایه و درونزا و مقاومتی پی‌ریزی کرده بودیم، می‌توانستیم کاملا" موضوع را مدیریت کنیم که اثر واقعی آن تحریم‌ها آنطور نبود که دست به پای اقتصاد ما را محدود کند؛

 در این محدودیت در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی ما تاثیر گذاشته و بازتاب همان مجدد به درون برگشته و بخشی از فعالیت‌های عملی ما را محدود سازد.

هر چند  ما همانند کره شمالی نیستیم و نمی‌توانیم پادگانی عمل کنیم و یا بین الملل‌ها به منطقه قطع رابطه کنیم ولیکن در عوض محصولات فکری فرهنگی انقلاب اسلامی و تئوری‌های نظام در عرصه‌های مختلف با تمدن لیبرال و دموکراسی غرب در تعارض جدی است و غرب به هیچ وجه نمی‌تواند این مسائل را بپذیرد مگر اینکه یا انقلاب از درون مستحیل نماید و یا اینکه ما دست از انقلاب اسلامی برداریم.

و از آنچه که غرب در هر گروه هدف گذاری فوق  ناموفق بوده به دشمنی خود ادامه خواهد داد و برای ما نیز چاره ای نیست جز اینکه برای دفع این دشمنی‌ها چاره اندیشی کنیم.

وقتی در یک جبهه گسترده با دشمن داریم عقل و تدبیر حکم می‌کند هرگاه در یک بخش احساس ضعف و رخنه بود، نقاط ضعف را یافته و آن را برطرف کنیم.

اقتصاد  وابسته، بیمار و بی‌برنامه یکی از عمده ضعف‌های ماست و لذا بر سیاست‌گذاران و سیاست‌سازان واجب است که پایه اقتصاد مقاومتی زمینه امنیت سیاسی اجتماعی انقلاب اسلامی را محقق سازند.

یادداشتی از: هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

ولیکن غرب در واکنش به این اقدامات فقط به تحرکات چند سیاسی و مختصر مانور مشترک نظامی با هم‌پیمانان خود اکتفا می‌کند واقدام موثر دیگری انجام نمی‌دهد یا اینکه نمی‌تواند انجام دهد دلیل این حرف چه می‌تواند باشد؟

در مقایسه با پدیده صدام حسین در عراق و نوع اقدام آمریکا با این کشور یا جمهوری اسلامی ایران باید گفت که عراق در یک منطقه کاملا" استراتژیک به لحاظ ژئوپلتیک قرار دارد و کشورهای پیرامون آن را تمام کشورهای اسلامی و امت مسلمان احاطه کردند و حضور آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم یک سیاست طراحی شده بود.

ولیکن کره شمالی از این حساسیت ژئو پولتیکی که برخوردار نبوده و کشورهای محروم کره شمالی را عموما" ممالک دوست و هم‌پیمان آمریکا تشکیل می دهند و آمریکا در منطق مختلفی مانند ژاپن، کره، جنوبی و فیلیپین پایگاه‌های نظامی دائمی دارد و کره شمالی را در احاطه دارند.

وجود کره شمالی بر اساس تئوری توهم با توطعه و از آن جایی که برای مدل‌سازی این توهم می‌بایستی مصداق‌سازی کنند از این دیدگاه استراتژی غربی لازم و ضروری است.

کره شمالی مانند یک جزیره عمل می‌کند و این کشور عضوی از هیچ بلوک‌بندی نیست و حد واندازه‌ای از در عرف دیپلماتیک و جریان سازی دیپلماسی به گونه ای نبوده تا بنیاد‌های فرهنگی سیاسی اجنماعی و اقصادی  مثل لیبرال دموکراسی غرب را تهدید کند.

کره شمالی تنها به لحاظ نظامی تهدید بلقوه برای تمدن لیبرال دموکراسی غرب بود که هیچگاه این تهدید نظامی به منفعل نشده است.

امروزه در گوشه گوشه جهان اقدامات متعدد ترورستی به وقوع بپیوندد و هرکدام به یک گروه و جناح منتسب می‌گردد؛ ولیکن تا کنون کسی سراغ ندارد که یک اقدام تروریستی به کشورهای کره شمالی منتسب پیدا کند.

این قضیه دو دلیل می‌تواند داشته باشد:

اول اینکه کره شمالی فقط درونگر است و قصد ورود به حوزه‌های بین المللی ندارد و تا این نیت را به طرق مختلف عملی کند و حد انتظار این کشور از طریق عدم تعارض دشمنان تامین می شود در نتیجه می‌توان ادعا کرد دکترین نظامی کره شمالی تدافعی است نه تهاجم.

دوم اینکه اگر غرب بخشی از فعالیت‌های  تروریستی را به کره شمالی منتسب کند ناچار خواهد بود که با این کشور وارد کارزار شود و پیامدهای رویارویی را بپذیرد ولیکن بدلایل مختلف از جمله همان دلیل مدل تئوری توهم توطئه نیاز به کره شمالی دارد.

مطلب دیگر اینکه کره شمالی به سبک پادگانی و نظامی اداره می‌شود کارشناسان عرصه سیاست بین الملل معتقدند در کره شمالی ساختارهای نهاد حکومتی حضور نداشته و بیشتر ماهیت حکومت مدل نظامی شباهت دارد و همین سیستم عملا" کشور را تبدیل به پادگان نظامی کرده است.

با توجه با مطالب بالا روشن است که دکترین تدافعی و سیستم حاکم پادگانی رویکرد درونگرا داشته و درونزایی را دیکته می‌کند؛ هرچند این مدل در عرف دیپلماتیک پسندیده نیست و کره شمالی را منزوی ساخته است، ولیکن چون سیاست‌گذاری‌ها در عرصه‌های مختلف که توانایی‌های داخلی مردم محور استقرار یافته است، همین امر باعث شده که در بیرون از کشور اقدامات تحریمی به محاصره‌ای بلااثر و بی نتیجه باشد.

تبعیت سیسماتیک و قناعت منبعث از روح شرغی و همچنین ابتکال و خود محوری وخود اتکایی بنیاد های اجتماعی کره شمالی را  استحمام بخشیده و مانع از آن است که تاثیر عوامل بیرونی بر عوامل درونی به شکل چشم گیری ملاحظه میشود.

اگر از نگاه مدل مدیریت بحران به این روش بنگریم، اعتراف خواهیم کرد که مدیران در کره شمالی در مدیریت فاکتورهای بیرونی که تحت اراده ایشان نبود از طریق استحکام بخشی به فاکتور های درونی موفق عمل کردند.

در سیاست گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها این‌گونه است که همه عوامل اثرگذار بر یک موضوع در حیطه اختیار و کنترل سیاست گذاران و برنامه‌ریزان قرار ندارد لذا برای مدیریت تاثیر مخرب آن عوامل بر ارتقا و کیفیت برنامه‌ها لازم است که چاره اندیشی کرد.

 یک نظام سیاسی مجموعه ای از عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی را در بر می‌گیرد و پیشرفت یک عرصه برون در نظر گرفتن چگونگی شرایط عرصه‌های دیگر تقریبا" غیر ممکن است؛

 در شرایط فعلی ناگریز از آنیم که بر تاثیر تحریم‌های غرب  بر وضع فعلی اقتصاد اعتراف کنیم، حال می‌خواد این تاثیر 20 %باشد و یا بیشتر و یا کمتر؛ در هر صورت آن تحریم‌ها مؤثر بود ولیکن آنچه که اثر آن اقدامات را بسیار بیشتر و بزرگتر از حد واقع نشان داد، اقتصاد بی‌برنامه و انفعالی ما بود.

 اگر ما به توصیه بزرگان و مخصوصا" فرمایشات مقام معظم رهبری عمل کرده بودیم و یک اقتصاد مردم پایه و درونزا و مقاومتی پی‌ریزی کرده بودیم، می‌توانستیم کاملا" موضوع را مدیریت کنیم که اثر واقعی آن تحریم‌ها آنطور نبود که دست به پای اقتصاد ما را محدود کند؛

 در این محدودیت در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی ما تاثیر گذاشته و بازتاب همان مجدد به درون برگشته و بخشی از فعالیت‌های عملی ما را محدود سازد.

هر چند  ما همانند کره شمالی نیستیم و نمی‌توانیم پادگانی عمل کنیم و یا بین الملل‌ها به منطقه قطع رابطه کنیم ولیکن در عوض محصولات فکری فرهنگی انقلاب اسلامی و تئوری‌های نظام در عرصه‌های مختلف با تمدن لیبرال و دموکراسی غرب در تعارض جدی است و غرب به هیچ وجه نمی‌تواند این مسائل را بپذیرد مگر اینکه یا انقلاب از درون مستحیل نماید و یا اینکه ما دست از انقلاب اسلامی برداریم.

و از آنچه که غرب در هر گروه هدف گذاری فوق  ناموفق بوده به دشمنی خود ادامه خواهد داد و برای ما نیز چاره ای نیست جز اینکه برای دفع این دشمنی‌ها چاره اندیشی کنیم.

وقتی در یک جبهه گسترده با دشمن داریم عقل و تدبیر حکم می‌کند هرگاه در یک بخش احساس ضعف و رخنه بود، نقاط ضعف را یافته و آن را برطرف کنیم.

اقتصاد  وابسته، بیمار و بی‌برنامه یکی از عمده ضعف‌های ماست و لذا بر سیاست‌گذاران و سیاست‌سازان واجب است که پایه اقتصاد مقاومتی زمینه امنیت سیاسی اجتماعی انقلاب اسلامی را محقق سازند.

یادداشتی از: هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

ولیکن غرب در واکنش به این اقدامات فقط به تحرکات چند سیاسی و مختصر مانور مشترک نظامی با هم‌پیمانان خود اکتفا می‌کند واقدام موثر دیگری انجام نمی‌دهد یا اینکه نمی‌تواند انجام دهد دلیل این حرف چه می‌تواند باشد؟

در مقایسه با پدیده صدام حسین در عراق و نوع اقدام آمریکا با این کشور یا جمهوری اسلامی ایران باید گفت که عراق در یک منطقه کاملا" استراتژیک به لحاظ ژئوپلتیک قرار دارد و کشورهای پیرامون آن را تمام کشورهای اسلامی و امت مسلمان احاطه کردند و حضور آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم یک سیاست طراحی شده بود.

ولیکن کره شمالی از این حساسیت ژئو پولتیکی که برخوردار نبوده و کشورهای محروم کره شمالی را عموما" ممالک دوست و هم‌پیمان آمریکا تشکیل می دهند و آمریکا در منطق مختلفی مانند ژاپن، کره، جنوبی و فیلیپین پایگاه‌های نظامی دائمی دارد و کره شمالی را در احاطه دارند.

وجود کره شمالی بر اساس تئوری توهم با توطعه و از آن جایی که برای مدل‌سازی این توهم می‌بایستی مصداق‌سازی کنند از این دیدگاه استراتژی غربی لازم و ضروری است.

کره شمالی مانند یک جزیره عمل می‌کند و این کشور عضوی از هیچ بلوک‌بندی نیست و حد واندازه‌ای از در عرف دیپلماتیک و جریان سازی دیپلماسی به گونه ای نبوده تا بنیاد‌های فرهنگی سیاسی اجنماعی و اقصادی  مثل لیبرال دموکراسی غرب را تهدید کند.

کره شمالی تنها به لحاظ نظامی تهدید بلقوه برای تمدن لیبرال دموکراسی غرب بود که هیچگاه این تهدید نظامی به منفعل نشده است.

امروزه در گوشه گوشه جهان اقدامات متعدد ترورستی به وقوع بپیوندد و هرکدام به یک گروه و جناح منتسب می‌گردد؛ ولیکن تا کنون کسی سراغ ندارد که یک اقدام تروریستی به کشورهای کره شمالی منتسب پیدا کند.

این قضیه دو دلیل می‌تواند داشته باشد:

اول اینکه کره شمالی فقط درونگر است و قصد ورود به حوزه‌های بین المللی ندارد و تا این نیت را به طرق مختلف عملی کند و حد انتظار این کشور از طریق عدم تعارض دشمنان تامین می شود در نتیجه می‌توان ادعا کرد دکترین نظامی کره شمالی تدافعی است نه تهاجم.

دوم اینکه اگر غرب بخشی از فعالیت‌های  تروریستی را به کره شمالی منتسب کند ناچار خواهد بود که با این کشور وارد کارزار شود و پیامدهای رویارویی را بپذیرد ولیکن بدلایل مختلف از جمله همان دلیل مدل تئوری توهم توطئه نیاز به کره شمالی دارد.

مطلب دیگر اینکه کره شمالی به سبک پادگانی و نظامی اداره می‌شود کارشناسان عرصه سیاست بین الملل معتقدند در کره شمالی ساختارهای نهاد حکومتی حضور نداشته و بیشتر ماهیت حکومت مدل نظامی شباهت دارد و همین سیستم عملا" کشور را تبدیل به پادگان نظامی کرده است.

با توجه با مطالب بالا روشن است که دکترین تدافعی و سیستم حاکم پادگانی رویکرد درونگرا داشته و درونزایی را دیکته می‌کند؛ هرچند این مدل در عرف دیپلماتیک پسندیده نیست و کره شمالی را منزوی ساخته است، ولیکن چون سیاست‌گذاری‌ها در عرصه‌های مختلف که توانایی‌های داخلی مردم محور استقرار یافته است، همین امر باعث شده که در بیرون از کشور اقدامات تحریمی به محاصره‌ای بلااثر و بی نتیجه باشد.

تبعیت سیسماتیک و قناعت منبعث از روح شرغی و همچنین ابتکال و خود محوری وخود اتکایی بنیاد های اجتماعی کره شمالی را  استحمام بخشیده و مانع از آن است که تاثیر عوامل بیرونی بر عوامل درونی به شکل چشم گیری ملاحظه میشود.

اگر از نگاه مدل مدیریت بحران به این روش بنگریم، اعتراف خواهیم کرد که مدیران در کره شمالی در مدیریت فاکتورهای بیرونی که تحت اراده ایشان نبود از طریق استحکام بخشی به فاکتور های درونی موفق عمل کردند.

در سیاست گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها این‌گونه است که همه عوامل اثرگذار بر یک موضوع در حیطه اختیار و کنترل سیاست گذاران و برنامه‌ریزان قرار ندارد لذا برای مدیریت تاثیر مخرب آن عوامل بر ارتقا و کیفیت برنامه‌ها لازم است که چاره اندیشی کرد.

 یک نظام سیاسی مجموعه ای از عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی را در بر می‌گیرد و پیشرفت یک عرصه برون در نظر گرفتن چگونگی شرایط عرصه‌های دیگر تقریبا" غیر ممکن است؛

 در شرایط فعلی ناگریز از آنیم که بر تاثیر تحریم‌های غرب  بر وضع فعلی اقتصاد اعتراف کنیم، حال می‌خواد این تاثیر 20 %باشد و یا بیشتر و یا کمتر؛ در هر صورت آن تحریم‌ها مؤثر بود ولیکن آنچه که اثر آن اقدامات را بسیار بیشتر و بزرگتر از حد واقع نشان داد، اقتصاد بی‌برنامه و انفعالی ما بود.

 اگر ما به توصیه بزرگان و مخصوصا" فرمایشات مقام معظم رهبری عمل کرده بودیم و یک اقتصاد مردم پایه و درونزا و مقاومتی پی‌ریزی کرده بودیم، می‌توانستیم کاملا" موضوع را مدیریت کنیم که اثر واقعی آن تحریم‌ها آنطور نبود که دست به پای اقتصاد ما را محدود کند؛

 در این محدودیت در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی ما تاثیر گذاشته و بازتاب همان مجدد به درون برگشته و بخشی از فعالیت‌های عملی ما را محدود سازد.

هر چند  ما همانند کره شمالی نیستیم و نمی‌توانیم پادگانی عمل کنیم و یا بین الملل‌ها به منطقه قطع رابطه کنیم ولیکن در عوض محصولات فکری فرهنگی انقلاب اسلامی و تئوری‌های نظام در عرصه‌های مختلف با تمدن لیبرال و دموکراسی غرب در تعارض جدی است و غرب به هیچ وجه نمی‌تواند این مسائل را بپذیرد مگر اینکه یا انقلاب از درون مستحیل نماید و یا اینکه ما دست از انقلاب اسلامی برداریم.

و از آنچه که غرب در هر گروه هدف گذاری فوق  ناموفق بوده به دشمنی خود ادامه خواهد داد و برای ما نیز چاره ای نیست جز اینکه برای دفع این دشمنی‌ها چاره اندیشی کنیم.

وقتی در یک جبهه گسترده با دشمن داریم عقل و تدبیر حکم می‌کند هرگاه در یک بخش احساس ضعف و رخنه بود، نقاط ضعف را یافته و آن را برطرف کنیم.

اقتصاد  وابسته، بیمار و بی‌برنامه یکی از عمده ضعف‌های ماست و لذا بر سیاست‌گذاران و سیاست‌سازان واجب است که پایه اقتصاد مقاومتی زمینه امنیت سیاسی اجتماعی انقلاب اسلامی را محقق سازند.

یادداشتی از: هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

ولیکن غرب در واکنش به این اقدامات فقط به تحرکات چند سیاسی و مختصر مانور مشترک نظامی با هم‌پیمانان خود اکتفا می‌کند واقدام موثر دیگری انجام نمی‌دهد یا اینکه نمی‌تواند انجام دهد دلیل این حرف چه می‌تواند باشد؟

در مقایسه با پدیده صدام حسین در عراق و نوع اقدام آمریکا با این کشور یا جمهوری اسلامی ایران باید گفت که عراق در یک منطقه کاملا" استراتژیک به لحاظ ژئوپلتیک قرار دارد و کشورهای پیرامون آن را تمام کشورهای اسلامی و امت مسلمان احاطه کردند و حضور آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم یک سیاست طراحی شده بود.

ولیکن کره شمالی از این حساسیت ژئو پولتیکی که برخوردار نبوده و کشورهای محروم کره شمالی را عموما" ممالک دوست و هم‌پیمان آمریکا تشکیل می دهند و آمریکا در منطق مختلفی مانند ژاپن، کره، جنوبی و فیلیپین پایگاه‌های نظامی دائمی دارد و کره شمالی را در احاطه دارند.

وجود کره شمالی بر اساس تئوری توهم با توطعه و از آن جایی که برای مدل‌سازی این توهم می‌بایستی مصداق‌سازی کنند از این دیدگاه استراتژی غربی لازم و ضروری است.

کره شمالی مانند یک جزیره عمل می‌کند و این کشور عضوی از هیچ بلوک‌بندی نیست و حد واندازه‌ای از در عرف دیپلماتیک و جریان سازی دیپلماسی به گونه ای نبوده تا بنیاد‌های فرهنگی سیاسی اجنماعی و اقصادی  مثل لیبرال دموکراسی غرب را تهدید کند.

کره شمالی تنها به لحاظ نظامی تهدید بلقوه برای تمدن لیبرال دموکراسی غرب بود که هیچگاه این تهدید نظامی به منفعل نشده است.

امروزه در گوشه گوشه جهان اقدامات متعدد ترورستی به وقوع بپیوندد و هرکدام به یک گروه و جناح منتسب می‌گردد؛ ولیکن تا کنون کسی سراغ ندارد که یک اقدام تروریستی به کشورهای کره شمالی منتسب پیدا کند.

این قضیه دو دلیل می‌تواند داشته باشد:

اول اینکه کره شمالی فقط درونگر است و قصد ورود به حوزه‌های بین المللی ندارد و تا این نیت را به طرق مختلف عملی کند و حد انتظار این کشور از طریق عدم تعارض دشمنان تامین می شود در نتیجه می‌توان ادعا کرد دکترین نظامی کره شمالی تدافعی است نه تهاجم.

دوم اینکه اگر غرب بخشی از فعالیت‌های  تروریستی را به کره شمالی منتسب کند ناچار خواهد بود که با این کشور وارد کارزار شود و پیامدهای رویارویی را بپذیرد ولیکن بدلایل مختلف از جمله همان دلیل مدل تئوری توهم توطئه نیاز به کره شمالی دارد.

مطلب دیگر اینکه کره شمالی به سبک پادگانی و نظامی اداره می‌شود کارشناسان عرصه سیاست بین الملل معتقدند در کره شمالی ساختارهای نهاد حکومتی حضور نداشته و بیشتر ماهیت حکومت مدل نظامی شباهت دارد و همین سیستم عملا" کشور را تبدیل به پادگان نظامی کرده است.

با توجه با مطالب بالا روشن است که دکترین تدافعی و سیستم حاکم پادگانی رویکرد درونگرا داشته و درونزایی را دیکته می‌کند؛ هرچند این مدل در عرف دیپلماتیک پسندیده نیست و کره شمالی را منزوی ساخته است، ولیکن چون سیاست‌گذاری‌ها در عرصه‌های مختلف که توانایی‌های داخلی مردم محور استقرار یافته است، همین امر باعث شده که در بیرون از کشور اقدامات تحریمی به محاصره‌ای بلااثر و بی نتیجه باشد.

تبعیت سیسماتیک و قناعت منبعث از روح شرغی و همچنین ابتکال و خود محوری وخود اتکایی بنیاد های اجتماعی کره شمالی را  استحمام بخشیده و مانع از آن است که تاثیر عوامل بیرونی بر عوامل درونی به شکل چشم گیری ملاحظه میشود.

اگر از نگاه مدل مدیریت بحران به این روش بنگریم، اعتراف خواهیم کرد که مدیران در کره شمالی در مدیریت فاکتورهای بیرونی که تحت اراده ایشان نبود از طریق استحکام بخشی به فاکتور های درونی موفق عمل کردند.

در سیاست گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها این‌گونه است که همه عوامل اثرگذار بر یک موضوع در حیطه اختیار و کنترل سیاست گذاران و برنامه‌ریزان قرار ندارد لذا برای مدیریت تاثیر مخرب آن عوامل بر ارتقا و کیفیت برنامه‌ها لازم است که چاره اندیشی کرد.

 یک نظام سیاسی مجموعه ای از عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی را در بر می‌گیرد و پیشرفت یک عرصه برون در نظر گرفتن چگونگی شرایط عرصه‌های دیگر تقریبا" غیر ممکن است؛

 در شرایط فعلی ناگریز از آنیم که بر تاثیر تحریم‌های غرب  بر وضع فعلی اقتصاد اعتراف کنیم، حال می‌خواد این تاثیر 20 %باشد و یا بیشتر و یا کمتر؛ در هر صورت آن تحریم‌ها مؤثر بود ولیکن آنچه که اثر آن اقدامات را بسیار بیشتر و بزرگتر از حد واقع نشان داد، اقتصاد بی‌برنامه و انفعالی ما بود.

 اگر ما به توصیه بزرگان و مخصوصا" فرمایشات مقام معظم رهبری عمل کرده بودیم و یک اقتصاد مردم پایه و درونزا و مقاومتی پی‌ریزی کرده بودیم، می‌توانستیم کاملا" موضوع را مدیریت کنیم که اثر واقعی آن تحریم‌ها آنطور نبود که دست به پای اقتصاد ما را محدود کند؛

 در این محدودیت در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی ما تاثیر گذاشته و بازتاب همان مجدد به درون برگشته و بخشی از فعالیت‌های عملی ما را محدود سازد.

هر چند  ما همانند کره شمالی نیستیم و نمی‌توانیم پادگانی عمل کنیم و یا بین الملل‌ها به منطقه قطع رابطه کنیم ولیکن در عوض محصولات فکری فرهنگی انقلاب اسلامی و تئوری‌های نظام در عرصه‌های مختلف با تمدن لیبرال و دموکراسی غرب در تعارض جدی است و غرب به هیچ وجه نمی‌تواند این مسائل را بپذیرد مگر اینکه یا انقلاب از درون مستحیل نماید و یا اینکه ما دست از انقلاب اسلامی برداریم.

و از آنچه که غرب در هر گروه هدف گذاری فوق  ناموفق بوده به دشمنی خود ادامه خواهد داد و برای ما نیز چاره ای نیست جز اینکه برای دفع این دشمنی‌ها چاره اندیشی کنیم.

وقتی در یک جبهه گسترده با دشمن داریم عقل و تدبیر حکم می‌کند هرگاه در یک بخش احساس ضعف و رخنه بود، نقاط ضعف را یافته و آن را برطرف کنیم.

اقتصاد  وابسته، بیمار و بی‌برنامه یکی از عمده ضعف‌های ماست و لذا بر سیاست‌گذاران و سیاست‌سازان واجب است که پایه اقتصاد مقاومتی زمینه امنیت سیاسی اجتماعی انقلاب اسلامی را محقق سازند.

یادداشتی از: هوشنگ نادری

انتهای پیام/م

,

ولیکن غرب در واکنش به این اقدامات فقط به تحرکات چند سیاسی و مختصر مانور مشترک نظامی با هم‌پیمانان خود اکتفا می‌کند واقدام موثر دیگری انجام نمی‌دهد یا اینکه نمی‌تواند انجام دهد دلیل این حرف چه می‌تواند باشد؟

,

در مقایسه با پدیده صدام حسین در عراق و نوع اقدام آمریکا با این کشور یا جمهوری اسلامی ایران باید گفت که عراق در یک منطقه کاملا" استراتژیک به لحاظ ژئوپلتیک قرار دارد و کشورهای پیرامون آن را تمام کشورهای اسلامی و امت مسلمان احاطه کردند و حضور آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم یک سیاست طراحی شده بود.

,

ولیکن کره شمالی از این حساسیت ژئو پولتیکی که برخوردار نبوده و کشورهای محروم کره شمالی را عموما" ممالک دوست و هم‌پیمان آمریکا تشکیل می دهند و آمریکا در منطق مختلفی مانند ژاپن، کره، جنوبی و فیلیپین پایگاه‌های نظامی دائمی دارد و کره شمالی را در احاطه دارند.

,

وجود کره شمالی بر اساس تئوری توهم با توطعه و از آن جایی که برای مدل‌سازی این توهم می‌بایستی مصداق‌سازی کنند از این دیدگاه استراتژی غربی لازم و ضروری است.

,

کره شمالی مانند یک جزیره عمل می‌کند و این کشور عضوی از هیچ بلوک‌بندی نیست و حد واندازه‌ای از در عرف دیپلماتیک و جریان سازی دیپلماسی به گونه ای نبوده تا بنیاد‌های فرهنگی سیاسی اجنماعی و اقصادی  مثل لیبرال دموکراسی غرب را تهدید کند.

,

کره شمالی تنها به لحاظ نظامی تهدید بلقوه برای تمدن لیبرال دموکراسی غرب بود که هیچگاه این تهدید نظامی به منفعل نشده است.

,

امروزه در گوشه گوشه جهان اقدامات متعدد ترورستی به وقوع بپیوندد و هرکدام به یک گروه و جناح منتسب می‌گردد؛ ولیکن تا کنون کسی سراغ ندارد که یک اقدام تروریستی به کشورهای کره شمالی منتسب پیدا کند.

,

این قضیه دو دلیل می‌تواند داشته باشد:

,

اول اینکه کره شمالی فقط درونگر است و قصد ورود به حوزه‌های بین المللی ندارد و تا این نیت را به طرق مختلف عملی کند و حد انتظار این کشور از طریق عدم تعارض دشمنان تامین می شود در نتیجه می‌توان ادعا کرد دکترین نظامی کره شمالی تدافعی است نه تهاجم.

,

دوم اینکه اگر غرب بخشی از فعالیت‌های  تروریستی را به کره شمالی منتسب کند ناچار خواهد بود که با این کشور وارد کارزار شود و پیامدهای رویارویی را بپذیرد ولیکن بدلایل مختلف از جمله همان دلیل مدل تئوری توهم توطئه نیاز به کره شمالی دارد.

,

مطلب دیگر اینکه کره شمالی به سبک پادگانی و نظامی اداره می‌شود کارشناسان عرصه سیاست بین الملل معتقدند در کره شمالی ساختارهای نهاد حکومتی حضور نداشته و بیشتر ماهیت حکومت مدل نظامی شباهت دارد و همین سیستم عملا" کشور را تبدیل به پادگان نظامی کرده است.

,

با توجه با مطالب بالا روشن است که دکترین تدافعی و سیستم حاکم پادگانی رویکرد درونگرا داشته و درونزایی را دیکته می‌کند؛ هرچند این مدل در عرف دیپلماتیک پسندیده نیست و کره شمالی را منزوی ساخته است، ولیکن چون سیاست‌گذاری‌ها در عرصه‌های مختلف که توانایی‌های داخلی مردم محور استقرار یافته است، همین امر باعث شده که در بیرون از کشور اقدامات تحریمی به محاصره‌ای بلااثر و بی نتیجه باشد.

,

تبعیت سیسماتیک و قناعت منبعث از روح شرغی و همچنین ابتکال و خود محوری وخود اتکایی بنیاد های اجتماعی کره شمالی را  استحمام بخشیده و مانع از آن است که تاثیر عوامل بیرونی بر عوامل درونی به شکل چشم گیری ملاحظه میشود.

,

اگر از نگاه مدل مدیریت بحران به این روش بنگریم، اعتراف خواهیم کرد که مدیران در کره شمالی در مدیریت فاکتورهای بیرونی که تحت اراده ایشان نبود از طریق استحکام بخشی به فاکتور های درونی موفق عمل کردند.

,

در سیاست گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها این‌گونه است که همه عوامل اثرگذار بر یک موضوع در حیطه اختیار و کنترل سیاست گذاران و برنامه‌ریزان قرار ندارد لذا برای مدیریت تاثیر مخرب آن عوامل بر ارتقا و کیفیت برنامه‌ها لازم است که چاره اندیشی کرد.

,

 یک نظام سیاسی مجموعه ای از عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی را در بر می‌گیرد و پیشرفت یک عرصه برون در نظر گرفتن چگونگی شرایط عرصه‌های دیگر تقریبا" غیر ممکن است؛

,

 در شرایط فعلی ناگریز از آنیم که بر تاثیر تحریم‌های غرب  بر وضع فعلی اقتصاد اعتراف کنیم، حال می‌خواد این تاثیر 20 %باشد و یا بیشتر و یا کمتر؛ در هر صورت آن تحریم‌ها مؤثر بود ولیکن آنچه که اثر آن اقدامات را بسیار بیشتر و بزرگتر از حد واقع نشان داد، اقتصاد بی‌برنامه و انفعالی ما بود.

,

 اگر ما به توصیه بزرگان و مخصوصا" فرمایشات مقام معظم رهبری عمل کرده بودیم و یک اقتصاد مردم پایه و درونزا و مقاومتی پی‌ریزی کرده بودیم، می‌توانستیم کاملا" موضوع را مدیریت کنیم که اثر واقعی آن تحریم‌ها آنطور نبود که دست به پای اقتصاد ما را محدود کند؛

,

 در این محدودیت در عرصه اقتصادی و سیاست خارجی ما تاثیر گذاشته و بازتاب همان مجدد به درون برگشته و بخشی از فعالیت‌های عملی ما را محدود سازد.

,

هر چند  ما همانند کره شمالی نیستیم و نمی‌توانیم پادگانی عمل کنیم و یا بین الملل‌ها به منطقه قطع رابطه کنیم ولیکن در عوض محصولات فکری فرهنگی انقلاب اسلامی و تئوری‌های نظام در عرصه‌های مختلف با تمدن لیبرال و دموکراسی غرب در تعارض جدی است و غرب به هیچ وجه نمی‌تواند این مسائل را بپذیرد مگر اینکه یا انقلاب از درون مستحیل نماید و یا اینکه ما دست از انقلاب اسلامی برداریم.

,

و از آنچه که غرب در هر گروه هدف گذاری فوق  ناموفق بوده به دشمنی خود ادامه خواهد داد و برای ما نیز چاره ای نیست جز اینکه برای دفع این دشمنی‌ها چاره اندیشی کنیم.

,

وقتی در یک جبهه گسترده با دشمن داریم عقل و تدبیر حکم می‌کند هرگاه در یک بخش احساس ضعف و رخنه بود، نقاط ضعف را یافته و آن را برطرف کنیم.

,

اقتصاد  وابسته، بیمار و بی‌برنامه یکی از عمده ضعف‌های ماست و لذا بر سیاست‌گذاران و سیاست‌سازان واجب است که پایه اقتصاد مقاومتی زمینه امنیت سیاسی اجتماعی انقلاب اسلامی را محقق سازند.

,

یادداشتی از: هوشنگ نادری

,

انتهای پیام/م

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه