logo
جمعه 24 مهر 1405 | جمعه 16 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

به مناسبت شهادت حضرت رقیه(س)

سفری به خرابه های شام در بشرویه+فیلم

سفری به خرابه های شام در بشرویه+فیلم
وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از پیام بشرویه ازلحظه ورود کاروان به کربلا،رقیه لحظه ای ازپدرجدانمی شد،شریک غم ها ومصیبت های او بود وبا دیگریاران امام ازدردتشنگی می سوخت.یکی ازافرادسپاه یزید می گوید:من درمیان دوصف لشکرایستاده بودم،دیدم کودکی ازحرم امام حسین (ع)بیرون آمد،دوان دوان خودرا به امام رسانید،دامن آن حضرت راگرفت وگفت:ای پدر،به من نگاه کن!من تشنه ام.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام بشرویه,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

 
,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

 
,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

 
,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

,

 

,

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

,

 

,

 

,

رقیه درخرابه شام

,

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

,

 

,

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

,

 

,

رقیه وخواب پدر

,

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

,

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

,

 

,

پرواز به سوی پدر

,

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

,

 

,

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

, به گزارش پیام بشرویه،,

 

,

enlightenedدانلود فیلم

, enlightenedدانلود فیلم, enlightened,

, ,
 
,
 
,
 
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه