logo
شنبه 25 مهر 1405 | شنبه 17 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. آمریکا با وارونه‌نمایی واقعیت‌ها به دنبال پیروزی در جنگ روایت‌ها است
  2. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  3. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  4. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  5. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  6. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  7. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  8. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  9. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  10. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  11. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  12. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  13. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  14. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  15. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  16. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  17. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  18. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  19. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  20. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!

اظهارات تکان دهنده یک کلیه فروش اردبیلی؛

معنای رکود را من می‌دانم که کلیه‌ام را برای فروش گذاشته‌ام

معنای رکود را من می‌دانم که کلیه‌ام را برای فروش گذاشته‌ام
داستان آگهی فروش کلیه توسط یک شهروند اردبیلی با 12 سال سابقه بیمه و 10 سال سابقه کار در مهم ترین کارخانه استان، باعث شد ضمن تماس با وی، دغدغه ها و انگیزه هایش را نیز از پرداختن به چنین اقدامی جویا شویم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سبلانه، یک آگهی فروش کلیه که حتی تمام مراحل آزمایشاتی آن نیز به اتمام رسیده بود در فضاهای مجازی انعکاس پیدا کرد که خبرنگار ما طی تماسی با صاحب آگهی و ترتیب دادن یک مصاحبه به بررسی علل این کار پرداخته است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سبلانه,

"ع. نفیسی" متولد سال 1358 در گفتگو با خبرنگار سبلانه می گوید: نزدیک به 9 سال سابقه کار در آرتاویل تایر را دارم که طبق قانون کار، آرتاویل تایر حق بیمه ام را نیز پرداخت کرده است ولی بعد از 9 سال به بهانه تعدیل نیرو از کار اخراج شدم.

او می گوید: از طریق اداره کار و برخی از مسئولان استان، پیگیر دلایل اخراجم شدم که متاسفانه تا به امروز که نزدیک به سه سال از زمان اخراجم می گذرد به نتیجه نرسیده ام.

او علاوه بر سابقه 9 ساله در آرتاویل تایر 3 سال از یک مطب پزشکی هم حق بیمه دارد و می گوید: تا به امروز از مزایای بیمه بیکاری استفاده نکرده ام و دلیل آن را مشکلاتی که امکان دارد در مورد بازنشستگی اش پیش آید، عنوان می کند.

نفیسی در مورد علت نصب آگهی فروش کلیه می گوید: بیکاری و وضعیت بد مالی باعث شد که آگهی فروش کلیه را در شهر پخش کنم تا شاید با فروش آن بتوانم با رهن یک مغازه و خانه حداقل شرمنده زن و بچه‌هایم نشوم.

 او که یک پسر و یک دختر دارد در مورد عکس‌العمل خانواده ش در مورد این آگهی می گوید: با همسرم صحبت کردم و با همفکری او، به این نتیجه رسیده‌ام که فروش کلیه تنها راه چاره برای خلاصی از درد بی پولی است.

نفیسی ادامه می دهد: از استاندار گرفته تا نمایندگان مجلس همگی از وضعیت من آگاه هستند ولی هیچ کس به فکر من نیست.

او می گوید: من از زمان اخراج از کار به نهادهای مختلف مراجعه کردم تا لااقل به یک شرکتی نامه بدهند تا در آنجا مشغول باشم ولی جز بهانه های مختلف چیزی عایدم نشده است.

در مورد زمان بیکاری اش پرسیدم و اینکه در این مدت چه فعالیتی انجام داده است که می گوید هیچ کار و کاملا بیکارم.

در مورد اینکه آیا تا به حال کسی برای خرید کلیه به تو مراجعه کرده است گفت: شخصی حاضر بود که 45 میلیون تومان بدهد ولی به دلایلی این کار صورت نگرفت؛ او ادامه می دهد که حاضر است قلب خود را نیز بفروشد تا فرزندانش بعد از او در آسایش باشند.

از او پرسیدم که اگر یک میلیون به تو قرض دهند حاضر هستی برای گذراندن زندگی ات دستفروشی کنی؟

با کمی تامل می‌گوید حاضر هستم ولی با این سابقه 12 ساله آیا انصاف هست که الان دستفروشی کنم. من اگر 6،7 سال دیگر بیمه داشته باشم بازنشسته می شوم ولی اگر دستفروشی کنم....!؟

 

 

او ادامه می دهد: درست است که امروز حتی افرادی هستند که با مدرک فوق لیسانس نیز بیکار هستند ولی شرایط من نسبت به آنها متفاوت است، من سابقه چندین سال کار را دارم.

نفیسی که به گفته خودش هیچ سوء سابقه ای در مراجع قضایی ندارد در خصوص مراجعه به کارآفرینی ها می گوید: در اکثر کارآفرینی ها پرونده دارم ولی هنوز به نتیجه نرسیده است.

او می گوید: مدرک لیفتراک(ماشین حمل بار در کارخانه ها) را هم دارم که در صورت نیاز کارخانه ای می توانم کار کنم.

نفیسی در مورد پخش آگهی فروش کلیه در فضای مجازی نیز می گوید: من این آگهی ها را روی در و دیوار شهر نصب کرده بودم که احتمالا کسی دیده و و تصویر آن را پخش کرده چون گوشی من ساده است و از این امکانات ندارد.

نفیسی ادامه می دهد: در بسیاری مواقع برای کارگری می روم، که این کار هم این در این وضعیت رکود فایده ای ندارد.

برای او افرادی را مثال می زنم که به کارهای ساده دستفروشی می پردازند تا شرمنده خانواده و محتاج دیگران نباشد که می گوید: من هم حاضر هستم این کار را بکنم ولی برای نمونه یکی از دوستان من کاپشن برای فروش از یک شهری آورده بود که تحویل من داد تا آنها را بفروشم که در یکی از روزها، شهرداری همه بساطم را جمع کرد و همه کاپشن ها را نیز با خود برد.

او شرمندگی در برابر خانواده را زجر آور می داند و می گوید: اگر کسی ضمانت دهد که روزی 25 هزار تومان به من بدهد حاضر هستم حتی چاه هم بکنم.

او یارانه دولتی را تنها منبع در آمد خود عنوان می کند و می گوید: یکی از کارهای خوب دولت قبل همین یارانه دادن بود.

نفیسی ادامه می دهد: در زمان دولت قبل در یک مشاور املاکی هم به عنوان خدمه کار می کردم که روزی 50،60 تومان درآمد تنها از این راه کسب می کردم ولی با آمدن دولت جدید و رکودی که در بازار هست نه تنها من بلکه خود مشاور املاکی هم بیکار است

او در پایان می گوید: این آقایانی که می گویند رکود را پشت سرگذاشتیم و یا هنوز مقداری مانده و...، چیزی نمی دانند. معنی رکود را من می دانم که کلیه ام را گذاشته ام برای فروش.

انتهای پیام/م

,

"ع. نفیسی" متولد سال 1358 در گفتگو با خبرنگار سبلانه می گوید: نزدیک به 9 سال سابقه کار در آرتاویل تایر را دارم که طبق قانون کار، آرتاویل تایر حق بیمه ام را نیز پرداخت کرده است ولی بعد از 9 سال به بهانه تعدیل نیرو از کار اخراج شدم.

او می گوید: از طریق اداره کار و برخی از مسئولان استان، پیگیر دلایل اخراجم شدم که متاسفانه تا به امروز که نزدیک به سه سال از زمان اخراجم می گذرد به نتیجه نرسیده ام.

او علاوه بر سابقه 9 ساله در آرتاویل تایر 3 سال از یک مطب پزشکی هم حق بیمه دارد و می گوید: تا به امروز از مزایای بیمه بیکاری استفاده نکرده ام و دلیل آن را مشکلاتی که امکان دارد در مورد بازنشستگی اش پیش آید، عنوان می کند.

نفیسی در مورد علت نصب آگهی فروش کلیه می گوید: بیکاری و وضعیت بد مالی باعث شد که آگهی فروش کلیه را در شهر پخش کنم تا شاید با فروش آن بتوانم با رهن یک مغازه و خانه حداقل شرمنده زن و بچه‌هایم نشوم.

 او که یک پسر و یک دختر دارد در مورد عکس‌العمل خانواده ش در مورد این آگهی می گوید: با همسرم صحبت کردم و با همفکری او، به این نتیجه رسیده‌ام که فروش کلیه تنها راه چاره برای خلاصی از درد بی پولی است.

نفیسی ادامه می دهد: از استاندار گرفته تا نمایندگان مجلس همگی از وضعیت من آگاه هستند ولی هیچ کس به فکر من نیست.

او می گوید: من از زمان اخراج از کار به نهادهای مختلف مراجعه کردم تا لااقل به یک شرکتی نامه بدهند تا در آنجا مشغول باشم ولی جز بهانه های مختلف چیزی عایدم نشده است.

در مورد زمان بیکاری اش پرسیدم و اینکه در این مدت چه فعالیتی انجام داده است که می گوید هیچ کار و کاملا بیکارم.

در مورد اینکه آیا تا به حال کسی برای خرید کلیه به تو مراجعه کرده است گفت: شخصی حاضر بود که 45 میلیون تومان بدهد ولی به دلایلی این کار صورت نگرفت؛ او ادامه می دهد که حاضر است قلب خود را نیز بفروشد تا فرزندانش بعد از او در آسایش باشند.

از او پرسیدم که اگر یک میلیون به تو قرض دهند حاضر هستی برای گذراندن زندگی ات دستفروشی کنی؟

با کمی تامل می‌گوید حاضر هستم ولی با این سابقه 12 ساله آیا انصاف هست که الان دستفروشی کنم. من اگر 6،7 سال دیگر بیمه داشته باشم بازنشسته می شوم ولی اگر دستفروشی کنم....!؟

 

 

او ادامه می دهد: درست است که امروز حتی افرادی هستند که با مدرک فوق لیسانس نیز بیکار هستند ولی شرایط من نسبت به آنها متفاوت است، من سابقه چندین سال کار را دارم.

نفیسی که به گفته خودش هیچ سوء سابقه ای در مراجع قضایی ندارد در خصوص مراجعه به کارآفرینی ها می گوید: در اکثر کارآفرینی ها پرونده دارم ولی هنوز به نتیجه نرسیده است.

او می گوید: مدرک لیفتراک(ماشین حمل بار در کارخانه ها) را هم دارم که در صورت نیاز کارخانه ای می توانم کار کنم.

نفیسی در مورد پخش آگهی فروش کلیه در فضای مجازی نیز می گوید: من این آگهی ها را روی در و دیوار شهر نصب کرده بودم که احتمالا کسی دیده و و تصویر آن را پخش کرده چون گوشی من ساده است و از این امکانات ندارد.

نفیسی ادامه می دهد: در بسیاری مواقع برای کارگری می روم، که این کار هم این در این وضعیت رکود فایده ای ندارد.

برای او افرادی را مثال می زنم که به کارهای ساده دستفروشی می پردازند تا شرمنده خانواده و محتاج دیگران نباشد که می گوید: من هم حاضر هستم این کار را بکنم ولی برای نمونه یکی از دوستان من کاپشن برای فروش از یک شهری آورده بود که تحویل من داد تا آنها را بفروشم که در یکی از روزها، شهرداری همه بساطم را جمع کرد و همه کاپشن ها را نیز با خود برد.

او شرمندگی در برابر خانواده را زجر آور می داند و می گوید: اگر کسی ضمانت دهد که روزی 25 هزار تومان به من بدهد حاضر هستم حتی چاه هم بکنم.

او یارانه دولتی را تنها منبع در آمد خود عنوان می کند و می گوید: یکی از کارهای خوب دولت قبل همین یارانه دادن بود.

نفیسی ادامه می دهد: در زمان دولت قبل در یک مشاور املاکی هم به عنوان خدمه کار می کردم که روزی 50،60 تومان درآمد تنها از این راه کسب می کردم ولی با آمدن دولت جدید و رکودی که در بازار هست نه تنها من بلکه خود مشاور املاکی هم بیکار است

او در پایان می گوید: این آقایانی که می گویند رکود را پشت سرگذاشتیم و یا هنوز مقداری مانده و...، چیزی نمی دانند. معنی رکود را من می دانم که کلیه ام را گذاشته ام برای فروش.

انتهای پیام/م

,

"ع. نفیسی" متولد سال 1358 در گفتگو با خبرنگار سبلانه می گوید: نزدیک به 9 سال سابقه کار در آرتاویل تایر را دارم که طبق قانون کار، آرتاویل تایر حق بیمه ام را نیز پرداخت کرده است ولی بعد از 9 سال به بهانه تعدیل نیرو از کار اخراج شدم.

او می گوید: از طریق اداره کار و برخی از مسئولان استان، پیگیر دلایل اخراجم شدم که متاسفانه تا به امروز که نزدیک به سه سال از زمان اخراجم می گذرد به نتیجه نرسیده ام.

او علاوه بر سابقه 9 ساله در آرتاویل تایر 3 سال از یک مطب پزشکی هم حق بیمه دارد و می گوید: تا به امروز از مزایای بیمه بیکاری استفاده نکرده ام و دلیل آن را مشکلاتی که امکان دارد در مورد بازنشستگی اش پیش آید، عنوان می کند.

نفیسی در مورد علت نصب آگهی فروش کلیه می گوید: بیکاری و وضعیت بد مالی باعث شد که آگهی فروش کلیه را در شهر پخش کنم تا شاید با فروش آن بتوانم با رهن یک مغازه و خانه حداقل شرمنده زن و بچه‌هایم نشوم.

 او که یک پسر و یک دختر دارد در مورد عکس‌العمل خانواده ش در مورد این آگهی می گوید: با همسرم صحبت کردم و با همفکری او، به این نتیجه رسیده‌ام که فروش کلیه تنها راه چاره برای خلاصی از درد بی پولی است.

نفیسی ادامه می دهد: از استاندار گرفته تا نمایندگان مجلس همگی از وضعیت من آگاه هستند ولی هیچ کس به فکر من نیست.

او می گوید: من از زمان اخراج از کار به نهادهای مختلف مراجعه کردم تا لااقل به یک شرکتی نامه بدهند تا در آنجا مشغول باشم ولی جز بهانه های مختلف چیزی عایدم نشده است.

در مورد زمان بیکاری اش پرسیدم و اینکه در این مدت چه فعالیتی انجام داده است که می گوید هیچ کار و کاملا بیکارم.

در مورد اینکه آیا تا به حال کسی برای خرید کلیه به تو مراجعه کرده است گفت: شخصی حاضر بود که 45 میلیون تومان بدهد ولی به دلایلی این کار صورت نگرفت؛ او ادامه می دهد که حاضر است قلب خود را نیز بفروشد تا فرزندانش بعد از او در آسایش باشند.

از او پرسیدم که اگر یک میلیون به تو قرض دهند حاضر هستی برای گذراندن زندگی ات دستفروشی کنی؟

با کمی تامل می‌گوید حاضر هستم ولی با این سابقه 12 ساله آیا انصاف هست که الان دستفروشی کنم. من اگر 6،7 سال دیگر بیمه داشته باشم بازنشسته می شوم ولی اگر دستفروشی کنم....!؟

 

 

او ادامه می دهد: درست است که امروز حتی افرادی هستند که با مدرک فوق لیسانس نیز بیکار هستند ولی شرایط من نسبت به آنها متفاوت است، من سابقه چندین سال کار را دارم.

نفیسی که به گفته خودش هیچ سوء سابقه ای در مراجع قضایی ندارد در خصوص مراجعه به کارآفرینی ها می گوید: در اکثر کارآفرینی ها پرونده دارم ولی هنوز به نتیجه نرسیده است.

او می گوید: مدرک لیفتراک(ماشین حمل بار در کارخانه ها) را هم دارم که در صورت نیاز کارخانه ای می توانم کار کنم.

نفیسی در مورد پخش آگهی فروش کلیه در فضای مجازی نیز می گوید: من این آگهی ها را روی در و دیوار شهر نصب کرده بودم که احتمالا کسی دیده و و تصویر آن را پخش کرده چون گوشی من ساده است و از این امکانات ندارد.

نفیسی ادامه می دهد: در بسیاری مواقع برای کارگری می روم، که این کار هم این در این وضعیت رکود فایده ای ندارد.

برای او افرادی را مثال می زنم که به کارهای ساده دستفروشی می پردازند تا شرمنده خانواده و محتاج دیگران نباشد که می گوید: من هم حاضر هستم این کار را بکنم ولی برای نمونه یکی از دوستان من کاپشن برای فروش از یک شهری آورده بود که تحویل من داد تا آنها را بفروشم که در یکی از روزها، شهرداری همه بساطم را جمع کرد و همه کاپشن ها را نیز با خود برد.

او شرمندگی در برابر خانواده را زجر آور می داند و می گوید: اگر کسی ضمانت دهد که روزی 25 هزار تومان به من بدهد حاضر هستم حتی چاه هم بکنم.

او یارانه دولتی را تنها منبع در آمد خود عنوان می کند و می گوید: یکی از کارهای خوب دولت قبل همین یارانه دادن بود.

نفیسی ادامه می دهد: در زمان دولت قبل در یک مشاور املاکی هم به عنوان خدمه کار می کردم که روزی 50،60 تومان درآمد تنها از این راه کسب می کردم ولی با آمدن دولت جدید و رکودی که در بازار هست نه تنها من بلکه خود مشاور املاکی هم بیکار است

او در پایان می گوید: این آقایانی که می گویند رکود را پشت سرگذاشتیم و یا هنوز مقداری مانده و...، چیزی نمی دانند. معنی رکود را من می دانم که کلیه ام را گذاشته ام برای فروش.

انتهای پیام/م

,

"ع. نفیسی" متولد سال 1358 در گفتگو با خبرنگار سبلانه می گوید: نزدیک به 9 سال سابقه کار در آرتاویل تایر را دارم که طبق قانون کار، آرتاویل تایر حق بیمه ام را نیز پرداخت کرده است ولی بعد از 9 سال به بهانه تعدیل نیرو از کار اخراج شدم.

او می گوید: از طریق اداره کار و برخی از مسئولان استان، پیگیر دلایل اخراجم شدم که متاسفانه تا به امروز که نزدیک به سه سال از زمان اخراجم می گذرد به نتیجه نرسیده ام.

او علاوه بر سابقه 9 ساله در آرتاویل تایر 3 سال از یک مطب پزشکی هم حق بیمه دارد و می گوید: تا به امروز از مزایای بیمه بیکاری استفاده نکرده ام و دلیل آن را مشکلاتی که امکان دارد در مورد بازنشستگی اش پیش آید، عنوان می کند.

نفیسی در مورد علت نصب آگهی فروش کلیه می گوید: بیکاری و وضعیت بد مالی باعث شد که آگهی فروش کلیه را در شهر پخش کنم تا شاید با فروش آن بتوانم با رهن یک مغازه و خانه حداقل شرمنده زن و بچه‌هایم نشوم.

 او که یک پسر و یک دختر دارد در مورد عکس‌العمل خانواده ش در مورد این آگهی می گوید: با همسرم صحبت کردم و با همفکری او، به این نتیجه رسیده‌ام که فروش کلیه تنها راه چاره برای خلاصی از درد بی پولی است.

نفیسی ادامه می دهد: از استاندار گرفته تا نمایندگان مجلس همگی از وضعیت من آگاه هستند ولی هیچ کس به فکر من نیست.

او می گوید: من از زمان اخراج از کار به نهادهای مختلف مراجعه کردم تا لااقل به یک شرکتی نامه بدهند تا در آنجا مشغول باشم ولی جز بهانه های مختلف چیزی عایدم نشده است.

در مورد زمان بیکاری اش پرسیدم و اینکه در این مدت چه فعالیتی انجام داده است که می گوید هیچ کار و کاملا بیکارم.

در مورد اینکه آیا تا به حال کسی برای خرید کلیه به تو مراجعه کرده است گفت: شخصی حاضر بود که 45 میلیون تومان بدهد ولی به دلایلی این کار صورت نگرفت؛ او ادامه می دهد که حاضر است قلب خود را نیز بفروشد تا فرزندانش بعد از او در آسایش باشند.

از او پرسیدم که اگر یک میلیون به تو قرض دهند حاضر هستی برای گذراندن زندگی ات دستفروشی کنی؟

با کمی تامل می‌گوید حاضر هستم ولی با این سابقه 12 ساله آیا انصاف هست که الان دستفروشی کنم. من اگر 6،7 سال دیگر بیمه داشته باشم بازنشسته می شوم ولی اگر دستفروشی کنم....!؟

 

 

او ادامه می دهد: درست است که امروز حتی افرادی هستند که با مدرک فوق لیسانس نیز بیکار هستند ولی شرایط من نسبت به آنها متفاوت است، من سابقه چندین سال کار را دارم.

نفیسی که به گفته خودش هیچ سوء سابقه ای در مراجع قضایی ندارد در خصوص مراجعه به کارآفرینی ها می گوید: در اکثر کارآفرینی ها پرونده دارم ولی هنوز به نتیجه نرسیده است.

او می گوید: مدرک لیفتراک(ماشین حمل بار در کارخانه ها) را هم دارم که در صورت نیاز کارخانه ای می توانم کار کنم.

نفیسی در مورد پخش آگهی فروش کلیه در فضای مجازی نیز می گوید: من این آگهی ها را روی در و دیوار شهر نصب کرده بودم که احتمالا کسی دیده و و تصویر آن را پخش کرده چون گوشی من ساده است و از این امکانات ندارد.

نفیسی ادامه می دهد: در بسیاری مواقع برای کارگری می روم، که این کار هم این در این وضعیت رکود فایده ای ندارد.

برای او افرادی را مثال می زنم که به کارهای ساده دستفروشی می پردازند تا شرمنده خانواده و محتاج دیگران نباشد که می گوید: من هم حاضر هستم این کار را بکنم ولی برای نمونه یکی از دوستان من کاپشن برای فروش از یک شهری آورده بود که تحویل من داد تا آنها را بفروشم که در یکی از روزها، شهرداری همه بساطم را جمع کرد و همه کاپشن ها را نیز با خود برد.

او شرمندگی در برابر خانواده را زجر آور می داند و می گوید: اگر کسی ضمانت دهد که روزی 25 هزار تومان به من بدهد حاضر هستم حتی چاه هم بکنم.

او یارانه دولتی را تنها منبع در آمد خود عنوان می کند و می گوید: یکی از کارهای خوب دولت قبل همین یارانه دادن بود.

نفیسی ادامه می دهد: در زمان دولت قبل در یک مشاور املاکی هم به عنوان خدمه کار می کردم که روزی 50،60 تومان درآمد تنها از این راه کسب می کردم ولی با آمدن دولت جدید و رکودی که در بازار هست نه تنها من بلکه خود مشاور املاکی هم بیکار است

او در پایان می گوید: این آقایانی که می گویند رکود را پشت سرگذاشتیم و یا هنوز مقداری مانده و...، چیزی نمی دانند. معنی رکود را من می دانم که کلیه ام را گذاشته ام برای فروش.

انتهای پیام/م

,

"ع. نفیسی" متولد سال 1358 در گفتگو با خبرنگار سبلانه می گوید: نزدیک به 9 سال سابقه کار در آرتاویل تایر را دارم که طبق قانون کار، آرتاویل تایر حق بیمه ام را نیز پرداخت کرده است ولی بعد از 9 سال به بهانه تعدیل نیرو از کار اخراج شدم.

,

او می گوید: از طریق اداره کار و برخی از مسئولان استان، پیگیر دلایل اخراجم شدم که متاسفانه تا به امروز که نزدیک به سه سال از زمان اخراجم می گذرد به نتیجه نرسیده ام.

,

او علاوه بر سابقه 9 ساله در آرتاویل تایر 3 سال از یک مطب پزشکی هم حق بیمه دارد و می گوید: تا به امروز از مزایای بیمه بیکاری استفاده نکرده ام و دلیل آن را مشکلاتی که امکان دارد در مورد بازنشستگی اش پیش آید، عنوان می کند.

,

نفیسی در مورد علت نصب آگهی فروش کلیه می گوید: بیکاری و وضعیت بد مالی باعث شد که آگهی فروش کلیه را در شهر پخش کنم تا شاید با فروش آن بتوانم با رهن یک مغازه و خانه حداقل شرمنده زن و بچه‌هایم نشوم.

,

 او که یک پسر و یک دختر دارد در مورد عکس‌العمل خانواده ش در مورد این آگهی می گوید: با همسرم صحبت کردم و با همفکری او، به این نتیجه رسیده‌ام که فروش کلیه تنها راه چاره برای خلاصی از درد بی پولی است.

,

نفیسی ادامه می دهد: از استاندار گرفته تا نمایندگان مجلس همگی از وضعیت من آگاه هستند ولی هیچ کس به فکر من نیست.

,

او می گوید: من از زمان اخراج از کار به نهادهای مختلف مراجعه کردم تا لااقل به یک شرکتی نامه بدهند تا در آنجا مشغول باشم ولی جز بهانه های مختلف چیزی عایدم نشده است.

,

در مورد زمان بیکاری اش پرسیدم و اینکه در این مدت چه فعالیتی انجام داده است که می گوید هیچ کار و کاملا بیکارم.

,

در مورد اینکه آیا تا به حال کسی برای خرید کلیه به تو مراجعه کرده است گفت: شخصی حاضر بود که 45 میلیون تومان بدهد ولی به دلایلی این کار صورت نگرفت؛ او ادامه می دهد که حاضر است قلب خود را نیز بفروشد تا فرزندانش بعد از او در آسایش باشند.

,

از او پرسیدم که اگر یک میلیون به تو قرض دهند حاضر هستی برای گذراندن زندگی ات دستفروشی کنی؟

,

با کمی تامل می‌گوید حاضر هستم ولی با این سابقه 12 ساله آیا انصاف هست که الان دستفروشی کنم. من اگر 6،7 سال دیگر بیمه داشته باشم بازنشسته می شوم ولی اگر دستفروشی کنم....!؟

,

 

,

, ,

 

,

او ادامه می دهد: درست است که امروز حتی افرادی هستند که با مدرک فوق لیسانس نیز بیکار هستند ولی شرایط من نسبت به آنها متفاوت است، من سابقه چندین سال کار را دارم.

,

نفیسی که به گفته خودش هیچ سوء سابقه ای در مراجع قضایی ندارد در خصوص مراجعه به کارآفرینی ها می گوید: در اکثر کارآفرینی ها پرونده دارم ولی هنوز به نتیجه نرسیده است.

,

او می گوید: مدرک لیفتراک(ماشین حمل بار در کارخانه ها) را هم دارم که در صورت نیاز کارخانه ای می توانم کار کنم.

,

نفیسی در مورد پخش آگهی فروش کلیه در فضای مجازی نیز می گوید: من این آگهی ها را روی در و دیوار شهر نصب کرده بودم که احتمالا کسی دیده و و تصویر آن را پخش کرده چون گوشی من ساده است و از این امکانات ندارد.

,

نفیسی ادامه می دهد: در بسیاری مواقع برای کارگری می روم، که این کار هم این در این وضعیت رکود فایده ای ندارد.

,

برای او افرادی را مثال می زنم که به کارهای ساده دستفروشی می پردازند تا شرمنده خانواده و محتاج دیگران نباشد که می گوید: من هم حاضر هستم این کار را بکنم ولی برای نمونه یکی از دوستان من کاپشن برای فروش از یک شهری آورده بود که تحویل من داد تا آنها را بفروشم که در یکی از روزها، شهرداری همه بساطم را جمع کرد و همه کاپشن ها را نیز با خود برد.

,

او شرمندگی در برابر خانواده را زجر آور می داند و می گوید: اگر کسی ضمانت دهد که روزی 25 هزار تومان به من بدهد حاضر هستم حتی چاه هم بکنم.

,

او یارانه دولتی را تنها منبع در آمد خود عنوان می کند و می گوید: یکی از کارهای خوب دولت قبل همین یارانه دادن بود.

,

نفیسی ادامه می دهد: در زمان دولت قبل در یک مشاور املاکی هم به عنوان خدمه کار می کردم که روزی 50،60 تومان درآمد تنها از این راه کسب می کردم ولی با آمدن دولت جدید و رکودی که در بازار هست نه تنها من بلکه خود مشاور املاکی هم بیکار است

,

او در پایان می گوید: این آقایانی که می گویند رکود را پشت سرگذاشتیم و یا هنوز مقداری مانده و...، چیزی نمی دانند. معنی رکود را من می دانم که کلیه ام را گذاشته ام برای فروش.

,

انتهای پیام/م

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه