logo
پنج‌شنبه 23 مهر 1405 | پنجشنبه 15 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

در گفت و‌گو با یک غواص آزاده دفاع مقدس مطرح شد؛

روزی که مرده‌ها زنده شدند!

روزی که مرده‌ها زنده شدند!
محمد سلطانی، یکی آزادگان و از همرزمان شهدای غواص در مورد روز ورودش به کشور گفت: به نظر من آن روز، روزی بود که مرده‌ها زنده شدند! واقعا همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، محمد سلطانی مهد، آزاده کشورمان از عملیات کربلای 4 و نحوه اسارت خود چنین گفت: در 4 دی ماه  65 درعملیات کربلای 4، که عملیات بسیار مهمی برای رزمندگان به شمار می رفت  متاسفانه به واسطه ستون پنجم دشمن (جاسوس) عملیات ما لو رفت و پیروزی عملیات حاصل نشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس,

وی ادامه داد:  تعداد زیادی بچه‌های پاسدار و بسیجی در این عملیات  غواص بودند و می‌بایستی از عرض رودخانه اروند رود عبور می‌کردیم با این حال  توانستیم به سنگر‌های عراقی نزدیک شویم اما نیرو‌های عراقی به دلیل لو رفتن عملیات، با روشن شدن هوا متاسفانه تعدادی از بچه‌ها را اسیر کردند و دشمن من را هم به اسارت دراورد. بچه‌ها به دلیل خونی که از آن‌ها رفته بود بی‌حال شدند  و عراقی‌ها فکر کردند این‌ها زنده نیستند و به طور گور‌های دسته جمعی همه را دفن کردند و امسال شاهد پیکر‌های این غواصان عزیزان در رسانه  بودیم و چه استقبال بی نظیری از این عزیزان شد که از همرزمان ما در عملیات کربلای 4 بودند.

سلطانی، به نقشه دشمن در تبلیغات منفی به نفع خودشان اشاره کرد و گفت: خبرنگاران  زیادی آمده بودند و از ما فیلم می‌گرفتند و جلوی دوربین خبرنگاران  عراقی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و به ما آب و تجهیزات می‌دادند اما به محض اینکه فیلم‌برداری تمام می‌شد رفتار خشنی نسبت به ما داشتند.

این آزاده دفاع مقدس از اسارت خود چنین گفت: من  حدود 4 سال اسیر دشمن بودم. از 48 نفری که از همدان اعزام شده بودند به جز 4 نفر بقیه خانواده‌های فکر می‌کردند فرزندانشان شهید یا مفقود الجسد شدند و برای برخی مجلس ختم گرفته بودند.

وی تصریح کرد: عراقی‌ها به ما می‌گفتند شما چرا آنقدر روحیه دارید؟ و ما در جواب می‌گفتیم به خاطر ایمانی که  به خدا و رهبرمان و کشورمان داریم از روحیه قوی ای برخور دار هستیم.

این رزمنده، به خاطره‌ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه‌ها به خاطر سرگرمی،  تخم هندوانه و خیار در باغچه می‌کاشتند. یک روز بچه‌ها چند تا خیار ریز برای نگهبان‌ها آورده  بودند و آن‌‌ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده‌ها را خودتان می خورید و کوچک تر‌ها را به ما می دهید.(خنده)

سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده بود و ما هم ساعت 4 وارد شهرمان شدیم و خاطره‌ای که در ذهن من تداعی می‌شود این جمله است: "روزی که مرده‌ها زنده شدند" و واقعاً همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های  قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.

وی به ارادت رزمندگان در برابر شهدا اشاره کرد و گفت: بچه‌ها در ابتدا نپذیرفتند که خانواده‌هایشان را ببینند و تصمیم گرفتیم که اول به مزار شهدا تشرف پیدا کنیم و بعد از زیارت شهدا به سمت خانواده برویم که همین اتفاق هم افتاد.

این آزاده دفاع مقدس، به خاطره ای عجیب در عالم رویا اشاره کرد و خاطر نشان کرد: در حال حاضر پسری 28 ساله دارم آن زمانی که من در اسارت بودم مطلع نبودم که خداوند به من و همسرم فرزندی عطا کرده است و یک شب من در دورانی که در اسارت به سر می بردم در عالم خواب رویت کردم که صاحب فرزند پسر شده‌ام  و پس از مدتی این خواب من به واقعیت تبدیل شد.

وی جنگ امروز دشمن با جوانان را جنگ نرم خواند و اظهار کرد: امروزه دشمن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نشانه رفته است و متاسفانه خانواده‌ها را به سمت اهداف خود تا حدودی با ترویج برنامه‌های ماهواره ای کشانده است که ما از مسئولین انتظار بیشتری داریم.

انتهای پیام/خ

,

وی ادامه داد:  تعداد زیادی بچه‌های پاسدار و بسیجی در این عملیات  غواص بودند و می‌بایستی از عرض رودخانه اروند رود عبور می‌کردیم با این حال  توانستیم به سنگر‌های عراقی نزدیک شویم اما نیرو‌های عراقی به دلیل لو رفتن عملیات، با روشن شدن هوا متاسفانه تعدادی از بچه‌ها را اسیر کردند و دشمن من را هم به اسارت دراورد. بچه‌ها به دلیل خونی که از آن‌ها رفته بود بی‌حال شدند  و عراقی‌ها فکر کردند این‌ها زنده نیستند و به طور گور‌های دسته جمعی همه را دفن کردند و امسال شاهد پیکر‌های این غواصان عزیزان در رسانه  بودیم و چه استقبال بی نظیری از این عزیزان شد که از همرزمان ما در عملیات کربلای 4 بودند.

سلطانی، به نقشه دشمن در تبلیغات منفی به نفع خودشان اشاره کرد و گفت: خبرنگاران  زیادی آمده بودند و از ما فیلم می‌گرفتند و جلوی دوربین خبرنگاران  عراقی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و به ما آب و تجهیزات می‌دادند اما به محض اینکه فیلم‌برداری تمام می‌شد رفتار خشنی نسبت به ما داشتند.

این آزاده دفاع مقدس از اسارت خود چنین گفت: من  حدود 4 سال اسیر دشمن بودم. از 48 نفری که از همدان اعزام شده بودند به جز 4 نفر بقیه خانواده‌های فکر می‌کردند فرزندانشان شهید یا مفقود الجسد شدند و برای برخی مجلس ختم گرفته بودند.

وی تصریح کرد: عراقی‌ها به ما می‌گفتند شما چرا آنقدر روحیه دارید؟ و ما در جواب می‌گفتیم به خاطر ایمانی که  به خدا و رهبرمان و کشورمان داریم از روحیه قوی ای برخور دار هستیم.

این رزمنده، به خاطره‌ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه‌ها به خاطر سرگرمی،  تخم هندوانه و خیار در باغچه می‌کاشتند. یک روز بچه‌ها چند تا خیار ریز برای نگهبان‌ها آورده  بودند و آن‌‌ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده‌ها را خودتان می خورید و کوچک تر‌ها را به ما می دهید.(خنده)

سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده بود و ما هم ساعت 4 وارد شهرمان شدیم و خاطره‌ای که در ذهن من تداعی می‌شود این جمله است: "روزی که مرده‌ها زنده شدند" و واقعاً همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های  قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.

وی به ارادت رزمندگان در برابر شهدا اشاره کرد و گفت: بچه‌ها در ابتدا نپذیرفتند که خانواده‌هایشان را ببینند و تصمیم گرفتیم که اول به مزار شهدا تشرف پیدا کنیم و بعد از زیارت شهدا به سمت خانواده برویم که همین اتفاق هم افتاد.

این آزاده دفاع مقدس، به خاطره ای عجیب در عالم رویا اشاره کرد و خاطر نشان کرد: در حال حاضر پسری 28 ساله دارم آن زمانی که من در اسارت بودم مطلع نبودم که خداوند به من و همسرم فرزندی عطا کرده است و یک شب من در دورانی که در اسارت به سر می بردم در عالم خواب رویت کردم که صاحب فرزند پسر شده‌ام  و پس از مدتی این خواب من به واقعیت تبدیل شد.

وی جنگ امروز دشمن با جوانان را جنگ نرم خواند و اظهار کرد: امروزه دشمن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نشانه رفته است و متاسفانه خانواده‌ها را به سمت اهداف خود تا حدودی با ترویج برنامه‌های ماهواره ای کشانده است که ما از مسئولین انتظار بیشتری داریم.

انتهای پیام/خ

,

وی ادامه داد:  تعداد زیادی بچه‌های پاسدار و بسیجی در این عملیات  غواص بودند و می‌بایستی از عرض رودخانه اروند رود عبور می‌کردیم با این حال  توانستیم به سنگر‌های عراقی نزدیک شویم اما نیرو‌های عراقی به دلیل لو رفتن عملیات، با روشن شدن هوا متاسفانه تعدادی از بچه‌ها را اسیر کردند و دشمن من را هم به اسارت دراورد. بچه‌ها به دلیل خونی که از آن‌ها رفته بود بی‌حال شدند  و عراقی‌ها فکر کردند این‌ها زنده نیستند و به طور گور‌های دسته جمعی همه را دفن کردند و امسال شاهد پیکر‌های این غواصان عزیزان در رسانه  بودیم و چه استقبال بی نظیری از این عزیزان شد که از همرزمان ما در عملیات کربلای 4 بودند.

سلطانی، به نقشه دشمن در تبلیغات منفی به نفع خودشان اشاره کرد و گفت: خبرنگاران  زیادی آمده بودند و از ما فیلم می‌گرفتند و جلوی دوربین خبرنگاران  عراقی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و به ما آب و تجهیزات می‌دادند اما به محض اینکه فیلم‌برداری تمام می‌شد رفتار خشنی نسبت به ما داشتند.

این آزاده دفاع مقدس از اسارت خود چنین گفت: من  حدود 4 سال اسیر دشمن بودم. از 48 نفری که از همدان اعزام شده بودند به جز 4 نفر بقیه خانواده‌های فکر می‌کردند فرزندانشان شهید یا مفقود الجسد شدند و برای برخی مجلس ختم گرفته بودند.

وی تصریح کرد: عراقی‌ها به ما می‌گفتند شما چرا آنقدر روحیه دارید؟ و ما در جواب می‌گفتیم به خاطر ایمانی که  به خدا و رهبرمان و کشورمان داریم از روحیه قوی ای برخور دار هستیم.

این رزمنده، به خاطره‌ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه‌ها به خاطر سرگرمی،  تخم هندوانه و خیار در باغچه می‌کاشتند. یک روز بچه‌ها چند تا خیار ریز برای نگهبان‌ها آورده  بودند و آن‌‌ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده‌ها را خودتان می خورید و کوچک تر‌ها را به ما می دهید.(خنده)

سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده بود و ما هم ساعت 4 وارد شهرمان شدیم و خاطره‌ای که در ذهن من تداعی می‌شود این جمله است: "روزی که مرده‌ها زنده شدند" و واقعاً همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های  قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.

وی به ارادت رزمندگان در برابر شهدا اشاره کرد و گفت: بچه‌ها در ابتدا نپذیرفتند که خانواده‌هایشان را ببینند و تصمیم گرفتیم که اول به مزار شهدا تشرف پیدا کنیم و بعد از زیارت شهدا به سمت خانواده برویم که همین اتفاق هم افتاد.

این آزاده دفاع مقدس، به خاطره ای عجیب در عالم رویا اشاره کرد و خاطر نشان کرد: در حال حاضر پسری 28 ساله دارم آن زمانی که من در اسارت بودم مطلع نبودم که خداوند به من و همسرم فرزندی عطا کرده است و یک شب من در دورانی که در اسارت به سر می بردم در عالم خواب رویت کردم که صاحب فرزند پسر شده‌ام  و پس از مدتی این خواب من به واقعیت تبدیل شد.

وی جنگ امروز دشمن با جوانان را جنگ نرم خواند و اظهار کرد: امروزه دشمن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نشانه رفته است و متاسفانه خانواده‌ها را به سمت اهداف خود تا حدودی با ترویج برنامه‌های ماهواره ای کشانده است که ما از مسئولین انتظار بیشتری داریم.

انتهای پیام/خ

,

وی ادامه داد:  تعداد زیادی بچه‌های پاسدار و بسیجی در این عملیات  غواص بودند و می‌بایستی از عرض رودخانه اروند رود عبور می‌کردیم با این حال  توانستیم به سنگر‌های عراقی نزدیک شویم اما نیرو‌های عراقی به دلیل لو رفتن عملیات، با روشن شدن هوا متاسفانه تعدادی از بچه‌ها را اسیر کردند و دشمن من را هم به اسارت دراورد. بچه‌ها به دلیل خونی که از آن‌ها رفته بود بی‌حال شدند  و عراقی‌ها فکر کردند این‌ها زنده نیستند و به طور گور‌های دسته جمعی همه را دفن کردند و امسال شاهد پیکر‌های این غواصان عزیزان در رسانه  بودیم و چه استقبال بی نظیری از این عزیزان شد که از همرزمان ما در عملیات کربلای 4 بودند.

سلطانی، به نقشه دشمن در تبلیغات منفی به نفع خودشان اشاره کرد و گفت: خبرنگاران  زیادی آمده بودند و از ما فیلم می‌گرفتند و جلوی دوربین خبرنگاران  عراقی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و به ما آب و تجهیزات می‌دادند اما به محض اینکه فیلم‌برداری تمام می‌شد رفتار خشنی نسبت به ما داشتند.

این آزاده دفاع مقدس از اسارت خود چنین گفت: من  حدود 4 سال اسیر دشمن بودم. از 48 نفری که از همدان اعزام شده بودند به جز 4 نفر بقیه خانواده‌های فکر می‌کردند فرزندانشان شهید یا مفقود الجسد شدند و برای برخی مجلس ختم گرفته بودند.

وی تصریح کرد: عراقی‌ها به ما می‌گفتند شما چرا آنقدر روحیه دارید؟ و ما در جواب می‌گفتیم به خاطر ایمانی که  به خدا و رهبرمان و کشورمان داریم از روحیه قوی ای برخور دار هستیم.

این رزمنده، به خاطره‌ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه‌ها به خاطر سرگرمی،  تخم هندوانه و خیار در باغچه می‌کاشتند. یک روز بچه‌ها چند تا خیار ریز برای نگهبان‌ها آورده  بودند و آن‌‌ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده‌ها را خودتان می خورید و کوچک تر‌ها را به ما می دهید.(خنده)

سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده بود و ما هم ساعت 4 وارد شهرمان شدیم و خاطره‌ای که در ذهن من تداعی می‌شود این جمله است: "روزی که مرده‌ها زنده شدند" و واقعاً همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های  قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.

وی به ارادت رزمندگان در برابر شهدا اشاره کرد و گفت: بچه‌ها در ابتدا نپذیرفتند که خانواده‌هایشان را ببینند و تصمیم گرفتیم که اول به مزار شهدا تشرف پیدا کنیم و بعد از زیارت شهدا به سمت خانواده برویم که همین اتفاق هم افتاد.

این آزاده دفاع مقدس، به خاطره ای عجیب در عالم رویا اشاره کرد و خاطر نشان کرد: در حال حاضر پسری 28 ساله دارم آن زمانی که من در اسارت بودم مطلع نبودم که خداوند به من و همسرم فرزندی عطا کرده است و یک شب من در دورانی که در اسارت به سر می بردم در عالم خواب رویت کردم که صاحب فرزند پسر شده‌ام  و پس از مدتی این خواب من به واقعیت تبدیل شد.

وی جنگ امروز دشمن با جوانان را جنگ نرم خواند و اظهار کرد: امروزه دشمن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نشانه رفته است و متاسفانه خانواده‌ها را به سمت اهداف خود تا حدودی با ترویج برنامه‌های ماهواره ای کشانده است که ما از مسئولین انتظار بیشتری داریم.

انتهای پیام/خ

,

وی ادامه داد:  تعداد زیادی بچه‌های پاسدار و بسیجی در این عملیات  غواص بودند و می‌بایستی از عرض رودخانه اروند رود عبور می‌کردیم با این حال  توانستیم به سنگر‌های عراقی نزدیک شویم اما نیرو‌های عراقی به دلیل لو رفتن عملیات، با روشن شدن هوا متاسفانه تعدادی از بچه‌ها را اسیر کردند و دشمن من را هم به اسارت دراورد. بچه‌ها به دلیل خونی که از آن‌ها رفته بود بی‌حال شدند  و عراقی‌ها فکر کردند این‌ها زنده نیستند و به طور گور‌های دسته جمعی همه را دفن کردند و امسال شاهد پیکر‌های این غواصان عزیزان در رسانه  بودیم و چه استقبال بی نظیری از این عزیزان شد که از همرزمان ما در عملیات کربلای 4 بودند.

,

, ,

سلطانی، به نقشه دشمن در تبلیغات منفی به نفع خودشان اشاره کرد و گفت: خبرنگاران  زیادی آمده بودند و از ما فیلم می‌گرفتند و جلوی دوربین خبرنگاران  عراقی‌ها رفتار خوبی با ما داشتند و به ما آب و تجهیزات می‌دادند اما به محض اینکه فیلم‌برداری تمام می‌شد رفتار خشنی نسبت به ما داشتند.

,

این آزاده دفاع مقدس از اسارت خود چنین گفت: من  حدود 4 سال اسیر دشمن بودم. از 48 نفری که از همدان اعزام شده بودند به جز 4 نفر بقیه خانواده‌های فکر می‌کردند فرزندانشان شهید یا مفقود الجسد شدند و برای برخی مجلس ختم گرفته بودند.

,

وی تصریح کرد: عراقی‌ها به ما می‌گفتند شما چرا آنقدر روحیه دارید؟ و ما در جواب می‌گفتیم به خاطر ایمانی که  به خدا و رهبرمان و کشورمان داریم از روحیه قوی ای برخور دار هستیم.

,

این رزمنده، به خاطره‌ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه‌ها به خاطر سرگرمی،  تخم هندوانه و خیار در باغچه می‌کاشتند. یک روز بچه‌ها چند تا خیار ریز برای نگهبان‌ها آورده  بودند و آن‌‌ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده‌ها را خودتان می خورید و کوچک تر‌ها را به ما می دهید.(خنده)

,

سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده بود و ما هم ساعت 4 وارد شهرمان شدیم و خاطره‌ای که در ذهن من تداعی می‌شود این جمله است: "روزی که مرده‌ها زنده شدند" و واقعاً همین بود و بچه‌‎ها با سنگ‌های  قبرشان عکس یادگاری می‌گرفتند در حالی که خانواده‌هایشان برای آن‌ها مراسم ختم گرفته بودند.

,

وی به ارادت رزمندگان در برابر شهدا اشاره کرد و گفت: بچه‌ها در ابتدا نپذیرفتند که خانواده‌هایشان را ببینند و تصمیم گرفتیم که اول به مزار شهدا تشرف پیدا کنیم و بعد از زیارت شهدا به سمت خانواده برویم که همین اتفاق هم افتاد.

,

این آزاده دفاع مقدس، به خاطره ای عجیب در عالم رویا اشاره کرد و خاطر نشان کرد: در حال حاضر پسری 28 ساله دارم آن زمانی که من در اسارت بودم مطلع نبودم که خداوند به من و همسرم فرزندی عطا کرده است و یک شب من در دورانی که در اسارت به سر می بردم در عالم خواب رویت کردم که صاحب فرزند پسر شده‌ام  و پس از مدتی این خواب من به واقعیت تبدیل شد.

,

وی جنگ امروز دشمن با جوانان را جنگ نرم خواند و اظهار کرد: امروزه دشمن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی را نشانه رفته است و متاسفانه خانواده‌ها را به سمت اهداف خود تا حدودی با ترویج برنامه‌های ماهواره ای کشانده است که ما از مسئولین انتظار بیشتری داریم.

,

انتهای پیام/خ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه