logo
جمعه 24 مهر 1405 | جمعه 16 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

گزارشی ویژه و خواندنی از تشییع پیکیر دو شهید در تویسرکان/زمین به احترام تو شهید؛ آسمانی شد

گزارشی ویژه و خواندنی از تشییع پیکیر دو شهید در تویسرکان/زمین به احترام تو شهید؛ آسمانی شد
پیکیر مطهر دو شهید گمنام سال های دفاع مقدس در میان خیل مشتاقان شهرستان تویسرکان تشییع شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور، صبح امروز در مراسمی با شکوه پیکر مطهر دو شهید گمنام دفاع مقدس در میان خیل عظیم مردم روستاهای شهرستانه، وردآوردعلیا و سفلی، کهنوش، کندر، سوری، هوش، شأن آباد و کنجوران تشییع شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

قرار است پیکیر مطهر این دو شهید بعد از ظهر امروز نیز در روستاهای ولاشجرد، مرادآباد، قلعه نو، لامیان، فرسفج و جعفریه تشییع شود.

,

امشب نیز با مراسم وداع با شهدا در مسجد جمع تویسرکان همزمان با مراسم مدافعان حرم برگزار می شود، این دو شهید دوران دفاع مقدس کهیکی 25 ساله و دیگری 21 است در عملیات کربلای 2 در منطقه عملیاتی حاج عمران در سال 65 به شهادت رسیدند و امروز پس از 27 سال در میان مردم خود با استقبال گرم مواجه شدند.

,

استقبال مردم روستاهای تویسرکان از پیکر مطهر این دو شهید بی نظیر بود. اهالی روستاهای مذکور،مسیر استقبال را فرشی از گل انداخته بودند.اسپند و سبزه، گل و گلاب به پیشواز آسمانی ها آمده بودند.

,

, , ,

مردم سینه زنان یا حسین یا حسین می گفتند، سینه می زدند، این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده.

,

مادری گریه کنان عکس فرزندش شهیدش را در آغوش گرفته بود و می گفت: فرزندم سعیدم، عزیز شهیدم، برخیز تو هم به استقبال دوستانت بیا.

,

دیگری می گفت: ای شهیدان دلبندم، اگر امروز نمی دانیم مادرتتان کیست مشکل از ماست، اما ما امروز آمده ایم بگوییم خانواده تو ای شهید گمنام همه ما هستیم.

,

آری همه آمده بودند، جوان، پیر، دانش آموز، دانشجو، کشاورز و ...

,

کاروان لاله های زهرایی در میان خیل عظیم اهلی روستاهای مسیر در حرکت بود. کناره جاده بودیم،مردم را به آرامی کنار زدند گفتند اهالی روستاهای دیگر منتظر هستند اجازه دهید شهدا را انتقال دهیم.

,

پیرزنی از فاصله ای دور اسپند به دست می آمد، او متوجه شد که کاوران در حال حرکت است، قدم های لرزانش را تندتر برداشت، اما دیگر نای راه رفتن نداشت،

, , ,

, , ,

از اینکه نتوانست به کاروان برسد، به زمین نشست و های های گریه کرد،

,

, , ,

خبرنگار رودآور با دیدن صحنه، فریاد زد بیایستید، به احترام یک مادر بیاستید، خودروی حامل  شهدا ایستاد،

,

, , ,

پیرزن خوشحال به حرکت خود ادامه داد، زانوهایش را گرفته و به سختی راه می رفت، به تابوت یکی از شهدا که رسید دستان خود را بر تابوت می کشید و نجواهایی کرد؛ ای عزیزم، ای رولم، قربونت شَم، مَ اُودم، ننت نیست، مَ کِ هَسَم، وخی بین مَ اومد، بین جیرم از دوریت کباب شُ(ای عزیزم، ای فرزندم، قربانت شوم، من آمدم، مادرت نیست، من که هستم، برخیز ببین من آمدم، ببین جگرم از دوری شما کباب شده است...)

,

, , ,

آری حتی آنانی که نمی توانستند بیایند در کنار جاده ایستاده بودند و از دور با شهدا درد و دل می کردند، حس را نمی توان انتقال کرد حس یک درک درونی است و من هم عاجزم از درک شهدا و خانواده های شهدا و ای کاش عاجز نبودم، ای کاش.

,
,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,
, , ,

 فردا قرار است، پیکیر مطهر این دوشهید پس از تشییع در شهر تویسرکان و سرکان، در پارک تفریحی ـ توریستی کمربسته سرکان تدفین شود.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه