logo
چهارشنبه 22 مهر 1405 | چهارشنبه 14 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

انتظار بی‌پایان یک مادر شهید

انتظار بی‌پایان یک مادر شهید
دیدار چنددقیقه ای ما بامادرشهید تمام می شود و من هنوز در ذهنم سوالاتی ازاو دارم و حتی از فرصتهای پایانی دیدارمان استفاده میکنم و از او میخوام که آرزویش را بگوید : برای جوانان عاقبت به خیری آرزو می کند و می گوید من پسرم را برای اسلام دادم و شاید منتظرش باشم که پیکرش را ببینم اما آرزویم نیست بازهم اشکهایش سرازیرمیشود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا   به نقل از زن امروز ، از حیاط خانه که می گذریم, درختچه های یاس توجه ات را به خودجلب می کند, بوی یاسها در فضای خانه پیچیده است. خانه همان شکل سنتی و قدیمی اش را حفظ کرده است .پدرشهید برای استقبال ما نزدیک تر می آید اما مادرشهید که گویا مریض احوال است ،داخل اتاق منتظر میهمانانش است وقتی می رویم با روی باز از ما استقبال می کند و تعارف می کند که بالای اتاق بشینیم...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا   , زن امروز,

 

شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز

همان ابتدا که از پسرشهیدش می پرسیم اشک در چشمانش حلقه می زند چندباری هم اشک امانش نمی دهد و گریه می کند و با گوشه چادر رنگی اشکهایش را پاک می کند. هنوز هم خاطر فرزندشهیدش را در ذهن دارد و  به ذکر جزئیات کاملی از زندگی فرزندش می پردازد و می گوید وقتی می خواست به جبهه برود به من می گفت : مادر غصه نخوری ناراحت نباشی ... مدت زیادی نبود به جبهه رفته بود که خبرشهادتش را آوردند. همان موقع که می رفت احساس کردم دیگر برنمی گردد.

 

کوچک لبافی مادرشهید براتی می گوید:غلامحسین روزشهادت امام حسین (ع) روزعاشورا به دنیا آمد و برای همین نامش را غلام حسین گذاشتیم. از همان کودکی با دیگر فرزندانم متفاوت بود من دو دختر و چهارپسر دارم و غلام حسین پسر چهارمم بود. برادر دیگر غلام حسین و پدرش در جبهه بودند. همسر دخترم (شهید صفرعلی رضایی ) نیز در عملیات مرصاد به شهادت رسید. آن زمان چهارنفر از اعضای خانواده مان به جبهه  رفته بودند.

 

مادرشهید می گوید: غلامحسین خواب دیده بود بالای کوه بلندی ایستاده است و آب فراوانی همچون روز می آید و او را باخودش می برد و اینگورنه هم شد...

دیدار چنددقیقه ای ما بامادرشهید تمام می شود و من هنوز در ذهنم سوالاتی ازاو دارم و حتی از فرصتهای پایانی دیدارمان استفاده میکنم و از او میخوام که آرزویش را بگوید : برای جوانان عاقبت به خیری آرزو می کند و می گوید من پسرم را برای اسلام دادم و شاید منتظرش باشم که پیکرش را ببینم اما آرزویم نیست بازهم اشکهایش سرازیرمیشود و صورتش را بارانی می کند.... خداحافظی می کنیم و دوباره مسیر حیاط تا درب خانه را می رویم و بوی یاس ها را استشمام می کنیم این بار یاسها عطری دیگر دارد... حالا شاید  فلسفه گلهای یاس خانه را بدانم .بوی یاسهای حیاط خانه مرایاد انتظار مادرشهید می اندازد برای فرزندی که بیش از سی سال چشم انتظار دیدارش است.اشک مادرشهیدی که سالهاست منتظر دیدار فرزندشهیدش است برای من تازگی ندارد چراکه در شهرمن هنوزهم مادرانی هستند که حسرت دیدار فرزند دارند...

 

زندگینامه شهید غلامحسین براتی

غلامحسین براتی روبیات، فرزند محمدحسین، در سال 1344 در شهرستان بیرجند پا به عرصه هستی نهاد و چون ولادتش مصادف با عاشورای حسینی بود او را غلامحسین نام نهادند اوتحصیلات خود را در رشته اقتصاد اجتماعی تا سال سوم دبیرستان ادامه داد. هنگام اوج‌گیری فعالیت‌های انقلابی ملت مسلمان ایران در راهپیمایی‌ها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت داشت.پس از پیروزی انقلاب در حین تحصیل به عضویت پایگاه مقاومت «شهید رجایی» مسجد مرتضوی درآمد.در حالی که دانش‌آموز سال سوم دبیرستان بود عزم جبهه کرد.در تاریخ بیستم اسفندماه سال 1360 به جبهه کرخه نور اعزام شد و در عملیات بیت‌المقدس شرکت نمود سرانجام در تاریخ دهم اردیبهشت سال 1361 در سن 17 سالگی در کرخه نور بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر پاکش مفقودالاثر شد.

 

 
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
,

 

شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز

همان ابتدا که از پسرشهیدش می پرسیم اشک در چشمانش حلقه می زند چندباری هم اشک امانش نمی دهد و گریه می کند و با گوشه چادر رنگی اشکهایش را پاک می کند. هنوز هم خاطر فرزندشهیدش را در ذهن دارد و  به ذکر جزئیات کاملی از زندگی فرزندش می پردازد و می گوید وقتی می خواست به جبهه برود به من می گفت : مادر غصه نخوری ناراحت نباشی ... مدت زیادی نبود به جبهه رفته بود که خبرشهادتش را آوردند. همان موقع که می رفت احساس کردم دیگر برنمی گردد.

 

کوچک لبافی مادرشهید براتی می گوید:غلامحسین روزشهادت امام حسین (ع) روزعاشورا به دنیا آمد و برای همین نامش را غلام حسین گذاشتیم. از همان کودکی با دیگر فرزندانم متفاوت بود من دو دختر و چهارپسر دارم و غلام حسین پسر چهارمم بود. برادر دیگر غلام حسین و پدرش در جبهه بودند. همسر دخترم (شهید صفرعلی رضایی ) نیز در عملیات مرصاد به شهادت رسید. آن زمان چهارنفر از اعضای خانواده مان به جبهه  رفته بودند.

 

مادرشهید می گوید: غلامحسین خواب دیده بود بالای کوه بلندی ایستاده است و آب فراوانی همچون روز می آید و او را باخودش می برد و اینگورنه هم شد...

دیدار چنددقیقه ای ما بامادرشهید تمام می شود و من هنوز در ذهنم سوالاتی ازاو دارم و حتی از فرصتهای پایانی دیدارمان استفاده میکنم و از او میخوام که آرزویش را بگوید : برای جوانان عاقبت به خیری آرزو می کند و می گوید من پسرم را برای اسلام دادم و شاید منتظرش باشم که پیکرش را ببینم اما آرزویم نیست بازهم اشکهایش سرازیرمیشود و صورتش را بارانی می کند.... خداحافظی می کنیم و دوباره مسیر حیاط تا درب خانه را می رویم و بوی یاس ها را استشمام می کنیم این بار یاسها عطری دیگر دارد... حالا شاید  فلسفه گلهای یاس خانه را بدانم .بوی یاسهای حیاط خانه مرایاد انتظار مادرشهید می اندازد برای فرزندی که بیش از سی سال چشم انتظار دیدارش است.اشک مادرشهیدی که سالهاست منتظر دیدار فرزندشهیدش است برای من تازگی ندارد چراکه در شهرمن هنوزهم مادرانی هستند که حسرت دیدار فرزند دارند...

 

زندگینامه شهید غلامحسین براتی

غلامحسین براتی روبیات، فرزند محمدحسین، در سال 1344 در شهرستان بیرجند پا به عرصه هستی نهاد و چون ولادتش مصادف با عاشورای حسینی بود او را غلامحسین نام نهادند اوتحصیلات خود را در رشته اقتصاد اجتماعی تا سال سوم دبیرستان ادامه داد. هنگام اوج‌گیری فعالیت‌های انقلابی ملت مسلمان ایران در راهپیمایی‌ها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت داشت.پس از پیروزی انقلاب در حین تحصیل به عضویت پایگاه مقاومت «شهید رجایی» مسجد مرتضوی درآمد.در حالی که دانش‌آموز سال سوم دبیرستان بود عزم جبهه کرد.در تاریخ بیستم اسفندماه سال 1360 به جبهه کرخه نور اعزام شد و در عملیات بیت‌المقدس شرکت نمود سرانجام در تاریخ دهم اردیبهشت سال 1361 در سن 17 سالگی در کرخه نور بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر پاکش مفقودالاثر شد.

 

 
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
,

 

شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز

همان ابتدا که از پسرشهیدش می پرسیم اشک در چشمانش حلقه می زند چندباری هم اشک امانش نمی دهد و گریه می کند و با گوشه چادر رنگی اشکهایش را پاک می کند. هنوز هم خاطر فرزندشهیدش را در ذهن دارد و  به ذکر جزئیات کاملی از زندگی فرزندش می پردازد و می گوید وقتی می خواست به جبهه برود به من می گفت : مادر غصه نخوری ناراحت نباشی ... مدت زیادی نبود به جبهه رفته بود که خبرشهادتش را آوردند. همان موقع که می رفت احساس کردم دیگر برنمی گردد.

 

کوچک لبافی مادرشهید براتی می گوید:غلامحسین روزشهادت امام حسین (ع) روزعاشورا به دنیا آمد و برای همین نامش را غلام حسین گذاشتیم. از همان کودکی با دیگر فرزندانم متفاوت بود من دو دختر و چهارپسر دارم و غلام حسین پسر چهارمم بود. برادر دیگر غلام حسین و پدرش در جبهه بودند. همسر دخترم (شهید صفرعلی رضایی ) نیز در عملیات مرصاد به شهادت رسید. آن زمان چهارنفر از اعضای خانواده مان به جبهه  رفته بودند.

 

مادرشهید می گوید: غلامحسین خواب دیده بود بالای کوه بلندی ایستاده است و آب فراوانی همچون روز می آید و او را باخودش می برد و اینگورنه هم شد...

دیدار چنددقیقه ای ما بامادرشهید تمام می شود و من هنوز در ذهنم سوالاتی ازاو دارم و حتی از فرصتهای پایانی دیدارمان استفاده میکنم و از او میخوام که آرزویش را بگوید : برای جوانان عاقبت به خیری آرزو می کند و می گوید من پسرم را برای اسلام دادم و شاید منتظرش باشم که پیکرش را ببینم اما آرزویم نیست بازهم اشکهایش سرازیرمیشود و صورتش را بارانی می کند.... خداحافظی می کنیم و دوباره مسیر حیاط تا درب خانه را می رویم و بوی یاس ها را استشمام می کنیم این بار یاسها عطری دیگر دارد... حالا شاید  فلسفه گلهای یاس خانه را بدانم .بوی یاسهای حیاط خانه مرایاد انتظار مادرشهید می اندازد برای فرزندی که بیش از سی سال چشم انتظار دیدارش است.اشک مادرشهیدی که سالهاست منتظر دیدار فرزندشهیدش است برای من تازگی ندارد چراکه در شهرمن هنوزهم مادرانی هستند که حسرت دیدار فرزند دارند...

 

زندگینامه شهید غلامحسین براتی

غلامحسین براتی روبیات، فرزند محمدحسین، در سال 1344 در شهرستان بیرجند پا به عرصه هستی نهاد و چون ولادتش مصادف با عاشورای حسینی بود او را غلامحسین نام نهادند اوتحصیلات خود را در رشته اقتصاد اجتماعی تا سال سوم دبیرستان ادامه داد. هنگام اوج‌گیری فعالیت‌های انقلابی ملت مسلمان ایران در راهپیمایی‌ها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت داشت.پس از پیروزی انقلاب در حین تحصیل به عضویت پایگاه مقاومت «شهید رجایی» مسجد مرتضوی درآمد.در حالی که دانش‌آموز سال سوم دبیرستان بود عزم جبهه کرد.در تاریخ بیستم اسفندماه سال 1360 به جبهه کرخه نور اعزام شد و در عملیات بیت‌المقدس شرکت نمود سرانجام در تاریخ دهم اردیبهشت سال 1361 در سن 17 سالگی در کرخه نور بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر پاکش مفقودالاثر شد.

 

,

 

شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز

همان ابتدا که از پسرشهیدش می پرسیم اشک در چشمانش حلقه می زند چندباری هم اشک امانش نمی دهد و گریه می کند و با گوشه چادر رنگی اشکهایش را پاک می کند. هنوز هم خاطر فرزندشهیدش را در ذهن دارد و  به ذکر جزئیات کاملی از زندگی فرزندش می پردازد و می گوید وقتی می خواست به جبهه برود به من می گفت : مادر غصه نخوری ناراحت نباشی ... مدت زیادی نبود به جبهه رفته بود که خبرشهادتش را آوردند. همان موقع که می رفت احساس کردم دیگر برنمی گردد.

 

کوچک لبافی مادرشهید براتی می گوید:غلامحسین روزشهادت امام حسین (ع) روزعاشورا به دنیا آمد و برای همین نامش را غلام حسین گذاشتیم. از همان کودکی با دیگر فرزندانم متفاوت بود من دو دختر و چهارپسر دارم و غلام حسین پسر چهارمم بود. برادر دیگر غلام حسین و پدرش در جبهه بودند. همسر دخترم (شهید صفرعلی رضایی ) نیز در عملیات مرصاد به شهادت رسید. آن زمان چهارنفر از اعضای خانواده مان به جبهه  رفته بودند.

 

مادرشهید می گوید: غلامحسین خواب دیده بود بالای کوه بلندی ایستاده است و آب فراوانی همچون روز می آید و او را باخودش می برد و اینگورنه هم شد...

دیدار چنددقیقه ای ما بامادرشهید تمام می شود و من هنوز در ذهنم سوالاتی ازاو دارم و حتی از فرصتهای پایانی دیدارمان استفاده میکنم و از او میخوام که آرزویش را بگوید : برای جوانان عاقبت به خیری آرزو می کند و می گوید من پسرم را برای اسلام دادم و شاید منتظرش باشم که پیکرش را ببینم اما آرزویم نیست بازهم اشکهایش سرازیرمیشود و صورتش را بارانی می کند.... خداحافظی می کنیم و دوباره مسیر حیاط تا درب خانه را می رویم و بوی یاس ها را استشمام می کنیم این بار یاسها عطری دیگر دارد... حالا شاید  فلسفه گلهای یاس خانه را بدانم .بوی یاسهای حیاط خانه مرایاد انتظار مادرشهید می اندازد برای فرزندی که بیش از سی سال چشم انتظار دیدارش است.اشک مادرشهیدی که سالهاست منتظر دیدار فرزندشهیدش است برای من تازگی ندارد چراکه در شهرمن هنوزهم مادرانی هستند که حسرت دیدار فرزند دارند...

 

زندگینامه شهید غلامحسین براتی

غلامحسین براتی روبیات، فرزند محمدحسین، در سال 1344 در شهرستان بیرجند پا به عرصه هستی نهاد و چون ولادتش مصادف با عاشورای حسینی بود او را غلامحسین نام نهادند اوتحصیلات خود را در رشته اقتصاد اجتماعی تا سال سوم دبیرستان ادامه داد. هنگام اوج‌گیری فعالیت‌های انقلابی ملت مسلمان ایران در راهپیمایی‌ها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت داشت.پس از پیروزی انقلاب در حین تحصیل به عضویت پایگاه مقاومت «شهید رجایی» مسجد مرتضوی درآمد.در حالی که دانش‌آموز سال سوم دبیرستان بود عزم جبهه کرد.در تاریخ بیستم اسفندماه سال 1360 به جبهه کرخه نور اعزام شد و در عملیات بیت‌المقدس شرکت نمود سرانجام در تاریخ دهم اردیبهشت سال 1361 در سن 17 سالگی در کرخه نور بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر پاکش مفقودالاثر شد.

 

,

 

شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز

همان ابتدا که از پسرشهیدش می پرسیم اشک در چشمانش حلقه می زند چندباری هم اشک امانش نمی دهد و گریه می کند و با گوشه چادر رنگی اشکهایش را پاک می کند. هنوز هم خاطر فرزندشهیدش را در ذهن دارد و  به ذکر جزئیات کاملی از زندگی فرزندش می پردازد و می گوید وقتی می خواست به جبهه برود به من می گفت : مادر غصه نخوری ناراحت نباشی ... مدت زیادی نبود به جبهه رفته بود که خبرشهادتش را آوردند. همان موقع که می رفت احساس کردم دیگر برنمی گردد.

 

کوچک لبافی مادرشهید براتی می گوید:غلامحسین روزشهادت امام حسین (ع) روزعاشورا به دنیا آمد و برای همین نامش را غلام حسین گذاشتیم. از همان کودکی با دیگر فرزندانم متفاوت بود من دو دختر و چهارپسر دارم و غلام حسین پسر چهارمم بود. برادر دیگر غلام حسین و پدرش در جبهه بودند. همسر دخترم (شهید صفرعلی رضایی ) نیز در عملیات مرصاد به شهادت رسید. آن زمان چهارنفر از اعضای خانواده مان به جبهه  رفته بودند.

 

مادرشهید می گوید: غلامحسین خواب دیده بود بالای کوه بلندی ایستاده است و آب فراوانی همچون روز می آید و او را باخودش می برد و اینگورنه هم شد...

دیدار چنددقیقه ای ما بامادرشهید تمام می شود و من هنوز در ذهنم سوالاتی ازاو دارم و حتی از فرصتهای پایانی دیدارمان استفاده میکنم و از او میخوام که آرزویش را بگوید : برای جوانان عاقبت به خیری آرزو می کند و می گوید من پسرم را برای اسلام دادم و شاید منتظرش باشم که پیکرش را ببینم اما آرزویم نیست بازهم اشکهایش سرازیرمیشود و صورتش را بارانی می کند.... خداحافظی می کنیم و دوباره مسیر حیاط تا درب خانه را می رویم و بوی یاس ها را استشمام می کنیم این بار یاسها عطری دیگر دارد... حالا شاید  فلسفه گلهای یاس خانه را بدانم .بوی یاسهای حیاط خانه مرایاد انتظار مادرشهید می اندازد برای فرزندی که بیش از سی سال چشم انتظار دیدارش است.اشک مادرشهیدی که سالهاست منتظر دیدار فرزندشهیدش است برای من تازگی ندارد چراکه در شهرمن هنوزهم مادرانی هستند که حسرت دیدار فرزند دارند...

 

زندگینامه شهید غلامحسین براتی

غلامحسین براتی روبیات، فرزند محمدحسین، در سال 1344 در شهرستان بیرجند پا به عرصه هستی نهاد و چون ولادتش مصادف با عاشورای حسینی بود او را غلامحسین نام نهادند اوتحصیلات خود را در رشته اقتصاد اجتماعی تا سال سوم دبیرستان ادامه داد. هنگام اوج‌گیری فعالیت‌های انقلابی ملت مسلمان ایران در راهپیمایی‌ها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت داشت.پس از پیروزی انقلاب در حین تحصیل به عضویت پایگاه مقاومت «شهید رجایی» مسجد مرتضوی درآمد.در حالی که دانش‌آموز سال سوم دبیرستان بود عزم جبهه کرد.در تاریخ بیستم اسفندماه سال 1360 به جبهه کرخه نور اعزام شد و در عملیات بیت‌المقدس شرکت نمود سرانجام در تاریخ دهم اردیبهشت سال 1361 در سن 17 سالگی در کرخه نور بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر پاکش مفقودالاثر شد.

 

,

 

شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز

همان ابتدا که از پسرشهیدش می پرسیم اشک در چشمانش حلقه می زند چندباری هم اشک امانش نمی دهد و گریه می کند و با گوشه چادر رنگی اشکهایش را پاک می کند. هنوز هم خاطر فرزندشهیدش را در ذهن دارد و  به ذکر جزئیات کاملی از زندگی فرزندش می پردازد و می گوید وقتی می خواست به جبهه برود به من می گفت : مادر غصه نخوری ناراحت نباشی ... مدت زیادی نبود به جبهه رفته بود که خبرشهادتش را آوردند. همان موقع که می رفت احساس کردم دیگر برنمی گردد.

 

کوچک لبافی مادرشهید براتی می گوید:غلامحسین روزشهادت امام حسین (ع) روزعاشورا به دنیا آمد و برای همین نامش را غلام حسین گذاشتیم. از همان کودکی با دیگر فرزندانم متفاوت بود من دو دختر و چهارپسر دارم و غلام حسین پسر چهارمم بود. برادر دیگر غلام حسین و پدرش در جبهه بودند. همسر دخترم (شهید صفرعلی رضایی ) نیز در عملیات مرصاد به شهادت رسید. آن زمان چهارنفر از اعضای خانواده مان به جبهه  رفته بودند.

 

مادرشهید می گوید: غلامحسین خواب دیده بود بالای کوه بلندی ایستاده است و آب فراوانی همچون روز می آید و او را باخودش می برد و اینگورنه هم شد...

دیدار چنددقیقه ای ما بامادرشهید تمام می شود و من هنوز در ذهنم سوالاتی ازاو دارم و حتی از فرصتهای پایانی دیدارمان استفاده میکنم و از او میخوام که آرزویش را بگوید : برای جوانان عاقبت به خیری آرزو می کند و می گوید من پسرم را برای اسلام دادم و شاید منتظرش باشم که پیکرش را ببینم اما آرزویم نیست بازهم اشکهایش سرازیرمیشود و صورتش را بارانی می کند.... خداحافظی می کنیم و دوباره مسیر حیاط تا درب خانه را می رویم و بوی یاس ها را استشمام می کنیم این بار یاسها عطری دیگر دارد... حالا شاید  فلسفه گلهای یاس خانه را بدانم .بوی یاسهای حیاط خانه مرایاد انتظار مادرشهید می اندازد برای فرزندی که بیش از سی سال چشم انتظار دیدارش است.اشک مادرشهیدی که سالهاست منتظر دیدار فرزندشهیدش است برای من تازگی ندارد چراکه در شهرمن هنوزهم مادرانی هستند که حسرت دیدار فرزند دارند...

 

زندگینامه شهید غلامحسین براتی

غلامحسین براتی روبیات، فرزند محمدحسین، در سال 1344 در شهرستان بیرجند پا به عرصه هستی نهاد و چون ولادتش مصادف با عاشورای حسینی بود او را غلامحسین نام نهادند اوتحصیلات خود را در رشته اقتصاد اجتماعی تا سال سوم دبیرستان ادامه داد. هنگام اوج‌گیری فعالیت‌های انقلابی ملت مسلمان ایران در راهپیمایی‌ها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت داشت.پس از پیروزی انقلاب در حین تحصیل به عضویت پایگاه مقاومت «شهید رجایی» مسجد مرتضوی درآمد.در حالی که دانش‌آموز سال سوم دبیرستان بود عزم جبهه کرد.در تاریخ بیستم اسفندماه سال 1360 به جبهه کرخه نور اعزام شد و در عملیات بیت‌المقدس شرکت نمود سرانجام در تاریخ دهم اردیبهشت سال 1361 در سن 17 سالگی در کرخه نور بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر پاکش مفقودالاثر شد.

 

,

 

,
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز,

همان ابتدا که از پسرشهیدش می پرسیم اشک در چشمانش حلقه می زند چندباری هم اشک امانش نمی دهد و گریه می کند و با گوشه چادر رنگی اشکهایش را پاک می کند. هنوز هم خاطر فرزندشهیدش را در ذهن دارد و  به ذکر جزئیات کاملی از زندگی فرزندش می پردازد و می گوید وقتی می خواست به جبهه برود به من می گفت : مادر غصه نخوری ناراحت نباشی ... مدت زیادی نبود به جبهه رفته بود که خبرشهادتش را آوردند. همان موقع که می رفت احساس کردم دیگر برنمی گردد.

,

 

,

کوچک لبافی مادرشهید براتی می گوید:غلامحسین روزشهادت امام حسین (ع) روزعاشورا به دنیا آمد و برای همین نامش را غلام حسین گذاشتیم. از همان کودکی با دیگر فرزندانم متفاوت بود من دو دختر و چهارپسر دارم و غلام حسین پسر چهارمم بود. برادر دیگر غلام حسین و پدرش در جبهه بودند. همسر دخترم (شهید صفرعلی رضایی ) نیز در عملیات مرصاد به شهادت رسید. آن زمان چهارنفر از اعضای خانواده مان به جبهه  رفته بودند.

,

 

,

مادرشهید می گوید: غلامحسین خواب دیده بود بالای کوه بلندی ایستاده است و آب فراوانی همچون روز می آید و او را باخودش می برد و اینگورنه هم شد...

,

, ,

دیدار چنددقیقه ای ما بامادرشهید تمام می شود و من هنوز در ذهنم سوالاتی ازاو دارم و حتی از فرصتهای پایانی دیدارمان استفاده میکنم و از او میخوام که آرزویش را بگوید : برای جوانان عاقبت به خیری آرزو می کند و می گوید من پسرم را برای اسلام دادم و شاید منتظرش باشم که پیکرش را ببینم اما آرزویم نیست بازهم اشکهایش سرازیرمیشود و صورتش را بارانی می کند.... خداحافظی می کنیم و دوباره مسیر حیاط تا درب خانه را می رویم و بوی یاس ها را استشمام می کنیم این بار یاسها عطری دیگر دارد... حالا شاید  فلسفه گلهای یاس خانه را بدانم .بوی یاسهای حیاط خانه مرایاد انتظار مادرشهید می اندازد برای فرزندی که بیش از سی سال چشم انتظار دیدارش است.اشک مادرشهیدی که سالهاست منتظر دیدار فرزندشهیدش است برای من تازگی ندارد چراکه در شهرمن هنوزهم مادرانی هستند که حسرت دیدار فرزند دارند...

,

 

,

زندگینامه شهید غلامحسین براتی

,

غلامحسین براتی روبیات، فرزند محمدحسین، در سال 1344 در شهرستان بیرجند پا به عرصه هستی نهاد و چون ولادتش مصادف با عاشورای حسینی بود او را غلامحسین نام نهادند اوتحصیلات خود را در رشته اقتصاد اجتماعی تا سال سوم دبیرستان ادامه داد. هنگام اوج‌گیری فعالیت‌های انقلابی ملت مسلمان ایران در راهپیمایی‌ها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت داشت.پس از پیروزی انقلاب در حین تحصیل به عضویت پایگاه مقاومت «شهید رجایی» مسجد مرتضوی درآمد.در حالی که دانش‌آموز سال سوم دبیرستان بود عزم جبهه کرد.در تاریخ بیستم اسفندماه سال 1360 به جبهه کرخه نور اعزام شد و در عملیات بیت‌المقدس شرکت نمود سرانجام در تاریخ دهم اردیبهشت سال 1361 در سن 17 سالگی در کرخه نور بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکر پاکش مفقودالاثر شد.

,

 

,
 
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
,
 
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
,
 
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
,
 
,
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز,
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز,
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز,
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز,
شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز
, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز, شهید غلامجسین براتی, مادرشهید, خاطرات, زنان, مفقودالاثر, زن امروز,
 
انتهای پیام/ر
,
 
انتهای پیام/ر
,
 
,
انتهای پیام/ر
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه