logo
چهارشنبه 22 مهر 1405 | چهارشنبه 14 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف خائن" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

غم نامه ای به وسعت محرومیت های آموزشی تویسرکان؛

ستایش؛ کوچکترین خیر مدرسه ساز در تویسرکان

ستایش؛ کوچکترین خیر مدرسه ساز در تویسرکان
آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور، همین دیروز بود که هفدهمین جشنواره خیران مدرسه ساز در تویسرکان با حضور مسئولان استانی و شهرستانی برگزار شد، در این جشنواره یک دانش آموز دختر پایه سوم ابتدایی دکلمه ای که به گفته وی دلنوشته و غم نامه ای برای نشان دادن محرومیت های آموزشی تویسرکان بود قرائت شد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

انتهای پیام/پ

,

این دانش آموز کارت هدیه ای را پس از خواندن دلنوشته خود تقدیم مدیر آموزش و پرورش کرد تا او نیز درس این جشنواره سهمی داشته باشد، به دلیل جویای عمل خیرخواهانه این دانش آموز شدیم.

,

«ستایش زینعلی» دانش آموز پایه سوم ابتدایی است که در مدرسه شهید سلیمی تویسرکان درس می خواند،وی در گفت و گو با خبرنگار رودآور، گفت: من در جشنواره خیرین مدرسه ساز دلنوشته ای خواندم که در حقیقت غم نامه ای از محرومیت های آموزشی تویسرکان بود.

,

وی اظهار کرد: در بخشی از این دلنوشته خواندم؛ در محاصره هیاهوی بادهای مخوف نمی دانم کی سقف ترک خورده آمال و آرزوهایم بر سرم آوار می شود و دیوار شکست خورده مدرسه ام چگونه فرو می ریزد؟

,

آری من، در جایی زندگی می کنم که کمر سالخورگانش را تلخی خاطرات گذشته شکسته و در محلی درس می خوانم که پشت نوجوانان و کودکانش را وحشت فرداهای نگران، خم کرده است

,

آخر چگونه بگویم مدرسه سرد و یخ زده ام را، چگونه یک بخاری نفتی چکه ای در زمستان گرم می کند؟ بخاری نفتی ایی که گاه بی قراری شعله هایش تن دوستانم را می سوزاند و گاه زبانه های بی رحمش چنان که بارها دیده و شنیده ایم ما و معلم نازنینمان را تا سر حد مرگ پیش می برد.

,

این دانش آموز تویسرکانی افزود: در انتهای این دلنوشته از خیران مدرسه ساز خواستم که؛ گرمای دستانشان را از ما دریغ ندارند، به ما لبخند بزنند تا روزهای جهان به ما لبخند بزنند.

,

زینعلی در پاسخ به این سوال که چه شد کارت هدیه ای به مدیر آموزش و پرورش تویسرکان برای همیاری با خیران مدرسه ساز اهدا کردی؟، ابراز کرد: من در مدرسه ای درس می خوانم که در شهر است، مدرسه ای که فضای آموزشی آن مناسب و مشکلی در این باره نداریم، اما گاه و بی گاه می شنویم و یا می بینیم برخی مدارس دیگر به ویژه در روستاها مشکلات بسیار دارند، مدارسی که قدمتی 40 ساله دارند، سقف های یشان هر آن امکان آوار شدن بر سر دانش آموزان بی پناه را دارد، مدارسی که از کمبود امکانات به ویژه تجهیزات آموزشی رنج می برند.

,

وی عنوان کرد: هفته گذشته بود که وزیر آموزش و پرورش به تویسرکان آمد و در یادواره شهدای فرهنگی استان در این شهرستان حصور یافت، من در این مراسم دلنوشته ای در وصف شهدا خواندم و از طرف دکتر فانی با دریافت یک کارت هدیه تشویق شدم و حال زمانی که دیدم دوستانم در برخی مدارس دیگر با مشکلات بسیار دسته و پنجه نرم می کنند، تحمل نکردم.

,

کوچکترین خیر مدرسه ساز تویسرکانی افزود: به همین دلیل کارت هدیه ام را گرچه می دانم ناچیز است اما به رسم همیاری با دیگر خیران مدرسه ساز تقدیم کردم تا سهمی هرچند کوچک در امر توجه به ارتقاء فضاهای آموزشی شهرم داشته باشم چرا که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

,

ستایش این کوچکترین خیرمدرسه ساز تویسرکانی که حال دانش آموز سوم ابتدایی است، می خواهد در آینده دندانپزشک شود تا با حضور در مناطق محروم مشکلی از مشکلات جامعه اش را با دلی سرشار عشق به هم نوع، حل کند.

,

انتهای پیام/پ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه