logo
چهارشنبه 22 مهر 1405 | چهارشنبه 14 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

یادی کنیم از معلمان فراموش شده

معلمانی که در رده بندی ها جایی ندارند

معلمانی که در رده بندی ها جایی ندارند
می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو)زیور بیگدلی؛هر سال در اوایل فروردین ماه در مدارس شور عجیبی بر پاست.هر کس تلاش می کند فرم معلم نمونه را تکمیل کند از  تشویق ها و مدارک مثبت وارزنده خود کپی بر می دارد و با هزار امید و آرزو روانه ی ادارات محل خدمت خود می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو), سایت زنان استان کهگیلویه و بویراحمد(ایل بانو), ., .,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

انتهای پیام/ص

,

می‌خواهم قدری آن طرف‌تر را نگاه کنم  به یاد معلمان نمونه‌ای که در میان رده بندی‌ها جایی ندارند.

, ., .,

خانم معلمی که تمامی 30سال خدمت معلمی اش را در مناطق جنوبی گذرانده و بخشی از دغدغه های معلمی‌اش این بوده  که ثروت اند ک خود را تا آن جا که می تواند به دانش آموزان و خانواده های جنوب شهری ببخشد وطوری وانمود کند که او فقط واسطه ای است  بین آ نها و نیکو کاران بازاری .

, .,

او هم می توانست در شمال  شهرکار کند وچندین  بار معلم نمونه شود ولی کمک به  دانش آ موزان نیازمند را انتخاب کرد، یا از آن همکار دلسوز سخن بگویم که همسرش را از دست داده و مانند شیر زنی سرپرست یک خانواداه سه نفری را عهده دار است.

, ., .,

در زیر زمینی زندگی می کند و آن چنان درگیر رفع و رجوع مشکلات زندگی است که فرصت جفت وجور کردن مدارک برای قرار گرفتن در گردونه ی رقابت معلمان نمونه را ندارد،اما او معلم نمونه زندگی خود است.

, ., .,

از معلمی سخن بگویم  که از محل پیاده شدنش در کنار جاده تا رسیدن به روستای محل کارش باید 30 تا  40 کیلومتر را پای پیاده در سرما وگرما طی کند.

, .,

یا از آن آموزگاران چند پایه بگویم که در روستا،هم مدیر است هم معاون،هم سرایدار است وهم خدمت‌گذار،هم مربی است وهم آموزگار،هم مشاور است و هم محرم راز دانش آموزان .

, .,

یا از آموزگار مردی بگوئیم که در دل روستا،هفت روز وهفت شب هفته خود را با غذای حاضری و نیمرو سر می‌کند و حسرت نشستن در کنار سفره خانواده او را آزار می دهد.

, .,

یا از آن معلم عشایر بگویم که می‌گوید:عشق من کوچ کردن با بچه های ایل است،اینجا کمتر کسی از کار ما بازدید می کند و فرصتی برای حضور در کلاس های ضمن خدمت ندارم.

,

یا از آ ن معلم فراموش شده‌ای صحبت کنم که تمام هفته را به امید روز تعطیل است تا پدر و مادر پیر و ناتوان خود را به کوه دشتی ببرد تا ساعتی چند بر روی ویلچر بنشینند و از هوای پاک لذت ببرند.

, .,

فکر می کنم هر جقدر بیشتر مثال بزنم تعداد معلمان فراموش شده ای که از فهرست من بدور می‌افتند زیادتر خواهند شد.

,

اگر خواهان تحول در آموزش و پرورش هستیم،همه وهمه باید در این تحول سهمی داشته باشیم وشاید سهم معلمان فراموش شده با توجه به تعداد زیاد آنان،در این تحول جویی بیشتر از همه باشد.

,

امیدوارم متفاوت اندیشی،انتقاد اندیشی،فراتر اندیشی،را در خویشتن و دانش آموزان و دانشجویان خود رشد و گسترش دهیم که این هاویژ گی های فرهنگیان فرهیخته ی واقعی هستند.

, . ,

انتهای پیام/ص

,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه