logo
چهارشنبه 22 مهر 1405 | چهارشنبه 14 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

شاعرکارگر با سواد سوم ابتدایی/ غزل زندگی با ردیف سادگی

شاعرکارگر با سواد سوم ابتدایی/ غزل زندگی با ردیف سادگی
حکیمعلی خلیفی کارگری شاعر با سواد سوم ابتدایی است. او به کار بنایی مشغول است. حقوق و در آمدش به اندازه همه کارگرهایی است که چرخ زندگیشان به سختی می چرخد اما اینکه با چنین شرایطی و با چنین درآمدی چشمه شعرش می‌جوشد برای فامیل و همکارانش همواره عجیب بوده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سبلانه، حکیمعلی خلیفی کارگری شاعر با سواد سوم ابتدایی است. او به کار بنایی مشغول است. حقوق و در آمدش به اندازه همه کارگرهایی است که چرخ زندگیشان به سختی می چرخد اما اینکه با چنین شرایطی و با چنین درآمدی چشمه شعرش می‌جوشد برای فامیل و همکارانش همواره عجیب بوده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سبلانه,

 

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

 

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

 

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

 

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

 

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

 

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

 

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

 

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

 

 

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

 

************

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

              .

              . 

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

 

************

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

 

************

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

 

************

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

 

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

 

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.


انتهای پیام/ر

,

این کارگر خوش ذوق  55 ساله، اهل سقاواز از روستاهای گیوی است.

,

 

,

 از کودکی به کار در مزرعه مشغول بوده تا اینکه به بنایی روی آورده است، زندگی برایش سخت گذشته اما همیشه شاکر است و وجود فرزندان صالح را دلیل  خوشبختی خود می‌داند.

,

 

,

خلیفی 3 پسر و 2 دختر دارد که دخترانش را به خانه بخت فرستاده و مادری دارد که عاشقانه دوستش دارد و با آنها زندگی می کند.

,

 

,

 می گوید؛ بیش از 3000 بیت شعر سروده است که بخشی از آن را به چاپ رسانده و امیدوار است تمام شعرهایش به چاپ برسند.

,

 

,

از او درباره شعرهایش پرسیدم، می‌گوید: از بچگی علاقه مند به شعر بودم، البته این همه علاقه و استعداد را از ترانه های مادرش میداند که در کودکی برایش می‌خواند.

,

 

,

همسر و فرزندانش را مشوق خود میداند ولی می‌گوید بیشتر از همه این مادرش است که به شعرهایش گوش می‌دهد.

,

 

,

بهترین لحظات عمر خود را در زمان شعر گفتن میداند.

,

 

,

این شاعر که بهترین شعرهایش را  در وصف  پیامبر اکرم و امیر مومنان علی (ع) و امام زمان(عج) سروده، دوست دارد یک کتاب شعر از او در هر خانه ای به یادگار بماند.

,

 

,

 

,

            برون از خانه شد گویا که او عزم حرا دارد              نمی داند که در دل خوف و وحشت را چرا دارد

,

            که او تسبیح می گوید دلش دلبر همی جوید               ره عشقی  که می پوید به لب حمد و ثنا دارد

,

             بدید حالش دگرگون شد بگفت احوال من چون شد         که معلوم بوده مفتون شد هوای آشنا دارد

,

 

,

************

,

              تا سایه زلفش به سرم بود چه غم بود                    تا یار عزیزم به برم بود چه غم بود

,

              .

,

              . 

,

              ازمن چه خطا دید و برفت از برم ای وای          چون مرغ چمن بال و پرم بود چه غم بود

,

              رفت از بر من آن صنم ماهوش اکنون        از منزل او گر خبرم بود چه غم بود

,

 

,

************

,

              ختم مرسل گلدی تا دنیانی گلزار ایلسون      تا جهالت خوابیدن اینسانی بیدار ایلسون

,

              خلقه تبلیغ ایلدی قرآنی اسلامیتی     تا که نخل دینی تبلیغیله پربار ایلسون

,

 

,

************

,

             پاینده این جهان که زبود معلم است        دانش به عالمان زوجود معلم است

,

             یک روز سال روز معلم گرفته نام         هرجا که مکتب است و سرود معلم است

,

             بخشیده علم و دانش خود بر تمام خلق      فرهنگ علم خلق زوجود معلم است

,

 

,

************

,

پسرش از سختی هایی که در زندگی کشیده اند می‌گوید از روزهایی که پول تو جیبی هم نداشتند.

,

 

,

او که دانشجوی مدیریت جهانگردی است میگوید: از وقتی که چشم باز کرده ام  پدرمان کار کرده و به ما هم یا داده که در پی کسب روزی حلال باشیم.

,

 

,

او نیز علاقه به شعر دارد و ترانه های محلی را که از مادر بزرگ و بزرگان دیگر شنیده را در یک دفت 60 صفحه ای جمع کردهع به امید اینکه بتواند انها را به چاپ برساند.

,


انتهای پیام/ر

,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه