logo
چهارشنبه 22 مهر 1405 | چهارشنبه 14 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

اسم این جاده "مرگ" است!

اسم این جاده "مرگ" است!
جاده ی اهر- تبریز، این جاده در بین مردم منطقه بیشتر به جاده ی "مـــرگ" شهرت دارد، چرا که خانواده های بسیاری در این مسیر عزیزان خود را به آغوش سرد خاک سپرده اند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از هریس پویا، زلزله ی سال 91 منطقه ارسباران همه ی ما را داغدار و اندوهگین کرد و تا به امروز تلخی آن روزها از کام هیچ کدام از ما ها بیرون نرفته است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هریس پویا،,

اما نکته ای که در اینجا خودنمایی میکند این است که علی الظاهر زلزله ای به مراتب بزرگتر و پر قدرت تر از آن هر روز در منطقه رخ می دهد، زلزله ای به نام جاده ی مرگ! شاید اکثریت ما جاده ی اهر-تبریز را بیشتر به نام جاده ی مرگ می شناسیم. این جاده در بین مردم منطقه بیشتر به جاده ی "مـــرگ" شهرت دارد، چرا که خانواده های بسیاری در این مسیر عزیزان خود را به آغوش سرد خاک سپرده اند.

این جاده در دوره ی نماینده سابق مردم اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی کلید خورده و به وعده ی آن دوران قرار بود این بزرگراه (!) در بهار 89 به اتمام رسیده و تحویل گردد. وعده ای که تا به امروز به آرزویی دست نیافتنی بدل شده است. مردم منطقه تا به کی بایستی در این مسیر عزیزان خود را از دست دهند؟! چند نفر دیگر در این مسیر در خون خود خواهند غلتید؟! چند نفر دیگر در اتومبیل خود زنده زنده خواهند سوخت؟! چند نفر دیگر از معلمان در این مسیر بصورت گروهی و در یک آن ترک دیار و دنیا خواهند کرد؟! تا به کی بیسیم های امدادی، سِت امداد و نجات هلال احمر را برای در آوردن اجساد و زخمی ها از خودرو ها خواهند خواست؟! تا به کی و چه جگرهایی در این زلزله ی 10 ریشتری خواهند سوخت و خانواده ها تا به کی منتظر رسیدن خبر مرگ دلبندان خود خواهند بود؟! چند طفل صغیر دیگر در این جاده پدر و مادر خود را از دست داده و یتیم خواهند شد؟! چرا گوشی برای شنیدن صدای آه و رنج و عزای مردم نیست؟! ای مسئولین محترم! پنبه ها را از گوش به در کنید تا فردا روز در پیشگاه این خانواده ها سر در گریبانتان فرو نرود. آیا شبی خواهد بود که در خبر 23 شبکه سهند خبری از مرگ و کشته شدن در این جاده به گوش نرسد و دل همه ی ما را به لرزه و اضطراب نیندازد؟! آیا نمایندگان مردم واقعا به فکر مردم هستند؟! آیا حس نمی کنید آوردن بهانه های پی در پی دیگر کافی ست؟! آیا شما مسئولین خدمتگذار مردمید؟! آیا بی توجهی به امور مردم و فرستادن مستقیم آنها به کام مرگ، خدمت به آنهاست؟!

آقایان مسئول، ما دیگر نمی خواهیم خبر تکه تکه شدن و زنده زنده سوختن عزیزان خود را بشنویم. آقایان مسئول، ما دیگر طاقت تبدیل شدن عید آخر سالمان به مراسم عزای جگر گوشه هامان را نداریم. شما را به خدا شعارها و وعده وعیدها و بهانه گیری ها را کنار گذارید، به دردِ دلِ این مردم برسید و دردی به این پر دردی را از دوش این مردم برهانید. در پایان، مطلب را با ذکر نمونه و سخنی از رفتار سیدالشهدا با مردم، مزین و آراسته می کنیم: روزی شخصی از انصار برای حلّ مشکل خود به پیشگاه آن بزرگوار آمد. او هنوز لب به سخن نگشوده بود که امام علیه‏السلام از چهره نگران و سیمای گرفته او، دردها و رنجهای درونی‏اش را دریافت و به وی فرمود: یا اَخَا الاَنصار صُنْ وَجْهَکَ عَنْ بِذْلَةِ الْمَسْأَلَةِ وَارْفَعْ حاجَتَکَ فی رُقْعَةٍ فَاِنّی آتٍ فیها ما سارَّکَ اِنْشاءاللّه‏ِ؛ ای برادر انصاری، خواسته‏ات را به صورت شفاهی مطرح نکن. خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءاللّه‏ من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم. او نیز در نامه‏ای چنین نوشت: یااباعبداللّه‏، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد. امام نامه‏اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه‏ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود: پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیّه این پول به زندگی‏ات سامان ده. و در ادامه افزود: وَلاترْفَعْ حاجَتَکَ اِلاّ الی اَحَدِ ثَلاثةٍ: الی ذی دینٍ، اَوْ مُرُوَّةٍ، اَوْ حَسَبٍ، فَاَمّا ذُوالدّینِ فَیَصُونُ دینَهُ وَاَمّا ذوُالْمُرُوَّةِ فَاِنَّهُ یَسْتَحْیی لِمُروَّتِهِ وَاَمّا ذوالْحَسَبِ فَیَعْلَمُ اَنَّکَ لَمْ تُکْرِمْ وَجْهَکَ اَنْ تَبْذُلَهُ لَهُ فی حاجَتِکَ فَهُوَ یَصُونُ وَجْهَکَ اَنْ یَرُدَّکَ بِغَیْرِ قَضاءِ حاجَتِکَ؛ [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی] مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن: 1- افراد دیندار؛ 2- جوانمرد؛ 3- انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند. دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می‏رساند] و جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می‏کند [و به کارت رسیدگی می‏کند] و فرد اصیل و شریف نیز می‏داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته‏ای و برای انجام دادن خواسته‏ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می‏کند. در یکی از روایات، حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام به خدمتگزاران راستین به مردم نوید می‏دهد: مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللّه‏ُ عَنْهُ کُرَبَ الدُّنْیا وَالاخِرَةِ. هر کس اندوهی رااز دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصه‏های دنیا و آخرت او را از میان برداشته و مشکلاتش را حل خواهد نمود.

خاطر ناشاد را دلشاد کردن همّت است                        باغ آفت دیده را آباد کردن همت است

صید مرغان حرم کردن ندارد افتخار                         طایری را از قفس آزاد کردن همت است

نان بریدن شیوه مردان والا نیست، نیست                    نان برای نوع خود ایجاد کردن همت است

در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست                         روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است

,

اما نکته ای که در اینجا خودنمایی میکند این است که علی الظاهر زلزله ای به مراتب بزرگتر و پر قدرت تر از آن هر روز در منطقه رخ می دهد، زلزله ای به نام جاده ی مرگ! شاید اکثریت ما جاده ی اهر-تبریز را بیشتر به نام جاده ی مرگ می شناسیم. این جاده در بین مردم منطقه بیشتر به جاده ی "مـــرگ" شهرت دارد، چرا که خانواده های بسیاری در این مسیر عزیزان خود را به آغوش سرد خاک سپرده اند.

این جاده در دوره ی نماینده سابق مردم اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی کلید خورده و به وعده ی آن دوران قرار بود این بزرگراه (!) در بهار 89 به اتمام رسیده و تحویل گردد. وعده ای که تا به امروز به آرزویی دست نیافتنی بدل شده است. مردم منطقه تا به کی بایستی در این مسیر عزیزان خود را از دست دهند؟! چند نفر دیگر در این مسیر در خون خود خواهند غلتید؟! چند نفر دیگر در اتومبیل خود زنده زنده خواهند سوخت؟! چند نفر دیگر از معلمان در این مسیر بصورت گروهی و در یک آن ترک دیار و دنیا خواهند کرد؟! تا به کی بیسیم های امدادی، سِت امداد و نجات هلال احمر را برای در آوردن اجساد و زخمی ها از خودرو ها خواهند خواست؟! تا به کی و چه جگرهایی در این زلزله ی 10 ریشتری خواهند سوخت و خانواده ها تا به کی منتظر رسیدن خبر مرگ دلبندان خود خواهند بود؟! چند طفل صغیر دیگر در این جاده پدر و مادر خود را از دست داده و یتیم خواهند شد؟! چرا گوشی برای شنیدن صدای آه و رنج و عزای مردم نیست؟! ای مسئولین محترم! پنبه ها را از گوش به در کنید تا فردا روز در پیشگاه این خانواده ها سر در گریبانتان فرو نرود. آیا شبی خواهد بود که در خبر 23 شبکه سهند خبری از مرگ و کشته شدن در این جاده به گوش نرسد و دل همه ی ما را به لرزه و اضطراب نیندازد؟! آیا نمایندگان مردم واقعا به فکر مردم هستند؟! آیا حس نمی کنید آوردن بهانه های پی در پی دیگر کافی ست؟! آیا شما مسئولین خدمتگذار مردمید؟! آیا بی توجهی به امور مردم و فرستادن مستقیم آنها به کام مرگ، خدمت به آنهاست؟!

آقایان مسئول، ما دیگر نمی خواهیم خبر تکه تکه شدن و زنده زنده سوختن عزیزان خود را بشنویم. آقایان مسئول، ما دیگر طاقت تبدیل شدن عید آخر سالمان به مراسم عزای جگر گوشه هامان را نداریم. شما را به خدا شعارها و وعده وعیدها و بهانه گیری ها را کنار گذارید، به دردِ دلِ این مردم برسید و دردی به این پر دردی را از دوش این مردم برهانید. در پایان، مطلب را با ذکر نمونه و سخنی از رفتار سیدالشهدا با مردم، مزین و آراسته می کنیم: روزی شخصی از انصار برای حلّ مشکل خود به پیشگاه آن بزرگوار آمد. او هنوز لب به سخن نگشوده بود که امام علیه‏السلام از چهره نگران و سیمای گرفته او، دردها و رنجهای درونی‏اش را دریافت و به وی فرمود: یا اَخَا الاَنصار صُنْ وَجْهَکَ عَنْ بِذْلَةِ الْمَسْأَلَةِ وَارْفَعْ حاجَتَکَ فی رُقْعَةٍ فَاِنّی آتٍ فیها ما سارَّکَ اِنْشاءاللّه‏ِ؛ ای برادر انصاری، خواسته‏ات را به صورت شفاهی مطرح نکن. خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءاللّه‏ من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم. او نیز در نامه‏ای چنین نوشت: یااباعبداللّه‏، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد. امام نامه‏اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه‏ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود: پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیّه این پول به زندگی‏ات سامان ده. و در ادامه افزود: وَلاترْفَعْ حاجَتَکَ اِلاّ الی اَحَدِ ثَلاثةٍ: الی ذی دینٍ، اَوْ مُرُوَّةٍ، اَوْ حَسَبٍ، فَاَمّا ذُوالدّینِ فَیَصُونُ دینَهُ وَاَمّا ذوُالْمُرُوَّةِ فَاِنَّهُ یَسْتَحْیی لِمُروَّتِهِ وَاَمّا ذوالْحَسَبِ فَیَعْلَمُ اَنَّکَ لَمْ تُکْرِمْ وَجْهَکَ اَنْ تَبْذُلَهُ لَهُ فی حاجَتِکَ فَهُوَ یَصُونُ وَجْهَکَ اَنْ یَرُدَّکَ بِغَیْرِ قَضاءِ حاجَتِکَ؛ [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی] مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن: 1- افراد دیندار؛ 2- جوانمرد؛ 3- انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند. دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می‏رساند] و جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می‏کند [و به کارت رسیدگی می‏کند] و فرد اصیل و شریف نیز می‏داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته‏ای و برای انجام دادن خواسته‏ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می‏کند. در یکی از روایات، حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام به خدمتگزاران راستین به مردم نوید می‏دهد: مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللّه‏ُ عَنْهُ کُرَبَ الدُّنْیا وَالاخِرَةِ. هر کس اندوهی رااز دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصه‏های دنیا و آخرت او را از میان برداشته و مشکلاتش را حل خواهد نمود.

خاطر ناشاد را دلشاد کردن همّت است                        باغ آفت دیده را آباد کردن همت است

صید مرغان حرم کردن ندارد افتخار                         طایری را از قفس آزاد کردن همت است

نان بریدن شیوه مردان والا نیست، نیست                    نان برای نوع خود ایجاد کردن همت است

در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست                         روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است

,

اما نکته ای که در اینجا خودنمایی میکند این است که علی الظاهر زلزله ای به مراتب بزرگتر و پر قدرت تر از آن هر روز در منطقه رخ می دهد، زلزله ای به نام جاده ی مرگ! شاید اکثریت ما جاده ی اهر-تبریز را بیشتر به نام جاده ی مرگ می شناسیم. این جاده در بین مردم منطقه بیشتر به جاده ی "مـــرگ" شهرت دارد، چرا که خانواده های بسیاری در این مسیر عزیزان خود را به آغوش سرد خاک سپرده اند.

این جاده در دوره ی نماینده سابق مردم اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی کلید خورده و به وعده ی آن دوران قرار بود این بزرگراه (!) در بهار 89 به اتمام رسیده و تحویل گردد. وعده ای که تا به امروز به آرزویی دست نیافتنی بدل شده است. مردم منطقه تا به کی بایستی در این مسیر عزیزان خود را از دست دهند؟! چند نفر دیگر در این مسیر در خون خود خواهند غلتید؟! چند نفر دیگر در اتومبیل خود زنده زنده خواهند سوخت؟! چند نفر دیگر از معلمان در این مسیر بصورت گروهی و در یک آن ترک دیار و دنیا خواهند کرد؟! تا به کی بیسیم های امدادی، سِت امداد و نجات هلال احمر را برای در آوردن اجساد و زخمی ها از خودرو ها خواهند خواست؟! تا به کی و چه جگرهایی در این زلزله ی 10 ریشتری خواهند سوخت و خانواده ها تا به کی منتظر رسیدن خبر مرگ دلبندان خود خواهند بود؟! چند طفل صغیر دیگر در این جاده پدر و مادر خود را از دست داده و یتیم خواهند شد؟! چرا گوشی برای شنیدن صدای آه و رنج و عزای مردم نیست؟! ای مسئولین محترم! پنبه ها را از گوش به در کنید تا فردا روز در پیشگاه این خانواده ها سر در گریبانتان فرو نرود. آیا شبی خواهد بود که در خبر 23 شبکه سهند خبری از مرگ و کشته شدن در این جاده به گوش نرسد و دل همه ی ما را به لرزه و اضطراب نیندازد؟! آیا نمایندگان مردم واقعا به فکر مردم هستند؟! آیا حس نمی کنید آوردن بهانه های پی در پی دیگر کافی ست؟! آیا شما مسئولین خدمتگذار مردمید؟! آیا بی توجهی به امور مردم و فرستادن مستقیم آنها به کام مرگ، خدمت به آنهاست؟!

آقایان مسئول، ما دیگر نمی خواهیم خبر تکه تکه شدن و زنده زنده سوختن عزیزان خود را بشنویم. آقایان مسئول، ما دیگر طاقت تبدیل شدن عید آخر سالمان به مراسم عزای جگر گوشه هامان را نداریم. شما را به خدا شعارها و وعده وعیدها و بهانه گیری ها را کنار گذارید، به دردِ دلِ این مردم برسید و دردی به این پر دردی را از دوش این مردم برهانید. در پایان، مطلب را با ذکر نمونه و سخنی از رفتار سیدالشهدا با مردم، مزین و آراسته می کنیم: روزی شخصی از انصار برای حلّ مشکل خود به پیشگاه آن بزرگوار آمد. او هنوز لب به سخن نگشوده بود که امام علیه‏السلام از چهره نگران و سیمای گرفته او، دردها و رنجهای درونی‏اش را دریافت و به وی فرمود: یا اَخَا الاَنصار صُنْ وَجْهَکَ عَنْ بِذْلَةِ الْمَسْأَلَةِ وَارْفَعْ حاجَتَکَ فی رُقْعَةٍ فَاِنّی آتٍ فیها ما سارَّکَ اِنْشاءاللّه‏ِ؛ ای برادر انصاری، خواسته‏ات را به صورت شفاهی مطرح نکن. خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءاللّه‏ من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم. او نیز در نامه‏ای چنین نوشت: یااباعبداللّه‏، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد. امام نامه‏اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه‏ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود: پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیّه این پول به زندگی‏ات سامان ده. و در ادامه افزود: وَلاترْفَعْ حاجَتَکَ اِلاّ الی اَحَدِ ثَلاثةٍ: الی ذی دینٍ، اَوْ مُرُوَّةٍ، اَوْ حَسَبٍ، فَاَمّا ذُوالدّینِ فَیَصُونُ دینَهُ وَاَمّا ذوُالْمُرُوَّةِ فَاِنَّهُ یَسْتَحْیی لِمُروَّتِهِ وَاَمّا ذوالْحَسَبِ فَیَعْلَمُ اَنَّکَ لَمْ تُکْرِمْ وَجْهَکَ اَنْ تَبْذُلَهُ لَهُ فی حاجَتِکَ فَهُوَ یَصُونُ وَجْهَکَ اَنْ یَرُدَّکَ بِغَیْرِ قَضاءِ حاجَتِکَ؛ [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی] مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن: 1- افراد دیندار؛ 2- جوانمرد؛ 3- انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند. دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می‏رساند] و جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می‏کند [و به کارت رسیدگی می‏کند] و فرد اصیل و شریف نیز می‏داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته‏ای و برای انجام دادن خواسته‏ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می‏کند. در یکی از روایات، حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام به خدمتگزاران راستین به مردم نوید می‏دهد: مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللّه‏ُ عَنْهُ کُرَبَ الدُّنْیا وَالاخِرَةِ. هر کس اندوهی رااز دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصه‏های دنیا و آخرت او را از میان برداشته و مشکلاتش را حل خواهد نمود.

خاطر ناشاد را دلشاد کردن همّت است                        باغ آفت دیده را آباد کردن همت است

صید مرغان حرم کردن ندارد افتخار                         طایری را از قفس آزاد کردن همت است

نان بریدن شیوه مردان والا نیست، نیست                    نان برای نوع خود ایجاد کردن همت است

در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست                         روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است

,

اما نکته ای که در اینجا خودنمایی میکند این است که علی الظاهر زلزله ای به مراتب بزرگتر و پر قدرت تر از آن هر روز در منطقه رخ می دهد، زلزله ای به نام جاده ی مرگ! شاید اکثریت ما جاده ی اهر-تبریز را بیشتر به نام جاده ی مرگ می شناسیم. این جاده در بین مردم منطقه بیشتر به جاده ی "مـــرگ" شهرت دارد، چرا که خانواده های بسیاری در این مسیر عزیزان خود را به آغوش سرد خاک سپرده اند.

این جاده در دوره ی نماینده سابق مردم اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی کلید خورده و به وعده ی آن دوران قرار بود این بزرگراه (!) در بهار 89 به اتمام رسیده و تحویل گردد. وعده ای که تا به امروز به آرزویی دست نیافتنی بدل شده است. مردم منطقه تا به کی بایستی در این مسیر عزیزان خود را از دست دهند؟! چند نفر دیگر در این مسیر در خون خود خواهند غلتید؟! چند نفر دیگر در اتومبیل خود زنده زنده خواهند سوخت؟! چند نفر دیگر از معلمان در این مسیر بصورت گروهی و در یک آن ترک دیار و دنیا خواهند کرد؟! تا به کی بیسیم های امدادی، سِت امداد و نجات هلال احمر را برای در آوردن اجساد و زخمی ها از خودرو ها خواهند خواست؟! تا به کی و چه جگرهایی در این زلزله ی 10 ریشتری خواهند سوخت و خانواده ها تا به کی منتظر رسیدن خبر مرگ دلبندان خود خواهند بود؟! چند طفل صغیر دیگر در این جاده پدر و مادر خود را از دست داده و یتیم خواهند شد؟! چرا گوشی برای شنیدن صدای آه و رنج و عزای مردم نیست؟! ای مسئولین محترم! پنبه ها را از گوش به در کنید تا فردا روز در پیشگاه این خانواده ها سر در گریبانتان فرو نرود. آیا شبی خواهد بود که در خبر 23 شبکه سهند خبری از مرگ و کشته شدن در این جاده به گوش نرسد و دل همه ی ما را به لرزه و اضطراب نیندازد؟! آیا نمایندگان مردم واقعا به فکر مردم هستند؟! آیا حس نمی کنید آوردن بهانه های پی در پی دیگر کافی ست؟! آیا شما مسئولین خدمتگذار مردمید؟! آیا بی توجهی به امور مردم و فرستادن مستقیم آنها به کام مرگ، خدمت به آنهاست؟!

آقایان مسئول، ما دیگر نمی خواهیم خبر تکه تکه شدن و زنده زنده سوختن عزیزان خود را بشنویم. آقایان مسئول، ما دیگر طاقت تبدیل شدن عید آخر سالمان به مراسم عزای جگر گوشه هامان را نداریم. شما را به خدا شعارها و وعده وعیدها و بهانه گیری ها را کنار گذارید، به دردِ دلِ این مردم برسید و دردی به این پر دردی را از دوش این مردم برهانید. در پایان، مطلب را با ذکر نمونه و سخنی از رفتار سیدالشهدا با مردم، مزین و آراسته می کنیم: روزی شخصی از انصار برای حلّ مشکل خود به پیشگاه آن بزرگوار آمد. او هنوز لب به سخن نگشوده بود که امام علیه‏السلام از چهره نگران و سیمای گرفته او، دردها و رنجهای درونی‏اش را دریافت و به وی فرمود: یا اَخَا الاَنصار صُنْ وَجْهَکَ عَنْ بِذْلَةِ الْمَسْأَلَةِ وَارْفَعْ حاجَتَکَ فی رُقْعَةٍ فَاِنّی آتٍ فیها ما سارَّکَ اِنْشاءاللّه‏ِ؛ ای برادر انصاری، خواسته‏ات را به صورت شفاهی مطرح نکن. خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءاللّه‏ من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم. او نیز در نامه‏ای چنین نوشت: یااباعبداللّه‏، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد. امام نامه‏اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه‏ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود: پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیّه این پول به زندگی‏ات سامان ده. و در ادامه افزود: وَلاترْفَعْ حاجَتَکَ اِلاّ الی اَحَدِ ثَلاثةٍ: الی ذی دینٍ، اَوْ مُرُوَّةٍ، اَوْ حَسَبٍ، فَاَمّا ذُوالدّینِ فَیَصُونُ دینَهُ وَاَمّا ذوُالْمُرُوَّةِ فَاِنَّهُ یَسْتَحْیی لِمُروَّتِهِ وَاَمّا ذوالْحَسَبِ فَیَعْلَمُ اَنَّکَ لَمْ تُکْرِمْ وَجْهَکَ اَنْ تَبْذُلَهُ لَهُ فی حاجَتِکَ فَهُوَ یَصُونُ وَجْهَکَ اَنْ یَرُدَّکَ بِغَیْرِ قَضاءِ حاجَتِکَ؛ [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی] مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن: 1- افراد دیندار؛ 2- جوانمرد؛ 3- انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند. دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می‏رساند] و جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می‏کند [و به کارت رسیدگی می‏کند] و فرد اصیل و شریف نیز می‏داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته‏ای و برای انجام دادن خواسته‏ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می‏کند. در یکی از روایات، حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام به خدمتگزاران راستین به مردم نوید می‏دهد: مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللّه‏ُ عَنْهُ کُرَبَ الدُّنْیا وَالاخِرَةِ. هر کس اندوهی رااز دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصه‏های دنیا و آخرت او را از میان برداشته و مشکلاتش را حل خواهد نمود.

خاطر ناشاد را دلشاد کردن همّت است                        باغ آفت دیده را آباد کردن همت است

صید مرغان حرم کردن ندارد افتخار                         طایری را از قفس آزاد کردن همت است

نان بریدن شیوه مردان والا نیست، نیست                    نان برای نوع خود ایجاد کردن همت است

در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست                         روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است

,

اما نکته ای که در اینجا خودنمایی میکند این است که علی الظاهر زلزله ای به مراتب بزرگتر و پر قدرت تر از آن هر روز در منطقه رخ می دهد، زلزله ای به نام جاده ی مرگ! شاید اکثریت ما جاده ی اهر-تبریز را بیشتر به نام جاده ی مرگ می شناسیم. این جاده در بین مردم منطقه بیشتر به جاده ی "مـــرگ" شهرت دارد، چرا که خانواده های بسیاری در این مسیر عزیزان خود را به آغوش سرد خاک سپرده اند.

,

این جاده در دوره ی نماینده سابق مردم اهر و هریس در مجلس شورای اسلامی کلید خورده و به وعده ی آن دوران قرار بود این بزرگراه (!) در بهار 89 به اتمام رسیده و تحویل گردد. وعده ای که تا به امروز به آرزویی دست نیافتنی بدل شده است. مردم منطقه تا به کی بایستی در این مسیر عزیزان خود را از دست دهند؟! چند نفر دیگر در این مسیر در خون خود خواهند غلتید؟! چند نفر دیگر در اتومبیل خود زنده زنده خواهند سوخت؟! چند نفر دیگر از معلمان در این مسیر بصورت گروهی و در یک آن ترک دیار و دنیا خواهند کرد؟! تا به کی بیسیم های امدادی، سِت امداد و نجات هلال احمر را برای در آوردن اجساد و زخمی ها از خودرو ها خواهند خواست؟! تا به کی و چه جگرهایی در این زلزله ی 10 ریشتری خواهند سوخت و خانواده ها تا به کی منتظر رسیدن خبر مرگ دلبندان خود خواهند بود؟! چند طفل صغیر دیگر در این جاده پدر و مادر خود را از دست داده و یتیم خواهند شد؟! چرا گوشی برای شنیدن صدای آه و رنج و عزای مردم نیست؟! ای مسئولین محترم! پنبه ها را از گوش به در کنید تا فردا روز در پیشگاه این خانواده ها سر در گریبانتان فرو نرود. آیا شبی خواهد بود که در خبر 23 شبکه سهند خبری از مرگ و کشته شدن در این جاده به گوش نرسد و دل همه ی ما را به لرزه و اضطراب نیندازد؟! آیا نمایندگان مردم واقعا به فکر مردم هستند؟! آیا حس نمی کنید آوردن بهانه های پی در پی دیگر کافی ست؟! آیا شما مسئولین خدمتگذار مردمید؟! آیا بی توجهی به امور مردم و فرستادن مستقیم آنها به کام مرگ، خدمت به آنهاست؟!

,

آقایان مسئول، ما دیگر نمی خواهیم خبر تکه تکه شدن و زنده زنده سوختن عزیزان خود را بشنویم. آقایان مسئول، ما دیگر طاقت تبدیل شدن عید آخر سالمان به مراسم عزای جگر گوشه هامان را نداریم. شما را به خدا شعارها و وعده وعیدها و بهانه گیری ها را کنار گذارید، به دردِ دلِ این مردم برسید و دردی به این پر دردی را از دوش این مردم برهانید. در پایان، مطلب را با ذکر نمونه و سخنی از رفتار سیدالشهدا با مردم، مزین و آراسته می کنیم: روزی شخصی از انصار برای حلّ مشکل خود به پیشگاه آن بزرگوار آمد. او هنوز لب به سخن نگشوده بود که امام علیه‏السلام از چهره نگران و سیمای گرفته او، دردها و رنجهای درونی‏اش را دریافت و به وی فرمود: یا اَخَا الاَنصار صُنْ وَجْهَکَ عَنْ بِذْلَةِ الْمَسْأَلَةِ وَارْفَعْ حاجَتَکَ فی رُقْعَةٍ فَاِنّی آتٍ فیها ما سارَّکَ اِنْشاءاللّه‏ِ؛ ای برادر انصاری، خواسته‏ات را به صورت شفاهی مطرح نکن. خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءاللّه‏ من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم. او نیز در نامه‏ای چنین نوشت: یااباعبداللّه‏، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد. امام نامه‏اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه‏ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود: پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیّه این پول به زندگی‏ات سامان ده. و در ادامه افزود: وَلاترْفَعْ حاجَتَکَ اِلاّ الی اَحَدِ ثَلاثةٍ: الی ذی دینٍ، اَوْ مُرُوَّةٍ، اَوْ حَسَبٍ، فَاَمّا ذُوالدّینِ فَیَصُونُ دینَهُ وَاَمّا ذوُالْمُرُوَّةِ فَاِنَّهُ یَسْتَحْیی لِمُروَّتِهِ وَاَمّا ذوالْحَسَبِ فَیَعْلَمُ اَنَّکَ لَمْ تُکْرِمْ وَجْهَکَ اَنْ تَبْذُلَهُ لَهُ فی حاجَتِکَ فَهُوَ یَصُونُ وَجْهَکَ اَنْ یَرُدَّکَ بِغَیْرِ قَضاءِ حاجَتِکَ؛ [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی] مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن: 1- افراد دیندار؛ 2- جوانمرد؛ 3- انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند. دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می‏رساند] و جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می‏کند [و به کارت رسیدگی می‏کند] و فرد اصیل و شریف نیز می‏داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته‏ای و برای انجام دادن خواسته‏ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می‏کند. در یکی از روایات، حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام به خدمتگزاران راستین به مردم نوید می‏دهد: مَنْ نَفَّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللّه‏ُ عَنْهُ کُرَبَ الدُّنْیا وَالاخِرَةِ. هر کس اندوهی رااز دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصه‏های دنیا و آخرت او را از میان برداشته و مشکلاتش را حل خواهد نمود.

,

خاطر ناشاد را دلشاد کردن همّت است                        باغ آفت دیده را آباد کردن همت است

,

صید مرغان حرم کردن ندارد افتخار                         طایری را از قفس آزاد کردن همت است

,

نان بریدن شیوه مردان والا نیست، نیست                    نان برای نوع خود ایجاد کردن همت است

,

در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست                         روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه