logo
شنبه 25 مهر 1405 | شنبه 17 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. از خروش مجید مجیدی علیه جنایات غرب تا غفلت لاله مرزبان در ونیز
  2. به نام سوارکاری، به کام اسپانسرها و اینفلوئنسرها!/ وقتی یک مسابقه ورزشی جولانگاه بلاگرها شد
  3. شکاف عمیق در گیشه سینما؛ جولان کمدی‌های میلیاردی
  4. سکوت مجامع بین الملل در برابر سرکوب‌ حجاب در باکو نشانه استاندارهای دوگانه غرب است/ پایه های حکومت "علی اف" به زودی خواهد شکست
  5. اعتراف "اوباما" به خباثت مذاکراتی آمریکا/ غربگراها همچنان در پی سیاست تسلیم!
  6. انتخابات زیر سایه جنگ؛ قمار نظامی ترامپ و نتانیاهو چه هزینه‌ای دارد؟
  7. آمریکا با وارونه‌نمایی واقعیت‌ها به دنبال پیروزی در جنگ روایت‌ها است
  8. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  9. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  10. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  11. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  12. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  13. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  14. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  15. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  16. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  17. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  18. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  19. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  20. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد

عکاس دوران انقلاب ملایر؛

پیشرفت‌های امروز ایران به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست

پیشرفت‌های امروز ایران به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست
علی محمدی جم گفت: کشور ما به لحاط علمی و صنعتی پیشرفت بسیاری داشته است و پیشرفت‌های امروز به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل انقلاب نیست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا  به نقل از پایگاه خبری ملایری‌‌ها، یکی از مهمترین یادگاران دوران انقلاب عکس و فیلم‌هایی است که از دوران باقی مانده است و شکوه انقلاب را هر چه بیشتر برای جوانان و کسانی که انقلاب را ندیده‌اند، به تصویر کشیده است..

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا  , , پایگاه خبری ملایری‌‌ها,

علی محمدی جم یکی از کسانی است که سوغاتی‌های دوران انقلاب را از دید لنز دوربینش برای جوانان امروز با خود به همراه دارد.

وی در دوران انقلاب در شهر ملایر و تهران عکس‌های زیادی گرفته است خبرنگار ما به سراغ وی رفته و با این عکاس مصاحبه ای کرده است.

*خود را معرفی کنید؟ 
علی محمدی جم هستم و در سال 1339 در ملایر متلد شده ام. از سال 1349 عکاسی را شروع کرده ام و با تلویزیون ملی در قبل ار انقلاب همکاری و عکس‌های رپورتاژی برای آنها می‌گرفتم.

* چگونه با امام خمینی(ره) آشنا شدید؟

آن روزها در ملایر مردم با امام خمینی (ره) آشنا نبودند و من نیز ایشان را نمی شناختم تا اینکه سال 1355 حجت الاسلام گلستانه که از نجف آمدند، عکسی از حضرت امام (ره) را آورد و از من خواست تا عکس او را کنار عکس امام قرار دهم و من از آن زمان با امام خمینی(ره) آشنا شدم

سال 56 که کم کم تظاهرات مردم ملایر نیز به اوج خود رسید، یکی از بستگان ما که روحانی ساکن قم بود، هر بار که به ملایر می آمد، بسته ای باخود همراه داشت که در منزل ما می گذاشت، روزی از او پرسیدم در این بسته ها که از قم می آوری چیست؟ پاسخ داد: اعلامیه ها و عکس ها و نوارهای سخنان حضرت امام(ره) است.

با اوج گیری تظاهرات مردم ملایر، از عکسی که حجت الاسلام گلستانه به من داده بود، 1000 عدد چاپ کرده و در اختیار مردم قرار دادم.

* از کی عکاسی از تظاهرات را شروع کردید؟

در اولین تظاهرات به دلیل علاقه زیاد به عکاسی، شروع به عکس گرفتن از تظاهرکنندگان کردم. اولین تظاهراتی که عکس گرفتم تظاهرکنندگان مانع عکس گرفتن من شدند آنها تصور می کردند که من از مأموران ساواک هستم و می خواهم با گرفتن عکس از تظاهرکنندگان آنها را شناسایی و دستگیر کنم و دوربینم را شکستند. پس از آن یکی از دوستانم که سالها من را می شناخت، بامردم صحبت کرد و چند نفر را به عنوان محافظ اطراف من گذاشت تا به راحتی بتوانم عکس بگیرم.

* آیا برای گرفتن عکس توسط مامورین دستگیر یا مرد بازجویی قرار گرفتید؟

در سال 57 که اوج تظاهرات مردم ملایر بود و عکس ها و فیلم زیادی از مردم گرفته بودم، عده ای از ماموران ساواک با لباس شخصی در بین مردم بودند، که پس از پایان راهپیمایی وقتی مردم متفرق شدند، به سراغ من آمدند و تمام فیلم هاو عکسهایم را گرفتند و دوربینم را شکستند، بعدازظهر همان روز دوباره به مغازه ام آمدند و تمامی عکس هایی که از تظاهرات مردم تهران و ملایر گرفته بودم را جمع کردند  و باخود بردند و نگاتیوهایم را هم نور دادند و آنها را از بین بردند و گفتند باید تعهد بدهی که دیگر عکس نمی گیری وگرنه تو را اعدام می کنیم. من هم به آنان پاسخ دادم اگر میخواهید نرا  مرا اعدام کنید همین جا بکشید، چون عکاسی شغل من است و آن را ادامه می دهم،  که با واسطه  یکی از مأموران که من را می شناخت آنها را راضی کرد که کاری به من نداشته باشند و بروند.

* شیرین ترین خاطره ای که از دوران انقلاب دارید چه خاطره ای است؟

تمام دقایق انقلاب برای من خاطره است و تمامی آنها شیرین است اما شیرینترین خاطره از آن دوران وحدت مردم و همبستگی مردم با هم بود. در آن زمان کسانی که دستشان به دهانشان می‌رسید به بقیه کمک می کردند و با تشکییل گروه‌هایی به فقرا کمک می کردند.

* تلخ ترین خاطره ای که از دوران انقلاب دارید چه بود؟

تلخ ترین خاطره من به روزی برمیگردد که جلوی شهربانی ملایر شش نفر از دوستان و انقلابیون ملایر را با تیر کشتند، آن روز خیلی برای من سخت بود. من از شهدای آن روز در غسالخانه برای شهربانی عکس گرفتم و ولی شهربانی نگاتیو‌ها آن عکس ها را از من گرفت.

* از کی عکس‌هایتان را برای عموم به نمایش گذاشتید؟

در سال 66 نمایشگاهی در کتابخانه شهرداری ملایر زدم و عکس ها را به نمایش گذاشتم از صدا و سیما هم آمدند و از عکس ها کپی گرفتند ولی بعد از آن به تهران رفتم و تا چهار پنج سال پیش عکس‌ها را به کسی نشان ندادم.

چند سالی در تهران زندگی می‌کردم وقتی به ملایر برگشتم، چند بنر در شهر دیدم که شهرداری در شهر نصب کرده است، که وضوح خاصی نداشتند  به روابط عمومی شهرداری رفتم و عکس‌ها را در اختیار آنها قرار دادم و آنها عکس‌های مرا به صورت بنر چاپ کردند.

* جوانان امروز تا چه حد توانسته اند پاسدارخون شهدای انقلاب باشند؟

ما همه چیزمان را مدیون شهدا هستیم، جوانان امروز به راستی توانسته اند پاسدار خوبی برای خون شهدای انقلاب باشند. جوانان امروز با پیشرفت‌های چشمگیری که در عرصه صنعت، پزشکی،نانو، هسته ای و غیره داشته اند ایران را به یکی از قدرت‎های منطقه تبدیل کرده اند. کشور ما به لحاط علمی و صنعتی پیشرفت بسیاری داشته است و پیشررفت‌های امروز به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل انقلاب  نیست.

چه درخواستی از دولتمردان دارید؟

خواسته من از دولتمردان این است که هر چه بیشتر به فکر جوانان به فکر کار و تحصیلشان باشند.امروز اعتیاد یکی از معضلات مهم جوانان است که به نظر من بی کاری یکی از دلایل مهم اعتیاد است، پس دولتمردان باید هر چه بیشتر باید به فکر اشتغال جوانان باشند.

انتهای پیام/پ

,

علی محمدی جم یکی از کسانی است که سوغاتی‌های دوران انقلاب را از دید لنز دوربینش برای جوانان امروز با خود به همراه دارد.

وی در دوران انقلاب در شهر ملایر و تهران عکس‌های زیادی گرفته است خبرنگار ما به سراغ وی رفته و با این عکاس مصاحبه ای کرده است.

*خود را معرفی کنید؟ 
علی محمدی جم هستم و در سال 1339 در ملایر متلد شده ام. از سال 1349 عکاسی را شروع کرده ام و با تلویزیون ملی در قبل ار انقلاب همکاری و عکس‌های رپورتاژی برای آنها می‌گرفتم.

* چگونه با امام خمینی(ره) آشنا شدید؟

آن روزها در ملایر مردم با امام خمینی (ره) آشنا نبودند و من نیز ایشان را نمی شناختم تا اینکه سال 1355 حجت الاسلام گلستانه که از نجف آمدند، عکسی از حضرت امام (ره) را آورد و از من خواست تا عکس او را کنار عکس امام قرار دهم و من از آن زمان با امام خمینی(ره) آشنا شدم

سال 56 که کم کم تظاهرات مردم ملایر نیز به اوج خود رسید، یکی از بستگان ما که روحانی ساکن قم بود، هر بار که به ملایر می آمد، بسته ای باخود همراه داشت که در منزل ما می گذاشت، روزی از او پرسیدم در این بسته ها که از قم می آوری چیست؟ پاسخ داد: اعلامیه ها و عکس ها و نوارهای سخنان حضرت امام(ره) است.

با اوج گیری تظاهرات مردم ملایر، از عکسی که حجت الاسلام گلستانه به من داده بود، 1000 عدد چاپ کرده و در اختیار مردم قرار دادم.

* از کی عکاسی از تظاهرات را شروع کردید؟

در اولین تظاهرات به دلیل علاقه زیاد به عکاسی، شروع به عکس گرفتن از تظاهرکنندگان کردم. اولین تظاهراتی که عکس گرفتم تظاهرکنندگان مانع عکس گرفتن من شدند آنها تصور می کردند که من از مأموران ساواک هستم و می خواهم با گرفتن عکس از تظاهرکنندگان آنها را شناسایی و دستگیر کنم و دوربینم را شکستند. پس از آن یکی از دوستانم که سالها من را می شناخت، بامردم صحبت کرد و چند نفر را به عنوان محافظ اطراف من گذاشت تا به راحتی بتوانم عکس بگیرم.

* آیا برای گرفتن عکس توسط مامورین دستگیر یا مرد بازجویی قرار گرفتید؟

در سال 57 که اوج تظاهرات مردم ملایر بود و عکس ها و فیلم زیادی از مردم گرفته بودم، عده ای از ماموران ساواک با لباس شخصی در بین مردم بودند، که پس از پایان راهپیمایی وقتی مردم متفرق شدند، به سراغ من آمدند و تمام فیلم هاو عکسهایم را گرفتند و دوربینم را شکستند، بعدازظهر همان روز دوباره به مغازه ام آمدند و تمامی عکس هایی که از تظاهرات مردم تهران و ملایر گرفته بودم را جمع کردند  و باخود بردند و نگاتیوهایم را هم نور دادند و آنها را از بین بردند و گفتند باید تعهد بدهی که دیگر عکس نمی گیری وگرنه تو را اعدام می کنیم. من هم به آنان پاسخ دادم اگر میخواهید نرا  مرا اعدام کنید همین جا بکشید، چون عکاسی شغل من است و آن را ادامه می دهم،  که با واسطه  یکی از مأموران که من را می شناخت آنها را راضی کرد که کاری به من نداشته باشند و بروند.

* شیرین ترین خاطره ای که از دوران انقلاب دارید چه خاطره ای است؟

تمام دقایق انقلاب برای من خاطره است و تمامی آنها شیرین است اما شیرینترین خاطره از آن دوران وحدت مردم و همبستگی مردم با هم بود. در آن زمان کسانی که دستشان به دهانشان می‌رسید به بقیه کمک می کردند و با تشکییل گروه‌هایی به فقرا کمک می کردند.

* تلخ ترین خاطره ای که از دوران انقلاب دارید چه بود؟

تلخ ترین خاطره من به روزی برمیگردد که جلوی شهربانی ملایر شش نفر از دوستان و انقلابیون ملایر را با تیر کشتند، آن روز خیلی برای من سخت بود. من از شهدای آن روز در غسالخانه برای شهربانی عکس گرفتم و ولی شهربانی نگاتیو‌ها آن عکس ها را از من گرفت.

* از کی عکس‌هایتان را برای عموم به نمایش گذاشتید؟

در سال 66 نمایشگاهی در کتابخانه شهرداری ملایر زدم و عکس ها را به نمایش گذاشتم از صدا و سیما هم آمدند و از عکس ها کپی گرفتند ولی بعد از آن به تهران رفتم و تا چهار پنج سال پیش عکس‌ها را به کسی نشان ندادم.

چند سالی در تهران زندگی می‌کردم وقتی به ملایر برگشتم، چند بنر در شهر دیدم که شهرداری در شهر نصب کرده است، که وضوح خاصی نداشتند  به روابط عمومی شهرداری رفتم و عکس‌ها را در اختیار آنها قرار دادم و آنها عکس‌های مرا به صورت بنر چاپ کردند.

* جوانان امروز تا چه حد توانسته اند پاسدارخون شهدای انقلاب باشند؟

ما همه چیزمان را مدیون شهدا هستیم، جوانان امروز به راستی توانسته اند پاسدار خوبی برای خون شهدای انقلاب باشند. جوانان امروز با پیشرفت‌های چشمگیری که در عرصه صنعت، پزشکی،نانو، هسته ای و غیره داشته اند ایران را به یکی از قدرت‎های منطقه تبدیل کرده اند. کشور ما به لحاط علمی و صنعتی پیشرفت بسیاری داشته است و پیشررفت‌های امروز به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل انقلاب  نیست.

چه درخواستی از دولتمردان دارید؟

خواسته من از دولتمردان این است که هر چه بیشتر به فکر جوانان به فکر کار و تحصیلشان باشند.امروز اعتیاد یکی از معضلات مهم جوانان است که به نظر من بی کاری یکی از دلایل مهم اعتیاد است، پس دولتمردان باید هر چه بیشتر باید به فکر اشتغال جوانان باشند.

انتهای پیام/پ

,

علی محمدی جم یکی از کسانی است که سوغاتی‌های دوران انقلاب را از دید لنز دوربینش برای جوانان امروز با خود به همراه دارد.

وی در دوران انقلاب در شهر ملایر و تهران عکس‌های زیادی گرفته است خبرنگار ما به سراغ وی رفته و با این عکاس مصاحبه ای کرده است.

*خود را معرفی کنید؟ 
علی محمدی جم هستم و در سال 1339 در ملایر متلد شده ام. از سال 1349 عکاسی را شروع کرده ام و با تلویزیون ملی در قبل ار انقلاب همکاری و عکس‌های رپورتاژی برای آنها می‌گرفتم.

* چگونه با امام خمینی(ره) آشنا شدید؟

آن روزها در ملایر مردم با امام خمینی (ره) آشنا نبودند و من نیز ایشان را نمی شناختم تا اینکه سال 1355 حجت الاسلام گلستانه که از نجف آمدند، عکسی از حضرت امام (ره) را آورد و از من خواست تا عکس او را کنار عکس امام قرار دهم و من از آن زمان با امام خمینی(ره) آشنا شدم

سال 56 که کم کم تظاهرات مردم ملایر نیز به اوج خود رسید، یکی از بستگان ما که روحانی ساکن قم بود، هر بار که به ملایر می آمد، بسته ای باخود همراه داشت که در منزل ما می گذاشت، روزی از او پرسیدم در این بسته ها که از قم می آوری چیست؟ پاسخ داد: اعلامیه ها و عکس ها و نوارهای سخنان حضرت امام(ره) است.

با اوج گیری تظاهرات مردم ملایر، از عکسی که حجت الاسلام گلستانه به من داده بود، 1000 عدد چاپ کرده و در اختیار مردم قرار دادم.

* از کی عکاسی از تظاهرات را شروع کردید؟

در اولین تظاهرات به دلیل علاقه زیاد به عکاسی، شروع به عکس گرفتن از تظاهرکنندگان کردم. اولین تظاهراتی که عکس گرفتم تظاهرکنندگان مانع عکس گرفتن من شدند آنها تصور می کردند که من از مأموران ساواک هستم و می خواهم با گرفتن عکس از تظاهرکنندگان آنها را شناسایی و دستگیر کنم و دوربینم را شکستند. پس از آن یکی از دوستانم که سالها من را می شناخت، بامردم صحبت کرد و چند نفر را به عنوان محافظ اطراف من گذاشت تا به راحتی بتوانم عکس بگیرم.

* آیا برای گرفتن عکس توسط مامورین دستگیر یا مرد بازجویی قرار گرفتید؟

در سال 57 که اوج تظاهرات مردم ملایر بود و عکس ها و فیلم زیادی از مردم گرفته بودم، عده ای از ماموران ساواک با لباس شخصی در بین مردم بودند، که پس از پایان راهپیمایی وقتی مردم متفرق شدند، به سراغ من آمدند و تمام فیلم هاو عکسهایم را گرفتند و دوربینم را شکستند، بعدازظهر همان روز دوباره به مغازه ام آمدند و تمامی عکس هایی که از تظاهرات مردم تهران و ملایر گرفته بودم را جمع کردند  و باخود بردند و نگاتیوهایم را هم نور دادند و آنها را از بین بردند و گفتند باید تعهد بدهی که دیگر عکس نمی گیری وگرنه تو را اعدام می کنیم. من هم به آنان پاسخ دادم اگر میخواهید نرا  مرا اعدام کنید همین جا بکشید، چون عکاسی شغل من است و آن را ادامه می دهم،  که با واسطه  یکی از مأموران که من را می شناخت آنها را راضی کرد که کاری به من نداشته باشند و بروند.

* شیرین ترین خاطره ای که از دوران انقلاب دارید چه خاطره ای است؟

تمام دقایق انقلاب برای من خاطره است و تمامی آنها شیرین است اما شیرینترین خاطره از آن دوران وحدت مردم و همبستگی مردم با هم بود. در آن زمان کسانی که دستشان به دهانشان می‌رسید به بقیه کمک می کردند و با تشکییل گروه‌هایی به فقرا کمک می کردند.

* تلخ ترین خاطره ای که از دوران انقلاب دارید چه بود؟

تلخ ترین خاطره من به روزی برمیگردد که جلوی شهربانی ملایر شش نفر از دوستان و انقلابیون ملایر را با تیر کشتند، آن روز خیلی برای من سخت بود. من از شهدای آن روز در غسالخانه برای شهربانی عکس گرفتم و ولی شهربانی نگاتیو‌ها آن عکس ها را از من گرفت.

* از کی عکس‌هایتان را برای عموم به نمایش گذاشتید؟

در سال 66 نمایشگاهی در کتابخانه شهرداری ملایر زدم و عکس ها را به نمایش گذاشتم از صدا و سیما هم آمدند و از عکس ها کپی گرفتند ولی بعد از آن به تهران رفتم و تا چهار پنج سال پیش عکس‌ها را به کسی نشان ندادم.

چند سالی در تهران زندگی می‌کردم وقتی به ملایر برگشتم، چند بنر در شهر دیدم که شهرداری در شهر نصب کرده است، که وضوح خاصی نداشتند  به روابط عمومی شهرداری رفتم و عکس‌ها را در اختیار آنها قرار دادم و آنها عکس‌های مرا به صورت بنر چاپ کردند.

* جوانان امروز تا چه حد توانسته اند پاسدارخون شهدای انقلاب باشند؟

ما همه چیزمان را مدیون شهدا هستیم، جوانان امروز به راستی توانسته اند پاسدار خوبی برای خون شهدای انقلاب باشند. جوانان امروز با پیشرفت‌های چشمگیری که در عرصه صنعت، پزشکی،نانو، هسته ای و غیره داشته اند ایران را به یکی از قدرت‎های منطقه تبدیل کرده اند. کشور ما به لحاط علمی و صنعتی پیشرفت بسیاری داشته است و پیشررفت‌های امروز به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل انقلاب  نیست.

چه درخواستی از دولتمردان دارید؟

خواسته من از دولتمردان این است که هر چه بیشتر به فکر جوانان به فکر کار و تحصیلشان باشند.امروز اعتیاد یکی از معضلات مهم جوانان است که به نظر من بی کاری یکی از دلایل مهم اعتیاد است، پس دولتمردان باید هر چه بیشتر باید به فکر اشتغال جوانان باشند.

انتهای پیام/پ

,

علی محمدی جم یکی از کسانی است که سوغاتی‌های دوران انقلاب را از دید لنز دوربینش برای جوانان امروز با خود به همراه دارد.

وی در دوران انقلاب در شهر ملایر و تهران عکس‌های زیادی گرفته است خبرنگار ما به سراغ وی رفته و با این عکاس مصاحبه ای کرده است.

*خود را معرفی کنید؟ 
علی محمدی جم هستم و در سال 1339 در ملایر متلد شده ام. از سال 1349 عکاسی را شروع کرده ام و با تلویزیون ملی در قبل ار انقلاب همکاری و عکس‌های رپورتاژی برای آنها می‌گرفتم.

* چگونه با امام خمینی(ره) آشنا شدید؟

آن روزها در ملایر مردم با امام خمینی (ره) آشنا نبودند و من نیز ایشان را نمی شناختم تا اینکه سال 1355 حجت الاسلام گلستانه که از نجف آمدند، عکسی از حضرت امام (ره) را آورد و از من خواست تا عکس او را کنار عکس امام قرار دهم و من از آن زمان با امام خمینی(ره) آشنا شدم

سال 56 که کم کم تظاهرات مردم ملایر نیز به اوج خود رسید، یکی از بستگان ما که روحانی ساکن قم بود، هر بار که به ملایر می آمد، بسته ای باخود همراه داشت که در منزل ما می گذاشت، روزی از او پرسیدم در این بسته ها که از قم می آوری چیست؟ پاسخ داد: اعلامیه ها و عکس ها و نوارهای سخنان حضرت امام(ره) است.

با اوج گیری تظاهرات مردم ملایر، از عکسی که حجت الاسلام گلستانه به من داده بود، 1000 عدد چاپ کرده و در اختیار مردم قرار دادم.

* از کی عکاسی از تظاهرات را شروع کردید؟

در اولین تظاهرات به دلیل علاقه زیاد به عکاسی، شروع به عکس گرفتن از تظاهرکنندگان کردم. اولین تظاهراتی که عکس گرفتم تظاهرکنندگان مانع عکس گرفتن من شدند آنها تصور می کردند که من از مأموران ساواک هستم و می خواهم با گرفتن عکس از تظاهرکنندگان آنها را شناسایی و دستگیر کنم و دوربینم را شکستند. پس از آن یکی از دوستانم که سالها من را می شناخت، بامردم صحبت کرد و چند نفر را به عنوان محافظ اطراف من گذاشت تا به راحتی بتوانم عکس بگیرم.

* آیا برای گرفتن عکس توسط مامورین دستگیر یا مرد بازجویی قرار گرفتید؟

در سال 57 که اوج تظاهرات مردم ملایر بود و عکس ها و فیلم زیادی از مردم گرفته بودم، عده ای از ماموران ساواک با لباس شخصی در بین مردم بودند، که پس از پایان راهپیمایی وقتی مردم متفرق شدند، به سراغ من آمدند و تمام فیلم هاو عکسهایم را گرفتند و دوربینم را شکستند، بعدازظهر همان روز دوباره به مغازه ام آمدند و تمامی عکس هایی که از تظاهرات مردم تهران و ملایر گرفته بودم را جمع کردند  و باخود بردند و نگاتیوهایم را هم نور دادند و آنها را از بین بردند و گفتند باید تعهد بدهی که دیگر عکس نمی گیری وگرنه تو را اعدام می کنیم. من هم به آنان پاسخ دادم اگر میخواهید نرا  مرا اعدام کنید همین جا بکشید، چون عکاسی شغل من است و آن را ادامه می دهم،  که با واسطه  یکی از مأموران که من را می شناخت آنها را راضی کرد که کاری به من نداشته باشند و بروند.

* شیرین ترین خاطره ای که از دوران انقلاب دارید چه خاطره ای است؟

تمام دقایق انقلاب برای من خاطره است و تمامی آنها شیرین است اما شیرینترین خاطره از آن دوران وحدت مردم و همبستگی مردم با هم بود. در آن زمان کسانی که دستشان به دهانشان می‌رسید به بقیه کمک می کردند و با تشکییل گروه‌هایی به فقرا کمک می کردند.

* تلخ ترین خاطره ای که از دوران انقلاب دارید چه بود؟

تلخ ترین خاطره من به روزی برمیگردد که جلوی شهربانی ملایر شش نفر از دوستان و انقلابیون ملایر را با تیر کشتند، آن روز خیلی برای من سخت بود. من از شهدای آن روز در غسالخانه برای شهربانی عکس گرفتم و ولی شهربانی نگاتیو‌ها آن عکس ها را از من گرفت.

* از کی عکس‌هایتان را برای عموم به نمایش گذاشتید؟

در سال 66 نمایشگاهی در کتابخانه شهرداری ملایر زدم و عکس ها را به نمایش گذاشتم از صدا و سیما هم آمدند و از عکس ها کپی گرفتند ولی بعد از آن به تهران رفتم و تا چهار پنج سال پیش عکس‌ها را به کسی نشان ندادم.

چند سالی در تهران زندگی می‌کردم وقتی به ملایر برگشتم، چند بنر در شهر دیدم که شهرداری در شهر نصب کرده است، که وضوح خاصی نداشتند  به روابط عمومی شهرداری رفتم و عکس‌ها را در اختیار آنها قرار دادم و آنها عکس‌های مرا به صورت بنر چاپ کردند.

* جوانان امروز تا چه حد توانسته اند پاسدارخون شهدای انقلاب باشند؟

ما همه چیزمان را مدیون شهدا هستیم، جوانان امروز به راستی توانسته اند پاسدار خوبی برای خون شهدای انقلاب باشند. جوانان امروز با پیشرفت‌های چشمگیری که در عرصه صنعت، پزشکی،نانو، هسته ای و غیره داشته اند ایران را به یکی از قدرت‎های منطقه تبدیل کرده اند. کشور ما به لحاط علمی و صنعتی پیشرفت بسیاری داشته است و پیشررفت‌های امروز به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل انقلاب  نیست.

چه درخواستی از دولتمردان دارید؟

خواسته من از دولتمردان این است که هر چه بیشتر به فکر جوانان به فکر کار و تحصیلشان باشند.امروز اعتیاد یکی از معضلات مهم جوانان است که به نظر من بی کاری یکی از دلایل مهم اعتیاد است، پس دولتمردان باید هر چه بیشتر باید به فکر اشتغال جوانان باشند.

انتهای پیام/پ

,

علی محمدی جم یکی از کسانی است که سوغاتی‌های دوران انقلاب را از دید لنز دوربینش برای جوانان امروز با خود به همراه دارد.

,

وی در دوران انقلاب در شهر ملایر و تهران عکس‌های زیادی گرفته است خبرنگار ما به سراغ وی رفته و با این عکاس مصاحبه ای کرده است.

,

, , ,

*خود را معرفی کنید؟ 
علی محمدی جم هستم و در سال 1339 در ملایر متلد شده ام. از سال 1349 عکاسی را شروع کرده ام و با تلویزیون ملی در قبل ار انقلاب همکاری و عکس‌های رپورتاژی برای آنها می‌گرفتم.

,
,

* چگونه با امام خمینی(ره) آشنا شدید؟

,

آن روزها در ملایر مردم با امام خمینی (ره) آشنا نبودند و من نیز ایشان را نمی شناختم تا اینکه سال 1355 حجت الاسلام گلستانه که از نجف آمدند، عکسی از حضرت امام (ره) را آورد و از من خواست تا عکس او را کنار عکس امام قرار دهم و من از آن زمان با امام خمینی(ره) آشنا شدم

,

سال 56 که کم کم تظاهرات مردم ملایر نیز به اوج خود رسید، یکی از بستگان ما که روحانی ساکن قم بود، هر بار که به ملایر می آمد، بسته ای باخود همراه داشت که در منزل ما می گذاشت، روزی از او پرسیدم در این بسته ها که از قم می آوری چیست؟ پاسخ داد: اعلامیه ها و عکس ها و نوارهای سخنان حضرت امام(ره) است.

,

با اوج گیری تظاهرات مردم ملایر، از عکسی که حجت الاسلام گلستانه به من داده بود، 1000 عدد چاپ کرده و در اختیار مردم قرار دادم.

,

* از کی عکاسی از تظاهرات را شروع کردید؟

,

در اولین تظاهرات به دلیل علاقه زیاد به عکاسی، شروع به عکس گرفتن از تظاهرکنندگان کردم. اولین تظاهراتی که عکس گرفتم تظاهرکنندگان مانع عکس گرفتن من شدند آنها تصور می کردند که من از مأموران ساواک هستم و می خواهم با گرفتن عکس از تظاهرکنندگان آنها را شناسایی و دستگیر کنم و دوربینم را شکستند. پس از آن یکی از دوستانم که سالها من را می شناخت، بامردم صحبت کرد و چند نفر را به عنوان محافظ اطراف من گذاشت تا به راحتی بتوانم عکس بگیرم.

,

* آیا برای گرفتن عکس توسط مامورین دستگیر یا مرد بازجویی قرار گرفتید؟

,

در سال 57 که اوج تظاهرات مردم ملایر بود و عکس ها و فیلم زیادی از مردم گرفته بودم، عده ای از ماموران ساواک با لباس شخصی در بین مردم بودند، که پس از پایان راهپیمایی وقتی مردم متفرق شدند، به سراغ من آمدند و تمام فیلم هاو عکسهایم را گرفتند و دوربینم را شکستند، بعدازظهر همان روز دوباره به مغازه ام آمدند و تمامی عکس هایی که از تظاهرات مردم تهران و ملایر گرفته بودم را جمع کردند  و باخود بردند و نگاتیوهایم را هم نور دادند و آنها را از بین بردند و گفتند باید تعهد بدهی که دیگر عکس نمی گیری وگرنه تو را اعدام می کنیم. من هم به آنان پاسخ دادم اگر میخواهید نرا  مرا اعدام کنید همین جا بکشید، چون عکاسی شغل من است و آن را ادامه می دهم،  که با واسطه  یکی از مأموران که من را می شناخت آنها را راضی کرد که کاری به من نداشته باشند و بروند.

,

, ,

* شیرین ترین خاطره ای که از دوران انقلاب دارید چه خاطره ای است؟

,

تمام دقایق انقلاب برای من خاطره است و تمامی آنها شیرین است اما شیرینترین خاطره از آن دوران وحدت مردم و همبستگی مردم با هم بود. در آن زمان کسانی که دستشان به دهانشان می‌رسید به بقیه کمک می کردند و با تشکییل گروه‌هایی به فقرا کمک می کردند.

,

, ,

* تلخ ترین خاطره ای که از دوران انقلاب دارید چه بود؟

,

تلخ ترین خاطره من به روزی برمیگردد که جلوی شهربانی ملایر شش نفر از دوستان و انقلابیون ملایر را با تیر کشتند، آن روز خیلی برای من سخت بود. من از شهدای آن روز در غسالخانه برای شهربانی عکس گرفتم و ولی شهربانی نگاتیو‌ها آن عکس ها را از من گرفت.

,

* از کی عکس‌هایتان را برای عموم به نمایش گذاشتید؟

,

در سال 66 نمایشگاهی در کتابخانه شهرداری ملایر زدم و عکس ها را به نمایش گذاشتم از صدا و سیما هم آمدند و از عکس ها کپی گرفتند ولی بعد از آن به تهران رفتم و تا چهار پنج سال پیش عکس‌ها را به کسی نشان ندادم.

,

چند سالی در تهران زندگی می‌کردم وقتی به ملایر برگشتم، چند بنر در شهر دیدم که شهرداری در شهر نصب کرده است، که وضوح خاصی نداشتند  به روابط عمومی شهرداری رفتم و عکس‌ها را در اختیار آنها قرار دادم و آنها عکس‌های مرا به صورت بنر چاپ کردند.

,

* جوانان امروز تا چه حد توانسته اند پاسدارخون شهدای انقلاب باشند؟

,

ما همه چیزمان را مدیون شهدا هستیم، جوانان امروز به راستی توانسته اند پاسدار خوبی برای خون شهدای انقلاب باشند. جوانان امروز با پیشرفت‌های چشمگیری که در عرصه صنعت، پزشکی،نانو، هسته ای و غیره داشته اند ایران را به یکی از قدرت‎های منطقه تبدیل کرده اند. کشور ما به لحاط علمی و صنعتی پیشرفت بسیاری داشته است و پیشررفت‌های امروز به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل انقلاب  نیست.

,

چه درخواستی از دولتمردان دارید؟

,

خواسته من از دولتمردان این است که هر چه بیشتر به فکر جوانان به فکر کار و تحصیلشان باشند.امروز اعتیاد یکی از معضلات مهم جوانان است که به نظر من بی کاری یکی از دلایل مهم اعتیاد است، پس دولتمردان باید هر چه بیشتر باید به فکر اشتغال جوانان باشند.

,

انتهای پیام/پ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه