logo
چهارشنبه 22 مهر 1405 | چهارشنبه 14 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

یک معلم اردبیلی؛

جای خالی املا و انشا در مدرسه ها

جای خالی املا و انشا در مدرسه ها
یک معلم اردبیلی گفت: جای خای املا، انشا و خطاطی در مدرسه ها احساس می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا محمد رضا موفق در گفتگو با امید آینده گفت: در گذشته دانش آموزان پس از فراگیری الفبا به نوعی جمله نویسی را فرا می گرفتند و آنگاه دیکته یا املاء یعنی مطالبی را آموزگار، املا یا تقریر می کرد تا دانش آموزان بنویسند و آموخته های خود را محک بزنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مید آینده,

یک معلم اردبیلی اظهار داشت: نوشتن دیکته از کلاس چهارم ابتدایی به بعد اهمیت بیشتری پیدا می کرد، از این زمان آموزگاران با سلیقه و علاقه ویژه ای به غیر از بهره گیری از کتاب فارسی مربوطه از کتابهای کلیله و دمنه، قابوسنامه، گلستان و ... نیز بهره گرفته تا از این راه به ارتقای ادبی و نوشتاری دانش آموزان اهتمام ورزند، با اتخاذ این شیوه دانش آموزان نه فقط باشیوه های مختلف نگارش آشنا می شدند که ضمن آن با اخبار، احادیث، حکایات، امثال، مسائل تاریخی، اجتماعی تربیت و تهذیب نیز آشنا شده و معرفت می یافتند علاوه برآن دانش آموزان قدرت خواندن و نوشتن پیدا کرده و به سبب آن درک دورس دیگر، بر آنها آسان شده و به هنگام آزمون فاقد غلط های املایی بودند اما حالا چه؟

وی افزود: آیا با حذف دیکته از برنامه درسی مقاطع سه گانه باز هم وضع همچون گذشته است؟ باید گفت متاسفانه خیر!

موفق ادامه داد: عمده دانش آموزان نه فقط در خواندن متون درسها با اشکال مواجه هستند که به سبب آن در پاسخ دادن به سوالات امتحانی مرتکب اشتباه های فراوان املایی شده وبدتر از آن دامنه این غلط ها تا دانشگاه هم کشیده شده و استادان را نیز آزرده کرده است.

این معلم اردبیل گفت: بعد از دیکته جایگاه انشاء بود که با حذف این یکی، شریان دیگری از بدنه آموزش و پرورش قطع شد آن هم درسی که ضمن نیاز روزمره زندگی به آن قدرت سخن آفرینی، شعر و تالیف را در دانش آموزان بارور می کرد، دانش آموزان در این درس می توانستند قدرت تخیل، نویسندگی و... خود را به نمایش بگذارند .انشایی که سعدی شیرازی فرموده است:  همانا در فارس انشای من / چو مشک است بی قیمت اندر ختن

وی افزود: دانش آموز با تبحر در نگارش انشا می توانست مکنونات مغزی و قلبی خود را برروی کاغذ آورده و برای حل و فصل مسائل و گرفتاری های اجتماعی زندگی خود، راسا دست به قلم شود، اما امروز چه؟

موفق بیان داشت: فارغ التحصیلان دبیرستان های ما از نوشتن یک عریضه و تقاضای ساده عاجز بوده و فاقد قدرت نگارش هستند! حال عمق فاجعه هنگامی بیشتر جلوه گر می شود که این دانش آموزان بخواهند در دانشگاه ودر رشته علوم انسانی به تحصیل بپردازند این درس در گذشته ودر هر 3 رشته ادبی، ریاضی و طبیعی با جدیت و تا پایان سال دوره دبیرستان دنبال می شد و در جمع امتحانات نهایی به آن بها می دادند .

یک معلم اردبیلی گفت: سومین سکوکه نه فقط از 2 سکوی پیشین کم اهمیت تر نبوده بلکه مکمل آن دو می باشد درس خوشنویسی یا خط است ، خط هنر تثبیت ذهنیات است، با علایم معهود، چشم حسن خط و نیکو نوشتن از قدیم الایام مورد توجه بوده است به همین سبب عنایتی که ایرانیان به تهیه کتابهای خطی داشته اند بی نظیر بوده و هیچ یک از مردم عالم نتوانسته اند به پای آنها برسند.

محمد رضا موفق افزود: در گذشته، درس خط در دوره ابتدایی و از کلاس سوم به دانش آموزان آموخته می شد و برای این کار معلمان متخصص و با تجربه به کار گرفته می شدند آنان نوشتن خط درشت را با نی به داشن آموزان آموزش داده و ضمن تمرین، کارریز نویسی، وی ادامه داد: تراشیدن نی و ساختن مرکب را هم به دانش آموزان فرا می دادند و این کار تا پایان کلاس نهم تداوم داشت اما حالا چه؟ حالا بدترین عذاب برای معلمان و استادان تصحیح اوراق دانش آموزان و دانشجویان است که خواندن خط آنان عذابی مضاعف است!

موفق افزود: با آنچه گفته شد اگر می خواهیم در فراگیری علم بهتر و بیشتر موفق باشیم باید نسبت به احیا درسهای دیکته، انشا و خط با جدیت اهتمام ورزیم و دانش آموزان را به این دروس بیش از پیش ترغیب کنیم تا شاهد مقصود را در آغوش گیریم.

این معلم اردبیلی گفت: اگر در مدارس آموزش درس همراه با آموزش دین، اخلاق، بهداشت، برخورد و رفتار انسانی با دانش آموزان برنامه ریزی شده باشد جامعه ای موفق خواهیم داشت.

وی خاطرات اولین روز مدرسه خود را اینگونه بیان کرد: همیشه کوشیده ام آن گونه باشم که بچه ها با دیدنم صداقت و مهر را تداعی کنند هر چند که گه گاه در این مقوله به قول بایزید خود مطلوب بودند و من طالب.

محمد رضا موفق افزود: اولین روزی که به عنوان معلم سر کلاس درس رفتم احساس دلهره عجیبی داشتم همراه با دلواپسی وواهمه بی نام و نشان، قلبم در سینه بی قراری می کرد، صدایش را می شنیدم، گویی شبانی را قبای سلطانی پوشانده اند و به دربار آورده اند. بیگانه از سیاست، با دنیایی از احساس ناشناخته، ومن نیز سرشار از شوریدگی و شیدایی و عاشق معلمی در اولین تجربه کلاسم، حالتی اینگونه داشتم.

سرمست و دیده مست و دل بی قرار مست           جان زبون چه کند با سه چار مست؟

تشویشی از اعماق ضمیرم نجوا می کرد که اگر مضحکه طفلان شوم چه کنم؟

در پشت پیشانی های کوچک آن ها چه افکاری می گذشت و راجع به من چه می اندیشیدند.

وی ادامه داد: کودکی های خودم را به خاطر آوردم و معلم هایی که تا پای جان دوست داشتم و یکی را که بیش از همه به خود نزدیک تر می دیدم الگوی خودم کرده بودم .مثل او حرف می زدم و مثل او راه می رفتم و همه خوبی های جهان را در او خلاصه می دیدم، بی آنکه مولانا را بشناسم، شمس تبریزی ام را یافته بودم.

موفق گفت:  اکنون سالها از آن روزهای رفته و سپری شده می گذرد و هنوز همان احساس روز های نخستین معلمی رهایم نکرده و می اندیشم به راستی که معلم امانت داری است که انسان امانت اوست و می ترسم که در پیچ و خم این راه باریک این کاسه مملو و لرزان را بریزم و زمزمه محبت آن پیربزرگ پیوسته در گوشم هست که معلمی شغل انبیاست و توکه معلمی جای پای پیامبران پای می نهی و زنهار از لغزش و عادتی ناپسند و حرکتی نابجا و کلامی سبک که دل همچون آینه شاگردت، تصویر تو را مدتی و شاید همیشه در لوح ضمیر نگه دارد. و روزی که بر لب ها مهر زنند و اعضا و جوارح به تکلم آیند تو از زیانکاران باشی پیوسته تلاش کرده ام که زیبایی های جهان را نشان شان بدهم و از دنیای بدی ها و صفات نکوهیده و ناپسند دورشان کنم.

از کلاس و هم صحبتی بچه ها لذت می برم و به این نتیجه رسیده ام که معلمی شغل نیست عشق است.

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق       گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

که به هنگامه خشم نه به فکرم تصمیم نه به لب دستوری نه کنم تذهیبی.

 

انتهای پیام/پ

,

یک معلم اردبیلی اظهار داشت: نوشتن دیکته از کلاس چهارم ابتدایی به بعد اهمیت بیشتری پیدا می کرد، از این زمان آموزگاران با سلیقه و علاقه ویژه ای به غیر از بهره گیری از کتاب فارسی مربوطه از کتابهای کلیله و دمنه، قابوسنامه، گلستان و ... نیز بهره گرفته تا از این راه به ارتقای ادبی و نوشتاری دانش آموزان اهتمام ورزند، با اتخاذ این شیوه دانش آموزان نه فقط باشیوه های مختلف نگارش آشنا می شدند که ضمن آن با اخبار، احادیث، حکایات، امثال، مسائل تاریخی، اجتماعی تربیت و تهذیب نیز آشنا شده و معرفت می یافتند علاوه برآن دانش آموزان قدرت خواندن و نوشتن پیدا کرده و به سبب آن درک دورس دیگر، بر آنها آسان شده و به هنگام آزمون فاقد غلط های املایی بودند اما حالا چه؟

وی افزود: آیا با حذف دیکته از برنامه درسی مقاطع سه گانه باز هم وضع همچون گذشته است؟ باید گفت متاسفانه خیر!

موفق ادامه داد: عمده دانش آموزان نه فقط در خواندن متون درسها با اشکال مواجه هستند که به سبب آن در پاسخ دادن به سوالات امتحانی مرتکب اشتباه های فراوان املایی شده وبدتر از آن دامنه این غلط ها تا دانشگاه هم کشیده شده و استادان را نیز آزرده کرده است.

این معلم اردبیل گفت: بعد از دیکته جایگاه انشاء بود که با حذف این یکی، شریان دیگری از بدنه آموزش و پرورش قطع شد آن هم درسی که ضمن نیاز روزمره زندگی به آن قدرت سخن آفرینی، شعر و تالیف را در دانش آموزان بارور می کرد، دانش آموزان در این درس می توانستند قدرت تخیل، نویسندگی و... خود را به نمایش بگذارند .انشایی که سعدی شیرازی فرموده است:  همانا در فارس انشای من / چو مشک است بی قیمت اندر ختن

وی افزود: دانش آموز با تبحر در نگارش انشا می توانست مکنونات مغزی و قلبی خود را برروی کاغذ آورده و برای حل و فصل مسائل و گرفتاری های اجتماعی زندگی خود، راسا دست به قلم شود، اما امروز چه؟

موفق بیان داشت: فارغ التحصیلان دبیرستان های ما از نوشتن یک عریضه و تقاضای ساده عاجز بوده و فاقد قدرت نگارش هستند! حال عمق فاجعه هنگامی بیشتر جلوه گر می شود که این دانش آموزان بخواهند در دانشگاه ودر رشته علوم انسانی به تحصیل بپردازند این درس در گذشته ودر هر 3 رشته ادبی، ریاضی و طبیعی با جدیت و تا پایان سال دوره دبیرستان دنبال می شد و در جمع امتحانات نهایی به آن بها می دادند .

یک معلم اردبیلی گفت: سومین سکوکه نه فقط از 2 سکوی پیشین کم اهمیت تر نبوده بلکه مکمل آن دو می باشد درس خوشنویسی یا خط است ، خط هنر تثبیت ذهنیات است، با علایم معهود، چشم حسن خط و نیکو نوشتن از قدیم الایام مورد توجه بوده است به همین سبب عنایتی که ایرانیان به تهیه کتابهای خطی داشته اند بی نظیر بوده و هیچ یک از مردم عالم نتوانسته اند به پای آنها برسند.

محمد رضا موفق افزود: در گذشته، درس خط در دوره ابتدایی و از کلاس سوم به دانش آموزان آموخته می شد و برای این کار معلمان متخصص و با تجربه به کار گرفته می شدند آنان نوشتن خط درشت را با نی به داشن آموزان آموزش داده و ضمن تمرین، کارریز نویسی، وی ادامه داد: تراشیدن نی و ساختن مرکب را هم به دانش آموزان فرا می دادند و این کار تا پایان کلاس نهم تداوم داشت اما حالا چه؟ حالا بدترین عذاب برای معلمان و استادان تصحیح اوراق دانش آموزان و دانشجویان است که خواندن خط آنان عذابی مضاعف است!

موفق افزود: با آنچه گفته شد اگر می خواهیم در فراگیری علم بهتر و بیشتر موفق باشیم باید نسبت به احیا درسهای دیکته، انشا و خط با جدیت اهتمام ورزیم و دانش آموزان را به این دروس بیش از پیش ترغیب کنیم تا شاهد مقصود را در آغوش گیریم.

این معلم اردبیلی گفت: اگر در مدارس آموزش درس همراه با آموزش دین، اخلاق، بهداشت، برخورد و رفتار انسانی با دانش آموزان برنامه ریزی شده باشد جامعه ای موفق خواهیم داشت.

وی خاطرات اولین روز مدرسه خود را اینگونه بیان کرد: همیشه کوشیده ام آن گونه باشم که بچه ها با دیدنم صداقت و مهر را تداعی کنند هر چند که گه گاه در این مقوله به قول بایزید خود مطلوب بودند و من طالب.

محمد رضا موفق افزود: اولین روزی که به عنوان معلم سر کلاس درس رفتم احساس دلهره عجیبی داشتم همراه با دلواپسی وواهمه بی نام و نشان، قلبم در سینه بی قراری می کرد، صدایش را می شنیدم، گویی شبانی را قبای سلطانی پوشانده اند و به دربار آورده اند. بیگانه از سیاست، با دنیایی از احساس ناشناخته، ومن نیز سرشار از شوریدگی و شیدایی و عاشق معلمی در اولین تجربه کلاسم، حالتی اینگونه داشتم.

سرمست و دیده مست و دل بی قرار مست           جان زبون چه کند با سه چار مست؟

تشویشی از اعماق ضمیرم نجوا می کرد که اگر مضحکه طفلان شوم چه کنم؟

در پشت پیشانی های کوچک آن ها چه افکاری می گذشت و راجع به من چه می اندیشیدند.

وی ادامه داد: کودکی های خودم را به خاطر آوردم و معلم هایی که تا پای جان دوست داشتم و یکی را که بیش از همه به خود نزدیک تر می دیدم الگوی خودم کرده بودم .مثل او حرف می زدم و مثل او راه می رفتم و همه خوبی های جهان را در او خلاصه می دیدم، بی آنکه مولانا را بشناسم، شمس تبریزی ام را یافته بودم.

موفق گفت:  اکنون سالها از آن روزهای رفته و سپری شده می گذرد و هنوز همان احساس روز های نخستین معلمی رهایم نکرده و می اندیشم به راستی که معلم امانت داری است که انسان امانت اوست و می ترسم که در پیچ و خم این راه باریک این کاسه مملو و لرزان را بریزم و زمزمه محبت آن پیربزرگ پیوسته در گوشم هست که معلمی شغل انبیاست و توکه معلمی جای پای پیامبران پای می نهی و زنهار از لغزش و عادتی ناپسند و حرکتی نابجا و کلامی سبک که دل همچون آینه شاگردت، تصویر تو را مدتی و شاید همیشه در لوح ضمیر نگه دارد. و روزی که بر لب ها مهر زنند و اعضا و جوارح به تکلم آیند تو از زیانکاران باشی پیوسته تلاش کرده ام که زیبایی های جهان را نشان شان بدهم و از دنیای بدی ها و صفات نکوهیده و ناپسند دورشان کنم.

از کلاس و هم صحبتی بچه ها لذت می برم و به این نتیجه رسیده ام که معلمی شغل نیست عشق است.

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق       گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

که به هنگامه خشم نه به فکرم تصمیم نه به لب دستوری نه کنم تذهیبی.

 

انتهای پیام/پ

,

یک معلم اردبیلی اظهار داشت: نوشتن دیکته از کلاس چهارم ابتدایی به بعد اهمیت بیشتری پیدا می کرد، از این زمان آموزگاران با سلیقه و علاقه ویژه ای به غیر از بهره گیری از کتاب فارسی مربوطه از کتابهای کلیله و دمنه، قابوسنامه، گلستان و ... نیز بهره گرفته تا از این راه به ارتقای ادبی و نوشتاری دانش آموزان اهتمام ورزند، با اتخاذ این شیوه دانش آموزان نه فقط باشیوه های مختلف نگارش آشنا می شدند که ضمن آن با اخبار، احادیث، حکایات، امثال، مسائل تاریخی، اجتماعی تربیت و تهذیب نیز آشنا شده و معرفت می یافتند علاوه برآن دانش آموزان قدرت خواندن و نوشتن پیدا کرده و به سبب آن درک دورس دیگر، بر آنها آسان شده و به هنگام آزمون فاقد غلط های املایی بودند اما حالا چه؟

وی افزود: آیا با حذف دیکته از برنامه درسی مقاطع سه گانه باز هم وضع همچون گذشته است؟ باید گفت متاسفانه خیر!

موفق ادامه داد: عمده دانش آموزان نه فقط در خواندن متون درسها با اشکال مواجه هستند که به سبب آن در پاسخ دادن به سوالات امتحانی مرتکب اشتباه های فراوان املایی شده وبدتر از آن دامنه این غلط ها تا دانشگاه هم کشیده شده و استادان را نیز آزرده کرده است.

این معلم اردبیل گفت: بعد از دیکته جایگاه انشاء بود که با حذف این یکی، شریان دیگری از بدنه آموزش و پرورش قطع شد آن هم درسی که ضمن نیاز روزمره زندگی به آن قدرت سخن آفرینی، شعر و تالیف را در دانش آموزان بارور می کرد، دانش آموزان در این درس می توانستند قدرت تخیل، نویسندگی و... خود را به نمایش بگذارند .انشایی که سعدی شیرازی فرموده است:  همانا در فارس انشای من / چو مشک است بی قیمت اندر ختن

وی افزود: دانش آموز با تبحر در نگارش انشا می توانست مکنونات مغزی و قلبی خود را برروی کاغذ آورده و برای حل و فصل مسائل و گرفتاری های اجتماعی زندگی خود، راسا دست به قلم شود، اما امروز چه؟

موفق بیان داشت: فارغ التحصیلان دبیرستان های ما از نوشتن یک عریضه و تقاضای ساده عاجز بوده و فاقد قدرت نگارش هستند! حال عمق فاجعه هنگامی بیشتر جلوه گر می شود که این دانش آموزان بخواهند در دانشگاه ودر رشته علوم انسانی به تحصیل بپردازند این درس در گذشته ودر هر 3 رشته ادبی، ریاضی و طبیعی با جدیت و تا پایان سال دوره دبیرستان دنبال می شد و در جمع امتحانات نهایی به آن بها می دادند .

یک معلم اردبیلی گفت: سومین سکوکه نه فقط از 2 سکوی پیشین کم اهمیت تر نبوده بلکه مکمل آن دو می باشد درس خوشنویسی یا خط است ، خط هنر تثبیت ذهنیات است، با علایم معهود، چشم حسن خط و نیکو نوشتن از قدیم الایام مورد توجه بوده است به همین سبب عنایتی که ایرانیان به تهیه کتابهای خطی داشته اند بی نظیر بوده و هیچ یک از مردم عالم نتوانسته اند به پای آنها برسند.

محمد رضا موفق افزود: در گذشته، درس خط در دوره ابتدایی و از کلاس سوم به دانش آموزان آموخته می شد و برای این کار معلمان متخصص و با تجربه به کار گرفته می شدند آنان نوشتن خط درشت را با نی به داشن آموزان آموزش داده و ضمن تمرین، کارریز نویسی، وی ادامه داد: تراشیدن نی و ساختن مرکب را هم به دانش آموزان فرا می دادند و این کار تا پایان کلاس نهم تداوم داشت اما حالا چه؟ حالا بدترین عذاب برای معلمان و استادان تصحیح اوراق دانش آموزان و دانشجویان است که خواندن خط آنان عذابی مضاعف است!

موفق افزود: با آنچه گفته شد اگر می خواهیم در فراگیری علم بهتر و بیشتر موفق باشیم باید نسبت به احیا درسهای دیکته، انشا و خط با جدیت اهتمام ورزیم و دانش آموزان را به این دروس بیش از پیش ترغیب کنیم تا شاهد مقصود را در آغوش گیریم.

این معلم اردبیلی گفت: اگر در مدارس آموزش درس همراه با آموزش دین، اخلاق، بهداشت، برخورد و رفتار انسانی با دانش آموزان برنامه ریزی شده باشد جامعه ای موفق خواهیم داشت.

وی خاطرات اولین روز مدرسه خود را اینگونه بیان کرد: همیشه کوشیده ام آن گونه باشم که بچه ها با دیدنم صداقت و مهر را تداعی کنند هر چند که گه گاه در این مقوله به قول بایزید خود مطلوب بودند و من طالب.

محمد رضا موفق افزود: اولین روزی که به عنوان معلم سر کلاس درس رفتم احساس دلهره عجیبی داشتم همراه با دلواپسی وواهمه بی نام و نشان، قلبم در سینه بی قراری می کرد، صدایش را می شنیدم، گویی شبانی را قبای سلطانی پوشانده اند و به دربار آورده اند. بیگانه از سیاست، با دنیایی از احساس ناشناخته، ومن نیز سرشار از شوریدگی و شیدایی و عاشق معلمی در اولین تجربه کلاسم، حالتی اینگونه داشتم.

سرمست و دیده مست و دل بی قرار مست           جان زبون چه کند با سه چار مست؟

تشویشی از اعماق ضمیرم نجوا می کرد که اگر مضحکه طفلان شوم چه کنم؟

در پشت پیشانی های کوچک آن ها چه افکاری می گذشت و راجع به من چه می اندیشیدند.

وی ادامه داد: کودکی های خودم را به خاطر آوردم و معلم هایی که تا پای جان دوست داشتم و یکی را که بیش از همه به خود نزدیک تر می دیدم الگوی خودم کرده بودم .مثل او حرف می زدم و مثل او راه می رفتم و همه خوبی های جهان را در او خلاصه می دیدم، بی آنکه مولانا را بشناسم، شمس تبریزی ام را یافته بودم.

موفق گفت:  اکنون سالها از آن روزهای رفته و سپری شده می گذرد و هنوز همان احساس روز های نخستین معلمی رهایم نکرده و می اندیشم به راستی که معلم امانت داری است که انسان امانت اوست و می ترسم که در پیچ و خم این راه باریک این کاسه مملو و لرزان را بریزم و زمزمه محبت آن پیربزرگ پیوسته در گوشم هست که معلمی شغل انبیاست و توکه معلمی جای پای پیامبران پای می نهی و زنهار از لغزش و عادتی ناپسند و حرکتی نابجا و کلامی سبک که دل همچون آینه شاگردت، تصویر تو را مدتی و شاید همیشه در لوح ضمیر نگه دارد. و روزی که بر لب ها مهر زنند و اعضا و جوارح به تکلم آیند تو از زیانکاران باشی پیوسته تلاش کرده ام که زیبایی های جهان را نشان شان بدهم و از دنیای بدی ها و صفات نکوهیده و ناپسند دورشان کنم.

از کلاس و هم صحبتی بچه ها لذت می برم و به این نتیجه رسیده ام که معلمی شغل نیست عشق است.

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق       گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

که به هنگامه خشم نه به فکرم تصمیم نه به لب دستوری نه کنم تذهیبی.

 

انتهای پیام/پ

,

یک معلم اردبیلی اظهار داشت: نوشتن دیکته از کلاس چهارم ابتدایی به بعد اهمیت بیشتری پیدا می کرد، از این زمان آموزگاران با سلیقه و علاقه ویژه ای به غیر از بهره گیری از کتاب فارسی مربوطه از کتابهای کلیله و دمنه، قابوسنامه، گلستان و ... نیز بهره گرفته تا از این راه به ارتقای ادبی و نوشتاری دانش آموزان اهتمام ورزند، با اتخاذ این شیوه دانش آموزان نه فقط باشیوه های مختلف نگارش آشنا می شدند که ضمن آن با اخبار، احادیث، حکایات، امثال، مسائل تاریخی، اجتماعی تربیت و تهذیب نیز آشنا شده و معرفت می یافتند علاوه برآن دانش آموزان قدرت خواندن و نوشتن پیدا کرده و به سبب آن درک دورس دیگر، بر آنها آسان شده و به هنگام آزمون فاقد غلط های املایی بودند اما حالا چه؟

وی افزود: آیا با حذف دیکته از برنامه درسی مقاطع سه گانه باز هم وضع همچون گذشته است؟ باید گفت متاسفانه خیر!

موفق ادامه داد: عمده دانش آموزان نه فقط در خواندن متون درسها با اشکال مواجه هستند که به سبب آن در پاسخ دادن به سوالات امتحانی مرتکب اشتباه های فراوان املایی شده وبدتر از آن دامنه این غلط ها تا دانشگاه هم کشیده شده و استادان را نیز آزرده کرده است.

این معلم اردبیل گفت: بعد از دیکته جایگاه انشاء بود که با حذف این یکی، شریان دیگری از بدنه آموزش و پرورش قطع شد آن هم درسی که ضمن نیاز روزمره زندگی به آن قدرت سخن آفرینی، شعر و تالیف را در دانش آموزان بارور می کرد، دانش آموزان در این درس می توانستند قدرت تخیل، نویسندگی و... خود را به نمایش بگذارند .انشایی که سعدی شیرازی فرموده است:  همانا در فارس انشای من / چو مشک است بی قیمت اندر ختن

وی افزود: دانش آموز با تبحر در نگارش انشا می توانست مکنونات مغزی و قلبی خود را برروی کاغذ آورده و برای حل و فصل مسائل و گرفتاری های اجتماعی زندگی خود، راسا دست به قلم شود، اما امروز چه؟

موفق بیان داشت: فارغ التحصیلان دبیرستان های ما از نوشتن یک عریضه و تقاضای ساده عاجز بوده و فاقد قدرت نگارش هستند! حال عمق فاجعه هنگامی بیشتر جلوه گر می شود که این دانش آموزان بخواهند در دانشگاه ودر رشته علوم انسانی به تحصیل بپردازند این درس در گذشته ودر هر 3 رشته ادبی، ریاضی و طبیعی با جدیت و تا پایان سال دوره دبیرستان دنبال می شد و در جمع امتحانات نهایی به آن بها می دادند .

یک معلم اردبیلی گفت: سومین سکوکه نه فقط از 2 سکوی پیشین کم اهمیت تر نبوده بلکه مکمل آن دو می باشد درس خوشنویسی یا خط است ، خط هنر تثبیت ذهنیات است، با علایم معهود، چشم حسن خط و نیکو نوشتن از قدیم الایام مورد توجه بوده است به همین سبب عنایتی که ایرانیان به تهیه کتابهای خطی داشته اند بی نظیر بوده و هیچ یک از مردم عالم نتوانسته اند به پای آنها برسند.

محمد رضا موفق افزود: در گذشته، درس خط در دوره ابتدایی و از کلاس سوم به دانش آموزان آموخته می شد و برای این کار معلمان متخصص و با تجربه به کار گرفته می شدند آنان نوشتن خط درشت را با نی به داشن آموزان آموزش داده و ضمن تمرین، کارریز نویسی، وی ادامه داد: تراشیدن نی و ساختن مرکب را هم به دانش آموزان فرا می دادند و این کار تا پایان کلاس نهم تداوم داشت اما حالا چه؟ حالا بدترین عذاب برای معلمان و استادان تصحیح اوراق دانش آموزان و دانشجویان است که خواندن خط آنان عذابی مضاعف است!

موفق افزود: با آنچه گفته شد اگر می خواهیم در فراگیری علم بهتر و بیشتر موفق باشیم باید نسبت به احیا درسهای دیکته، انشا و خط با جدیت اهتمام ورزیم و دانش آموزان را به این دروس بیش از پیش ترغیب کنیم تا شاهد مقصود را در آغوش گیریم.

این معلم اردبیلی گفت: اگر در مدارس آموزش درس همراه با آموزش دین، اخلاق، بهداشت، برخورد و رفتار انسانی با دانش آموزان برنامه ریزی شده باشد جامعه ای موفق خواهیم داشت.

وی خاطرات اولین روز مدرسه خود را اینگونه بیان کرد: همیشه کوشیده ام آن گونه باشم که بچه ها با دیدنم صداقت و مهر را تداعی کنند هر چند که گه گاه در این مقوله به قول بایزید خود مطلوب بودند و من طالب.

محمد رضا موفق افزود: اولین روزی که به عنوان معلم سر کلاس درس رفتم احساس دلهره عجیبی داشتم همراه با دلواپسی وواهمه بی نام و نشان، قلبم در سینه بی قراری می کرد، صدایش را می شنیدم، گویی شبانی را قبای سلطانی پوشانده اند و به دربار آورده اند. بیگانه از سیاست، با دنیایی از احساس ناشناخته، ومن نیز سرشار از شوریدگی و شیدایی و عاشق معلمی در اولین تجربه کلاسم، حالتی اینگونه داشتم.

سرمست و دیده مست و دل بی قرار مست           جان زبون چه کند با سه چار مست؟

تشویشی از اعماق ضمیرم نجوا می کرد که اگر مضحکه طفلان شوم چه کنم؟

در پشت پیشانی های کوچک آن ها چه افکاری می گذشت و راجع به من چه می اندیشیدند.

وی ادامه داد: کودکی های خودم را به خاطر آوردم و معلم هایی که تا پای جان دوست داشتم و یکی را که بیش از همه به خود نزدیک تر می دیدم الگوی خودم کرده بودم .مثل او حرف می زدم و مثل او راه می رفتم و همه خوبی های جهان را در او خلاصه می دیدم، بی آنکه مولانا را بشناسم، شمس تبریزی ام را یافته بودم.

موفق گفت:  اکنون سالها از آن روزهای رفته و سپری شده می گذرد و هنوز همان احساس روز های نخستین معلمی رهایم نکرده و می اندیشم به راستی که معلم امانت داری است که انسان امانت اوست و می ترسم که در پیچ و خم این راه باریک این کاسه مملو و لرزان را بریزم و زمزمه محبت آن پیربزرگ پیوسته در گوشم هست که معلمی شغل انبیاست و توکه معلمی جای پای پیامبران پای می نهی و زنهار از لغزش و عادتی ناپسند و حرکتی نابجا و کلامی سبک که دل همچون آینه شاگردت، تصویر تو را مدتی و شاید همیشه در لوح ضمیر نگه دارد. و روزی که بر لب ها مهر زنند و اعضا و جوارح به تکلم آیند تو از زیانکاران باشی پیوسته تلاش کرده ام که زیبایی های جهان را نشان شان بدهم و از دنیای بدی ها و صفات نکوهیده و ناپسند دورشان کنم.

از کلاس و هم صحبتی بچه ها لذت می برم و به این نتیجه رسیده ام که معلمی شغل نیست عشق است.

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق       گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

که به هنگامه خشم نه به فکرم تصمیم نه به لب دستوری نه کنم تذهیبی.

 

انتهای پیام/پ

,

یک معلم اردبیلی اظهار داشت: نوشتن دیکته از کلاس چهارم ابتدایی به بعد اهمیت بیشتری پیدا می کرد، از این زمان آموزگاران با سلیقه و علاقه ویژه ای به غیر از بهره گیری از کتاب فارسی مربوطه از کتابهای کلیله و دمنه، قابوسنامه، گلستان و ... نیز بهره گرفته تا از این راه به ارتقای ادبی و نوشتاری دانش آموزان اهتمام ورزند، با اتخاذ این شیوه دانش آموزان نه فقط باشیوه های مختلف نگارش آشنا می شدند که ضمن آن با اخبار، احادیث، حکایات، امثال، مسائل تاریخی، اجتماعی تربیت و تهذیب نیز آشنا شده و معرفت می یافتند علاوه برآن دانش آموزان قدرت خواندن و نوشتن پیدا کرده و به سبب آن درک دورس دیگر، بر آنها آسان شده و به هنگام آزمون فاقد غلط های املایی بودند اما حالا چه؟

,

وی افزود: آیا با حذف دیکته از برنامه درسی مقاطع سه گانه باز هم وضع همچون گذشته است؟ باید گفت متاسفانه خیر!

,

موفق ادامه داد: عمده دانش آموزان نه فقط در خواندن متون درسها با اشکال مواجه هستند که به سبب آن در پاسخ دادن به سوالات امتحانی مرتکب اشتباه های فراوان املایی شده وبدتر از آن دامنه این غلط ها تا دانشگاه هم کشیده شده و استادان را نیز آزرده کرده است.

,

این معلم اردبیل گفت: بعد از دیکته جایگاه انشاء بود که با حذف این یکی، شریان دیگری از بدنه آموزش و پرورش قطع شد آن هم درسی که ضمن نیاز روزمره زندگی به آن قدرت سخن آفرینی، شعر و تالیف را در دانش آموزان بارور می کرد، دانش آموزان در این درس می توانستند قدرت تخیل، نویسندگی و... خود را به نمایش بگذارند .انشایی که سعدی شیرازی فرموده است:  همانا در فارس انشای من / چو مشک است بی قیمت اندر ختن

,

وی افزود: دانش آموز با تبحر در نگارش انشا می توانست مکنونات مغزی و قلبی خود را برروی کاغذ آورده و برای حل و فصل مسائل و گرفتاری های اجتماعی زندگی خود، راسا دست به قلم شود، اما امروز چه؟

,

موفق بیان داشت: فارغ التحصیلان دبیرستان های ما از نوشتن یک عریضه و تقاضای ساده عاجز بوده و فاقد قدرت نگارش هستند! حال عمق فاجعه هنگامی بیشتر جلوه گر می شود که این دانش آموزان بخواهند در دانشگاه ودر رشته علوم انسانی به تحصیل بپردازند این درس در گذشته ودر هر 3 رشته ادبی، ریاضی و طبیعی با جدیت و تا پایان سال دوره دبیرستان دنبال می شد و در جمع امتحانات نهایی به آن بها می دادند .

,

یک معلم اردبیلی گفت: سومین سکوکه نه فقط از 2 سکوی پیشین کم اهمیت تر نبوده بلکه مکمل آن دو می باشد درس خوشنویسی یا خط است ، خط هنر تثبیت ذهنیات است، با علایم معهود، چشم حسن خط و نیکو نوشتن از قدیم الایام مورد توجه بوده است به همین سبب عنایتی که ایرانیان به تهیه کتابهای خطی داشته اند بی نظیر بوده و هیچ یک از مردم عالم نتوانسته اند به پای آنها برسند.

,

محمد رضا موفق افزود: در گذشته، درس خط در دوره ابتدایی و از کلاس سوم به دانش آموزان آموخته می شد و برای این کار معلمان متخصص و با تجربه به کار گرفته می شدند آنان نوشتن خط درشت را با نی به داشن آموزان آموزش داده و ضمن تمرین، کارریز نویسی، وی ادامه داد: تراشیدن نی و ساختن مرکب را هم به دانش آموزان فرا می دادند و این کار تا پایان کلاس نهم تداوم داشت اما حالا چه؟ حالا بدترین عذاب برای معلمان و استادان تصحیح اوراق دانش آموزان و دانشجویان است که خواندن خط آنان عذابی مضاعف است!

,

موفق افزود: با آنچه گفته شد اگر می خواهیم در فراگیری علم بهتر و بیشتر موفق باشیم باید نسبت به احیا درسهای دیکته، انشا و خط با جدیت اهتمام ورزیم و دانش آموزان را به این دروس بیش از پیش ترغیب کنیم تا شاهد مقصود را در آغوش گیریم.

,

این معلم اردبیلی گفت: اگر در مدارس آموزش درس همراه با آموزش دین، اخلاق، بهداشت، برخورد و رفتار انسانی با دانش آموزان برنامه ریزی شده باشد جامعه ای موفق خواهیم داشت.

,

وی خاطرات اولین روز مدرسه خود را اینگونه بیان کرد: همیشه کوشیده ام آن گونه باشم که بچه ها با دیدنم صداقت و مهر را تداعی کنند هر چند که گه گاه در این مقوله به قول بایزید خود مطلوب بودند و من طالب.

,

محمد رضا موفق افزود: اولین روزی که به عنوان معلم سر کلاس درس رفتم احساس دلهره عجیبی داشتم همراه با دلواپسی وواهمه بی نام و نشان، قلبم در سینه بی قراری می کرد، صدایش را می شنیدم، گویی شبانی را قبای سلطانی پوشانده اند و به دربار آورده اند. بیگانه از سیاست، با دنیایی از احساس ناشناخته، ومن نیز سرشار از شوریدگی و شیدایی و عاشق معلمی در اولین تجربه کلاسم، حالتی اینگونه داشتم.

,

سرمست و دیده مست و دل بی قرار مست           جان زبون چه کند با سه چار مست؟

,

تشویشی از اعماق ضمیرم نجوا می کرد که اگر مضحکه طفلان شوم چه کنم؟

,

در پشت پیشانی های کوچک آن ها چه افکاری می گذشت و راجع به من چه می اندیشیدند.

,

وی ادامه داد: کودکی های خودم را به خاطر آوردم و معلم هایی که تا پای جان دوست داشتم و یکی را که بیش از همه به خود نزدیک تر می دیدم الگوی خودم کرده بودم .مثل او حرف می زدم و مثل او راه می رفتم و همه خوبی های جهان را در او خلاصه می دیدم، بی آنکه مولانا را بشناسم، شمس تبریزی ام را یافته بودم.

,

موفق گفت:  اکنون سالها از آن روزهای رفته و سپری شده می گذرد و هنوز همان احساس روز های نخستین معلمی رهایم نکرده و می اندیشم به راستی که معلم امانت داری است که انسان امانت اوست و می ترسم که در پیچ و خم این راه باریک این کاسه مملو و لرزان را بریزم و زمزمه محبت آن پیربزرگ پیوسته در گوشم هست که معلمی شغل انبیاست و توکه معلمی جای پای پیامبران پای می نهی و زنهار از لغزش و عادتی ناپسند و حرکتی نابجا و کلامی سبک که دل همچون آینه شاگردت، تصویر تو را مدتی و شاید همیشه در لوح ضمیر نگه دارد. و روزی که بر لب ها مهر زنند و اعضا و جوارح به تکلم آیند تو از زیانکاران باشی پیوسته تلاش کرده ام که زیبایی های جهان را نشان شان بدهم و از دنیای بدی ها و صفات نکوهیده و ناپسند دورشان کنم.

,

از کلاس و هم صحبتی بچه ها لذت می برم و به این نتیجه رسیده ام که معلمی شغل نیست عشق است.

,

ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق       گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

,

که به هنگامه خشم نه به فکرم تصمیم نه به لب دستوری نه کنم تذهیبی.

,

 

,

انتهای پیام/پ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه