logo
چهارشنبه 22 مهر 1405 | چهارشنبه 14 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

محمدرضا تاجیک:

گفتمان ‌دولت‌ اعتدال، گفتمان «هلو انجیری» است!

گفتمان ‌دولت‌ اعتدال، گفتمان «هلو انجیری» است!
رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری دوران اصلاحات،‌ در یادداشتی در ماهنامه مهرنامه، دولت یازدهم را جیره‌خوار گفتمانی دو طیف راست سنتی و اصلاح‌طلب و نوعی «هلو انجیری»‌ خواند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از فارس ،رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری اصلاحات در پایان نوشته خود، دولت روحانی را یک جریان حکومتی در مقابل جریان مردمی تعریف کرده و تصریح می کند:‌«این جریان را فاقد عقبه روشنفکری و مدنی می دانم و آن را بیشتر به عنوان یک جریان حکومتی تعریف می کنم تا یک جریان مردمی. لذا بعید می دانم که این جریان از امکان و استعداد تبدیل شدن به یک جریان مدنی -با گفتمانی جدید- در سالیان قدرت خود برخوردار باشد، بنابراین، پیش بینی می‌کنم که پایان دوره ریاست جمهوری (چهار یا هشت سال) به نوعی پایان دوران فروغ این جریان باشد».

, شبکه اطلاع رسانی دانا, به نقل از فارس ،رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری اصلاحات در پایان نوشته خود، دولت روحانی را یک جریان حکومتی در مقابل جریان مردمی تعریف کرده و تصریح می کند:‌«این جریان را فاقد عقبه روشنفکری و مدنی می دانم و آن را بیشتر به عنوان یک جریان حکومتی تعریف می کنم تا یک جریان مردمی. لذا بعید می دانم که این جریان از امکان و استعداد تبدیل شدن به یک جریان مدنی -با گفتمانی جدید- در سالیان قدرت خود برخوردار باشد، بنابراین، پیش بینی می‌کنم که پایان دوره ریاست جمهوری (چهار یا هشت سال) به نوعی پایان دوران فروغ این جریان باشد,

این فحاشی ها علیه دولت یازدهم احتمالا از آن روست که حجت الاسلام روحانی به سیاق طیف آقای تاجیک، حاکمیت دوگانه در کشور به راه نینداخته و برای فتح سنگر به سنگر نظام برنامه ریزی نکرده است؛ شاید این برداشت که روحانی به افراطیون اجازه این دست اقدامات را نیز نخواهد داد، بر عصبانیت آنان افزوده باشد.

, این فحاشی ها علیه دولت یازدهم احتمالا از آن روست که حجت الاسلام روحانی به سیاق طیف آقای تاجیک، حاکمیت دوگانه در کشور به راه نینداخته و برای فتح سنگر به سنگر نظام برنامه ریزی نکرده است؛ شاید این برداشت که روحانی به افراطیون اجازه این دست اقدامات را نیز نخواهد داد، بر عصبانیت آنان افزوده باشد,

تفاوت رویکرد اصلاح طلبان با اصولگرایان نسبت به دولت یازدهم در اینجاست که اصولگرایان هرچند روحانی را یک اصولگرا به معنای تشکیلاتی کلمه نمی دانند، اما چون نظام به وی اعتماد دارد،  موفقیت روحانی را موفقیت جمهوری اسلامی دانسته و از وی حمایت می کنند؛‌ اما افراطیون جریان اصلاحات، در عرض چند ماه به سرعت نشان دادند که اگر دولت یازدهم در کانال براندازی رفتار نکند، در عرصه نظر به آن خواهند تاخت و در عرصه عمل، برای سنگ اندازی در راه موفقیتش خواهند کوشید.

, تفاوت رویکرد اصلاح طلبان با اصولگرایان نسبت به دولت یازدهم در اینجاست که اصولگرایان هرچند روحانی را یک اصولگرا به معنای تشکیلاتی کلمه نمی دانند، اما چون نظام به وی اعتماد دارد،  موفقیت روحانی را موفقیت جمهوری اسلامی دانسته و از وی حمایت می کنند؛‌ اما افراطیون جریان اصلاحات، در عرض چند ماه به سرعت نشان دادند که اگر دولت یازدهم در کانال براندازی رفتار نکند، در عرصه نظر به آن خواهند تاخت و در عرصه عمل، برای سنگ اندازی در راه موفقیتش خواهند کوشید.,

انتهای پیام/

, انتهای پیام/,

با روی کار آمدن دولت اعتدال، بسیار شنیده و دیده شد که تحلیل گران و روشنفکران اصلاح طلب، از یکی بودن ژن اصلاحات و اعتدال سخن گفتند و اعتدال‌گرایی را بیان دیگری از مشی اصلاح‌طلبی خواندند؛ اما گذری بر مواضع این روزهای نویسندگان دوم خردادی حکایت از آن دارد که بادکنک توهم این همانی «اعتدال- اصلاحات» ‌ترکیده است.

محمدرضا تاجیک رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری دوران آقای خاتمی یکی از افرادی است که به وضوح می‌توان سیر تغییر مواضع وی نسبت به دولت یازدهم را از «امید وافر» به «تردید» و سپس «ناسزا»‌ مشاهده کرد.

تاجیک 28 خرداد سال جاری یعنی تنها چند روز پس از انتخابات مصاحبه ای با روزنامه اعتماد انجام داد که در آن، به وضوح می‌شد شعف وی از پیروزی آقای روحانی را مشاهده کرد:‌«شاید در طول تاریخ معاصرمان هیچ گاه در این عمق و گستره شاهد مردمی نبوده‌ایم که امیدهایشان قوی تر از خاطرات شان باشد و با وجود ناملایمات و سختی ها و تنگی ها، دل خویش را به سیاهی نیالایند، نگاه شان را به ناامیدی نیارایند و ساز انفعال و عدم حضور را کوک نکنند. تردیدی ندارم که امروز ما شاهد زیباترین، لطیف ترین، زلال ترین و آگاهانه ترین روح امید در جامعه خود هستیم. مردم ما با حضور سرشار از آگاهی خود آموختند که اگرچه درهای رویاهای انسان های در سختی و تنگی کوچک و کوچک تر می شوند اما با امید می توانند شرایط را دگرگون کنند».

اما این امید دیری نپائید و چون آقای تاجیک، دولت اعتدال را وفق مراد خویش ندید، 25 شهریور ماه یعنی حدود سه ماه پس از اظهارنظر شتابزده قلبی اش، در گفت و گو با روزنامه بهار، پرهای امید خود را کند و مطالباتش را در جعبه ای کوچک گذاشت: «من دولت کنونی را یک قهرمان نمی‌بینم، بنابراین مطالبات سیاسی خود را در جعبه‌ای کوچک گذاشته و تقدیم می‌کنم. من بسیاری از پرهای پرواز امیدم را کنده‌ام، مبادا زیادی اوج بگیرد و ناامیدم کند. دوست ندارم امید به این زودی‌ها ترکم کند، بنابراین مطالباتم را حداقلی کرده‌ام و شکرانه نعمت روزنه‌ای گشوده و وزش نسیمی را هر روز به‌جای می‌آورم».

تاجیک در این گفت و گوی دوم، خطاب به اصلاح طلبان گفت که در این دولت، نسبت به دولت گذشته، روزنه و دریچه‌ای و نه دری و دروازه‌ای روی جامعه مدنی گشوده خواهد شد و لذا اظهار امیدواری کرد که «بازیگران جمعی غیردولتی ما بتوانند از این روزنه عبور کنند و در پس این روزنه عمارتی نو و مستحکم بنا نهند».

این ادبیات برای کسانی که با رویکرد و عملکرد طیف افراطی اصلاحات آشنا هستند، پیام های کاملا روشنی دارد. این طیف تندرو به هیچ رو از هدف تغییر نظام سیاسی ایران کوتاه نیامده و اگر در فتنه 88 موفق نشده، تصمیم دارد با تقویت جامعه مدنی و افزاش قدرت بدنه اجتماعی خود، مصافی دیگر را با نظام ترتیب دهد. اما بی تردید، اولین مانع این برنامه ریزی برای فتنه ای دیگر، خود دولت اعتدال است که مورد اعتماد و وثوق نظام بوده و تفاوت های ماهوی در اهداف خود با جریان اصلاحات دارد. یحتمل به همین دلیل است که تندورها حملات خود به دولت اعتدال را شروع کرده اند.

یادداشت تند تاجیک علیه گفتمان اعتدال در شماره اخیر مهرنامه گواه این عصبانیت وی از دولت یازدهم است. پیشتر فارس درباره حاشیه سازی ها و بحران زایی های اصلاح طلبان برای دولت اعتدال سخن گفته بود، اما حمله نظری تاجیک به دولت آقای روحانی و «هلو انجیری»‌ خواندن گفتمان آن، توهینی علنی است که پیش از این سابقه نداشته است.

تاجیک با متهم کردن دولت روحانی به نداشتن پایگاه مردمی می‌نویسد: «حواریون این جریان را عمدتا باید در تکنوکرات ها، بوروکرات ها، و قشری از بازاری ها، تجار و زمینداران جست و جو کرد. فقدان پایگاه اجتماعی گسترده مردمی، این جریان را به نوعی جیره خوار دو جریان اصلی جامعه یعنی راست سنتی و اصلاح طلبی،‌کرده است و از این رو، این جریان جغرافیای فعالیت خود را در جایی در میانه آن دو قرار داده و در هنگامه تسابق و رقابت سیاسی تلاش می کند در قاب و قالب «هلو انجیری»‌ ظاهر شود تا هلویی ها و انجیری های جامعه را به طرف خود جذب کند».

رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری اصلاحات در پایان نوشته خود، دولت روحانی را یک جریان حکومتی در مقابل جریان مردمی تعریف کرده و تصریح می کند:‌«این جریان را فاقد عقبه روشنفکری و مدنی می دانم و آن را بیشتر به عنوان یک جریان حکومتی تعریف می کنم تا یک جریان مردمی. لذا بعید می دانم که این جریان از امکان و استعداد تبدیل شدن به یک جریان مدنی -با گفتمانی جدید- در سالیان قدرت خود برخوردار باشد، بنابراین، پیش بینی می‌کنم که پایان دوره ریاست جمهوری (چهار یا هشت سال) به نوعی پایان دوران فروغ این جریان باشد».

این فحاشی ها علیه دولت یازدهم احتمالا از آن روست که حجت الاسلام روحانی به سیاق طیف آقای تاجیک، حاکمیت دوگانه در کشور به راه نینداخته و برای فتح سنگر به سنگر نظام برنامه ریزی نکرده است؛ شاید این برداشت که روحانی به افراطیون اجازه این دست اقدامات را نیز نخواهد داد، بر عصبانیت آنان افزوده باشد.

تفاوت رویکرد اصلاح طلبان با اصولگرایان نسبت به دولت یازدهم در اینجاست که اصولگرایان هرچند روحانی را یک اصولگرا به معنای تشکیلاتی کلمه نمی دانند، اما چون نظام به وی اعتماد دارد،  موفقیت روحانی را موفقیت جمهوری اسلامی دانسته و از وی حمایت می کنند؛‌ اما افراطیون جریان اصلاحات، در عرض چند ماه به سرعت نشان دادند که اگر دولت یازدهم در کانال براندازی رفتار نکند، در عرصه نظر به آن خواهند تاخت و در عرصه عمل، برای سنگ اندازی در راه موفقیتش خواهند کوشید.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920722000569#sthash.aABE2cSW.dpuf
,

با روی کار آمدن دولت اعتدال، بسیار شنیده و دیده شد که تحلیل گران و روشنفکران اصلاح طلب، از یکی بودن ژن اصلاحات و اعتدال سخن گفتند و اعتدال‌گرایی را بیان دیگری از مشی اصلاح‌طلبی خواندند؛ اما گذری بر مواضع این روزهای نویسندگان دوم خردادی حکایت از آن دارد که بادکنک توهم این همانی «اعتدال- اصلاحات» ‌ترکیده است.

,

محمدرضا تاجیک رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری دوران آقای خاتمی یکی از افرادی است که به وضوح می‌توان سیر تغییر مواضع وی نسبت به دولت یازدهم را از «امید وافر» به «تردید» و سپس «ناسزا»‌ مشاهده کرد.

,

تاجیک 28 خرداد سال جاری یعنی تنها چند روز پس از انتخابات مصاحبه ای با روزنامه اعتماد انجام داد که در آن، به وضوح می‌شد شعف وی از پیروزی آقای روحانی را مشاهده کرد:‌«شاید در طول تاریخ معاصرمان هیچ گاه در این عمق و گستره شاهد مردمی نبوده‌ایم که امیدهایشان قوی تر از خاطرات شان باشد و با وجود ناملایمات و سختی ها و تنگی ها، دل خویش را به سیاهی نیالایند، نگاه شان را به ناامیدی نیارایند و ساز انفعال و عدم حضور را کوک نکنند. تردیدی ندارم که امروز ما شاهد زیباترین، لطیف ترین، زلال ترین و آگاهانه ترین روح امید در جامعه خود هستیم. مردم ما با حضور سرشار از آگاهی خود آموختند که اگرچه درهای رویاهای انسان های در سختی و تنگی کوچک و کوچک تر می شوند اما با امید می توانند شرایط را دگرگون کنند».

, مصاحبه ای,

اما این امید دیری نپائید و چون آقای تاجیک، دولت اعتدال را وفق مراد خویش ندید، 25 شهریور ماه یعنی حدود سه ماه پس از اظهارنظر شتابزده قلبی اش، در گفت و گو با روزنامه بهار، پرهای امید خود را کند و مطالباتش را در جعبه ای کوچک گذاشت: «من دولت کنونی را یک قهرمان نمی‌بینم، بنابراین مطالبات سیاسی خود را در جعبه‌ای کوچک گذاشته و تقدیم می‌کنم. من بسیاری از پرهای پرواز امیدم را کنده‌ام، مبادا زیادی اوج بگیرد و ناامیدم کند. دوست ندارم امید به این زودی‌ها ترکم کند، بنابراین مطالباتم را حداقلی کرده‌ام و شکرانه نعمت روزنه‌ای گشوده و وزش نسیمی را هر روز به‌جای می‌آورم».

, گفت و گو ,

تاجیک در این گفت و گوی دوم، خطاب به اصلاح طلبان گفت که در این دولت، نسبت به دولت گذشته، روزنه و دریچه‌ای و نه دری و دروازه‌ای روی جامعه مدنی گشوده خواهد شد و لذا اظهار امیدواری کرد که «بازیگران جمعی غیردولتی ما بتوانند از این روزنه عبور کنند و در پس این روزنه عمارتی نو و مستحکم بنا نهند».

,

این ادبیات برای کسانی که با رویکرد و عملکرد طیف افراطی اصلاحات آشنا هستند، پیام های کاملا روشنی دارد. این طیف تندرو به هیچ رو از هدف تغییر نظام سیاسی ایران کوتاه نیامده و اگر در فتنه 88 موفق نشده، تصمیم دارد با تقویت جامعه مدنی و افزاش قدرت بدنه اجتماعی خود، مصافی دیگر را با نظام ترتیب دهد. اما بی تردید، اولین مانع این برنامه ریزی برای فتنه ای دیگر، خود دولت اعتدال است که مورد اعتماد و وثوق نظام بوده و تفاوت های ماهوی در اهداف خود با جریان اصلاحات دارد. یحتمل به همین دلیل است که تندورها حملات خود به دولت اعتدال را شروع کرده اند.

,

یادداشت تند تاجیک علیه گفتمان اعتدال در شماره اخیر مهرنامه گواه این عصبانیت وی از دولت یازدهم است. پیشتر فارس درباره حاشیه سازی ها و بحران زایی های اصلاح طلبان برای دولت اعتدال سخن گفته بود، اما حمله نظری تاجیک به دولت آقای روحانی و «هلو انجیری»‌ خواندن گفتمان آن، توهینی علنی است که پیش از این سابقه نداشته است.

, سخن گفته بود,

تاجیک با متهم کردن دولت روحانی به نداشتن پایگاه مردمی می‌نویسد: «حواریون این جریان را عمدتا باید در تکنوکرات ها، بوروکرات ها، و قشری از بازاری ها، تجار و زمینداران جست و جو کرد. فقدان پایگاه اجتماعی گسترده مردمی، این جریان را به نوعی جیره خوار دو جریان اصلی جامعه یعنی راست سنتی و اصلاح طلبی،‌کرده است و از این رو، این جریان جغرافیای فعالیت خود را در جایی در میانه آن دو قرار داده و در هنگامه تسابق و رقابت سیاسی تلاش می کند در قاب و قالب «هلو انجیری»‌ ظاهر شود تا هلویی ها و انجیری های جامعه را به طرف خود جذب کند».

,

رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری اصلاحات در پایان نوشته خود، دولت روحانی را یک جریان حکومتی در مقابل جریان مردمی تعریف کرده و تصریح می کند:‌«این جریان را فاقد عقبه روشنفکری و مدنی می دانم و آن را بیشتر به عنوان یک جریان حکومتی تعریف می کنم تا یک جریان مردمی. لذا بعید می دانم که این جریان از امکان و استعداد تبدیل شدن به یک جریان مدنی -با گفتمانی جدید- در سالیان قدرت خود برخوردار باشد، بنابراین، پیش بینی می‌کنم که پایان دوره ریاست جمهوری (چهار یا هشت سال) به نوعی پایان دوران فروغ این جریان باشد».

,

این فحاشی ها علیه دولت یازدهم احتمالا از آن روست که حجت الاسلام روحانی به سیاق طیف آقای تاجیک، حاکمیت دوگانه در کشور به راه نینداخته و برای فتح سنگر به سنگر نظام برنامه ریزی نکرده است؛ شاید این برداشت که روحانی به افراطیون اجازه این دست اقدامات را نیز نخواهد داد، بر عصبانیت آنان افزوده باشد.

,

تفاوت رویکرد اصلاح طلبان با اصولگرایان نسبت به دولت یازدهم در اینجاست که اصولگرایان هرچند روحانی را یک اصولگرا به معنای تشکیلاتی کلمه نمی دانند، اما چون نظام به وی اعتماد دارد،  موفقیت روحانی را موفقیت جمهوری اسلامی دانسته و از وی حمایت می کنند؛‌ اما افراطیون جریان اصلاحات، در عرض چند ماه به سرعت نشان دادند که اگر دولت یازدهم در کانال براندازی رفتار نکند، در عرصه نظر به آن خواهند تاخت و در عرصه عمل، برای سنگ اندازی در راه موفقیتش خواهند کوشید.

,

با روی کار آمدن دولت اعتدال، بسیار شنیده و دیده شد که تحلیل گران و روشنفکران اصلاح طلب، از یکی بودن ژن اصلاحات و اعتدال سخن گفتند و اعتدال‌گرایی را بیان دیگری از مشی اصلاح‌طلبی خواندند؛ اما گذری بر مواضع این روزهای نویسندگان دوم خردادی حکایت از آن دارد که بادکنک توهم این همانی «اعتدال- اصلاحات» ‌ترکیده است.

محمدرضا تاجیک رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری دوران آقای خاتمی یکی از افرادی است که به وضوح می‌توان سیر تغییر مواضع وی نسبت به دولت یازدهم را از «امید وافر» به «تردید» و سپس «ناسزا»‌ مشاهده کرد.

تاجیک 28 خرداد سال جاری یعنی تنها چند روز پس از انتخابات مصاحبه ای با روزنامه اعتماد انجام داد که در آن، به وضوح می‌شد شعف وی از پیروزی آقای روحانی را مشاهده کرد:‌«شاید در طول تاریخ معاصرمان هیچ گاه در این عمق و گستره شاهد مردمی نبوده‌ایم که امیدهایشان قوی تر از خاطرات شان باشد و با وجود ناملایمات و سختی ها و تنگی ها، دل خویش را به سیاهی نیالایند، نگاه شان را به ناامیدی نیارایند و ساز انفعال و عدم حضور را کوک نکنند. تردیدی ندارم که امروز ما شاهد زیباترین، لطیف ترین، زلال ترین و آگاهانه ترین روح امید در جامعه خود هستیم. مردم ما با حضور سرشار از آگاهی خود آموختند که اگرچه درهای رویاهای انسان های در سختی و تنگی کوچک و کوچک تر می شوند اما با امید می توانند شرایط را دگرگون کنند».

اما این امید دیری نپائید و چون آقای تاجیک، دولت اعتدال را وفق مراد خویش ندید، 25 شهریور ماه یعنی حدود سه ماه پس از اظهارنظر شتابزده قلبی اش، در گفت و گو با روزنامه بهار، پرهای امید خود را کند و مطالباتش را در جعبه ای کوچک گذاشت: «من دولت کنونی را یک قهرمان نمی‌بینم، بنابراین مطالبات سیاسی خود را در جعبه‌ای کوچک گذاشته و تقدیم می‌کنم. من بسیاری از پرهای پرواز امیدم را کنده‌ام، مبادا زیادی اوج بگیرد و ناامیدم کند. دوست ندارم امید به این زودی‌ها ترکم کند، بنابراین مطالباتم را حداقلی کرده‌ام و شکرانه نعمت روزنه‌ای گشوده و وزش نسیمی را هر روز به‌جای می‌آورم».

تاجیک در این گفت و گوی دوم، خطاب به اصلاح طلبان گفت که در این دولت، نسبت به دولت گذشته، روزنه و دریچه‌ای و نه دری و دروازه‌ای روی جامعه مدنی گشوده خواهد شد و لذا اظهار امیدواری کرد که «بازیگران جمعی غیردولتی ما بتوانند از این روزنه عبور کنند و در پس این روزنه عمارتی نو و مستحکم بنا نهند».

این ادبیات برای کسانی که با رویکرد و عملکرد طیف افراطی اصلاحات آشنا هستند، پیام های کاملا روشنی دارد. این طیف تندرو به هیچ رو از هدف تغییر نظام سیاسی ایران کوتاه نیامده و اگر در فتنه 88 موفق نشده، تصمیم دارد با تقویت جامعه مدنی و افزاش قدرت بدنه اجتماعی خود، مصافی دیگر را با نظام ترتیب دهد. اما بی تردید، اولین مانع این برنامه ریزی برای فتنه ای دیگر، خود دولت اعتدال است که مورد اعتماد و وثوق نظام بوده و تفاوت های ماهوی در اهداف خود با جریان اصلاحات دارد. یحتمل به همین دلیل است که تندورها حملات خود به دولت اعتدال را شروع کرده اند.

یادداشت تند تاجیک علیه گفتمان اعتدال در شماره اخیر مهرنامه گواه این عصبانیت وی از دولت یازدهم است. پیشتر فارس درباره حاشیه سازی ها و بحران زایی های اصلاح طلبان برای دولت اعتدال سخن گفته بود، اما حمله نظری تاجیک به دولت آقای روحانی و «هلو انجیری»‌ خواندن گفتمان آن، توهینی علنی است که پیش از این سابقه نداشته است.

تاجیک با متهم کردن دولت روحانی به نداشتن پایگاه مردمی می‌نویسد: «حواریون این جریان را عمدتا باید در تکنوکرات ها، بوروکرات ها، و قشری از بازاری ها، تجار و زمینداران جست و جو کرد. فقدان پایگاه اجتماعی گسترده مردمی، این جریان را به نوعی جیره خوار دو جریان اصلی جامعه یعنی راست سنتی و اصلاح طلبی،‌کرده است و از این رو، این جریان جغرافیای فعالیت خود را در جایی در میانه آن دو قرار داده و در هنگامه تسابق و رقابت سیاسی تلاش می کند در قاب و قالب «هلو انجیری»‌ ظاهر شود تا هلویی ها و انجیری های جامعه را به طرف خود جذب کند».

رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری اصلاحات در پایان نوشته خود، دولت روحانی را یک جریان حکومتی در مقابل جریان مردمی تعریف کرده و تصریح می کند:‌«این جریان را فاقد عقبه روشنفکری و مدنی می دانم و آن را بیشتر به عنوان یک جریان حکومتی تعریف می کنم تا یک جریان مردمی. لذا بعید می دانم که این جریان از امکان و استعداد تبدیل شدن به یک جریان مدنی -با گفتمانی جدید- در سالیان قدرت خود برخوردار باشد، بنابراین، پیش بینی می‌کنم که پایان دوره ریاست جمهوری (چهار یا هشت سال) به نوعی پایان دوران فروغ این جریان باشد».

این فحاشی ها علیه دولت یازدهم احتمالا از آن روست که حجت الاسلام روحانی به سیاق طیف آقای تاجیک، حاکمیت دوگانه در کشور به راه نینداخته و برای فتح سنگر به سنگر نظام برنامه ریزی نکرده است؛ شاید این برداشت که روحانی به افراطیون اجازه این دست اقدامات را نیز نخواهد داد، بر عصبانیت آنان افزوده باشد.

تفاوت رویکرد اصلاح طلبان با اصولگرایان نسبت به دولت یازدهم در اینجاست که اصولگرایان هرچند روحانی را یک اصولگرا به معنای تشکیلاتی کلمه نمی دانند، اما چون نظام به وی اعتماد دارد،  موفقیت روحانی را موفقیت جمهوری اسلامی دانسته و از وی حمایت می کنند؛‌ اما افراطیون جریان اصلاحات، در عرض چند ماه به سرعت نشان دادند که اگر دولت یازدهم در کانال براندازی رفتار نکند، در عرصه نظر به آن خواهند تاخت و در عرصه عمل، برای سنگ اندازی در راه موفقیتش خواهند کوشید.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920722000569#sthash.aABE2cSW.dpuf
,

با روی کار آمدن دولت اعتدال، بسیار شنیده و دیده شد که تحلیل گران و روشنفکران اصلاح طلب، از یکی بودن ژن اصلاحات و اعتدال سخن گفتند و اعتدال‌گرایی را بیان دیگری از مشی اصلاح‌طلبی خواندند؛ اما گذری بر مواضع این روزهای نویسندگان دوم خردادی حکایت از آن دارد که بادکنک توهم این همانی «اعتدال- اصلاحات» ‌ترکیده است.

,

محمدرضا تاجیک رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری دوران آقای خاتمی یکی از افرادی است که به وضوح می‌توان سیر تغییر مواضع وی نسبت به دولت یازدهم را از «امید وافر» به «تردید» و سپس «ناسزا»‌ مشاهده کرد.

,

تاجیک 28 خرداد سال جاری یعنی تنها چند روز پس از انتخابات مصاحبه ای با روزنامه اعتماد انجام داد که در آن، به وضوح می‌شد شعف وی از پیروزی آقای روحانی را مشاهده کرد:‌«شاید در طول تاریخ معاصرمان هیچ گاه در این عمق و گستره شاهد مردمی نبوده‌ایم که امیدهایشان قوی تر از خاطرات شان باشد و با وجود ناملایمات و سختی ها و تنگی ها، دل خویش را به سیاهی نیالایند، نگاه شان را به ناامیدی نیارایند و ساز انفعال و عدم حضور را کوک نکنند. تردیدی ندارم که امروز ما شاهد زیباترین، لطیف ترین، زلال ترین و آگاهانه ترین روح امید در جامعه خود هستیم. مردم ما با حضور سرشار از آگاهی خود آموختند که اگرچه درهای رویاهای انسان های در سختی و تنگی کوچک و کوچک تر می شوند اما با امید می توانند شرایط را دگرگون کنند».

, مصاحبه ای,

اما این امید دیری نپائید و چون آقای تاجیک، دولت اعتدال را وفق مراد خویش ندید، 25 شهریور ماه یعنی حدود سه ماه پس از اظهارنظر شتابزده قلبی اش، در گفت و گو با روزنامه بهار، پرهای امید خود را کند و مطالباتش را در جعبه ای کوچک گذاشت: «من دولت کنونی را یک قهرمان نمی‌بینم، بنابراین مطالبات سیاسی خود را در جعبه‌ای کوچک گذاشته و تقدیم می‌کنم. من بسیاری از پرهای پرواز امیدم را کنده‌ام، مبادا زیادی اوج بگیرد و ناامیدم کند. دوست ندارم امید به این زودی‌ها ترکم کند، بنابراین مطالباتم را حداقلی کرده‌ام و شکرانه نعمت روزنه‌ای گشوده و وزش نسیمی را هر روز به‌جای می‌آورم».

, گفت و گو ,

تاجیک در این گفت و گوی دوم، خطاب به اصلاح طلبان گفت که در این دولت، نسبت به دولت گذشته، روزنه و دریچه‌ای و نه دری و دروازه‌ای روی جامعه مدنی گشوده خواهد شد و لذا اظهار امیدواری کرد که «بازیگران جمعی غیردولتی ما بتوانند از این روزنه عبور کنند و در پس این روزنه عمارتی نو و مستحکم بنا نهند».

,

این ادبیات برای کسانی که با رویکرد و عملکرد طیف افراطی اصلاحات آشنا هستند، پیام های کاملا روشنی دارد. این طیف تندرو به هیچ رو از هدف تغییر نظام سیاسی ایران کوتاه نیامده و اگر در فتنه 88 موفق نشده، تصمیم دارد با تقویت جامعه مدنی و افزاش قدرت بدنه اجتماعی خود، مصافی دیگر را با نظام ترتیب دهد. اما بی تردید، اولین مانع این برنامه ریزی برای فتنه ای دیگر، خود دولت اعتدال است که مورد اعتماد و وثوق نظام بوده و تفاوت های ماهوی در اهداف خود با جریان اصلاحات دارد. یحتمل به همین دلیل است که تندورها حملات خود به دولت اعتدال را شروع کرده اند.

,

یادداشت تند تاجیک علیه گفتمان اعتدال در شماره اخیر مهرنامه گواه این عصبانیت وی از دولت یازدهم است. پیشتر فارس درباره حاشیه سازی ها و بحران زایی های اصلاح طلبان برای دولت اعتدال سخن گفته بود، اما حمله نظری تاجیک به دولت آقای روحانی و «هلو انجیری»‌ خواندن گفتمان آن، توهینی علنی است که پیش از این سابقه نداشته است.

, سخن گفته بود,

تاجیک با متهم کردن دولت روحانی به نداشتن پایگاه مردمی می‌نویسد: «حواریون این جریان را عمدتا باید در تکنوکرات ها، بوروکرات ها، و قشری از بازاری ها، تجار و زمینداران جست و جو کرد. فقدان پایگاه اجتماعی گسترده مردمی، این جریان را به نوعی جیره خوار دو جریان اصلی جامعه یعنی راست سنتی و اصلاح طلبی،‌کرده است و از این رو، این جریان جغرافیای فعالیت خود را در جایی در میانه آن دو قرار داده و در هنگامه تسابق و رقابت سیاسی تلاش می کند در قاب و قالب «هلو انجیری»‌ ظاهر شود تا هلویی ها و انجیری های جامعه را به طرف خود جذب کند».

,

رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری اصلاحات در پایان نوشته خود، دولت روحانی را یک جریان حکومتی در مقابل جریان مردمی تعریف کرده و تصریح می کند:‌«این جریان را فاقد عقبه روشنفکری و مدنی می دانم و آن را بیشتر به عنوان یک جریان حکومتی تعریف می کنم تا یک جریان مردمی. لذا بعید می دانم که این جریان از امکان و استعداد تبدیل شدن به یک جریان مدنی -با گفتمانی جدید- در سالیان قدرت خود برخوردار باشد، بنابراین، پیش بینی می‌کنم که پایان دوره ریاست جمهوری (چهار یا هشت سال) به نوعی پایان دوران فروغ این جریان باشد».

,

این فحاشی ها علیه دولت یازدهم احتمالا از آن روست که حجت الاسلام روحانی به سیاق طیف آقای تاجیک، حاکمیت دوگانه در کشور به راه نینداخته و برای فتح سنگر به سنگر نظام برنامه ریزی نکرده است؛ شاید این برداشت که روحانی به افراطیون اجازه این دست اقدامات را نیز نخواهد داد، بر عصبانیت آنان افزوده باشد.

,

تفاوت رویکرد اصلاح طلبان با اصولگرایان نسبت به دولت یازدهم در اینجاست که اصولگرایان هرچند روحانی را یک اصولگرا به معنای تشکیلاتی کلمه نمی دانند، اما چون نظام به وی اعتماد دارد،  موفقیت روحانی را موفقیت جمهوری اسلامی دانسته و از وی حمایت می کنند؛‌ اما افراطیون جریان اصلاحات، در عرض چند ماه به سرعت نشان دادند که اگر دولت یازدهم در کانال براندازی رفتار نکند، در عرصه نظر به آن خواهند تاخت و در عرصه عمل، برای سنگ اندازی در راه موفقیتش خواهند کوشید.

,

با روی کار آمدن دولت اعتدال، بسیار شنیده و دیده شد که تحلیل گران و روشنفکران اصلاح طلب، از یکی بودن ژن اصلاحات و اعتدال سخن گفتند و اعتدال‌گرایی را بیان دیگری از مشی اصلاح‌طلبی خواندند؛ اما گذری بر مواضع این روزهای نویسندگان دوم خردادی حکایت از آن دارد که بادکنک توهم این همانی «اعتدال- اصلاحات» ‌ترکیده است.

محمدرضا تاجیک رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری دوران آقای خاتمی یکی از افرادی است که به وضوح می‌توان سیر تغییر مواضع وی نسبت به دولت یازدهم را از «امید وافر» به «تردید» و سپس «ناسزا»‌ مشاهده کرد.

تاجیک 28 خرداد سال جاری یعنی تنها چند روز پس از انتخابات مصاحبه ای با روزنامه اعتماد انجام داد که در آن، به وضوح می‌شد شعف وی از پیروزی آقای روحانی را مشاهده کرد:‌«شاید در طول تاریخ معاصرمان هیچ گاه در این عمق و گستره شاهد مردمی نبوده‌ایم که امیدهایشان قوی تر از خاطرات شان باشد و با وجود ناملایمات و سختی ها و تنگی ها، دل خویش را به سیاهی نیالایند، نگاه شان را به ناامیدی نیارایند و ساز انفعال و عدم حضور را کوک نکنند. تردیدی ندارم که امروز ما شاهد زیباترین، لطیف ترین، زلال ترین و آگاهانه ترین روح امید در جامعه خود هستیم. مردم ما با حضور سرشار از آگاهی خود آموختند که اگرچه درهای رویاهای انسان های در سختی و تنگی کوچک و کوچک تر می شوند اما با امید می توانند شرایط را دگرگون کنند».

اما این امید دیری نپائید و چون آقای تاجیک، دولت اعتدال را وفق مراد خویش ندید، 25 شهریور ماه یعنی حدود سه ماه پس از اظهارنظر شتابزده قلبی اش، در گفت و گو با روزنامه بهار، پرهای امید خود را کند و مطالباتش را در جعبه ای کوچک گذاشت: «من دولت کنونی را یک قهرمان نمی‌بینم، بنابراین مطالبات سیاسی خود را در جعبه‌ای کوچک گذاشته و تقدیم می‌کنم. من بسیاری از پرهای پرواز امیدم را کنده‌ام، مبادا زیادی اوج بگیرد و ناامیدم کند. دوست ندارم امید به این زودی‌ها ترکم کند، بنابراین مطالباتم را حداقلی کرده‌ام و شکرانه نعمت روزنه‌ای گشوده و وزش نسیمی را هر روز به‌جای می‌آورم».

تاجیک در این گفت و گوی دوم، خطاب به اصلاح طلبان گفت که در این دولت، نسبت به دولت گذشته، روزنه و دریچه‌ای و نه دری و دروازه‌ای روی جامعه مدنی گشوده خواهد شد و لذا اظهار امیدواری کرد که «بازیگران جمعی غیردولتی ما بتوانند از این روزنه عبور کنند و در پس این روزنه عمارتی نو و مستحکم بنا نهند».

این ادبیات برای کسانی که با رویکرد و عملکرد طیف افراطی اصلاحات آشنا هستند، پیام های کاملا روشنی دارد. این طیف تندرو به هیچ رو از هدف تغییر نظام سیاسی ایران کوتاه نیامده و اگر در فتنه 88 موفق نشده، تصمیم دارد با تقویت جامعه مدنی و افزاش قدرت بدنه اجتماعی خود، مصافی دیگر را با نظام ترتیب دهد. اما بی تردید، اولین مانع این برنامه ریزی برای فتنه ای دیگر، خود دولت اعتدال است که مورد اعتماد و وثوق نظام بوده و تفاوت های ماهوی در اهداف خود با جریان اصلاحات دارد. یحتمل به همین دلیل است که تندورها حملات خود به دولت اعتدال را شروع کرده اند.

یادداشت تند تاجیک علیه گفتمان اعتدال در شماره اخیر مهرنامه گواه این عصبانیت وی از دولت یازدهم است. پیشتر فارس درباره حاشیه سازی ها و بحران زایی های اصلاح طلبان برای دولت اعتدال سخن گفته بود، اما حمله نظری تاجیک به دولت آقای روحانی و «هلو انجیری»‌ خواندن گفتمان آن، توهینی علنی است که پیش از این سابقه نداشته است.

تاجیک با متهم کردن دولت روحانی به نداشتن پایگاه مردمی می‌نویسد: «حواریون این جریان را عمدتا باید در تکنوکرات ها، بوروکرات ها، و قشری از بازاری ها، تجار و زمینداران جست و جو کرد. فقدان پایگاه اجتماعی گسترده مردمی، این جریان را به نوعی جیره خوار دو جریان اصلی جامعه یعنی راست سنتی و اصلاح طلبی،‌کرده است و از این رو، این جریان جغرافیای فعالیت خود را در جایی در میانه آن دو قرار داده و در هنگامه تسابق و رقابت سیاسی تلاش می کند در قاب و قالب «هلو انجیری»‌ ظاهر شود تا هلویی ها و انجیری های جامعه را به طرف خود جذب کند».

رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری اصلاحات در پایان نوشته خود، دولت روحانی را یک جریان حکومتی در مقابل جریان مردمی تعریف کرده و تصریح می کند:‌«این جریان را فاقد عقبه روشنفکری و مدنی می دانم و آن را بیشتر به عنوان یک جریان حکومتی تعریف می کنم تا یک جریان مردمی. لذا بعید می دانم که این جریان از امکان و استعداد تبدیل شدن به یک جریان مدنی -با گفتمانی جدید- در سالیان قدرت خود برخوردار باشد، بنابراین، پیش بینی می‌کنم که پایان دوره ریاست جمهوری (چهار یا هشت سال) به نوعی پایان دوران فروغ این جریان باشد».

این فحاشی ها علیه دولت یازدهم احتمالا از آن روست که حجت الاسلام روحانی به سیاق طیف آقای تاجیک، حاکمیت دوگانه در کشور به راه نینداخته و برای فتح سنگر به سنگر نظام برنامه ریزی نکرده است؛ شاید این برداشت که روحانی به افراطیون اجازه این دست اقدامات را نیز نخواهد داد، بر عصبانیت آنان افزوده باشد.

تفاوت رویکرد اصلاح طلبان با اصولگرایان نسبت به دولت یازدهم در اینجاست که اصولگرایان هرچند روحانی را یک اصولگرا به معنای تشکیلاتی کلمه نمی دانند، اما چون نظام به وی اعتماد دارد،  موفقیت روحانی را موفقیت جمهوری اسلامی دانسته و از وی حمایت می کنند؛‌ اما افراطیون جریان اصلاحات، در عرض چند ماه به سرعت نشان دادند که اگر دولت یازدهم در کانال براندازی رفتار نکند، در عرصه نظر به آن خواهند تاخت و در عرصه عمل، برای سنگ اندازی در راه موفقیتش خواهند کوشید.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920722000569#sthash.aABE2cSW.dpuf
,

با روی کار آمدن دولت اعتدال، بسیار شنیده و دیده شد که تحلیل گران و روشنفکران اصلاح طلب، از یکی بودن ژن اصلاحات و اعتدال سخن گفتند و اعتدال‌گرایی را بیان دیگری از مشی اصلاح‌طلبی خواندند؛ اما گذری بر مواضع این روزهای نویسندگان دوم خردادی حکایت از آن دارد که بادکنک توهم این همانی «اعتدال- اصلاحات» ‌ترکیده است.

,

محمدرضا تاجیک رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری دوران آقای خاتمی یکی از افرادی است که به وضوح می‌توان سیر تغییر مواضع وی نسبت به دولت یازدهم را از «امید وافر» به «تردید» و سپس «ناسزا»‌ مشاهده کرد.

,

تاجیک 28 خرداد سال جاری یعنی تنها چند روز پس از انتخابات مصاحبه ای با روزنامه اعتماد انجام داد که در آن، به وضوح می‌شد شعف وی از پیروزی آقای روحانی را مشاهده کرد:‌«شاید در طول تاریخ معاصرمان هیچ گاه در این عمق و گستره شاهد مردمی نبوده‌ایم که امیدهایشان قوی تر از خاطرات شان باشد و با وجود ناملایمات و سختی ها و تنگی ها، دل خویش را به سیاهی نیالایند، نگاه شان را به ناامیدی نیارایند و ساز انفعال و عدم حضور را کوک نکنند. تردیدی ندارم که امروز ما شاهد زیباترین، لطیف ترین، زلال ترین و آگاهانه ترین روح امید در جامعه خود هستیم. مردم ما با حضور سرشار از آگاهی خود آموختند که اگرچه درهای رویاهای انسان های در سختی و تنگی کوچک و کوچک تر می شوند اما با امید می توانند شرایط را دگرگون کنند».

, مصاحبه ای,

اما این امید دیری نپائید و چون آقای تاجیک، دولت اعتدال را وفق مراد خویش ندید، 25 شهریور ماه یعنی حدود سه ماه پس از اظهارنظر شتابزده قلبی اش، در گفت و گو با روزنامه بهار، پرهای امید خود را کند و مطالباتش را در جعبه ای کوچک گذاشت: «من دولت کنونی را یک قهرمان نمی‌بینم، بنابراین مطالبات سیاسی خود را در جعبه‌ای کوچک گذاشته و تقدیم می‌کنم. من بسیاری از پرهای پرواز امیدم را کنده‌ام، مبادا زیادی اوج بگیرد و ناامیدم کند. دوست ندارم امید به این زودی‌ها ترکم کند، بنابراین مطالباتم را حداقلی کرده‌ام و شکرانه نعمت روزنه‌ای گشوده و وزش نسیمی را هر روز به‌جای می‌آورم».

, گفت و گو ,

تاجیک در این گفت و گوی دوم، خطاب به اصلاح طلبان گفت که در این دولت، نسبت به دولت گذشته، روزنه و دریچه‌ای و نه دری و دروازه‌ای روی جامعه مدنی گشوده خواهد شد و لذا اظهار امیدواری کرد که «بازیگران جمعی غیردولتی ما بتوانند از این روزنه عبور کنند و در پس این روزنه عمارتی نو و مستحکم بنا نهند».

,

این ادبیات برای کسانی که با رویکرد و عملکرد طیف افراطی اصلاحات آشنا هستند، پیام های کاملا روشنی دارد. این طیف تندرو به هیچ رو از هدف تغییر نظام سیاسی ایران کوتاه نیامده و اگر در فتنه 88 موفق نشده، تصمیم دارد با تقویت جامعه مدنی و افزاش قدرت بدنه اجتماعی خود، مصافی دیگر را با نظام ترتیب دهد. اما بی تردید، اولین مانع این برنامه ریزی برای فتنه ای دیگر، خود دولت اعتدال است که مورد اعتماد و وثوق نظام بوده و تفاوت های ماهوی در اهداف خود با جریان اصلاحات دارد. یحتمل به همین دلیل است که تندورها حملات خود به دولت اعتدال را شروع کرده اند.

,

یادداشت تند تاجیک علیه گفتمان اعتدال در شماره اخیر مهرنامه گواه این عصبانیت وی از دولت یازدهم است. پیشتر فارس درباره حاشیه سازی ها و بحران زایی های اصلاح طلبان برای دولت اعتدال سخن گفته بود، اما حمله نظری تاجیک به دولت آقای روحانی و «هلو انجیری»‌ خواندن گفتمان آن، توهینی علنی است که پیش از این سابقه نداشته است.

, سخن گفته بود,

تاجیک با متهم کردن دولت روحانی به نداشتن پایگاه مردمی می‌نویسد: «حواریون این جریان را عمدتا باید در تکنوکرات ها، بوروکرات ها، و قشری از بازاری ها، تجار و زمینداران جست و جو کرد. فقدان پایگاه اجتماعی گسترده مردمی، این جریان را به نوعی جیره خوار دو جریان اصلی جامعه یعنی راست سنتی و اصلاح طلبی،‌کرده است و از این رو، این جریان جغرافیای فعالیت خود را در جایی در میانه آن دو قرار داده و در هنگامه تسابق و رقابت سیاسی تلاش می کند در قاب و قالب «هلو انجیری»‌ ظاهر شود تا هلویی ها و انجیری های جامعه را به طرف خود جذب کند».

,

رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری اصلاحات در پایان نوشته خود، دولت روحانی را یک جریان حکومتی در مقابل جریان مردمی تعریف کرده و تصریح می کند:‌«این جریان را فاقد عقبه روشنفکری و مدنی می دانم و آن را بیشتر به عنوان یک جریان حکومتی تعریف می کنم تا یک جریان مردمی. لذا بعید می دانم که این جریان از امکان و استعداد تبدیل شدن به یک جریان مدنی -با گفتمانی جدید- در سالیان قدرت خود برخوردار باشد، بنابراین، پیش بینی می‌کنم که پایان دوره ریاست جمهوری (چهار یا هشت سال) به نوعی پایان دوران فروغ این جریان باشد».

,

این فحاشی ها علیه دولت یازدهم احتمالا از آن روست که حجت الاسلام روحانی به سیاق طیف آقای تاجیک، حاکمیت دوگانه در کشور به راه نینداخته و برای فتح سنگر به سنگر نظام برنامه ریزی نکرده است؛ شاید این برداشت که روحانی به افراطیون اجازه این دست اقدامات را نیز نخواهد داد، بر عصبانیت آنان افزوده باشد.

,

تفاوت رویکرد اصلاح طلبان با اصولگرایان نسبت به دولت یازدهم در اینجاست که اصولگرایان هرچند روحانی را یک اصولگرا به معنای تشکیلاتی کلمه نمی دانند، اما چون نظام به وی اعتماد دارد،  موفقیت روحانی را موفقیت جمهوری اسلامی دانسته و از وی حمایت می کنند؛‌ اما افراطیون جریان اصلاحات، در عرض چند ماه به سرعت نشان دادند که اگر دولت یازدهم در کانال براندازی رفتار نکند، در عرصه نظر به آن خواهند تاخت و در عرصه عمل، برای سنگ اندازی در راه موفقیتش خواهند کوشید.

,

با روی کار آمدن دولت اعتدال، بسیار شنیده و دیده شد که تحلیل گران و روشنفکران اصلاح طلب، از یکی بودن ژن اصلاحات و اعتدال سخن گفتند و اعتدال‌گرایی را بیان دیگری از مشی اصلاح‌طلبی خواندند؛ اما گذری بر مواضع این روزهای نویسندگان دوم خردادی حکایت از آن دارد که بادکنک توهم این همانی «اعتدال- اصلاحات» ‌ترکیده است.

محمدرضا تاجیک رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری دوران آقای خاتمی یکی از افرادی است که به وضوح می‌توان سیر تغییر مواضع وی نسبت به دولت یازدهم را از «امید وافر» به «تردید» و سپس «ناسزا»‌ مشاهده کرد.

تاجیک 28 خرداد سال جاری یعنی تنها چند روز پس از انتخابات مصاحبه ای با روزنامه اعتماد انجام داد که در آن، به وضوح می‌شد شعف وی از پیروزی آقای روحانی را مشاهده کرد:‌«شاید در طول تاریخ معاصرمان هیچ گاه در این عمق و گستره شاهد مردمی نبوده‌ایم که امیدهایشان قوی تر از خاطرات شان باشد و با وجود ناملایمات و سختی ها و تنگی ها، دل خویش را به سیاهی نیالایند، نگاه شان را به ناامیدی نیارایند و ساز انفعال و عدم حضور را کوک نکنند. تردیدی ندارم که امروز ما شاهد زیباترین، لطیف ترین، زلال ترین و آگاهانه ترین روح امید در جامعه خود هستیم. مردم ما با حضور سرشار از آگاهی خود آموختند که اگرچه درهای رویاهای انسان های در سختی و تنگی کوچک و کوچک تر می شوند اما با امید می توانند شرایط را دگرگون کنند».

اما این امید دیری نپائید و چون آقای تاجیک، دولت اعتدال را وفق مراد خویش ندید، 25 شهریور ماه یعنی حدود سه ماه پس از اظهارنظر شتابزده قلبی اش، در گفت و گو با روزنامه بهار، پرهای امید خود را کند و مطالباتش را در جعبه ای کوچک گذاشت: «من دولت کنونی را یک قهرمان نمی‌بینم، بنابراین مطالبات سیاسی خود را در جعبه‌ای کوچک گذاشته و تقدیم می‌کنم. من بسیاری از پرهای پرواز امیدم را کنده‌ام، مبادا زیادی اوج بگیرد و ناامیدم کند. دوست ندارم امید به این زودی‌ها ترکم کند، بنابراین مطالباتم را حداقلی کرده‌ام و شکرانه نعمت روزنه‌ای گشوده و وزش نسیمی را هر روز به‌جای می‌آورم».

تاجیک در این گفت و گوی دوم، خطاب به اصلاح طلبان گفت که در این دولت، نسبت به دولت گذشته، روزنه و دریچه‌ای و نه دری و دروازه‌ای روی جامعه مدنی گشوده خواهد شد و لذا اظهار امیدواری کرد که «بازیگران جمعی غیردولتی ما بتوانند از این روزنه عبور کنند و در پس این روزنه عمارتی نو و مستحکم بنا نهند».

این ادبیات برای کسانی که با رویکرد و عملکرد طیف افراطی اصلاحات آشنا هستند، پیام های کاملا روشنی دارد. این طیف تندرو به هیچ رو از هدف تغییر نظام سیاسی ایران کوتاه نیامده و اگر در فتنه 88 موفق نشده، تصمیم دارد با تقویت جامعه مدنی و افزاش قدرت بدنه اجتماعی خود، مصافی دیگر را با نظام ترتیب دهد. اما بی تردید، اولین مانع این برنامه ریزی برای فتنه ای دیگر، خود دولت اعتدال است که مورد اعتماد و وثوق نظام بوده و تفاوت های ماهوی در اهداف خود با جریان اصلاحات دارد. یحتمل به همین دلیل است که تندورها حملات خود به دولت اعتدال را شروع کرده اند.

یادداشت تند تاجیک علیه گفتمان اعتدال در شماره اخیر مهرنامه گواه این عصبانیت وی از دولت یازدهم است. پیشتر فارس درباره حاشیه سازی ها و بحران زایی های اصلاح طلبان برای دولت اعتدال سخن گفته بود، اما حمله نظری تاجیک به دولت آقای روحانی و «هلو انجیری»‌ خواندن گفتمان آن، توهینی علنی است که پیش از این سابقه نداشته است.

تاجیک با متهم کردن دولت روحانی به نداشتن پایگاه مردمی می‌نویسد: «حواریون این جریان را عمدتا باید در تکنوکرات ها، بوروکرات ها، و قشری از بازاری ها، تجار و زمینداران جست و جو کرد. فقدان پایگاه اجتماعی گسترده مردمی، این جریان را به نوعی جیره خوار دو جریان اصلی جامعه یعنی راست سنتی و اصلاح طلبی،‌کرده است و از این رو، این جریان جغرافیای فعالیت خود را در جایی در میانه آن دو قرار داده و در هنگامه تسابق و رقابت سیاسی تلاش می کند در قاب و قالب «هلو انجیری»‌ ظاهر شود تا هلویی ها و انجیری های جامعه را به طرف خود جذب کند».

رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری اصلاحات در پایان نوشته خود، دولت روحانی را یک جریان حکومتی در مقابل جریان مردمی تعریف کرده و تصریح می کند:‌«این جریان را فاقد عقبه روشنفکری و مدنی می دانم و آن را بیشتر به عنوان یک جریان حکومتی تعریف می کنم تا یک جریان مردمی. لذا بعید می دانم که این جریان از امکان و استعداد تبدیل شدن به یک جریان مدنی -با گفتمانی جدید- در سالیان قدرت خود برخوردار باشد، بنابراین، پیش بینی می‌کنم که پایان دوره ریاست جمهوری (چهار یا هشت سال) به نوعی پایان دوران فروغ این جریان باشد».

این فحاشی ها علیه دولت یازدهم احتمالا از آن روست که حجت الاسلام روحانی به سیاق طیف آقای تاجیک، حاکمیت دوگانه در کشور به راه نینداخته و برای فتح سنگر به سنگر نظام برنامه ریزی نکرده است؛ شاید این برداشت که روحانی به افراطیون اجازه این دست اقدامات را نیز نخواهد داد، بر عصبانیت آنان افزوده باشد.

تفاوت رویکرد اصلاح طلبان با اصولگرایان نسبت به دولت یازدهم در اینجاست که اصولگرایان هرچند روحانی را یک اصولگرا به معنای تشکیلاتی کلمه نمی دانند، اما چون نظام به وی اعتماد دارد،  موفقیت روحانی را موفقیت جمهوری اسلامی دانسته و از وی حمایت می کنند؛‌ اما افراطیون جریان اصلاحات، در عرض چند ماه به سرعت نشان دادند که اگر دولت یازدهم در کانال براندازی رفتار نکند، در عرصه نظر به آن خواهند تاخت و در عرصه عمل، برای سنگ اندازی در راه موفقیتش خواهند کوشید.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920722000569#sthash.aABE2cSW.dpuf
,

با روی کار آمدن دولت اعتدال، بسیار شنیده و دیده شد که تحلیل گران و روشنفکران اصلاح طلب، از یکی بودن ژن اصلاحات و اعتدال سخن گفتند و اعتدال‌گرایی را بیان دیگری از مشی اصلاح‌طلبی خواندند؛ اما گذری بر مواضع این روزهای نویسندگان دوم خردادی حکایت از آن دارد که بادکنک توهم این همانی «اعتدال- اصلاحات» ‌ترکیده است.

,

محمدرضا تاجیک رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری دوران آقای خاتمی یکی از افرادی است که به وضوح می‌توان سیر تغییر مواضع وی نسبت به دولت یازدهم را از «امید وافر» به «تردید» و سپس «ناسزا»‌ مشاهده کرد.

,

تاجیک 28 خرداد سال جاری یعنی تنها چند روز پس از انتخابات مصاحبه ای با روزنامه اعتماد انجام داد که در آن، به وضوح می‌شد شعف وی از پیروزی آقای روحانی را مشاهده کرد:‌«شاید در طول تاریخ معاصرمان هیچ گاه در این عمق و گستره شاهد مردمی نبوده‌ایم که امیدهایشان قوی تر از خاطرات شان باشد و با وجود ناملایمات و سختی ها و تنگی ها، دل خویش را به سیاهی نیالایند، نگاه شان را به ناامیدی نیارایند و ساز انفعال و عدم حضور را کوک نکنند. تردیدی ندارم که امروز ما شاهد زیباترین، لطیف ترین، زلال ترین و آگاهانه ترین روح امید در جامعه خود هستیم. مردم ما با حضور سرشار از آگاهی خود آموختند که اگرچه درهای رویاهای انسان های در سختی و تنگی کوچک و کوچک تر می شوند اما با امید می توانند شرایط را دگرگون کنند».

, مصاحبه ای,

اما این امید دیری نپائید و چون آقای تاجیک، دولت اعتدال را وفق مراد خویش ندید، 25 شهریور ماه یعنی حدود سه ماه پس از اظهارنظر شتابزده قلبی اش، در گفت و گو با روزنامه بهار، پرهای امید خود را کند و مطالباتش را در جعبه ای کوچک گذاشت: «من دولت کنونی را یک قهرمان نمی‌بینم، بنابراین مطالبات سیاسی خود را در جعبه‌ای کوچک گذاشته و تقدیم می‌کنم. من بسیاری از پرهای پرواز امیدم را کنده‌ام، مبادا زیادی اوج بگیرد و ناامیدم کند. دوست ندارم امید به این زودی‌ها ترکم کند، بنابراین مطالباتم را حداقلی کرده‌ام و شکرانه نعمت روزنه‌ای گشوده و وزش نسیمی را هر روز به‌جای می‌آورم».

, گفت و گو ,

تاجیک در این گفت و گوی دوم، خطاب به اصلاح طلبان گفت که در این دولت، نسبت به دولت گذشته، روزنه و دریچه‌ای و نه دری و دروازه‌ای روی جامعه مدنی گشوده خواهد شد و لذا اظهار امیدواری کرد که «بازیگران جمعی غیردولتی ما بتوانند از این روزنه عبور کنند و در پس این روزنه عمارتی نو و مستحکم بنا نهند».

,

این ادبیات برای کسانی که با رویکرد و عملکرد طیف افراطی اصلاحات آشنا هستند، پیام های کاملا روشنی دارد. این طیف تندرو به هیچ رو از هدف تغییر نظام سیاسی ایران کوتاه نیامده و اگر در فتنه 88 موفق نشده، تصمیم دارد با تقویت جامعه مدنی و افزاش قدرت بدنه اجتماعی خود، مصافی دیگر را با نظام ترتیب دهد. اما بی تردید، اولین مانع این برنامه ریزی برای فتنه ای دیگر، خود دولت اعتدال است که مورد اعتماد و وثوق نظام بوده و تفاوت های ماهوی در اهداف خود با جریان اصلاحات دارد. یحتمل به همین دلیل است که تندورها حملات خود به دولت اعتدال را شروع کرده اند.

,

یادداشت تند تاجیک علیه گفتمان اعتدال در شماره اخیر مهرنامه گواه این عصبانیت وی از دولت یازدهم است. پیشتر فارس درباره حاشیه سازی ها و بحران زایی های اصلاح طلبان برای دولت اعتدال سخن گفته بود، اما حمله نظری تاجیک به دولت آقای روحانی و «هلو انجیری»‌ خواندن گفتمان آن، توهینی علنی است که پیش از این سابقه نداشته است.

, سخن گفته بود,

تاجیک با متهم کردن دولت روحانی به نداشتن پایگاه مردمی می‌نویسد: «حواریون این جریان را عمدتا باید در تکنوکرات ها، بوروکرات ها، و قشری از بازاری ها، تجار و زمینداران جست و جو کرد. فقدان پایگاه اجتماعی گسترده مردمی، این جریان را به نوعی جیره خوار دو جریان اصلی جامعه یعنی راست سنتی و اصلاح طلبی،‌کرده است و از این رو، این جریان جغرافیای فعالیت خود را در جایی در میانه آن دو قرار داده و در هنگامه تسابق و رقابت سیاسی تلاش می کند در قاب و قالب «هلو انجیری»‌ ظاهر شود تا هلویی ها و انجیری های جامعه را به طرف خود جذب کند».

,

رئیس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری اصلاحات در پایان نوشته خود، دولت روحانی را یک جریان حکومتی در مقابل جریان مردمی تعریف کرده و تصریح می کند:‌«این جریان را فاقد عقبه روشنفکری و مدنی می دانم و آن را بیشتر به عنوان یک جریان حکومتی تعریف می کنم تا یک جریان مردمی. لذا بعید می دانم که این جریان از امکان و استعداد تبدیل شدن به یک جریان مدنی -با گفتمانی جدید- در سالیان قدرت خود برخوردار باشد، بنابراین، پیش بینی می‌کنم که پایان دوره ریاست جمهوری (چهار یا هشت سال) به نوعی پایان دوران فروغ این جریان باشد».

,

این فحاشی ها علیه دولت یازدهم احتمالا از آن روست که حجت الاسلام روحانی به سیاق طیف آقای تاجیک، حاکمیت دوگانه در کشور به راه نینداخته و برای فتح سنگر به سنگر نظام برنامه ریزی نکرده است؛ شاید این برداشت که روحانی به افراطیون اجازه این دست اقدامات را نیز نخواهد داد، بر عصبانیت آنان افزوده باشد.

,

تفاوت رویکرد اصلاح طلبان با اصولگرایان نسبت به دولت یازدهم در اینجاست که اصولگرایان هرچند روحانی را یک اصولگرا به معنای تشکیلاتی کلمه نمی دانند، اما چون نظام به وی اعتماد دارد،  موفقیت روحانی را موفقیت جمهوری اسلامی دانسته و از وی حمایت می کنند؛‌ اما افراطیون جریان اصلاحات، در عرض چند ماه به سرعت نشان دادند که اگر دولت یازدهم در کانال براندازی رفتار نکند، در عرصه نظر به آن خواهند تاخت و در عرصه عمل، برای سنگ اندازی در راه موفقیتش خواهند کوشید.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه