logo
چهارشنبه 22 مهر 1405 | چهارشنبه 14 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

یادداشت/

اهمیت مساله اشتغال در زیرکوه

اهمیت مساله اشتغال در زیرکوه
عباس الهی دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران در یادداشتی با عنوان (اهمیت مساله اشتغال در زیرکوه) به موضوع راهکارهای اشتغال در شهرستان محروم زیرکوه پرداخته است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ عباس الهی دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران در یادداشتی وارده به پایگاه خبری زیرکوه نیوز، با عنوان (اهمیت مساله اشتغال در زیرکوه) به موضوع راهکارهای اشتغال در شهرستان محروم زیرکوه پرداخته است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیرکوه نیوز,

متن این یادداشت بدین شرح است:

مساله اشتغال همواره دغدغه طیف گسترده ای از جامعه بوده است. دراین میان امراشتغال درمناظق حاشیه ای ومرزی ازاهمیت ویژه ای برخوردار است چراکه دوام و بقای جمعیت و میزان مهاجرت دراین مناطق، رابطه مستقیمی با میزان اشتغال افراد پیدامی کند.

سعی دولت ها همواره درجهت ایجاد سدی محکم دربرابر دولت های بیگانه درمرز های مشترک با آن ها بوده است. در
این نگاه، عامل انسانی، قوی ترین ومهم ترین سد، چه به لحاظ سنتی وفرهنگی آن و چه از نوع سخت آن عمل خواهد کرد.

گذشتهاز این نگاه، توجه به منابع وپتانسیل های محلی یک منطقه دراستحکام حس ملی گرایی وتعریف هویت آن در درون یک دولت،پیوندی عمیق دارد. لذا، هزینه دولت در جهت تامین منافع واقناع مناظق حاشیه ای ومرزی، بصورت تامین امنیت وافزایش حس
 همگرایی، به دولت نمودار می شودکمااینکه؛ هزینه ای که برای حفظ نیروی انسانی بومی واقناع آن ها برای ماندن در سکونت گاه های مرزی می شودنسبت به تامین این این هدف از راه های دیگر می شود، بسیار کم تر است.

شهرستان زیرکوه به لحاظ جغرافیایی درشرقی ترین قسمت ایران واقع شده و147 کیلومترازمرز مشترک با کشورافغانستان را درخود جای داده است.
از این لحاظ، اهمیت سیاسی این منطقه بر کسی پوشیده نیست که این خود گواهی است برلزوم اقناع وتشویق گروه های انسانی بر ادامه حیات در این منطقه. از طرف دیگر، زیرکوه  بعنوان جمعیت غالب روستایی، منابع کافی برای خود اشتغالی در صورت مدیریت صحیح را داراست.

همین مدیریت ناصحیح است که در سال هایی که خشک سالی های پیاپی روستاییان را تهدید میکندباعث هدررفت منابع شده وهرروز بر کاهش جمعیت درمناطق مرزی وروستا های کوچک می افزاید.
حرکت در جهت ایجاد مشاغل ممکن، با توجه به ظرفیت های منطقه نه تنها می توانددرحس امیدوافزایش میل به زندگی در منطقه موثرباشد بلکه سطح زندگی رانیز افزایش داده به تمرکز نیروی انسانی درمنطقه بومی شان منجر می شود.

زیرکوه، به لحاظ داشتن محصولات کشاورزی نظیرزرشک، زعفران، عناب، انگورو... ونیز صنایع دستی چون قالی بافی وگلیم بافی و نیز توانمندی های بالقوه دیگر، از پتانسیل لازم برای این امر برخوردار است.

متاسفانه رویکرد حاضر به گونه ای درجهت محوریت یافتن مشاغل غیرمرتبط ودور ازظرفیت های طبیعی است واین خودریشه پاره ای ازمشکلات وموانع پیش آمده است.

این نگاه که برای یافتن شغلی باید منطقه بومی را ترک گفت حاصل همان مدیریت ناصحیح است که اشاره شد.
علی ای حال، آنچه این نوشته سعی دربیان آن دارد، جلب توجه درجهت بکارگیری توان وظرفیت های بومی ومدیریت صحیح آن درجهت خود اشتغالزایی نیروی انسانی فعال در منطقه حاشیه ای ومرزی است.
درادامه چند مورد از بسیارمواردی که می تواند بعنوان گامی درجهتخود اشتغالی درمنطقه موردتوجه قرار گیرداشاره می شود:
1.ایجاد برندونشان محصولات کشاورزی نظیر زرشک وزعفران وکسب ارزش افزوده محصول به جای صادرات خام آن ها به
این صورت که به جای اینکه این محصولات بصورت فله ای به فروش رسند، پس ازتایید ودادن نشان خاص آن، امکان بسته
 بندی برای کشاورزان فراهم شودویا آنکه مرکزی جامع این امر را برعهده گیردوصادرات آن تسهیل شود.
2. استفاده از ظرفیت های درونی هر روستامتناسب با توان آن. مثلادرعرصه صنایع دستی بصورت ایجاد کارگاه های قالی بافی تحت نطارت که صادرات آنهارا نیز برعهده داشته باشد.
3. اصلاح ساختارآبیاری درزمینه کشاورزی وجایگزین کردن آن باشیوه های نوینی چون آبیاری قطره ای.
4. احداث سدپس ازمطالعات لازم درمناطق کم آب درجهت تغذیه سفره های آب زیرزمینی.
5. ایجادواحداث گلخانه وآموزش امورآن درمناطقی که امکان ایجاد آن وجودداردودر کنارآن، ایجاد بازار فروش وهمکاری درجهت رونق آن.
6. ایجاد مشاغلی چون پرورش دام، طیور،گاو، شترمرغ و ...متناسب با توان وظرفیت هر روستا.
7. ایجاد جایگاهی بعنوان مرکز فروش محصولات وتوانمندی های روستا.

عباس الهی دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران

,

متن این یادداشت بدین شرح است:

مساله اشتغال همواره دغدغه طیف گسترده ای از جامعه بوده است. دراین میان امراشتغال درمناظق حاشیه ای ومرزی ازاهمیت ویژه ای برخوردار است چراکه دوام و بقای جمعیت و میزان مهاجرت دراین مناطق، رابطه مستقیمی با میزان اشتغال افراد پیدامی کند.

سعی دولت ها همواره درجهت ایجاد سدی محکم دربرابر دولت های بیگانه درمرز های مشترک با آن ها بوده است. در
این نگاه، عامل انسانی، قوی ترین ومهم ترین سد، چه به لحاظ سنتی وفرهنگی آن و چه از نوع سخت آن عمل خواهد کرد.

گذشتهاز این نگاه، توجه به منابع وپتانسیل های محلی یک منطقه دراستحکام حس ملی گرایی وتعریف هویت آن در درون یک دولت،پیوندی عمیق دارد. لذا، هزینه دولت در جهت تامین منافع واقناع مناظق حاشیه ای ومرزی، بصورت تامین امنیت وافزایش حس
 همگرایی، به دولت نمودار می شودکمااینکه؛ هزینه ای که برای حفظ نیروی انسانی بومی واقناع آن ها برای ماندن در سکونت گاه های مرزی می شودنسبت به تامین این این هدف از راه های دیگر می شود، بسیار کم تر است.

شهرستان زیرکوه به لحاظ جغرافیایی درشرقی ترین قسمت ایران واقع شده و147 کیلومترازمرز مشترک با کشورافغانستان را درخود جای داده است.
از این لحاظ، اهمیت سیاسی این منطقه بر کسی پوشیده نیست که این خود گواهی است برلزوم اقناع وتشویق گروه های انسانی بر ادامه حیات در این منطقه. از طرف دیگر، زیرکوه  بعنوان جمعیت غالب روستایی، منابع کافی برای خود اشتغالی در صورت مدیریت صحیح را داراست.

همین مدیریت ناصحیح است که در سال هایی که خشک سالی های پیاپی روستاییان را تهدید میکندباعث هدررفت منابع شده وهرروز بر کاهش جمعیت درمناطق مرزی وروستا های کوچک می افزاید.
حرکت در جهت ایجاد مشاغل ممکن، با توجه به ظرفیت های منطقه نه تنها می توانددرحس امیدوافزایش میل به زندگی در منطقه موثرباشد بلکه سطح زندگی رانیز افزایش داده به تمرکز نیروی انسانی درمنطقه بومی شان منجر می شود.

زیرکوه، به لحاظ داشتن محصولات کشاورزی نظیرزرشک، زعفران، عناب، انگورو... ونیز صنایع دستی چون قالی بافی وگلیم بافی و نیز توانمندی های بالقوه دیگر، از پتانسیل لازم برای این امر برخوردار است.

متاسفانه رویکرد حاضر به گونه ای درجهت محوریت یافتن مشاغل غیرمرتبط ودور ازظرفیت های طبیعی است واین خودریشه پاره ای ازمشکلات وموانع پیش آمده است.

این نگاه که برای یافتن شغلی باید منطقه بومی را ترک گفت حاصل همان مدیریت ناصحیح است که اشاره شد.
علی ای حال، آنچه این نوشته سعی دربیان آن دارد، جلب توجه درجهت بکارگیری توان وظرفیت های بومی ومدیریت صحیح آن درجهت خود اشتغالزایی نیروی انسانی فعال در منطقه حاشیه ای ومرزی است.
درادامه چند مورد از بسیارمواردی که می تواند بعنوان گامی درجهتخود اشتغالی درمنطقه موردتوجه قرار گیرداشاره می شود:
1.ایجاد برندونشان محصولات کشاورزی نظیر زرشک وزعفران وکسب ارزش افزوده محصول به جای صادرات خام آن ها به
این صورت که به جای اینکه این محصولات بصورت فله ای به فروش رسند، پس ازتایید ودادن نشان خاص آن، امکان بسته
 بندی برای کشاورزان فراهم شودویا آنکه مرکزی جامع این امر را برعهده گیردوصادرات آن تسهیل شود.
2. استفاده از ظرفیت های درونی هر روستامتناسب با توان آن. مثلادرعرصه صنایع دستی بصورت ایجاد کارگاه های قالی بافی تحت نطارت که صادرات آنهارا نیز برعهده داشته باشد.
3. اصلاح ساختارآبیاری درزمینه کشاورزی وجایگزین کردن آن باشیوه های نوینی چون آبیاری قطره ای.
4. احداث سدپس ازمطالعات لازم درمناطق کم آب درجهت تغذیه سفره های آب زیرزمینی.
5. ایجادواحداث گلخانه وآموزش امورآن درمناطقی که امکان ایجاد آن وجودداردودر کنارآن، ایجاد بازار فروش وهمکاری درجهت رونق آن.
6. ایجاد مشاغلی چون پرورش دام، طیور،گاو، شترمرغ و ...متناسب با توان وظرفیت هر روستا.
7. ایجاد جایگاهی بعنوان مرکز فروش محصولات وتوانمندی های روستا.

عباس الهی دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران

,

متن این یادداشت بدین شرح است:

مساله اشتغال همواره دغدغه طیف گسترده ای از جامعه بوده است. دراین میان امراشتغال درمناظق حاشیه ای ومرزی ازاهمیت ویژه ای برخوردار است چراکه دوام و بقای جمعیت و میزان مهاجرت دراین مناطق، رابطه مستقیمی با میزان اشتغال افراد پیدامی کند.

سعی دولت ها همواره درجهت ایجاد سدی محکم دربرابر دولت های بیگانه درمرز های مشترک با آن ها بوده است. در
این نگاه، عامل انسانی، قوی ترین ومهم ترین سد، چه به لحاظ سنتی وفرهنگی آن و چه از نوع سخت آن عمل خواهد کرد.

گذشتهاز این نگاه، توجه به منابع وپتانسیل های محلی یک منطقه دراستحکام حس ملی گرایی وتعریف هویت آن در درون یک دولت،پیوندی عمیق دارد. لذا، هزینه دولت در جهت تامین منافع واقناع مناظق حاشیه ای ومرزی، بصورت تامین امنیت وافزایش حس
 همگرایی، به دولت نمودار می شودکمااینکه؛ هزینه ای که برای حفظ نیروی انسانی بومی واقناع آن ها برای ماندن در سکونت گاه های مرزی می شودنسبت به تامین این این هدف از راه های دیگر می شود، بسیار کم تر است.

شهرستان زیرکوه به لحاظ جغرافیایی درشرقی ترین قسمت ایران واقع شده و147 کیلومترازمرز مشترک با کشورافغانستان را درخود جای داده است.
از این لحاظ، اهمیت سیاسی این منطقه بر کسی پوشیده نیست که این خود گواهی است برلزوم اقناع وتشویق گروه های انسانی بر ادامه حیات در این منطقه. از طرف دیگر، زیرکوه  بعنوان جمعیت غالب روستایی، منابع کافی برای خود اشتغالی در صورت مدیریت صحیح را داراست.

همین مدیریت ناصحیح است که در سال هایی که خشک سالی های پیاپی روستاییان را تهدید میکندباعث هدررفت منابع شده وهرروز بر کاهش جمعیت درمناطق مرزی وروستا های کوچک می افزاید.
حرکت در جهت ایجاد مشاغل ممکن، با توجه به ظرفیت های منطقه نه تنها می توانددرحس امیدوافزایش میل به زندگی در منطقه موثرباشد بلکه سطح زندگی رانیز افزایش داده به تمرکز نیروی انسانی درمنطقه بومی شان منجر می شود.

زیرکوه، به لحاظ داشتن محصولات کشاورزی نظیرزرشک، زعفران، عناب، انگورو... ونیز صنایع دستی چون قالی بافی وگلیم بافی و نیز توانمندی های بالقوه دیگر، از پتانسیل لازم برای این امر برخوردار است.

متاسفانه رویکرد حاضر به گونه ای درجهت محوریت یافتن مشاغل غیرمرتبط ودور ازظرفیت های طبیعی است واین خودریشه پاره ای ازمشکلات وموانع پیش آمده است.

این نگاه که برای یافتن شغلی باید منطقه بومی را ترک گفت حاصل همان مدیریت ناصحیح است که اشاره شد.
علی ای حال، آنچه این نوشته سعی دربیان آن دارد، جلب توجه درجهت بکارگیری توان وظرفیت های بومی ومدیریت صحیح آن درجهت خود اشتغالزایی نیروی انسانی فعال در منطقه حاشیه ای ومرزی است.
درادامه چند مورد از بسیارمواردی که می تواند بعنوان گامی درجهتخود اشتغالی درمنطقه موردتوجه قرار گیرداشاره می شود:
1.ایجاد برندونشان محصولات کشاورزی نظیر زرشک وزعفران وکسب ارزش افزوده محصول به جای صادرات خام آن ها به
این صورت که به جای اینکه این محصولات بصورت فله ای به فروش رسند، پس ازتایید ودادن نشان خاص آن، امکان بسته
 بندی برای کشاورزان فراهم شودویا آنکه مرکزی جامع این امر را برعهده گیردوصادرات آن تسهیل شود.
2. استفاده از ظرفیت های درونی هر روستامتناسب با توان آن. مثلادرعرصه صنایع دستی بصورت ایجاد کارگاه های قالی بافی تحت نطارت که صادرات آنهارا نیز برعهده داشته باشد.
3. اصلاح ساختارآبیاری درزمینه کشاورزی وجایگزین کردن آن باشیوه های نوینی چون آبیاری قطره ای.
4. احداث سدپس ازمطالعات لازم درمناطق کم آب درجهت تغذیه سفره های آب زیرزمینی.
5. ایجادواحداث گلخانه وآموزش امورآن درمناطقی که امکان ایجاد آن وجودداردودر کنارآن، ایجاد بازار فروش وهمکاری درجهت رونق آن.
6. ایجاد مشاغلی چون پرورش دام، طیور،گاو، شترمرغ و ...متناسب با توان وظرفیت هر روستا.
7. ایجاد جایگاهی بعنوان مرکز فروش محصولات وتوانمندی های روستا.

عباس الهی دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران

,

متن این یادداشت بدین شرح است:

مساله اشتغال همواره دغدغه طیف گسترده ای از جامعه بوده است. دراین میان امراشتغال درمناظق حاشیه ای ومرزی ازاهمیت ویژه ای برخوردار است چراکه دوام و بقای جمعیت و میزان مهاجرت دراین مناطق، رابطه مستقیمی با میزان اشتغال افراد پیدامی کند.

سعی دولت ها همواره درجهت ایجاد سدی محکم دربرابر دولت های بیگانه درمرز های مشترک با آن ها بوده است. در
این نگاه، عامل انسانی، قوی ترین ومهم ترین سد، چه به لحاظ سنتی وفرهنگی آن و چه از نوع سخت آن عمل خواهد کرد.

گذشتهاز این نگاه، توجه به منابع وپتانسیل های محلی یک منطقه دراستحکام حس ملی گرایی وتعریف هویت آن در درون یک دولت،پیوندی عمیق دارد. لذا، هزینه دولت در جهت تامین منافع واقناع مناظق حاشیه ای ومرزی، بصورت تامین امنیت وافزایش حس
 همگرایی، به دولت نمودار می شودکمااینکه؛ هزینه ای که برای حفظ نیروی انسانی بومی واقناع آن ها برای ماندن در سکونت گاه های مرزی می شودنسبت به تامین این این هدف از راه های دیگر می شود، بسیار کم تر است.

شهرستان زیرکوه به لحاظ جغرافیایی درشرقی ترین قسمت ایران واقع شده و147 کیلومترازمرز مشترک با کشورافغانستان را درخود جای داده است.
از این لحاظ، اهمیت سیاسی این منطقه بر کسی پوشیده نیست که این خود گواهی است برلزوم اقناع وتشویق گروه های انسانی بر ادامه حیات در این منطقه. از طرف دیگر، زیرکوه  بعنوان جمعیت غالب روستایی، منابع کافی برای خود اشتغالی در صورت مدیریت صحیح را داراست.

همین مدیریت ناصحیح است که در سال هایی که خشک سالی های پیاپی روستاییان را تهدید میکندباعث هدررفت منابع شده وهرروز بر کاهش جمعیت درمناطق مرزی وروستا های کوچک می افزاید.
حرکت در جهت ایجاد مشاغل ممکن، با توجه به ظرفیت های منطقه نه تنها می توانددرحس امیدوافزایش میل به زندگی در منطقه موثرباشد بلکه سطح زندگی رانیز افزایش داده به تمرکز نیروی انسانی درمنطقه بومی شان منجر می شود.

زیرکوه، به لحاظ داشتن محصولات کشاورزی نظیرزرشک، زعفران، عناب، انگورو... ونیز صنایع دستی چون قالی بافی وگلیم بافی و نیز توانمندی های بالقوه دیگر، از پتانسیل لازم برای این امر برخوردار است.

متاسفانه رویکرد حاضر به گونه ای درجهت محوریت یافتن مشاغل غیرمرتبط ودور ازظرفیت های طبیعی است واین خودریشه پاره ای ازمشکلات وموانع پیش آمده است.

این نگاه که برای یافتن شغلی باید منطقه بومی را ترک گفت حاصل همان مدیریت ناصحیح است که اشاره شد.
علی ای حال، آنچه این نوشته سعی دربیان آن دارد، جلب توجه درجهت بکارگیری توان وظرفیت های بومی ومدیریت صحیح آن درجهت خود اشتغالزایی نیروی انسانی فعال در منطقه حاشیه ای ومرزی است.
درادامه چند مورد از بسیارمواردی که می تواند بعنوان گامی درجهتخود اشتغالی درمنطقه موردتوجه قرار گیرداشاره می شود:
1.ایجاد برندونشان محصولات کشاورزی نظیر زرشک وزعفران وکسب ارزش افزوده محصول به جای صادرات خام آن ها به
این صورت که به جای اینکه این محصولات بصورت فله ای به فروش رسند، پس ازتایید ودادن نشان خاص آن، امکان بسته
 بندی برای کشاورزان فراهم شودویا آنکه مرکزی جامع این امر را برعهده گیردوصادرات آن تسهیل شود.
2. استفاده از ظرفیت های درونی هر روستامتناسب با توان آن. مثلادرعرصه صنایع دستی بصورت ایجاد کارگاه های قالی بافی تحت نطارت که صادرات آنهارا نیز برعهده داشته باشد.
3. اصلاح ساختارآبیاری درزمینه کشاورزی وجایگزین کردن آن باشیوه های نوینی چون آبیاری قطره ای.
4. احداث سدپس ازمطالعات لازم درمناطق کم آب درجهت تغذیه سفره های آب زیرزمینی.
5. ایجادواحداث گلخانه وآموزش امورآن درمناطقی که امکان ایجاد آن وجودداردودر کنارآن، ایجاد بازار فروش وهمکاری درجهت رونق آن.
6. ایجاد مشاغلی چون پرورش دام، طیور،گاو، شترمرغ و ...متناسب با توان وظرفیت هر روستا.
7. ایجاد جایگاهی بعنوان مرکز فروش محصولات وتوانمندی های روستا.

عباس الهی دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران

,

متن این یادداشت بدین شرح است:

,

مساله اشتغال همواره دغدغه طیف گسترده ای از جامعه بوده است. دراین میان امراشتغال درمناظق حاشیه ای ومرزی ازاهمیت ویژه ای برخوردار است چراکه دوام و بقای جمعیت و میزان مهاجرت دراین مناطق، رابطه مستقیمی با میزان اشتغال افراد پیدامی کند.

,

سعی دولت ها همواره درجهت ایجاد سدی محکم دربرابر دولت های بیگانه درمرز های مشترک با آن ها بوده است. در
این نگاه، عامل انسانی، قوی ترین ومهم ترین سد، چه به لحاظ سنتی وفرهنگی آن و چه از نوع سخت آن عمل خواهد کرد.

,
,

گذشتهاز این نگاه، توجه به منابع وپتانسیل های محلی یک منطقه دراستحکام حس ملی گرایی وتعریف هویت آن در درون یک دولت،پیوندی عمیق دارد. لذا، هزینه دولت در جهت تامین منافع واقناع مناظق حاشیه ای ومرزی، بصورت تامین امنیت وافزایش حس
 همگرایی، به دولت نمودار می شودکمااینکه؛ هزینه ای که برای حفظ نیروی انسانی بومی واقناع آن ها برای ماندن در سکونت گاه های مرزی می شودنسبت به تامین این این هدف از راه های دیگر می شود، بسیار کم تر است.

,
,

شهرستان زیرکوه به لحاظ جغرافیایی درشرقی ترین قسمت ایران واقع شده و147 کیلومترازمرز مشترک با کشورافغانستان را درخود جای داده است.
از این لحاظ، اهمیت سیاسی این منطقه بر کسی پوشیده نیست که این خود گواهی است برلزوم اقناع وتشویق گروه های انسانی بر ادامه حیات در این منطقه. از طرف دیگر، زیرکوه  بعنوان جمعیت غالب روستایی، منابع کافی برای خود اشتغالی در صورت مدیریت صحیح را داراست.

,
,

همین مدیریت ناصحیح است که در سال هایی که خشک سالی های پیاپی روستاییان را تهدید میکندباعث هدررفت منابع شده وهرروز بر کاهش جمعیت درمناطق مرزی وروستا های کوچک می افزاید.
حرکت در جهت ایجاد مشاغل ممکن، با توجه به ظرفیت های منطقه نه تنها می توانددرحس امیدوافزایش میل به زندگی در منطقه موثرباشد بلکه سطح زندگی رانیز افزایش داده به تمرکز نیروی انسانی درمنطقه بومی شان منجر می شود.

,
,

زیرکوه، به لحاظ داشتن محصولات کشاورزی نظیرزرشک، زعفران، عناب، انگورو... ونیز صنایع دستی چون قالی بافی وگلیم بافی و نیز توانمندی های بالقوه دیگر، از پتانسیل لازم برای این امر برخوردار است.

,

متاسفانه رویکرد حاضر به گونه ای درجهت محوریت یافتن مشاغل غیرمرتبط ودور ازظرفیت های طبیعی است واین خودریشه پاره ای ازمشکلات وموانع پیش آمده است.

,

این نگاه که برای یافتن شغلی باید منطقه بومی را ترک گفت حاصل همان مدیریت ناصحیح است که اشاره شد.
علی ای حال، آنچه این نوشته سعی دربیان آن دارد، جلب توجه درجهت بکارگیری توان وظرفیت های بومی ومدیریت صحیح آن درجهت خود اشتغالزایی نیروی انسانی فعال در منطقه حاشیه ای ومرزی است.
درادامه چند مورد از بسیارمواردی که می تواند بعنوان گامی درجهتخود اشتغالی درمنطقه موردتوجه قرار گیرداشاره می شود:
1.ایجاد برندونشان محصولات کشاورزی نظیر زرشک وزعفران وکسب ارزش افزوده محصول به جای صادرات خام آن ها به
این صورت که به جای اینکه این محصولات بصورت فله ای به فروش رسند، پس ازتایید ودادن نشان خاص آن، امکان بسته
 بندی برای کشاورزان فراهم شودویا آنکه مرکزی جامع این امر را برعهده گیردوصادرات آن تسهیل شود.
2. استفاده از ظرفیت های درونی هر روستامتناسب با توان آن. مثلادرعرصه صنایع دستی بصورت ایجاد کارگاه های قالی بافی تحت نطارت که صادرات آنهارا نیز برعهده داشته باشد.
3. اصلاح ساختارآبیاری درزمینه کشاورزی وجایگزین کردن آن باشیوه های نوینی چون آبیاری قطره ای.
4. احداث سدپس ازمطالعات لازم درمناطق کم آب درجهت تغذیه سفره های آب زیرزمینی.
5. ایجادواحداث گلخانه وآموزش امورآن درمناطقی که امکان ایجاد آن وجودداردودر کنارآن، ایجاد بازار فروش وهمکاری درجهت رونق آن.
6. ایجاد مشاغلی چون پرورش دام، طیور،گاو، شترمرغ و ...متناسب با توان وظرفیت هر روستا.
7. ایجاد جایگاهی بعنوان مرکز فروش محصولات وتوانمندی های روستا.

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

عباس الهی دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران

,
 
انتهای پیام/
,
 
انتهای پیام/
,
 
انتهای پیام/
,
, ,
 
,
انتهای پیام/
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه