logo
پنج‌شنبه 23 مهر 1405 | پنجشنبه 15 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

روی خط انقلاب با "علی دشتی پور" از مبارزان انقلابی در ایلام

خاطراتی از خفقان، مبارزه، تبعید و قلب‌های پرتپش برای آزادی+ اسناد

خاطراتی از خفقان، مبارزه، تبعید و قلب‌های پرتپش برای آزادی+ اسناد
این مبارز انقلابی و اسنادش از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت سخن می گوید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ "علی دشتی پور" یکی از افراد حاضر در مبارزات انقلابی که پس از دستگیری به جرم مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی در ایلام و انتقال به خرم آباد موفق به فرار از دادگاه مبارزان سیاسی خرم آباد شده بود در گفتگو اختصاصی با خبرنگار ایلام پویا، از فعالیت های انقلابی خود گفت: پس از آشنایی و مطالعه کتاب های دکتر علی شریعتی در سال 55 وارد مبارزه علیه استبداد شاه شدم و به پخش کتاب های دکتر شریعتی و دیگر نویسندگان مبارز در بین دانشجویان دانشگاه دامپروری ایلام که در آن زمان تنها دانشگاه ایلام بود پرداختم و همزمان به روشنگری برای دانش آموزان درخصوص اهداف انقلاب مشغول شدم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایلام پویا,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

,

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

,

 

,

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

,

 

,

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

,

 

,

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

,

 

,

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

,

 

,

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

,

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

,

 

,
,
,
,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه