logo
جمعه 24 مهر 1405 | جمعه 16 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

افزایش مشکلات اجتماعی با انتخاب های نادرست

افزایش مشکلات اجتماعی با انتخاب های نادرست
به ازدواج فکر نمی کرد، زمانی که 18 سال سن داشت، ورود به دانشگاه و تحصیل تنها هدفش بود تا بتواند کار خوبی پیدا کند تا هم افتخاری برای خودش باشد و هم پدر و مادرش به او افتخار کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان کویر ، به ازدواج فکر نمی کرد، زمانی که 18 سال سن داشت، ورود به دانشگاه و تحصیل تنها هدفش بود تا بتواند کار خوبی پیدا کند تا هم افتخاری برای خودش باشد و هم پدر و مادرش به او افتخار کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان کویر,

کارشناسی را که گرفت اما بازار کار را در کارشناسی ارشد دید و این بار پا در رقابت برای به دست آوردن کارشناسی ارشد گذاشت و بالاخره با موفقیت، این خان هم گذراند.

خان دیگری پیش رو داشت، اما همچنان خواستگارهایش را رد می کرد و برای بدست آوردن شغل عزمش را جزم کرده بود.

بالاخره موفق شد، اما چندی نگذشته از حقوق و کارش ناراضی بود، آخر گیاه پزشکی را چه به منشی گری در یک شرکت ساختمانی!!!

 28 سالش شده بود، همکلاسی‌هایش یکی دو بچه قد و نیم‌قد داشتند ولی او هنوز ازدواج نکرده بود. او حالا 32 ساله است و در حالی احساس تنهایی و ترس از تجرد همیشگی به سراغش می‌آید که نمی‌داند در مسیر زندگی، انتخاب او درست بود یا همکلاسی‌هایش که امروز خانه‌دار هستند؟

از مهمانی رفتن متنفرم، سوال تکراری " چرا ازدواج نمی کنی" کابوسی است که در هر میهمانی با آن روبرو هستم. از این که مرا همواره برانداز می کنند و تمام مشکلاتم را به ازدواج ختم می کنند خسته شده ام.

کنایه هایی که بر دلتنگی من می افزایند و از طرفی خانواده ام من را سربار می دانند، اما تلاش من بر این بود تا برای خانواده ام یک افتخار باشم. تلاش اعضای خانواده برای نجات دادن من از تنهایی و این اواخر سرزنشم برای این که چرا ازدواج نمی کنی مرا تا حد اعلای خود به انزجار کشانده است.

اکنون در شرایطی به سر می برم که خواستگار چندانی ندارم و از میان همین یکی دو تا هم شرایطشان نسبت به خواستگارهای گذشته ام قابل قیاس نیست...

این جملات تنهاگوشه ای از دغدغه های دختران مجرد است که با آن دست وپنجه نرم می کنند.

دخترانی مانند مریم که تحصیلکرده و مجرد هستند، در جامعه ما کم نیستند. آنان با چالش‌هایی مانند افزایش سن ازدواج، ناتوانی در تهیه جهیزیه مفصل و اشتغال در شغل‌های نامناسب روبرو هستند.

اشتغال زنان و دختران موضوعی است که نه تنها در شهر کرمان بلکه در همه ی شهرهای ایران به عنوان یکی از دغدغه های اصلی جامعه ی زنان ایرانی محسوب شده است اما در این بین تلاش برای بدست آوردن هر کاری آن هم بدون مرتبط با رشته ی تحصیلی یک بانو تاسف برانگیز است.

تلاشی که سبب می شود تا یک دختر بسیاری از موقعیت های زندگی و ازدواج خود را از دست دهد اما مصر است تا به هر بهایی به اشتغال روی آورد.

فروشندگی تمامی اوقات فراغتم را دزدیده است

زهرا (م) فروشنده ی یکی از مغازه های کرمان است. او می گوید25 سالم است و  لیسانس نرم افزار کامپیوتر دارم،  برای بدست آوردن کار به هر دری زدم اما نهایتا توانستم تنها فروشنده شوم.شغلی که نیاز به تحصیلات آنچنانی ندارد.

شغلم را دوست ندارم، به طور کلی تمام وقت مرا می گیرد البته الان که مجرد هستم مانعی برایم نیست هر چند که اوقات فراغتم را دزدیده است اما تا حدی توانسته ام  نیازهای مالی ام را با این شغل تامین نمایم.

وقتی از زهرا پرسیدیم چرا تا کنون ازدواج نکردی، پاسخ داد: موقعیت مناسبی تا کنون نداشتم، در هر صورت من به لحاظ مادی تامین هستم.

آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای چندرغاز پول ازدواج کنم

بانوی فروشنده ی دیگری که نمی خواست نامش را بگوید، در گفتگو با خبرنگار ما گفت: کارشناسی ارشد مکانیک دارم اما اکنون در مغازه ی مانتو فروشی ، فروشنده شده ام، شغلی که با آرزوها و تلاش من بسیار فاصله دارد.

او در خصوص تجرد خودش گفت: تا کنون خواستگارهایم را به امید این که نفر بعدی بهتر باشد رد کردم  اما هر بار وضعیت بدتر می شود، از میان همین یکی دو نفری که شاید در سال گذرشان به خانه ما بیفتد ترجیح میدهم هیچ را انتخاب کنم، آخر آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای ادامه ی زندگی و چندرغاز پول ازدواج کنم .

حفظ شان دختران از مهم ترین نکات انتخاب شغل است

زهرا مومنی کارشناس خانواده در گفتگو با " زنان کویر " به تاثیر اشتغال دختران و تجرد اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه های دختر امروز به دست آوردن شغل است، از آنجا که ایجاد شغل دولتی برای همه ی دختران میسر نیست بنابراین به دنبال شغل در شرکت های خصوصی و یا عناوین متعدد دیگری می روند.

این پژوهشگر خانواده با تاکید بر حفظ شان و منزلت یک دختر در هر موقعیت اجتماعی و شغلی ادامه داد: دل خوش بودن به این که فرد شغل دارد خوب نخواهد بود بلکه باید توجه کرد که افراد با توجه به جنسیت به چه شغلی مشغول هستند.

وی ازدواج دیرهنگام و وجود برخی مشکلات اجتماعی را ناشی از انتخاب نادرست در اشتغال دختران دانست و تاکید کرد: تنها به داشتن یک شغل نباید دلخوش بود بلکه باید دید این شغل تا چه حد شان اجتماعی یک دختر را حفظ می کند و از طرفی شک شغل نباید زمینه ساز مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی باشد.

انتهای پیام/

,

کارشناسی را که گرفت اما بازار کار را در کارشناسی ارشد دید و این بار پا در رقابت برای به دست آوردن کارشناسی ارشد گذاشت و بالاخره با موفقیت، این خان هم گذراند.

خان دیگری پیش رو داشت، اما همچنان خواستگارهایش را رد می کرد و برای بدست آوردن شغل عزمش را جزم کرده بود.

بالاخره موفق شد، اما چندی نگذشته از حقوق و کارش ناراضی بود، آخر گیاه پزشکی را چه به منشی گری در یک شرکت ساختمانی!!!

 28 سالش شده بود، همکلاسی‌هایش یکی دو بچه قد و نیم‌قد داشتند ولی او هنوز ازدواج نکرده بود. او حالا 32 ساله است و در حالی احساس تنهایی و ترس از تجرد همیشگی به سراغش می‌آید که نمی‌داند در مسیر زندگی، انتخاب او درست بود یا همکلاسی‌هایش که امروز خانه‌دار هستند؟

از مهمانی رفتن متنفرم، سوال تکراری " چرا ازدواج نمی کنی" کابوسی است که در هر میهمانی با آن روبرو هستم. از این که مرا همواره برانداز می کنند و تمام مشکلاتم را به ازدواج ختم می کنند خسته شده ام.

کنایه هایی که بر دلتنگی من می افزایند و از طرفی خانواده ام من را سربار می دانند، اما تلاش من بر این بود تا برای خانواده ام یک افتخار باشم. تلاش اعضای خانواده برای نجات دادن من از تنهایی و این اواخر سرزنشم برای این که چرا ازدواج نمی کنی مرا تا حد اعلای خود به انزجار کشانده است.

اکنون در شرایطی به سر می برم که خواستگار چندانی ندارم و از میان همین یکی دو تا هم شرایطشان نسبت به خواستگارهای گذشته ام قابل قیاس نیست...

این جملات تنهاگوشه ای از دغدغه های دختران مجرد است که با آن دست وپنجه نرم می کنند.

دخترانی مانند مریم که تحصیلکرده و مجرد هستند، در جامعه ما کم نیستند. آنان با چالش‌هایی مانند افزایش سن ازدواج، ناتوانی در تهیه جهیزیه مفصل و اشتغال در شغل‌های نامناسب روبرو هستند.

اشتغال زنان و دختران موضوعی است که نه تنها در شهر کرمان بلکه در همه ی شهرهای ایران به عنوان یکی از دغدغه های اصلی جامعه ی زنان ایرانی محسوب شده است اما در این بین تلاش برای بدست آوردن هر کاری آن هم بدون مرتبط با رشته ی تحصیلی یک بانو تاسف برانگیز است.

تلاشی که سبب می شود تا یک دختر بسیاری از موقعیت های زندگی و ازدواج خود را از دست دهد اما مصر است تا به هر بهایی به اشتغال روی آورد.

فروشندگی تمامی اوقات فراغتم را دزدیده است

زهرا (م) فروشنده ی یکی از مغازه های کرمان است. او می گوید25 سالم است و  لیسانس نرم افزار کامپیوتر دارم،  برای بدست آوردن کار به هر دری زدم اما نهایتا توانستم تنها فروشنده شوم.شغلی که نیاز به تحصیلات آنچنانی ندارد.

شغلم را دوست ندارم، به طور کلی تمام وقت مرا می گیرد البته الان که مجرد هستم مانعی برایم نیست هر چند که اوقات فراغتم را دزدیده است اما تا حدی توانسته ام  نیازهای مالی ام را با این شغل تامین نمایم.

وقتی از زهرا پرسیدیم چرا تا کنون ازدواج نکردی، پاسخ داد: موقعیت مناسبی تا کنون نداشتم، در هر صورت من به لحاظ مادی تامین هستم.

آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای چندرغاز پول ازدواج کنم

بانوی فروشنده ی دیگری که نمی خواست نامش را بگوید، در گفتگو با خبرنگار ما گفت: کارشناسی ارشد مکانیک دارم اما اکنون در مغازه ی مانتو فروشی ، فروشنده شده ام، شغلی که با آرزوها و تلاش من بسیار فاصله دارد.

او در خصوص تجرد خودش گفت: تا کنون خواستگارهایم را به امید این که نفر بعدی بهتر باشد رد کردم  اما هر بار وضعیت بدتر می شود، از میان همین یکی دو نفری که شاید در سال گذرشان به خانه ما بیفتد ترجیح میدهم هیچ را انتخاب کنم، آخر آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای ادامه ی زندگی و چندرغاز پول ازدواج کنم .

حفظ شان دختران از مهم ترین نکات انتخاب شغل است

زهرا مومنی کارشناس خانواده در گفتگو با " زنان کویر " به تاثیر اشتغال دختران و تجرد اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه های دختر امروز به دست آوردن شغل است، از آنجا که ایجاد شغل دولتی برای همه ی دختران میسر نیست بنابراین به دنبال شغل در شرکت های خصوصی و یا عناوین متعدد دیگری می روند.

این پژوهشگر خانواده با تاکید بر حفظ شان و منزلت یک دختر در هر موقعیت اجتماعی و شغلی ادامه داد: دل خوش بودن به این که فرد شغل دارد خوب نخواهد بود بلکه باید توجه کرد که افراد با توجه به جنسیت به چه شغلی مشغول هستند.

وی ازدواج دیرهنگام و وجود برخی مشکلات اجتماعی را ناشی از انتخاب نادرست در اشتغال دختران دانست و تاکید کرد: تنها به داشتن یک شغل نباید دلخوش بود بلکه باید دید این شغل تا چه حد شان اجتماعی یک دختر را حفظ می کند و از طرفی شک شغل نباید زمینه ساز مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی باشد.

انتهای پیام/

,

کارشناسی را که گرفت اما بازار کار را در کارشناسی ارشد دید و این بار پا در رقابت برای به دست آوردن کارشناسی ارشد گذاشت و بالاخره با موفقیت، این خان هم گذراند.

خان دیگری پیش رو داشت، اما همچنان خواستگارهایش را رد می کرد و برای بدست آوردن شغل عزمش را جزم کرده بود.

بالاخره موفق شد، اما چندی نگذشته از حقوق و کارش ناراضی بود، آخر گیاه پزشکی را چه به منشی گری در یک شرکت ساختمانی!!!

 28 سالش شده بود، همکلاسی‌هایش یکی دو بچه قد و نیم‌قد داشتند ولی او هنوز ازدواج نکرده بود. او حالا 32 ساله است و در حالی احساس تنهایی و ترس از تجرد همیشگی به سراغش می‌آید که نمی‌داند در مسیر زندگی، انتخاب او درست بود یا همکلاسی‌هایش که امروز خانه‌دار هستند؟

از مهمانی رفتن متنفرم، سوال تکراری " چرا ازدواج نمی کنی" کابوسی است که در هر میهمانی با آن روبرو هستم. از این که مرا همواره برانداز می کنند و تمام مشکلاتم را به ازدواج ختم می کنند خسته شده ام.

کنایه هایی که بر دلتنگی من می افزایند و از طرفی خانواده ام من را سربار می دانند، اما تلاش من بر این بود تا برای خانواده ام یک افتخار باشم. تلاش اعضای خانواده برای نجات دادن من از تنهایی و این اواخر سرزنشم برای این که چرا ازدواج نمی کنی مرا تا حد اعلای خود به انزجار کشانده است.

اکنون در شرایطی به سر می برم که خواستگار چندانی ندارم و از میان همین یکی دو تا هم شرایطشان نسبت به خواستگارهای گذشته ام قابل قیاس نیست...

این جملات تنهاگوشه ای از دغدغه های دختران مجرد است که با آن دست وپنجه نرم می کنند.

دخترانی مانند مریم که تحصیلکرده و مجرد هستند، در جامعه ما کم نیستند. آنان با چالش‌هایی مانند افزایش سن ازدواج، ناتوانی در تهیه جهیزیه مفصل و اشتغال در شغل‌های نامناسب روبرو هستند.

اشتغال زنان و دختران موضوعی است که نه تنها در شهر کرمان بلکه در همه ی شهرهای ایران به عنوان یکی از دغدغه های اصلی جامعه ی زنان ایرانی محسوب شده است اما در این بین تلاش برای بدست آوردن هر کاری آن هم بدون مرتبط با رشته ی تحصیلی یک بانو تاسف برانگیز است.

تلاشی که سبب می شود تا یک دختر بسیاری از موقعیت های زندگی و ازدواج خود را از دست دهد اما مصر است تا به هر بهایی به اشتغال روی آورد.

فروشندگی تمامی اوقات فراغتم را دزدیده است

زهرا (م) فروشنده ی یکی از مغازه های کرمان است. او می گوید25 سالم است و  لیسانس نرم افزار کامپیوتر دارم،  برای بدست آوردن کار به هر دری زدم اما نهایتا توانستم تنها فروشنده شوم.شغلی که نیاز به تحصیلات آنچنانی ندارد.

شغلم را دوست ندارم، به طور کلی تمام وقت مرا می گیرد البته الان که مجرد هستم مانعی برایم نیست هر چند که اوقات فراغتم را دزدیده است اما تا حدی توانسته ام  نیازهای مالی ام را با این شغل تامین نمایم.

وقتی از زهرا پرسیدیم چرا تا کنون ازدواج نکردی، پاسخ داد: موقعیت مناسبی تا کنون نداشتم، در هر صورت من به لحاظ مادی تامین هستم.

آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای چندرغاز پول ازدواج کنم

بانوی فروشنده ی دیگری که نمی خواست نامش را بگوید، در گفتگو با خبرنگار ما گفت: کارشناسی ارشد مکانیک دارم اما اکنون در مغازه ی مانتو فروشی ، فروشنده شده ام، شغلی که با آرزوها و تلاش من بسیار فاصله دارد.

او در خصوص تجرد خودش گفت: تا کنون خواستگارهایم را به امید این که نفر بعدی بهتر باشد رد کردم  اما هر بار وضعیت بدتر می شود، از میان همین یکی دو نفری که شاید در سال گذرشان به خانه ما بیفتد ترجیح میدهم هیچ را انتخاب کنم، آخر آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای ادامه ی زندگی و چندرغاز پول ازدواج کنم .

حفظ شان دختران از مهم ترین نکات انتخاب شغل است

زهرا مومنی کارشناس خانواده در گفتگو با " زنان کویر " به تاثیر اشتغال دختران و تجرد اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه های دختر امروز به دست آوردن شغل است، از آنجا که ایجاد شغل دولتی برای همه ی دختران میسر نیست بنابراین به دنبال شغل در شرکت های خصوصی و یا عناوین متعدد دیگری می روند.

این پژوهشگر خانواده با تاکید بر حفظ شان و منزلت یک دختر در هر موقعیت اجتماعی و شغلی ادامه داد: دل خوش بودن به این که فرد شغل دارد خوب نخواهد بود بلکه باید توجه کرد که افراد با توجه به جنسیت به چه شغلی مشغول هستند.

وی ازدواج دیرهنگام و وجود برخی مشکلات اجتماعی را ناشی از انتخاب نادرست در اشتغال دختران دانست و تاکید کرد: تنها به داشتن یک شغل نباید دلخوش بود بلکه باید دید این شغل تا چه حد شان اجتماعی یک دختر را حفظ می کند و از طرفی شک شغل نباید زمینه ساز مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی باشد.

انتهای پیام/

,

کارشناسی را که گرفت اما بازار کار را در کارشناسی ارشد دید و این بار پا در رقابت برای به دست آوردن کارشناسی ارشد گذاشت و بالاخره با موفقیت، این خان هم گذراند.

خان دیگری پیش رو داشت، اما همچنان خواستگارهایش را رد می کرد و برای بدست آوردن شغل عزمش را جزم کرده بود.

بالاخره موفق شد، اما چندی نگذشته از حقوق و کارش ناراضی بود، آخر گیاه پزشکی را چه به منشی گری در یک شرکت ساختمانی!!!

 28 سالش شده بود، همکلاسی‌هایش یکی دو بچه قد و نیم‌قد داشتند ولی او هنوز ازدواج نکرده بود. او حالا 32 ساله است و در حالی احساس تنهایی و ترس از تجرد همیشگی به سراغش می‌آید که نمی‌داند در مسیر زندگی، انتخاب او درست بود یا همکلاسی‌هایش که امروز خانه‌دار هستند؟

از مهمانی رفتن متنفرم، سوال تکراری " چرا ازدواج نمی کنی" کابوسی است که در هر میهمانی با آن روبرو هستم. از این که مرا همواره برانداز می کنند و تمام مشکلاتم را به ازدواج ختم می کنند خسته شده ام.

کنایه هایی که بر دلتنگی من می افزایند و از طرفی خانواده ام من را سربار می دانند، اما تلاش من بر این بود تا برای خانواده ام یک افتخار باشم. تلاش اعضای خانواده برای نجات دادن من از تنهایی و این اواخر سرزنشم برای این که چرا ازدواج نمی کنی مرا تا حد اعلای خود به انزجار کشانده است.

اکنون در شرایطی به سر می برم که خواستگار چندانی ندارم و از میان همین یکی دو تا هم شرایطشان نسبت به خواستگارهای گذشته ام قابل قیاس نیست...

این جملات تنهاگوشه ای از دغدغه های دختران مجرد است که با آن دست وپنجه نرم می کنند.

دخترانی مانند مریم که تحصیلکرده و مجرد هستند، در جامعه ما کم نیستند. آنان با چالش‌هایی مانند افزایش سن ازدواج، ناتوانی در تهیه جهیزیه مفصل و اشتغال در شغل‌های نامناسب روبرو هستند.

اشتغال زنان و دختران موضوعی است که نه تنها در شهر کرمان بلکه در همه ی شهرهای ایران به عنوان یکی از دغدغه های اصلی جامعه ی زنان ایرانی محسوب شده است اما در این بین تلاش برای بدست آوردن هر کاری آن هم بدون مرتبط با رشته ی تحصیلی یک بانو تاسف برانگیز است.

تلاشی که سبب می شود تا یک دختر بسیاری از موقعیت های زندگی و ازدواج خود را از دست دهد اما مصر است تا به هر بهایی به اشتغال روی آورد.

فروشندگی تمامی اوقات فراغتم را دزدیده است

زهرا (م) فروشنده ی یکی از مغازه های کرمان است. او می گوید25 سالم است و  لیسانس نرم افزار کامپیوتر دارم،  برای بدست آوردن کار به هر دری زدم اما نهایتا توانستم تنها فروشنده شوم.شغلی که نیاز به تحصیلات آنچنانی ندارد.

شغلم را دوست ندارم، به طور کلی تمام وقت مرا می گیرد البته الان که مجرد هستم مانعی برایم نیست هر چند که اوقات فراغتم را دزدیده است اما تا حدی توانسته ام  نیازهای مالی ام را با این شغل تامین نمایم.

وقتی از زهرا پرسیدیم چرا تا کنون ازدواج نکردی، پاسخ داد: موقعیت مناسبی تا کنون نداشتم، در هر صورت من به لحاظ مادی تامین هستم.

آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای چندرغاز پول ازدواج کنم

بانوی فروشنده ی دیگری که نمی خواست نامش را بگوید، در گفتگو با خبرنگار ما گفت: کارشناسی ارشد مکانیک دارم اما اکنون در مغازه ی مانتو فروشی ، فروشنده شده ام، شغلی که با آرزوها و تلاش من بسیار فاصله دارد.

او در خصوص تجرد خودش گفت: تا کنون خواستگارهایم را به امید این که نفر بعدی بهتر باشد رد کردم  اما هر بار وضعیت بدتر می شود، از میان همین یکی دو نفری که شاید در سال گذرشان به خانه ما بیفتد ترجیح میدهم هیچ را انتخاب کنم، آخر آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای ادامه ی زندگی و چندرغاز پول ازدواج کنم .

حفظ شان دختران از مهم ترین نکات انتخاب شغل است

زهرا مومنی کارشناس خانواده در گفتگو با " زنان کویر " به تاثیر اشتغال دختران و تجرد اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه های دختر امروز به دست آوردن شغل است، از آنجا که ایجاد شغل دولتی برای همه ی دختران میسر نیست بنابراین به دنبال شغل در شرکت های خصوصی و یا عناوین متعدد دیگری می روند.

این پژوهشگر خانواده با تاکید بر حفظ شان و منزلت یک دختر در هر موقعیت اجتماعی و شغلی ادامه داد: دل خوش بودن به این که فرد شغل دارد خوب نخواهد بود بلکه باید توجه کرد که افراد با توجه به جنسیت به چه شغلی مشغول هستند.

وی ازدواج دیرهنگام و وجود برخی مشکلات اجتماعی را ناشی از انتخاب نادرست در اشتغال دختران دانست و تاکید کرد: تنها به داشتن یک شغل نباید دلخوش بود بلکه باید دید این شغل تا چه حد شان اجتماعی یک دختر را حفظ می کند و از طرفی شک شغل نباید زمینه ساز مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی باشد.

انتهای پیام/

,

کارشناسی را که گرفت اما بازار کار را در کارشناسی ارشد دید و این بار پا در رقابت برای به دست آوردن کارشناسی ارشد گذاشت و بالاخره با موفقیت، این خان هم گذراند.

خان دیگری پیش رو داشت، اما همچنان خواستگارهایش را رد می کرد و برای بدست آوردن شغل عزمش را جزم کرده بود.

بالاخره موفق شد، اما چندی نگذشته از حقوق و کارش ناراضی بود، آخر گیاه پزشکی را چه به منشی گری در یک شرکت ساختمانی!!!

 28 سالش شده بود، همکلاسی‌هایش یکی دو بچه قد و نیم‌قد داشتند ولی او هنوز ازدواج نکرده بود. او حالا 32 ساله است و در حالی احساس تنهایی و ترس از تجرد همیشگی به سراغش می‌آید که نمی‌داند در مسیر زندگی، انتخاب او درست بود یا همکلاسی‌هایش که امروز خانه‌دار هستند؟

از مهمانی رفتن متنفرم، سوال تکراری " چرا ازدواج نمی کنی" کابوسی است که در هر میهمانی با آن روبرو هستم. از این که مرا همواره برانداز می کنند و تمام مشکلاتم را به ازدواج ختم می کنند خسته شده ام.

کنایه هایی که بر دلتنگی من می افزایند و از طرفی خانواده ام من را سربار می دانند، اما تلاش من بر این بود تا برای خانواده ام یک افتخار باشم. تلاش اعضای خانواده برای نجات دادن من از تنهایی و این اواخر سرزنشم برای این که چرا ازدواج نمی کنی مرا تا حد اعلای خود به انزجار کشانده است.

اکنون در شرایطی به سر می برم که خواستگار چندانی ندارم و از میان همین یکی دو تا هم شرایطشان نسبت به خواستگارهای گذشته ام قابل قیاس نیست...

این جملات تنهاگوشه ای از دغدغه های دختران مجرد است که با آن دست وپنجه نرم می کنند.

دخترانی مانند مریم که تحصیلکرده و مجرد هستند، در جامعه ما کم نیستند. آنان با چالش‌هایی مانند افزایش سن ازدواج، ناتوانی در تهیه جهیزیه مفصل و اشتغال در شغل‌های نامناسب روبرو هستند.

اشتغال زنان و دختران موضوعی است که نه تنها در شهر کرمان بلکه در همه ی شهرهای ایران به عنوان یکی از دغدغه های اصلی جامعه ی زنان ایرانی محسوب شده است اما در این بین تلاش برای بدست آوردن هر کاری آن هم بدون مرتبط با رشته ی تحصیلی یک بانو تاسف برانگیز است.

تلاشی که سبب می شود تا یک دختر بسیاری از موقعیت های زندگی و ازدواج خود را از دست دهد اما مصر است تا به هر بهایی به اشتغال روی آورد.

فروشندگی تمامی اوقات فراغتم را دزدیده است

زهرا (م) فروشنده ی یکی از مغازه های کرمان است. او می گوید25 سالم است و  لیسانس نرم افزار کامپیوتر دارم،  برای بدست آوردن کار به هر دری زدم اما نهایتا توانستم تنها فروشنده شوم.شغلی که نیاز به تحصیلات آنچنانی ندارد.

شغلم را دوست ندارم، به طور کلی تمام وقت مرا می گیرد البته الان که مجرد هستم مانعی برایم نیست هر چند که اوقات فراغتم را دزدیده است اما تا حدی توانسته ام  نیازهای مالی ام را با این شغل تامین نمایم.

وقتی از زهرا پرسیدیم چرا تا کنون ازدواج نکردی، پاسخ داد: موقعیت مناسبی تا کنون نداشتم، در هر صورت من به لحاظ مادی تامین هستم.

آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای چندرغاز پول ازدواج کنم

بانوی فروشنده ی دیگری که نمی خواست نامش را بگوید، در گفتگو با خبرنگار ما گفت: کارشناسی ارشد مکانیک دارم اما اکنون در مغازه ی مانتو فروشی ، فروشنده شده ام، شغلی که با آرزوها و تلاش من بسیار فاصله دارد.

او در خصوص تجرد خودش گفت: تا کنون خواستگارهایم را به امید این که نفر بعدی بهتر باشد رد کردم  اما هر بار وضعیت بدتر می شود، از میان همین یکی دو نفری که شاید در سال گذرشان به خانه ما بیفتد ترجیح میدهم هیچ را انتخاب کنم، آخر آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای ادامه ی زندگی و چندرغاز پول ازدواج کنم .

حفظ شان دختران از مهم ترین نکات انتخاب شغل است

زهرا مومنی کارشناس خانواده در گفتگو با " زنان کویر " به تاثیر اشتغال دختران و تجرد اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه های دختر امروز به دست آوردن شغل است، از آنجا که ایجاد شغل دولتی برای همه ی دختران میسر نیست بنابراین به دنبال شغل در شرکت های خصوصی و یا عناوین متعدد دیگری می روند.

این پژوهشگر خانواده با تاکید بر حفظ شان و منزلت یک دختر در هر موقعیت اجتماعی و شغلی ادامه داد: دل خوش بودن به این که فرد شغل دارد خوب نخواهد بود بلکه باید توجه کرد که افراد با توجه به جنسیت به چه شغلی مشغول هستند.

وی ازدواج دیرهنگام و وجود برخی مشکلات اجتماعی را ناشی از انتخاب نادرست در اشتغال دختران دانست و تاکید کرد: تنها به داشتن یک شغل نباید دلخوش بود بلکه باید دید این شغل تا چه حد شان اجتماعی یک دختر را حفظ می کند و از طرفی شک شغل نباید زمینه ساز مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی باشد.

انتهای پیام/

,

کارشناسی را که گرفت اما بازار کار را در کارشناسی ارشد دید و این بار پا در رقابت برای به دست آوردن کارشناسی ارشد گذاشت و بالاخره با موفقیت، این خان هم گذراند.

خان دیگری پیش رو داشت، اما همچنان خواستگارهایش را رد می کرد و برای بدست آوردن شغل عزمش را جزم کرده بود.

بالاخره موفق شد، اما چندی نگذشته از حقوق و کارش ناراضی بود، آخر گیاه پزشکی را چه به منشی گری در یک شرکت ساختمانی!!!

 28 سالش شده بود، همکلاسی‌هایش یکی دو بچه قد و نیم‌قد داشتند ولی او هنوز ازدواج نکرده بود. او حالا 32 ساله است و در حالی احساس تنهایی و ترس از تجرد همیشگی به سراغش می‌آید که نمی‌داند در مسیر زندگی، انتخاب او درست بود یا همکلاسی‌هایش که امروز خانه‌دار هستند؟

از مهمانی رفتن متنفرم، سوال تکراری " چرا ازدواج نمی کنی" کابوسی است که در هر میهمانی با آن روبرو هستم. از این که مرا همواره برانداز می کنند و تمام مشکلاتم را به ازدواج ختم می کنند خسته شده ام.

کنایه هایی که بر دلتنگی من می افزایند و از طرفی خانواده ام من را سربار می دانند، اما تلاش من بر این بود تا برای خانواده ام یک افتخار باشم. تلاش اعضای خانواده برای نجات دادن من از تنهایی و این اواخر سرزنشم برای این که چرا ازدواج نمی کنی مرا تا حد اعلای خود به انزجار کشانده است.

اکنون در شرایطی به سر می برم که خواستگار چندانی ندارم و از میان همین یکی دو تا هم شرایطشان نسبت به خواستگارهای گذشته ام قابل قیاس نیست...

این جملات تنهاگوشه ای از دغدغه های دختران مجرد است که با آن دست وپنجه نرم می کنند.

دخترانی مانند مریم که تحصیلکرده و مجرد هستند، در جامعه ما کم نیستند. آنان با چالش‌هایی مانند افزایش سن ازدواج، ناتوانی در تهیه جهیزیه مفصل و اشتغال در شغل‌های نامناسب روبرو هستند.

اشتغال زنان و دختران موضوعی است که نه تنها در شهر کرمان بلکه در همه ی شهرهای ایران به عنوان یکی از دغدغه های اصلی جامعه ی زنان ایرانی محسوب شده است اما در این بین تلاش برای بدست آوردن هر کاری آن هم بدون مرتبط با رشته ی تحصیلی یک بانو تاسف برانگیز است.

تلاشی که سبب می شود تا یک دختر بسیاری از موقعیت های زندگی و ازدواج خود را از دست دهد اما مصر است تا به هر بهایی به اشتغال روی آورد.

فروشندگی تمامی اوقات فراغتم را دزدیده است

زهرا (م) فروشنده ی یکی از مغازه های کرمان است. او می گوید25 سالم است و  لیسانس نرم افزار کامپیوتر دارم،  برای بدست آوردن کار به هر دری زدم اما نهایتا توانستم تنها فروشنده شوم.شغلی که نیاز به تحصیلات آنچنانی ندارد.

شغلم را دوست ندارم، به طور کلی تمام وقت مرا می گیرد البته الان که مجرد هستم مانعی برایم نیست هر چند که اوقات فراغتم را دزدیده است اما تا حدی توانسته ام  نیازهای مالی ام را با این شغل تامین نمایم.

وقتی از زهرا پرسیدیم چرا تا کنون ازدواج نکردی، پاسخ داد: موقعیت مناسبی تا کنون نداشتم، در هر صورت من به لحاظ مادی تامین هستم.

آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای چندرغاز پول ازدواج کنم

بانوی فروشنده ی دیگری که نمی خواست نامش را بگوید، در گفتگو با خبرنگار ما گفت: کارشناسی ارشد مکانیک دارم اما اکنون در مغازه ی مانتو فروشی ، فروشنده شده ام، شغلی که با آرزوها و تلاش من بسیار فاصله دارد.

او در خصوص تجرد خودش گفت: تا کنون خواستگارهایم را به امید این که نفر بعدی بهتر باشد رد کردم  اما هر بار وضعیت بدتر می شود، از میان همین یکی دو نفری که شاید در سال گذرشان به خانه ما بیفتد ترجیح میدهم هیچ را انتخاب کنم، آخر آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای ادامه ی زندگی و چندرغاز پول ازدواج کنم .

حفظ شان دختران از مهم ترین نکات انتخاب شغل است

زهرا مومنی کارشناس خانواده در گفتگو با " زنان کویر " به تاثیر اشتغال دختران و تجرد اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه های دختر امروز به دست آوردن شغل است، از آنجا که ایجاد شغل دولتی برای همه ی دختران میسر نیست بنابراین به دنبال شغل در شرکت های خصوصی و یا عناوین متعدد دیگری می روند.

این پژوهشگر خانواده با تاکید بر حفظ شان و منزلت یک دختر در هر موقعیت اجتماعی و شغلی ادامه داد: دل خوش بودن به این که فرد شغل دارد خوب نخواهد بود بلکه باید توجه کرد که افراد با توجه به جنسیت به چه شغلی مشغول هستند.

وی ازدواج دیرهنگام و وجود برخی مشکلات اجتماعی را ناشی از انتخاب نادرست در اشتغال دختران دانست و تاکید کرد: تنها به داشتن یک شغل نباید دلخوش بود بلکه باید دید این شغل تا چه حد شان اجتماعی یک دختر را حفظ می کند و از طرفی شک شغل نباید زمینه ساز مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی باشد.

انتهای پیام/

,

کارشناسی را که گرفت اما بازار کار را در کارشناسی ارشد دید و این بار پا در رقابت برای به دست آوردن کارشناسی ارشد گذاشت و بالاخره با موفقیت، این خان هم گذراند.

,

خان دیگری پیش رو داشت، اما همچنان خواستگارهایش را رد می کرد و برای بدست آوردن شغل عزمش را جزم کرده بود.

,

بالاخره موفق شد، اما چندی نگذشته از حقوق و کارش ناراضی بود، آخر گیاه پزشکی را چه به منشی گری در یک شرکت ساختمانی!!!

,

 28 سالش شده بود، همکلاسی‌هایش یکی دو بچه قد و نیم‌قد داشتند ولی او هنوز ازدواج نکرده بود. او حالا 32 ساله است و در حالی احساس تنهایی و ترس از تجرد همیشگی به سراغش می‌آید که نمی‌داند در مسیر زندگی، انتخاب او درست بود یا همکلاسی‌هایش که امروز خانه‌دار هستند؟

,

از مهمانی رفتن متنفرم، سوال تکراری " چرا ازدواج نمی کنی" کابوسی است که در هر میهمانی با آن روبرو هستم. از این که مرا همواره برانداز می کنند و تمام مشکلاتم را به ازدواج ختم می کنند خسته شده ام.

,

کنایه هایی که بر دلتنگی من می افزایند و از طرفی خانواده ام من را سربار می دانند، اما تلاش من بر این بود تا برای خانواده ام یک افتخار باشم. تلاش اعضای خانواده برای نجات دادن من از تنهایی و این اواخر سرزنشم برای این که چرا ازدواج نمی کنی مرا تا حد اعلای خود به انزجار کشانده است.

,

اکنون در شرایطی به سر می برم که خواستگار چندانی ندارم و از میان همین یکی دو تا هم شرایطشان نسبت به خواستگارهای گذشته ام قابل قیاس نیست...

,

این جملات تنهاگوشه ای از دغدغه های دختران مجرد است که با آن دست وپنجه نرم می کنند.

,

دخترانی مانند مریم که تحصیلکرده و مجرد هستند، در جامعه ما کم نیستند. آنان با چالش‌هایی مانند افزایش سن ازدواج، ناتوانی در تهیه جهیزیه مفصل و اشتغال در شغل‌های نامناسب روبرو هستند.

,

اشتغال زنان و دختران موضوعی است که نه تنها در شهر کرمان بلکه در همه ی شهرهای ایران به عنوان یکی از دغدغه های اصلی جامعه ی زنان ایرانی محسوب شده است اما در این بین تلاش برای بدست آوردن هر کاری آن هم بدون مرتبط با رشته ی تحصیلی یک بانو تاسف برانگیز است.

,

تلاشی که سبب می شود تا یک دختر بسیاری از موقعیت های زندگی و ازدواج خود را از دست دهد اما مصر است تا به هر بهایی به اشتغال روی آورد.

,

فروشندگی تمامی اوقات فراغتم را دزدیده است

,

زهرا (م) فروشنده ی یکی از مغازه های کرمان است. او می گوید25 سالم است و  لیسانس نرم افزار کامپیوتر دارم،  برای بدست آوردن کار به هر دری زدم اما نهایتا توانستم تنها فروشنده شوم.شغلی که نیاز به تحصیلات آنچنانی ندارد.

,

شغلم را دوست ندارم، به طور کلی تمام وقت مرا می گیرد البته الان که مجرد هستم مانعی برایم نیست هر چند که اوقات فراغتم را دزدیده است اما تا حدی توانسته ام  نیازهای مالی ام را با این شغل تامین نمایم.

,

وقتی از زهرا پرسیدیم چرا تا کنون ازدواج نکردی، پاسخ داد: موقعیت مناسبی تا کنون نداشتم، در هر صورت من به لحاظ مادی تامین هستم.

,

آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای چندرغاز پول ازدواج کنم

,

بانوی فروشنده ی دیگری که نمی خواست نامش را بگوید، در گفتگو با خبرنگار ما گفت: کارشناسی ارشد مکانیک دارم اما اکنون در مغازه ی مانتو فروشی ، فروشنده شده ام، شغلی که با آرزوها و تلاش من بسیار فاصله دارد.

,

او در خصوص تجرد خودش گفت: تا کنون خواستگارهایم را به امید این که نفر بعدی بهتر باشد رد کردم  اما هر بار وضعیت بدتر می شود، از میان همین یکی دو نفری که شاید در سال گذرشان به خانه ما بیفتد ترجیح میدهم هیچ را انتخاب کنم، آخر آنقدر مستقل هستم که نخواهم برای ادامه ی زندگی و چندرغاز پول ازدواج کنم .

,

حفظ شان دختران از مهم ترین نکات انتخاب شغل است

,

زهرا مومنی کارشناس خانواده در گفتگو با " زنان کویر " به تاثیر اشتغال دختران و تجرد اشاره کرد و گفت: یکی از دغدغه های دختر امروز به دست آوردن شغل است، از آنجا که ایجاد شغل دولتی برای همه ی دختران میسر نیست بنابراین به دنبال شغل در شرکت های خصوصی و یا عناوین متعدد دیگری می روند.

, زنان کویر,

این پژوهشگر خانواده با تاکید بر حفظ شان و منزلت یک دختر در هر موقعیت اجتماعی و شغلی ادامه داد: دل خوش بودن به این که فرد شغل دارد خوب نخواهد بود بلکه باید توجه کرد که افراد با توجه به جنسیت به چه شغلی مشغول هستند.

,

وی ازدواج دیرهنگام و وجود برخی مشکلات اجتماعی را ناشی از انتخاب نادرست در اشتغال دختران دانست و تاکید کرد: تنها به داشتن یک شغل نباید دلخوش بود بلکه باید دید این شغل تا چه حد شان اجتماعی یک دختر را حفظ می کند و از طرفی شک شغل نباید زمینه ساز مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی باشد.

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه