logo
پنج‌شنبه 23 مهر 1405 | پنجشنبه 15 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

کلاف سردرگم یک بیماری؛

رنج 23 ساله سه برادر از یک بیماری ناشناخته/ پاهایی که ذره ذره آب می رود

رنج 23 ساله سه برادر از یک بیماری ناشناخته/ پاهایی که ذره ذره آب می رود
محسن، ناصر و محمد حسن دلدار سه برادر از روستای زول شهرستان قاین که از بیماری نادری رنج میبرند و پس از گذشت 23 سال پزشکان قادر به تشخیص آن نیستند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خاورستان، مرداد ماه سال 1373 بود که محسن دلدار به علت اوضاع بد پاهایش از سربازی معاف شد. کمی بعد از آن برادرانش ناصر و محمد حسن دلدار که به ترتیب از او کوچکتر و بزرگتر بودند، دردهایی مشابه محسن پیدا می‌کنند. دردهایی که پس از گذشت 23 سال هنوز کلاف آن به دست پزشکان خراسان‌جنوبی باز نشده‌ است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  خاورستان،,  , خاورستان, خاورستان, ،,  , مرداد ماه سال 1373 بود که محسن دلدار به علت اوضاع بد پاهایش از سربازی معاف شد. کمی بعد از آن برادرانش ناصر و محمد حسن دلدار که به ترتیب از او کوچکتر و بزرگتر بودند، دردهایی مشابه محسن پیدا می‌کنند. دردهایی که پس از گذشت 23 سال هنوز کلاف آن به دست پزشکان خراسان‌جنوبی باز نشده‌ است.,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

 

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

 

 

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

 

 

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

 

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

 

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

 

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

 

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

 

انتهای پیام/

,

 

,

, ,

محسن، ناصر و محمد‌حسن برادرانی از روستای زول شهرستان قاین که از جوانی درگیر بیماری نادر و سختی از ناحیه پا شدند به طوری‌که این بیماری ابتدا از عفونت و ورم از ناحیه ناخن‌های انگشتان هردو پا آغاز شد و اکنون بعد از گذشتن 23سال به قطع انگشتان و حدود نیمی از استخوان کف پا منجرشده است که ورم و عفونت هیچگاه پاهایشان را تنها نمی‌گذارند و زخم هایی که هر روز عمیق‌تر شده و دیگر حتی حسی در پاهایشان باقی نگذاشته‌است.

,

 

,

, ,

سال 73 بود که محسن به دلیل شرایط وخیم پاهایش توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل میشود و تا امروز هر پزشکی با دیدن اوضاع پاهای او و برادرانش به آن ها دستور بستری میدهد؛ اما تاکی آنها میتواند در بیمارستان بستری بوده ودور از خانه و خانواده خود روی تخت بیمارستان منتظر معجزه باشند.

,

 

,

محسن، ناصر و محمد حسن در خانواده ای 11نفره بزرگ شدند که هفت برادر و دو خواهر هستند و از میان آنها تنها این سه برادر هستند که درگیر این بیماری سخت و طاقت فرسا شده اند. به گفته مادرآنها حتی در دو یا سه نسل قبل چیزی از این بیماری در خانواده ی آنها وجود نداشته تا به این سه نفر برسد.

,

 

,

 

,

در این میان، ناصر فردی بود که حتی از نعمت داشتن انگشتان یک دست محروم ماند و در دوران سربازی از ناحیه  انگشتان دست راست دچار نقص عضو می‌شود. محمد حسن نیز از ناحیه ی چشمانش به شدت رنج می‌برد.

,

 

,

 

,

شرایط پاها و زخم های آنها به گونه ای است که از شش سال گذشته توانایی کار کردن را به طور کامل از آنها گرفته و آنها کار خودشان که کارگر ساختمان بود را به ناچار کنار می‌گذارند و زندگیشان تنها با پول اندکی که از بهزیستی و دولت میگیرند، میگذرد. آنها با وجود اینکه تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی هستند اما به دلیل مشکلات مالی حدود شش سال است توانایی پرداخت حق بیمه خود را ندارند و هزینه‌ی درمان برعهده‌ی خودشان است.

,

 

,

اکنون محسن در روستای زول زندگی می‌کند و دو فرزند دارد قرار است تا چند روز آینده دوباره پدر شود. اما او خسته است از این همه هزینه. درآمد او حتی کفاف درمان عفونت پاهایش را نمی‌کند چه رسد به تشخیص و درمان قطعی بیماری و جلوگیری از پیشرفت آن و مخارج خانواده و معیشت زندگیش. ناصر نیز سه فرزند دارد و در قاین زندگی میکند.

,

 

,

محسن، ناصر و محمد حسن آرزوهایی دارند؛ آرزوهایی که هرکدام از ما با داشتن آن‌ها قدرش را نمی‌دانیم. آرزوی سلامتی و بهبود بیماری که پزشکان حتی با ارسال آزمایشات به مشهد و تهران هنوز قادر به تشخیص آن نشده اند. آرزوی کارکردن برای گذراندن زندگیشان.

,

 

,

و در پایان محسن کمک می‌خواهد از مردم سرزمینش و از مسئولان کشورش که برای تشخیص این بیماری یاریشان کنند شاید این سه برادر روزی بتوانند دوباره کارکنند اما بی درد زندگی کنند اما آسان تر.

,

 

,

طبق این گزارش، با توجه به درد و رنج این سه برادر از این بیماری ناشناخته و درماندگی آنها از تامین هزینه های درمان و حتی هزینه های جاری زندگی، این رسانه به نیابت از این سه خانواده، از خیران و پزشکانی که در این خصوص می توانند یاری رسان باشند در خواست می کند در صورت تمایل به کمک با شمار 056-32211228 تماس بگیرند.

,

 

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه