logo
جمعه 24 مهر 1405 | جمعه 16 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

گزارشی از سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران

فقر «کتاب خوب» در نمایشگاه سی‌ام/ رقابت کتاب‌ها به نفع کتاب‌های زرد و کپی مغلوبه شد

فقر «کتاب خوب» در نمایشگاه سی‌ام/ رقابت کتاب‌ها به نفع کتاب‌های زرد و کپی مغلوبه شد
«فقر کتاب خوب»؛ این مهم ترین مسئله ای است که گریبانگیر جامعه انتشاراتی ما شده است. حضور لشکری از کتاب های زرد و کپی! در کوتاه مدت باعث کم شدن انگیزه های مطالعه وسپس تغییر ذائقه آنها به سمت کتاب هایی شده اکه در دسترشان است و در دراز مدت باعث تغییر کاربری نمایشگاه کتاب به سالن مُد، محلی برای تجدید دیدارهای دوستانه و ... شده است؛ در چنین شرایط بازار کار فست فودی های نمایشگاه کتاب گرم تر ازغرفه های کتاب هاست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، روژان زندیه - سی امین  دوره نمایشگاه کتاب تهران با شعار  «یک کتاب بیشتر بخوانیم»  از روز سیزدهم اردیبهشت در مجموعه  "شهر آفتاب" کار خود را آغاز کرده و تا بیست و سوم اردیبهشت‌ هم ادامه خواهد داشت.  به رغم تمام تمهیداتی که شهرداری تهران و مسئولان برگزاری نمایشگاه داشته اند اما مهم ترین مسئله افراد مخصوصا خانواده ها با فرزندانی کوچک رسیدن به " شهرآفتاب" است. 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

اکثر خانواده ها که برای بازدید از نمایشگاه از «مترو» استفاده کرده اند مسیر را طولانی و انتظار رسیدن ترن « شهرآفتاب » را کسل کننده می دانستند و حتی برخی به معطل شدن 15 دقیقه ای در آخرین ایستگاه خط یک اشاره می کردند! و اگر شلوغ بودن ایستگاه های  را به آن اضافه کنیم قطعا کسی که در مرکز شهر تهران زندگی می کند برای رسیدن به " شهرآفتاب" 2 ساعت باید در مسیر باشد.

برخی اشتباه آمده اند! اینجا نمایشگاه کتاب است نه سالن مُد!

از این مسئله که شاید مردم تهران به آن حسابی خو گرفته اند بگذریم، چهره ها، پوشش ها و نوع رفتار برخی از بازدید کنندگان به صورتی است که شهر آفتاب را از "شهرکتاب" به " شهر مد و مدگرایی" تبدیل کرده است! حضور دختران نوجوان بدون حداقل ترین حجاب ممکن، بانوانی که گویا برای خرید کتاب شنیون و مکاپ کرده اند! پسران جوانی که شلوارهای شان به زحمت کمر را می پوشاند و صحنه های رومانتیکی از دختران و پسرانی که ورودی نمایشگاه یا راهروی سالن ها را با فضای خصوصی اشتباه گرفته اند! و اگر شانس بیاوری با گروهی پُرسروصدا برای بازدید از غرفه ها برخورد نکنی!

به راستی این شایسته مردم ما با چنین پشتوانه فرهنگی قوی نیست که حتی شرایط حضور در نمایشگاه کتاب را هم نمی دانند و  آن را با پارتی و مهمانی اشتباه می گیرند!

مامان ها به جای خرید کتاب در صف بادکنک های تبلیغاتی!

این که بروز چینین رفتارهایی یک مسئله تربیتی است یا یک مسئله اجتماعی، شاید در نگاه اول چندان مهم نباشد اما وقتی مادران جوانی را می بینی که کودک سه تا هشت ساله! خود را با لباسی که حداقل بخش های ممکن بدنش را می پوشاند با موهایی فر یا صاف شده و صورتی که دخترانه آرایش کرده است! در غرفه های مختلف می چرخاند و جز بادکنک یا شیشه آبی چیزی به دستش نداده است! تازه می شود فهمید که این مسئله در ابتدای امر یک فقدان تربیتی است! چیزی که به کودک نیاموخته است که چرا به نمایشگاه کتاب آمده، چگونه باید بیاید و چه باید بخرد؟

در بروز چنین معضلی که هر ساله با آن روبرو هستیم – یعنی عدم بازدیدکننده کتابخوان- از نمایشگاه و دست های خالی که فقط پلاستیک یا وسایل تبلیغاتی خریداری کرده اند، قطعا بخشی از قصور به انتشاراتی ها بر می گردد!با یکی از غرفه داران در سالن A1  صحبت می کنم او می گوید اگر به جای نشستن در غرفه و هرازگاهی توضیح دادن در مورد کتاب ها، به شمارش افراد می پرداختم و آمار پرسه زدن های مردم را می نوشتم قطعا بیشتر پول در می آوردم!

و یک مسئول غرفه می گوید: سال گذشته از هر استانی یک نفر را برای غرفه داری آورده بودیم امسال فقط با 2 غرفه دار شرکت کرده ایم! روزی 200 هزار تومان هم کتاب نمی فروشیم! 

فقر کتاب خود در نمایشگاه کتاب دل را می زند! 

«فقرکتاب خوب»؛ این مهم ترین مسئله ای است که گریبانگیر جامعه انتشاراتی ما شده است و در این میان کتاب هایی که اصطلاحاً از آنها تحت عنوان کتاب زرد می شود نام برد، به رشد قارچ گونه ای رسیده اند! حتی برخی معتقدند که این دست کتاب ها برای نویسندگان جویای نامی است که هزینه صفر تا صد چاپ تا نشر کتاب خود را شخصا پرداخت کرده اند!

حضور لشکری از کتاب های زرد و کپی! در کوتاه مدت باعث کم شدن انگیزه های مطالعه در افراد و سپس تغییر ذائقه آنها به سمت کتاب هایی شده اکه در دسترشان است و  در دراز مدت باعث تغییر کاربری نمایشگاه کتاب به سالن مُد، محلی برای تجدید دیدارهای دوستانه و ... شده است و در چنین شرایط بازار کار فست فودی های نمایشگاه کتاب گرم تر از غرفه هایی است که چشم انتظار خریدار واقعی معدود کتاب های خوب هستند.

گرانی! مشکل اساسی اهالی کتاب، یارانه‌های کتاب بسیار کم است

گرانی! مسئله روز کشور است و این موضوع برای اهالی کتاب که اکثرا از قشر دانشجو یا فرهنگی هستند بیشتر نمود دارد. کتاب ها گران هستند و اکثر غرفه ها کتاب های خوب خود را با تخفیف 10 درصد به فروش می رسانند!

اگر چه در این دوره از نمایشگاه ۱۶.۵میلیارد تومان اعتبار به عنوان یارانه برای استفاده اقشار مختلف مردم نظیر دانش آموزان، دانشجویان، طلاب و اساتید دانشگاه از آثار عرضه شده در نمایشگاه اختصاص یافته است اما باز هم شاهد عدم توانایی مالی علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی برای خرید این محصول مهم فرهنگی هستیم و قطعا همین مسئله باعث شد است که بخشی از افراد فقط به بازدید از نمایشگاه بسنده کنند و یا با کمترین خرید ممکن از سالن ها خارج شوند.

با یکی از غرفه داران در سالن A1  صحبت می کنم او می گوید اگر به جای نشستن در غرفه و هرازگاهی توضیح دادن در مورد کتاب ها، به شمارش افراد می پرداختم و آمار پرسه زدن های مردم را می نوشتم قطعا بیشتر پول در می آوردم!

و یک مسئول غرفه می گوید: سال گذشته از هر استانی یک نفر را برای غرفه داری آورده بودیم امسال فقط با 2 غرفه دار شرکت کرده ایم! روزی 200 هزار تومان هم کتاب نمی فروشیم! 

سی سال درجا زدن نمایشگاه کتاب تهران فقط در پله خرید

از همه این مسائل که بگذریم اگر کسانی را پیدا کنیم که کم و بیش به مطالعه کتاب علاقه مند هستند و بودجه کافی برای خرید کتاب را هم دارند برای این مهم از مسیرهای دور و نزدیک خود را به « شهر آفتاب» رسانده اند اما اکثریت یک وجه اشتراک دارند و آن هم کم بودن یا عدم اطلاعات کافی از تازه های نشر است!

این مسئله در انگیزه مطالعه، انتخاب خوب و خرید بسیار مؤثر است اگر افراد جامعه با تازه های نشر با تبلیغاتی جذاب و در عین کار روشنگر آشنا شوند قطعا انگیزه های آنها برای خرید بیشتر شده و با سطح آگاهی بیشتری به سمت خرید کتاب می روند و سرانه مطالعه در کشور ما نه در دراز مدت بلکه کمترین زمان ممکن بالا خواهد رفت. 

به این مسئله را کلودیا دوبری (مسئول پروژه بین‌المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت) که در سی امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب به تهران آمده است هم تأکید دارد: « اصولا نمایشگاه کتاب تهران می‌خواهد کتاب را به دست مصرف‌کننده نهایی برساند و در فرانکفورت به شیوه‌ای تخصصی به کتاب و نشر می‌پردازیم.  

مسئول پروژه بین‌المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت البته تاکید کرد که نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بهتر است فعلا بخش فروش کتاب را در دستور کار داشته باشد و اظهار داشت: به نظرم باید نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران هنوز برای فروش کتاب برنامه داشته باشد چون آگاهی مردم ایران از تازه های نشر کم است و دست‌کم در نمایشگاه با عنواین تازه آشنا می‌شوند. در آلمان کاتالوگ‌ها و بروشورهای متنوعی برای معرفی تازه‌های نشر کشور منتشر و توزیع می‌شود که اتفاقا همیشه هم به‌روز هستند. بهتر است افزایش بعد نمایشگاهی در نمایشگاه کتاب فعلا به صورت موازی با حفظ فروش اتفاق بیفتد و مثلا در بخش جدیدی برنامه‌های ویژه‌ای برای حفظ جنبه نمایشگاهی آن برگزار شود.

اگر چه در تهران ما شاهد بنرهای تبلیغاتی زیاد و گاها بسیار بزرگ در خیابان ها،جاده ها و حتی دیوارنوشت هایی برای بازکردن چاه و باد کردن تایر ماشین و .. هستیم اما هرگز شاهد بنر، کاتالوگ های حرفه ای، بروشورهای متنوع برای معرفی کتاب نبوده ایم چه بسیا اگر هم کتابی معرفی شده در جهت ایجاد انگیزه مخاطب دانش آموز یا پشت کنکوری به خواندن همان مباحث موجود در کتاب درسی است! 

این آخرین نمایشگاه کتاب در دولت یازدهم بود!  که می توان گفت بجز مکانش که به تازگی تغییر کرده و از مصلا به شهر آفتاب آمده است، تغییر خاصی در جت بهبود وضعیت کتاب و نشر در آن نمی توان دید! اگر چه آمار و اقام های وسوسه برانگیزی که بیشتر نشان دهنده کمیت هستند تا کیفیت از سوی مسئولان ذی ربط ارائه می شود. 

انتهای پیام/

,

اکثر خانواده ها که برای بازدید از نمایشگاه از «مترو» استفاده کرده اند مسیر را طولانی و انتظار رسیدن ترن « شهرآفتاب » را کسل کننده می دانستند و حتی برخی به معطل شدن 15 دقیقه ای در آخرین ایستگاه خط یک اشاره می کردند! و اگر شلوغ بودن ایستگاه های  را به آن اضافه کنیم قطعا کسی که در مرکز شهر تهران زندگی می کند برای رسیدن به " شهرآفتاب" 2 ساعت باید در مسیر باشد.

برخی اشتباه آمده اند! اینجا نمایشگاه کتاب است نه سالن مُد!

از این مسئله که شاید مردم تهران به آن حسابی خو گرفته اند بگذریم، چهره ها، پوشش ها و نوع رفتار برخی از بازدید کنندگان به صورتی است که شهر آفتاب را از "شهرکتاب" به " شهر مد و مدگرایی" تبدیل کرده است! حضور دختران نوجوان بدون حداقل ترین حجاب ممکن، بانوانی که گویا برای خرید کتاب شنیون و مکاپ کرده اند! پسران جوانی که شلوارهای شان به زحمت کمر را می پوشاند و صحنه های رومانتیکی از دختران و پسرانی که ورودی نمایشگاه یا راهروی سالن ها را با فضای خصوصی اشتباه گرفته اند! و اگر شانس بیاوری با گروهی پُرسروصدا برای بازدید از غرفه ها برخورد نکنی!

به راستی این شایسته مردم ما با چنین پشتوانه فرهنگی قوی نیست که حتی شرایط حضور در نمایشگاه کتاب را هم نمی دانند و  آن را با پارتی و مهمانی اشتباه می گیرند!

مامان ها به جای خرید کتاب در صف بادکنک های تبلیغاتی!

این که بروز چینین رفتارهایی یک مسئله تربیتی است یا یک مسئله اجتماعی، شاید در نگاه اول چندان مهم نباشد اما وقتی مادران جوانی را می بینی که کودک سه تا هشت ساله! خود را با لباسی که حداقل بخش های ممکن بدنش را می پوشاند با موهایی فر یا صاف شده و صورتی که دخترانه آرایش کرده است! در غرفه های مختلف می چرخاند و جز بادکنک یا شیشه آبی چیزی به دستش نداده است! تازه می شود فهمید که این مسئله در ابتدای امر یک فقدان تربیتی است! چیزی که به کودک نیاموخته است که چرا به نمایشگاه کتاب آمده، چگونه باید بیاید و چه باید بخرد؟

در بروز چنین معضلی که هر ساله با آن روبرو هستیم – یعنی عدم بازدیدکننده کتابخوان- از نمایشگاه و دست های خالی که فقط پلاستیک یا وسایل تبلیغاتی خریداری کرده اند، قطعا بخشی از قصور به انتشاراتی ها بر می گردد!با یکی از غرفه داران در سالن A1  صحبت می کنم او می گوید اگر به جای نشستن در غرفه و هرازگاهی توضیح دادن در مورد کتاب ها، به شمارش افراد می پرداختم و آمار پرسه زدن های مردم را می نوشتم قطعا بیشتر پول در می آوردم!

و یک مسئول غرفه می گوید: سال گذشته از هر استانی یک نفر را برای غرفه داری آورده بودیم امسال فقط با 2 غرفه دار شرکت کرده ایم! روزی 200 هزار تومان هم کتاب نمی فروشیم! 

فقر کتاب خود در نمایشگاه کتاب دل را می زند! 

«فقرکتاب خوب»؛ این مهم ترین مسئله ای است که گریبانگیر جامعه انتشاراتی ما شده است و در این میان کتاب هایی که اصطلاحاً از آنها تحت عنوان کتاب زرد می شود نام برد، به رشد قارچ گونه ای رسیده اند! حتی برخی معتقدند که این دست کتاب ها برای نویسندگان جویای نامی است که هزینه صفر تا صد چاپ تا نشر کتاب خود را شخصا پرداخت کرده اند!

حضور لشکری از کتاب های زرد و کپی! در کوتاه مدت باعث کم شدن انگیزه های مطالعه در افراد و سپس تغییر ذائقه آنها به سمت کتاب هایی شده اکه در دسترشان است و  در دراز مدت باعث تغییر کاربری نمایشگاه کتاب به سالن مُد، محلی برای تجدید دیدارهای دوستانه و ... شده است و در چنین شرایط بازار کار فست فودی های نمایشگاه کتاب گرم تر از غرفه هایی است که چشم انتظار خریدار واقعی معدود کتاب های خوب هستند.

گرانی! مشکل اساسی اهالی کتاب، یارانه‌های کتاب بسیار کم است

گرانی! مسئله روز کشور است و این موضوع برای اهالی کتاب که اکثرا از قشر دانشجو یا فرهنگی هستند بیشتر نمود دارد. کتاب ها گران هستند و اکثر غرفه ها کتاب های خوب خود را با تخفیف 10 درصد به فروش می رسانند!

اگر چه در این دوره از نمایشگاه ۱۶.۵میلیارد تومان اعتبار به عنوان یارانه برای استفاده اقشار مختلف مردم نظیر دانش آموزان، دانشجویان، طلاب و اساتید دانشگاه از آثار عرضه شده در نمایشگاه اختصاص یافته است اما باز هم شاهد عدم توانایی مالی علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی برای خرید این محصول مهم فرهنگی هستیم و قطعا همین مسئله باعث شد است که بخشی از افراد فقط به بازدید از نمایشگاه بسنده کنند و یا با کمترین خرید ممکن از سالن ها خارج شوند.

با یکی از غرفه داران در سالن A1  صحبت می کنم او می گوید اگر به جای نشستن در غرفه و هرازگاهی توضیح دادن در مورد کتاب ها، به شمارش افراد می پرداختم و آمار پرسه زدن های مردم را می نوشتم قطعا بیشتر پول در می آوردم!

و یک مسئول غرفه می گوید: سال گذشته از هر استانی یک نفر را برای غرفه داری آورده بودیم امسال فقط با 2 غرفه دار شرکت کرده ایم! روزی 200 هزار تومان هم کتاب نمی فروشیم! 

سی سال درجا زدن نمایشگاه کتاب تهران فقط در پله خرید

از همه این مسائل که بگذریم اگر کسانی را پیدا کنیم که کم و بیش به مطالعه کتاب علاقه مند هستند و بودجه کافی برای خرید کتاب را هم دارند برای این مهم از مسیرهای دور و نزدیک خود را به « شهر آفتاب» رسانده اند اما اکثریت یک وجه اشتراک دارند و آن هم کم بودن یا عدم اطلاعات کافی از تازه های نشر است!

این مسئله در انگیزه مطالعه، انتخاب خوب و خرید بسیار مؤثر است اگر افراد جامعه با تازه های نشر با تبلیغاتی جذاب و در عین کار روشنگر آشنا شوند قطعا انگیزه های آنها برای خرید بیشتر شده و با سطح آگاهی بیشتری به سمت خرید کتاب می روند و سرانه مطالعه در کشور ما نه در دراز مدت بلکه کمترین زمان ممکن بالا خواهد رفت. 

به این مسئله را کلودیا دوبری (مسئول پروژه بین‌المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت) که در سی امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب به تهران آمده است هم تأکید دارد: « اصولا نمایشگاه کتاب تهران می‌خواهد کتاب را به دست مصرف‌کننده نهایی برساند و در فرانکفورت به شیوه‌ای تخصصی به کتاب و نشر می‌پردازیم.  

مسئول پروژه بین‌المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت البته تاکید کرد که نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بهتر است فعلا بخش فروش کتاب را در دستور کار داشته باشد و اظهار داشت: به نظرم باید نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران هنوز برای فروش کتاب برنامه داشته باشد چون آگاهی مردم ایران از تازه های نشر کم است و دست‌کم در نمایشگاه با عنواین تازه آشنا می‌شوند. در آلمان کاتالوگ‌ها و بروشورهای متنوعی برای معرفی تازه‌های نشر کشور منتشر و توزیع می‌شود که اتفاقا همیشه هم به‌روز هستند. بهتر است افزایش بعد نمایشگاهی در نمایشگاه کتاب فعلا به صورت موازی با حفظ فروش اتفاق بیفتد و مثلا در بخش جدیدی برنامه‌های ویژه‌ای برای حفظ جنبه نمایشگاهی آن برگزار شود.

اگر چه در تهران ما شاهد بنرهای تبلیغاتی زیاد و گاها بسیار بزرگ در خیابان ها،جاده ها و حتی دیوارنوشت هایی برای بازکردن چاه و باد کردن تایر ماشین و .. هستیم اما هرگز شاهد بنر، کاتالوگ های حرفه ای، بروشورهای متنوع برای معرفی کتاب نبوده ایم چه بسیا اگر هم کتابی معرفی شده در جهت ایجاد انگیزه مخاطب دانش آموز یا پشت کنکوری به خواندن همان مباحث موجود در کتاب درسی است! 

این آخرین نمایشگاه کتاب در دولت یازدهم بود!  که می توان گفت بجز مکانش که به تازگی تغییر کرده و از مصلا به شهر آفتاب آمده است، تغییر خاصی در جت بهبود وضعیت کتاب و نشر در آن نمی توان دید! اگر چه آمار و اقام های وسوسه برانگیزی که بیشتر نشان دهنده کمیت هستند تا کیفیت از سوی مسئولان ذی ربط ارائه می شود. 

انتهای پیام/

,

اکثر خانواده ها که برای بازدید از نمایشگاه از «مترو» استفاده کرده اند مسیر را طولانی و انتظار رسیدن ترن « شهرآفتاب » را کسل کننده می دانستند و حتی برخی به معطل شدن 15 دقیقه ای در آخرین ایستگاه خط یک اشاره می کردند! و اگر شلوغ بودن ایستگاه های  را به آن اضافه کنیم قطعا کسی که در مرکز شهر تهران زندگی می کند برای رسیدن به " شهرآفتاب" 2 ساعت باید در مسیر باشد.

برخی اشتباه آمده اند! اینجا نمایشگاه کتاب است نه سالن مُد!

از این مسئله که شاید مردم تهران به آن حسابی خو گرفته اند بگذریم، چهره ها، پوشش ها و نوع رفتار برخی از بازدید کنندگان به صورتی است که شهر آفتاب را از "شهرکتاب" به " شهر مد و مدگرایی" تبدیل کرده است! حضور دختران نوجوان بدون حداقل ترین حجاب ممکن، بانوانی که گویا برای خرید کتاب شنیون و مکاپ کرده اند! پسران جوانی که شلوارهای شان به زحمت کمر را می پوشاند و صحنه های رومانتیکی از دختران و پسرانی که ورودی نمایشگاه یا راهروی سالن ها را با فضای خصوصی اشتباه گرفته اند! و اگر شانس بیاوری با گروهی پُرسروصدا برای بازدید از غرفه ها برخورد نکنی!

به راستی این شایسته مردم ما با چنین پشتوانه فرهنگی قوی نیست که حتی شرایط حضور در نمایشگاه کتاب را هم نمی دانند و  آن را با پارتی و مهمانی اشتباه می گیرند!

مامان ها به جای خرید کتاب در صف بادکنک های تبلیغاتی!

این که بروز چینین رفتارهایی یک مسئله تربیتی است یا یک مسئله اجتماعی، شاید در نگاه اول چندان مهم نباشد اما وقتی مادران جوانی را می بینی که کودک سه تا هشت ساله! خود را با لباسی که حداقل بخش های ممکن بدنش را می پوشاند با موهایی فر یا صاف شده و صورتی که دخترانه آرایش کرده است! در غرفه های مختلف می چرخاند و جز بادکنک یا شیشه آبی چیزی به دستش نداده است! تازه می شود فهمید که این مسئله در ابتدای امر یک فقدان تربیتی است! چیزی که به کودک نیاموخته است که چرا به نمایشگاه کتاب آمده، چگونه باید بیاید و چه باید بخرد؟

در بروز چنین معضلی که هر ساله با آن روبرو هستیم – یعنی عدم بازدیدکننده کتابخوان- از نمایشگاه و دست های خالی که فقط پلاستیک یا وسایل تبلیغاتی خریداری کرده اند، قطعا بخشی از قصور به انتشاراتی ها بر می گردد!با یکی از غرفه داران در سالن A1  صحبت می کنم او می گوید اگر به جای نشستن در غرفه و هرازگاهی توضیح دادن در مورد کتاب ها، به شمارش افراد می پرداختم و آمار پرسه زدن های مردم را می نوشتم قطعا بیشتر پول در می آوردم!

و یک مسئول غرفه می گوید: سال گذشته از هر استانی یک نفر را برای غرفه داری آورده بودیم امسال فقط با 2 غرفه دار شرکت کرده ایم! روزی 200 هزار تومان هم کتاب نمی فروشیم! 

فقر کتاب خود در نمایشگاه کتاب دل را می زند! 

«فقرکتاب خوب»؛ این مهم ترین مسئله ای است که گریبانگیر جامعه انتشاراتی ما شده است و در این میان کتاب هایی که اصطلاحاً از آنها تحت عنوان کتاب زرد می شود نام برد، به رشد قارچ گونه ای رسیده اند! حتی برخی معتقدند که این دست کتاب ها برای نویسندگان جویای نامی است که هزینه صفر تا صد چاپ تا نشر کتاب خود را شخصا پرداخت کرده اند!

حضور لشکری از کتاب های زرد و کپی! در کوتاه مدت باعث کم شدن انگیزه های مطالعه در افراد و سپس تغییر ذائقه آنها به سمت کتاب هایی شده اکه در دسترشان است و  در دراز مدت باعث تغییر کاربری نمایشگاه کتاب به سالن مُد، محلی برای تجدید دیدارهای دوستانه و ... شده است و در چنین شرایط بازار کار فست فودی های نمایشگاه کتاب گرم تر از غرفه هایی است که چشم انتظار خریدار واقعی معدود کتاب های خوب هستند.

گرانی! مشکل اساسی اهالی کتاب، یارانه‌های کتاب بسیار کم است

گرانی! مسئله روز کشور است و این موضوع برای اهالی کتاب که اکثرا از قشر دانشجو یا فرهنگی هستند بیشتر نمود دارد. کتاب ها گران هستند و اکثر غرفه ها کتاب های خوب خود را با تخفیف 10 درصد به فروش می رسانند!

اگر چه در این دوره از نمایشگاه ۱۶.۵میلیارد تومان اعتبار به عنوان یارانه برای استفاده اقشار مختلف مردم نظیر دانش آموزان، دانشجویان، طلاب و اساتید دانشگاه از آثار عرضه شده در نمایشگاه اختصاص یافته است اما باز هم شاهد عدم توانایی مالی علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی برای خرید این محصول مهم فرهنگی هستیم و قطعا همین مسئله باعث شد است که بخشی از افراد فقط به بازدید از نمایشگاه بسنده کنند و یا با کمترین خرید ممکن از سالن ها خارج شوند.

با یکی از غرفه داران در سالن A1  صحبت می کنم او می گوید اگر به جای نشستن در غرفه و هرازگاهی توضیح دادن در مورد کتاب ها، به شمارش افراد می پرداختم و آمار پرسه زدن های مردم را می نوشتم قطعا بیشتر پول در می آوردم!

و یک مسئول غرفه می گوید: سال گذشته از هر استانی یک نفر را برای غرفه داری آورده بودیم امسال فقط با 2 غرفه دار شرکت کرده ایم! روزی 200 هزار تومان هم کتاب نمی فروشیم! 

سی سال درجا زدن نمایشگاه کتاب تهران فقط در پله خرید

از همه این مسائل که بگذریم اگر کسانی را پیدا کنیم که کم و بیش به مطالعه کتاب علاقه مند هستند و بودجه کافی برای خرید کتاب را هم دارند برای این مهم از مسیرهای دور و نزدیک خود را به « شهر آفتاب» رسانده اند اما اکثریت یک وجه اشتراک دارند و آن هم کم بودن یا عدم اطلاعات کافی از تازه های نشر است!

این مسئله در انگیزه مطالعه، انتخاب خوب و خرید بسیار مؤثر است اگر افراد جامعه با تازه های نشر با تبلیغاتی جذاب و در عین کار روشنگر آشنا شوند قطعا انگیزه های آنها برای خرید بیشتر شده و با سطح آگاهی بیشتری به سمت خرید کتاب می روند و سرانه مطالعه در کشور ما نه در دراز مدت بلکه کمترین زمان ممکن بالا خواهد رفت. 

به این مسئله را کلودیا دوبری (مسئول پروژه بین‌المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت) که در سی امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب به تهران آمده است هم تأکید دارد: « اصولا نمایشگاه کتاب تهران می‌خواهد کتاب را به دست مصرف‌کننده نهایی برساند و در فرانکفورت به شیوه‌ای تخصصی به کتاب و نشر می‌پردازیم.  

مسئول پروژه بین‌المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت البته تاکید کرد که نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بهتر است فعلا بخش فروش کتاب را در دستور کار داشته باشد و اظهار داشت: به نظرم باید نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران هنوز برای فروش کتاب برنامه داشته باشد چون آگاهی مردم ایران از تازه های نشر کم است و دست‌کم در نمایشگاه با عنواین تازه آشنا می‌شوند. در آلمان کاتالوگ‌ها و بروشورهای متنوعی برای معرفی تازه‌های نشر کشور منتشر و توزیع می‌شود که اتفاقا همیشه هم به‌روز هستند. بهتر است افزایش بعد نمایشگاهی در نمایشگاه کتاب فعلا به صورت موازی با حفظ فروش اتفاق بیفتد و مثلا در بخش جدیدی برنامه‌های ویژه‌ای برای حفظ جنبه نمایشگاهی آن برگزار شود.

اگر چه در تهران ما شاهد بنرهای تبلیغاتی زیاد و گاها بسیار بزرگ در خیابان ها،جاده ها و حتی دیوارنوشت هایی برای بازکردن چاه و باد کردن تایر ماشین و .. هستیم اما هرگز شاهد بنر، کاتالوگ های حرفه ای، بروشورهای متنوع برای معرفی کتاب نبوده ایم چه بسیا اگر هم کتابی معرفی شده در جهت ایجاد انگیزه مخاطب دانش آموز یا پشت کنکوری به خواندن همان مباحث موجود در کتاب درسی است! 

این آخرین نمایشگاه کتاب در دولت یازدهم بود!  که می توان گفت بجز مکانش که به تازگی تغییر کرده و از مصلا به شهر آفتاب آمده است، تغییر خاصی در جت بهبود وضعیت کتاب و نشر در آن نمی توان دید! اگر چه آمار و اقام های وسوسه برانگیزی که بیشتر نشان دهنده کمیت هستند تا کیفیت از سوی مسئولان ذی ربط ارائه می شود. 

انتهای پیام/

,

اکثر خانواده ها که برای بازدید از نمایشگاه از «مترو» استفاده کرده اند مسیر را طولانی و انتظار رسیدن ترن « شهرآفتاب » را کسل کننده می دانستند و حتی برخی به معطل شدن 15 دقیقه ای در آخرین ایستگاه خط یک اشاره می کردند! و اگر شلوغ بودن ایستگاه های  را به آن اضافه کنیم قطعا کسی که در مرکز شهر تهران زندگی می کند برای رسیدن به " شهرآفتاب" 2 ساعت باید در مسیر باشد.

برخی اشتباه آمده اند! اینجا نمایشگاه کتاب است نه سالن مُد!

از این مسئله که شاید مردم تهران به آن حسابی خو گرفته اند بگذریم، چهره ها، پوشش ها و نوع رفتار برخی از بازدید کنندگان به صورتی است که شهر آفتاب را از "شهرکتاب" به " شهر مد و مدگرایی" تبدیل کرده است! حضور دختران نوجوان بدون حداقل ترین حجاب ممکن، بانوانی که گویا برای خرید کتاب شنیون و مکاپ کرده اند! پسران جوانی که شلوارهای شان به زحمت کمر را می پوشاند و صحنه های رومانتیکی از دختران و پسرانی که ورودی نمایشگاه یا راهروی سالن ها را با فضای خصوصی اشتباه گرفته اند! و اگر شانس بیاوری با گروهی پُرسروصدا برای بازدید از غرفه ها برخورد نکنی!

به راستی این شایسته مردم ما با چنین پشتوانه فرهنگی قوی نیست که حتی شرایط حضور در نمایشگاه کتاب را هم نمی دانند و  آن را با پارتی و مهمانی اشتباه می گیرند!

مامان ها به جای خرید کتاب در صف بادکنک های تبلیغاتی!

این که بروز چینین رفتارهایی یک مسئله تربیتی است یا یک مسئله اجتماعی، شاید در نگاه اول چندان مهم نباشد اما وقتی مادران جوانی را می بینی که کودک سه تا هشت ساله! خود را با لباسی که حداقل بخش های ممکن بدنش را می پوشاند با موهایی فر یا صاف شده و صورتی که دخترانه آرایش کرده است! در غرفه های مختلف می چرخاند و جز بادکنک یا شیشه آبی چیزی به دستش نداده است! تازه می شود فهمید که این مسئله در ابتدای امر یک فقدان تربیتی است! چیزی که به کودک نیاموخته است که چرا به نمایشگاه کتاب آمده، چگونه باید بیاید و چه باید بخرد؟

در بروز چنین معضلی که هر ساله با آن روبرو هستیم – یعنی عدم بازدیدکننده کتابخوان- از نمایشگاه و دست های خالی که فقط پلاستیک یا وسایل تبلیغاتی خریداری کرده اند، قطعا بخشی از قصور به انتشاراتی ها بر می گردد!با یکی از غرفه داران در سالن A1  صحبت می کنم او می گوید اگر به جای نشستن در غرفه و هرازگاهی توضیح دادن در مورد کتاب ها، به شمارش افراد می پرداختم و آمار پرسه زدن های مردم را می نوشتم قطعا بیشتر پول در می آوردم!

و یک مسئول غرفه می گوید: سال گذشته از هر استانی یک نفر را برای غرفه داری آورده بودیم امسال فقط با 2 غرفه دار شرکت کرده ایم! روزی 200 هزار تومان هم کتاب نمی فروشیم! 

فقر کتاب خود در نمایشگاه کتاب دل را می زند! 

«فقرکتاب خوب»؛ این مهم ترین مسئله ای است که گریبانگیر جامعه انتشاراتی ما شده است و در این میان کتاب هایی که اصطلاحاً از آنها تحت عنوان کتاب زرد می شود نام برد، به رشد قارچ گونه ای رسیده اند! حتی برخی معتقدند که این دست کتاب ها برای نویسندگان جویای نامی است که هزینه صفر تا صد چاپ تا نشر کتاب خود را شخصا پرداخت کرده اند!

حضور لشکری از کتاب های زرد و کپی! در کوتاه مدت باعث کم شدن انگیزه های مطالعه در افراد و سپس تغییر ذائقه آنها به سمت کتاب هایی شده اکه در دسترشان است و  در دراز مدت باعث تغییر کاربری نمایشگاه کتاب به سالن مُد، محلی برای تجدید دیدارهای دوستانه و ... شده است و در چنین شرایط بازار کار فست فودی های نمایشگاه کتاب گرم تر از غرفه هایی است که چشم انتظار خریدار واقعی معدود کتاب های خوب هستند.

گرانی! مشکل اساسی اهالی کتاب، یارانه‌های کتاب بسیار کم است

گرانی! مسئله روز کشور است و این موضوع برای اهالی کتاب که اکثرا از قشر دانشجو یا فرهنگی هستند بیشتر نمود دارد. کتاب ها گران هستند و اکثر غرفه ها کتاب های خوب خود را با تخفیف 10 درصد به فروش می رسانند!

اگر چه در این دوره از نمایشگاه ۱۶.۵میلیارد تومان اعتبار به عنوان یارانه برای استفاده اقشار مختلف مردم نظیر دانش آموزان، دانشجویان، طلاب و اساتید دانشگاه از آثار عرضه شده در نمایشگاه اختصاص یافته است اما باز هم شاهد عدم توانایی مالی علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی برای خرید این محصول مهم فرهنگی هستیم و قطعا همین مسئله باعث شد است که بخشی از افراد فقط به بازدید از نمایشگاه بسنده کنند و یا با کمترین خرید ممکن از سالن ها خارج شوند.

با یکی از غرفه داران در سالن A1  صحبت می کنم او می گوید اگر به جای نشستن در غرفه و هرازگاهی توضیح دادن در مورد کتاب ها، به شمارش افراد می پرداختم و آمار پرسه زدن های مردم را می نوشتم قطعا بیشتر پول در می آوردم!

و یک مسئول غرفه می گوید: سال گذشته از هر استانی یک نفر را برای غرفه داری آورده بودیم امسال فقط با 2 غرفه دار شرکت کرده ایم! روزی 200 هزار تومان هم کتاب نمی فروشیم! 

سی سال درجا زدن نمایشگاه کتاب تهران فقط در پله خرید

از همه این مسائل که بگذریم اگر کسانی را پیدا کنیم که کم و بیش به مطالعه کتاب علاقه مند هستند و بودجه کافی برای خرید کتاب را هم دارند برای این مهم از مسیرهای دور و نزدیک خود را به « شهر آفتاب» رسانده اند اما اکثریت یک وجه اشتراک دارند و آن هم کم بودن یا عدم اطلاعات کافی از تازه های نشر است!

این مسئله در انگیزه مطالعه، انتخاب خوب و خرید بسیار مؤثر است اگر افراد جامعه با تازه های نشر با تبلیغاتی جذاب و در عین کار روشنگر آشنا شوند قطعا انگیزه های آنها برای خرید بیشتر شده و با سطح آگاهی بیشتری به سمت خرید کتاب می روند و سرانه مطالعه در کشور ما نه در دراز مدت بلکه کمترین زمان ممکن بالا خواهد رفت. 

به این مسئله را کلودیا دوبری (مسئول پروژه بین‌المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت) که در سی امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب به تهران آمده است هم تأکید دارد: « اصولا نمایشگاه کتاب تهران می‌خواهد کتاب را به دست مصرف‌کننده نهایی برساند و در فرانکفورت به شیوه‌ای تخصصی به کتاب و نشر می‌پردازیم.  

مسئول پروژه بین‌المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت البته تاکید کرد که نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بهتر است فعلا بخش فروش کتاب را در دستور کار داشته باشد و اظهار داشت: به نظرم باید نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران هنوز برای فروش کتاب برنامه داشته باشد چون آگاهی مردم ایران از تازه های نشر کم است و دست‌کم در نمایشگاه با عنواین تازه آشنا می‌شوند. در آلمان کاتالوگ‌ها و بروشورهای متنوعی برای معرفی تازه‌های نشر کشور منتشر و توزیع می‌شود که اتفاقا همیشه هم به‌روز هستند. بهتر است افزایش بعد نمایشگاهی در نمایشگاه کتاب فعلا به صورت موازی با حفظ فروش اتفاق بیفتد و مثلا در بخش جدیدی برنامه‌های ویژه‌ای برای حفظ جنبه نمایشگاهی آن برگزار شود.

اگر چه در تهران ما شاهد بنرهای تبلیغاتی زیاد و گاها بسیار بزرگ در خیابان ها،جاده ها و حتی دیوارنوشت هایی برای بازکردن چاه و باد کردن تایر ماشین و .. هستیم اما هرگز شاهد بنر، کاتالوگ های حرفه ای، بروشورهای متنوع برای معرفی کتاب نبوده ایم چه بسیا اگر هم کتابی معرفی شده در جهت ایجاد انگیزه مخاطب دانش آموز یا پشت کنکوری به خواندن همان مباحث موجود در کتاب درسی است! 

این آخرین نمایشگاه کتاب در دولت یازدهم بود!  که می توان گفت بجز مکانش که به تازگی تغییر کرده و از مصلا به شهر آفتاب آمده است، تغییر خاصی در جت بهبود وضعیت کتاب و نشر در آن نمی توان دید! اگر چه آمار و اقام های وسوسه برانگیزی که بیشتر نشان دهنده کمیت هستند تا کیفیت از سوی مسئولان ذی ربط ارائه می شود. 

انتهای پیام/

,

اکثر خانواده ها که برای بازدید از نمایشگاه از «مترو» استفاده کرده اند مسیر را طولانی و انتظار رسیدن ترن « شهرآفتاب » را کسل کننده می دانستند و حتی برخی به معطل شدن 15 دقیقه ای در آخرین ایستگاه خط یک اشاره می کردند! و اگر شلوغ بودن ایستگاه های  را به آن اضافه کنیم قطعا کسی که در مرکز شهر تهران زندگی می کند برای رسیدن به " شهرآفتاب" 2 ساعت باید در مسیر باشد.

,

برخی اشتباه آمده اند! اینجا نمایشگاه کتاب است نه سالن مُد!

, برخی اشتباه آمده اند! اینجا نمایشگاه کتاب است نه سالن مُد!, برخی اشتباه آمده اند! اینجا نمایشگاه کتاب است نه سالن مُد!,

از این مسئله که شاید مردم تهران به آن حسابی خو گرفته اند بگذریم، چهره ها، پوشش ها و نوع رفتار برخی از بازدید کنندگان به صورتی است که شهر آفتاب را از "شهرکتاب" به " شهر مد و مدگرایی" تبدیل کرده است! حضور دختران نوجوان بدون حداقل ترین حجاب ممکن، بانوانی که گویا برای خرید کتاب شنیون و مکاپ کرده اند! پسران جوانی که شلوارهای شان به زحمت کمر را می پوشاند و صحنه های رومانتیکی از دختران و پسرانی که ورودی نمایشگاه یا راهروی سالن ها را با فضای خصوصی اشتباه گرفته اند! و اگر شانس بیاوری با گروهی پُرسروصدا برای بازدید از غرفه ها برخورد نکنی!

,

به راستی این شایسته مردم ما با چنین پشتوانه فرهنگی قوی نیست که حتی شرایط حضور در نمایشگاه کتاب را هم نمی دانند و  آن را با پارتی و مهمانی اشتباه می گیرند!

,

مامان ها به جای خرید کتاب در صف بادکنک های تبلیغاتی!

, مامان ها به جای خرید کتاب در صف بادکنک های تبلیغاتی!, مامان ها به جای خرید کتاب در صف بادکنک های تبلیغاتی!,

این که بروز چینین رفتارهایی یک مسئله تربیتی است یا یک مسئله اجتماعی، شاید در نگاه اول چندان مهم نباشد اما وقتی مادران جوانی را می بینی که کودک سه تا هشت ساله! خود را با لباسی که حداقل بخش های ممکن بدنش را می پوشاند با موهایی فر یا صاف شده و صورتی که دخترانه آرایش کرده است! در غرفه های مختلف می چرخاند و جز بادکنک یا شیشه آبی چیزی به دستش نداده است! تازه می شود فهمید که این مسئله در ابتدای امر یک فقدان تربیتی است! چیزی که به کودک نیاموخته است که چرا به نمایشگاه کتاب آمده، چگونه باید بیاید و چه باید بخرد؟

,

در بروز چنین معضلی که هر ساله با آن روبرو هستیم – یعنی عدم بازدیدکننده کتابخوان- از نمایشگاه و دست های خالی که فقط پلاستیک یا وسایل تبلیغاتی خریداری کرده اند، قطعا بخشی از قصور به انتشاراتی ها بر می گردد!با یکی از غرفه داران در سالن A1  صحبت می کنم او می گوید اگر به جای نشستن در غرفه و هرازگاهی توضیح دادن در مورد کتاب ها، به شمارش افراد می پرداختم و آمار پرسه زدن های مردم را می نوشتم قطعا بیشتر پول در می آوردم!

,

و یک مسئول غرفه می گوید: سال گذشته از هر استانی یک نفر را برای غرفه داری آورده بودیم امسال فقط با 2 غرفه دار شرکت کرده ایم! روزی 200 هزار تومان هم کتاب نمی فروشیم! 

,

فقر کتاب خود در نمایشگاه کتاب دل را می زند! 

, فقر کتاب خود در نمایشگاه کتاب دل را می زند! , فقر کتاب خود در نمایشگاه کتاب دل را می زند! ,

«فقرکتاب خوب»؛ این مهم ترین مسئله ای است که گریبانگیر جامعه انتشاراتی ما شده است و در این میان کتاب هایی که اصطلاحاً از آنها تحت عنوان کتاب زرد می شود نام برد، به رشد قارچ گونه ای رسیده اند! حتی برخی معتقدند که این دست کتاب ها برای نویسندگان جویای نامی است که هزینه صفر تا صد چاپ تا نشر کتاب خود را شخصا پرداخت کرده اند!

,

حضور لشکری از کتاب های زرد و کپی! در کوتاه مدت باعث کم شدن انگیزه های مطالعه در افراد و سپس تغییر ذائقه آنها به سمت کتاب هایی شده اکه در دسترشان است و  در دراز مدت باعث تغییر کاربری نمایشگاه کتاب به سالن مُد، محلی برای تجدید دیدارهای دوستانه و ... شده است و در چنین شرایط بازار کار فست فودی های نمایشگاه کتاب گرم تر از غرفه هایی است که چشم انتظار خریدار واقعی معدود کتاب های خوب هستند.

,

گرانی! مشکل اساسی اهالی کتاب، یارانه‌های کتاب بسیار کم است

, گرانی! مشکل اساسی اهالی کتاب، یارانه‌های کتاب بسیار کم است, گرانی! مشکل اساسی اهالی کتاب، یارانه‌های کتاب بسیار کم است,

گرانی! مسئله روز کشور است و این موضوع برای اهالی کتاب که اکثرا از قشر دانشجو یا فرهنگی هستند بیشتر نمود دارد. کتاب ها گران هستند و اکثر غرفه ها کتاب های خوب خود را با تخفیف 10 درصد به فروش می رسانند!

,

اگر چه در این دوره از نمایشگاه ۱۶.۵میلیارد تومان اعتبار به عنوان یارانه برای استفاده اقشار مختلف مردم نظیر دانش آموزان، دانشجویان، طلاب و اساتید دانشگاه از آثار عرضه شده در نمایشگاه اختصاص یافته است اما باز هم شاهد عدم توانایی مالی علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی برای خرید این محصول مهم فرهنگی هستیم و قطعا همین مسئله باعث شد است که بخشی از افراد فقط به بازدید از نمایشگاه بسنده کنند و یا با کمترین خرید ممکن از سالن ها خارج شوند.

,

با یکی از غرفه داران در سالن A1  صحبت می کنم او می گوید اگر به جای نشستن در غرفه و هرازگاهی توضیح دادن در مورد کتاب ها، به شمارش افراد می پرداختم و آمار پرسه زدن های مردم را می نوشتم قطعا بیشتر پول در می آوردم!

,

و یک مسئول غرفه می گوید: سال گذشته از هر استانی یک نفر را برای غرفه داری آورده بودیم امسال فقط با 2 غرفه دار شرکت کرده ایم! روزی 200 هزار تومان هم کتاب نمی فروشیم! 

,

سی سال درجا زدن نمایشگاه کتاب تهران فقط در پله خرید

, سی سال درجا زدن نمایشگاه کتاب تهران فقط در پله خرید, سی سال درجا زدن نمایشگاه کتاب تهران فقط در پله خرید,

از همه این مسائل که بگذریم اگر کسانی را پیدا کنیم که کم و بیش به مطالعه کتاب علاقه مند هستند و بودجه کافی برای خرید کتاب را هم دارند برای این مهم از مسیرهای دور و نزدیک خود را به « شهر آفتاب» رسانده اند اما اکثریت یک وجه اشتراک دارند و آن هم کم بودن یا عدم اطلاعات کافی از تازه های نشر است!

,

این مسئله در انگیزه مطالعه، انتخاب خوب و خرید بسیار مؤثر است اگر افراد جامعه با تازه های نشر با تبلیغاتی جذاب و در عین کار روشنگر آشنا شوند قطعا انگیزه های آنها برای خرید بیشتر شده و با سطح آگاهی بیشتری به سمت خرید کتاب می روند و سرانه مطالعه در کشور ما نه در دراز مدت بلکه کمترین زمان ممکن بالا خواهد رفت. 

به این مسئله را کلودیا دوبری (مسئول پروژه بین‌المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت) که در سی امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب به تهران آمده است هم تأکید دارد: « اصولا نمایشگاه کتاب تهران می‌خواهد کتاب را به دست مصرف‌کننده نهایی برساند و در فرانکفورت به شیوه‌ای تخصصی به کتاب و نشر می‌پردازیم.  

,
,
,

مسئول پروژه بین‌المللی نمایشگاه کتاب فرانکفورت البته تاکید کرد که نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بهتر است فعلا بخش فروش کتاب را در دستور کار داشته باشد و اظهار داشت: به نظرم باید نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران هنوز برای فروش کتاب برنامه داشته باشد چون آگاهی مردم ایران از تازه های نشر کم است و دست‌کم در نمایشگاه با عنواین تازه آشنا می‌شوند. در آلمان کاتالوگ‌ها و بروشورهای متنوعی برای معرفی تازه‌های نشر کشور منتشر و توزیع می‌شود که اتفاقا همیشه هم به‌روز هستند. بهتر است افزایش بعد نمایشگاهی در نمایشگاه کتاب فعلا به صورت موازی با حفظ فروش اتفاق بیفتد و مثلا در بخش جدیدی برنامه‌های ویژه‌ای برای حفظ جنبه نمایشگاهی آن برگزار شود.

,

اگر چه در تهران ما شاهد بنرهای تبلیغاتی زیاد و گاها بسیار بزرگ در خیابان ها،جاده ها و حتی دیوارنوشت هایی برای بازکردن چاه و باد کردن تایر ماشین و .. هستیم اما هرگز شاهد بنر، کاتالوگ های حرفه ای، بروشورهای متنوع برای معرفی کتاب نبوده ایم چه بسیا اگر هم کتابی معرفی شده در جهت ایجاد انگیزه مخاطب دانش آموز یا پشت کنکوری به خواندن همان مباحث موجود در کتاب درسی است! 

,

این آخرین نمایشگاه کتاب در دولت یازدهم بود!  که می توان گفت بجز مکانش که به تازگی تغییر کرده و از مصلا به شهر آفتاب آمده است، تغییر خاصی در جت بهبود وضعیت کتاب و نشر در آن نمی توان دید! اگر چه آمار و اقام های وسوسه برانگیزی که بیشتر نشان دهنده کمیت هستند تا کیفیت از سوی مسئولان ذی ربط ارائه می شود. 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه