logo
جمعه 24 مهر 1405 | جمعه 16 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

گفتگو با همسر شهید مدافع حرم فیروز حمیدی زاده؛

شهادت آرزوی همسرم بود / جوانان پیرو ولایت فقیه باشند

شهادت آرزوی همسرم بود / جوانان پیرو ولایت فقیه باشند
شهدای مدافع حرم تربیت‌یافتگان مکتب اهل بیت هستند و این روزها سربازی اهل بیت پاداشی به ارزشمندی شهادت دارد. شهید فیروز حمیدی زاده که نام خود را به عنوان اولین شهید مدافع حرم شهرستان بجنورد به ثبت رسانده است، عشق به اهل بیت را از روضه‌هایی به عاریه دارد که از کودکی پای آنها بزرگ شده بود. چنین عشقی بود که باعث شد او در بهمن ماه سال 94 به شهادت برسد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از بجنا؛ شهید فیروز حمیدی زاده در تاریخ ٣٠/٧/٥٧ در شهرستان بجنورد به دنیا آمد در مورخ ١ /٩ /٨٣ در سازمان تامین اجتماعی استخدام شد. وی دارای خصایص اخلاقی بسیار پسندیده بود بسیارآرام و صبور  بود در خوشنویسی استعداد فوق العاده داشت از وی سه فرزند به جامانده وی در تاریخ ١٢ /١١ /٩٤ در حین درگیری با تروریستهای داعش به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بجنا, بجنا,

در ادامه  گفت و گو پایگاه خبری بجنا با همسر شهید را می خوانیم و  نگاهی گذرا به زندگی یکی دیگر از ستارگان آسمان دفاع از حرم می‌اندازیم.

 

چند سال است که با آقای حمیدی زاده ازدواج کردید؟

12 سال

نسبت فامیلی داشتید:

خیر

Image result for ‫خانواده شهید فیروز حمیدی زاده‬‎


آشناییتان از کجا صورت گرفت:

همسر یکی از دوستانم با شهید دوست بودند و ایشان باعث آشنایی ما شدند.

 

آقای حمیدی زاده را چگونه مردی دیدید؟

ایشان خیلی خوش اخلاق،خوش برخورد، شوخ طبع و مهمان نواز بودند و همه شهید را به خاطر اخلاق خوبش خیلی دوست داشتند .

 

چند فرزند دارید ؟

سه فرزند به نام های رضا 12 ساله ، مرتضی 7ساله و مجتبی 3 ساله داریم.

اسم فرزندان را شما انتخاب کردید یا آقا فیروز؟

اسم فرزند اولم را پدرشوهرم انتخاب کردند اما فرزندان دیگرم را شهید اجاز دادند من انتخاب کنم.

 

آقای حمیدی زاده کی استخدام تامین اجتماعی شدند؟

رضا یکساله بود که ایشان استخدام تامین اجتماعی شدند ، قبل ازآن مشهد در نیروی انتظامی مبارزه بامواد مخدر کار می کردند که به دلیل حقوق کم و مشکلات دیگری که وجود داشت به بجنورد برگشتیم و بعد از مدتی با عنایت خداوند استخدام تامین اجتماعی شدند.

 

آیا روزی فکرمیکردید آقا فیروز شهید بشوند؟

قبلا که در نیروی انتظامی مشغول بودند ،بنده به خاطر ترس از شهادت ایشان ناراحتی زیادی می کردم بعد از اینکه استخدام تامین اجتماعی شدند با خودم گفتم دیگر خبری ازشهادت نیست و حتی زمانی که مدافع حرم شدند اصلا فکر نمی کردم شهیدشوند.

دوستان آقای حمیدی که با  هم می خواستند به سوربه بروند موقع رفتن وصیت نامه نوشته بودند و خانواده آنها آمادگی شهادت را داشتند اما آقا فیروز برای اینکه می ترسید من مانع رفتن او شوم از شهادت و وصیت نامه حرفی نزدند .

خودش خیلی دوست داشت به مقام شهادت برسد خدا قسمت کرد و شهید به آرزویش که شهادت بود رسید .همیشه با خودم فکر می کنم که شهید در دعای عرفه  چه از خدا خواست که او به این مقام رسید.

 

ویژگی و اون اخلاق خاص شهید که اینقدر عزیزش کرد اینقدر بالا بردش که به مقام شهادت رسید فکرمیکنید چه بود؟

ایشان همیشه دائم الوضو بودند و زیارت عاشورا زیاد می خواندند و من فکر می کنم به خاطر این قرعه شهادت به نام همسرم درآمد که زیارت عاشور زیاد می خواند.

 

چندبار به سوریه رفتند و آمدند؟

یکبار به سوریه رفتند و در همان بار اول به شهادت رسیدند.

آخرین باری که شهید رفت چه جمله ای ازشون در خاطرتون هست بعنوان جمله طلایی ؟

اول راضی نبودم به سوریه برود شهید هرکاری می کرد من راضی نمی شدم تا این جمله را گفت که اگر می توانی جواب حضرت زینب (س) را بدهی من نمی روم ،همین جمله برای من کافی بود و راضی شدم و آن جمله طلایی که به من لحضه آخر گفتند این بود که من می روم و بعد از اینکه رفتم می بینید که حضرت زینب چقد در زندگی کمک شما می کند .واقعا لحضه ای بعد شهادت آقا فیروز به سختی نیوفتاده ایم و شهید و حضرت زینب در سختی های زندگی کمکمون می کنند.

خیلی ها به من گفتند مشکل داشتیم و  برسرمزار شهید کمک خواستیم و مشکلاتمان حل شده است.

 

خبر شهادت آقا فیروز رو از چه طریقی به شما رسوندد؟

روز شهادت ایشان دلم خیلی آشوب بود ،برادرم آن زمان برای انتخابات مجلس ثبت نام کرده بودند به من زنگ زدند و گفتند می خواهیم به همراه اقوام بیایم خونه شما جلسه بزاریم ، همان روز از سپاه و چندنفر دیگه از دوستان تماس گرفتند آنها هم گفتند میخوایم بیایم خانه شما، با خودم فکر می کردم چه خبر شده که همه می خواهند بیایند خانه ما، کسانی که آمدند همه از دوستان همسرم بودند ،اول به من گفتند آقا فیروز جانباز شده ،بعد گفتم من را پیش همسرم ببرید ،دیدم خونه کم کم خیلی شلوغ شد و همه داشتند گریه می کردند بعد یکی از دوستان شهید گفت راستش آقا فیروز شهید شدند همان جا متوجه شدم شهید بالاخره به آرزویش رسید.

همان شبی که شهید شده بود و قبل از اینکه به من اطلاع دهند آقا فیروز شهید شده من خوابش را دیدم ،در خواب دیدم که همسرم از سوریه برگشته بود و فقط لبخند می زند و چیزی نمی گفت .روز بعد اینقد خوشحال بودم که تمام خانه را مرتب کردم و چون نوبل الزهرا آزاد شده بود احتمال می دادم از سوریه برگردد ولی متاسفانه یا خوشبختانه چند روز بعد خبر شهادت همسرم را آورند.

آیا بعد از شهادت آقای حمیدی زاده به مشکلی در زندگی برخوردید؟

پسرم دومم هنوز به آن درک نرسیده که پدرش شهید شده و بارها از می پرسه بابام کی میاد و همیشه بهونه باباش رو می گیره .در ایام عید که بچه ها با پدراشون برای عیدی خانه ما می آمدند از من می پرسید پس بابای من کی برمی گرده ،این گونه مسائل برای ما ناراحت کننده است .

سختی های ما یک لحضه از سختی های حضرت زینب و حضرت رقیه (س) نیست و در شهر اینقد به ما احترام می گذارند که نمی توانیم بگوییم مشکل داریم.

چه درخواستی از مسئولین دارید؟

دیدار حضرت آقا فقط همین.

 

چه توصیه ای به جوانان دارید ؟

پیرو ولی فقیه باشند.

 

صحبت پایانی :

این همه جوان شهید شدند، خیلی ها بی پدر شدند و خیلی ها همسرانشان را از دست دادند از همه می خواهم به خاطر شهدا امر به معرف نهی از منکر کنند و حجابشان را رعایت کنند آخرین دعایم هم ظهور آقا امام زمان (عج) است.

 

انتهای پیام /

,

در ادامه  گفت و گو پایگاه خبری بجنا با همسر شهید را می خوانیم و  نگاهی گذرا به زندگی یکی دیگر از ستارگان آسمان دفاع از حرم می‌اندازیم.

 

چند سال است که با آقای حمیدی زاده ازدواج کردید؟

12 سال

نسبت فامیلی داشتید:

خیر

Image result for ‫خانواده شهید فیروز حمیدی زاده‬‎


آشناییتان از کجا صورت گرفت:

همسر یکی از دوستانم با شهید دوست بودند و ایشان باعث آشنایی ما شدند.

 

آقای حمیدی زاده را چگونه مردی دیدید؟

ایشان خیلی خوش اخلاق،خوش برخورد، شوخ طبع و مهمان نواز بودند و همه شهید را به خاطر اخلاق خوبش خیلی دوست داشتند .

 

چند فرزند دارید ؟

سه فرزند به نام های رضا 12 ساله ، مرتضی 7ساله و مجتبی 3 ساله داریم.

اسم فرزندان را شما انتخاب کردید یا آقا فیروز؟

اسم فرزند اولم را پدرشوهرم انتخاب کردند اما فرزندان دیگرم را شهید اجاز دادند من انتخاب کنم.

 

آقای حمیدی زاده کی استخدام تامین اجتماعی شدند؟

رضا یکساله بود که ایشان استخدام تامین اجتماعی شدند ، قبل ازآن مشهد در نیروی انتظامی مبارزه بامواد مخدر کار می کردند که به دلیل حقوق کم و مشکلات دیگری که وجود داشت به بجنورد برگشتیم و بعد از مدتی با عنایت خداوند استخدام تامین اجتماعی شدند.

 

آیا روزی فکرمیکردید آقا فیروز شهید بشوند؟

قبلا که در نیروی انتظامی مشغول بودند ،بنده به خاطر ترس از شهادت ایشان ناراحتی زیادی می کردم بعد از اینکه استخدام تامین اجتماعی شدند با خودم گفتم دیگر خبری ازشهادت نیست و حتی زمانی که مدافع حرم شدند اصلا فکر نمی کردم شهیدشوند.

دوستان آقای حمیدی که با  هم می خواستند به سوربه بروند موقع رفتن وصیت نامه نوشته بودند و خانواده آنها آمادگی شهادت را داشتند اما آقا فیروز برای اینکه می ترسید من مانع رفتن او شوم از شهادت و وصیت نامه حرفی نزدند .

خودش خیلی دوست داشت به مقام شهادت برسد خدا قسمت کرد و شهید به آرزویش که شهادت بود رسید .همیشه با خودم فکر می کنم که شهید در دعای عرفه  چه از خدا خواست که او به این مقام رسید.

 

ویژگی و اون اخلاق خاص شهید که اینقدر عزیزش کرد اینقدر بالا بردش که به مقام شهادت رسید فکرمیکنید چه بود؟

ایشان همیشه دائم الوضو بودند و زیارت عاشورا زیاد می خواندند و من فکر می کنم به خاطر این قرعه شهادت به نام همسرم درآمد که زیارت عاشور زیاد می خواند.

 

چندبار به سوریه رفتند و آمدند؟

یکبار به سوریه رفتند و در همان بار اول به شهادت رسیدند.

آخرین باری که شهید رفت چه جمله ای ازشون در خاطرتون هست بعنوان جمله طلایی ؟

اول راضی نبودم به سوریه برود شهید هرکاری می کرد من راضی نمی شدم تا این جمله را گفت که اگر می توانی جواب حضرت زینب (س) را بدهی من نمی روم ،همین جمله برای من کافی بود و راضی شدم و آن جمله طلایی که به من لحضه آخر گفتند این بود که من می روم و بعد از اینکه رفتم می بینید که حضرت زینب چقد در زندگی کمک شما می کند .واقعا لحضه ای بعد شهادت آقا فیروز به سختی نیوفتاده ایم و شهید و حضرت زینب در سختی های زندگی کمکمون می کنند.

خیلی ها به من گفتند مشکل داشتیم و  برسرمزار شهید کمک خواستیم و مشکلاتمان حل شده است.

 

خبر شهادت آقا فیروز رو از چه طریقی به شما رسوندد؟

روز شهادت ایشان دلم خیلی آشوب بود ،برادرم آن زمان برای انتخابات مجلس ثبت نام کرده بودند به من زنگ زدند و گفتند می خواهیم به همراه اقوام بیایم خونه شما جلسه بزاریم ، همان روز از سپاه و چندنفر دیگه از دوستان تماس گرفتند آنها هم گفتند میخوایم بیایم خانه شما، با خودم فکر می کردم چه خبر شده که همه می خواهند بیایند خانه ما، کسانی که آمدند همه از دوستان همسرم بودند ،اول به من گفتند آقا فیروز جانباز شده ،بعد گفتم من را پیش همسرم ببرید ،دیدم خونه کم کم خیلی شلوغ شد و همه داشتند گریه می کردند بعد یکی از دوستان شهید گفت راستش آقا فیروز شهید شدند همان جا متوجه شدم شهید بالاخره به آرزویش رسید.

همان شبی که شهید شده بود و قبل از اینکه به من اطلاع دهند آقا فیروز شهید شده من خوابش را دیدم ،در خواب دیدم که همسرم از سوریه برگشته بود و فقط لبخند می زند و چیزی نمی گفت .روز بعد اینقد خوشحال بودم که تمام خانه را مرتب کردم و چون نوبل الزهرا آزاد شده بود احتمال می دادم از سوریه برگردد ولی متاسفانه یا خوشبختانه چند روز بعد خبر شهادت همسرم را آورند.

آیا بعد از شهادت آقای حمیدی زاده به مشکلی در زندگی برخوردید؟

پسرم دومم هنوز به آن درک نرسیده که پدرش شهید شده و بارها از می پرسه بابام کی میاد و همیشه بهونه باباش رو می گیره .در ایام عید که بچه ها با پدراشون برای عیدی خانه ما می آمدند از من می پرسید پس بابای من کی برمی گرده ،این گونه مسائل برای ما ناراحت کننده است .

سختی های ما یک لحضه از سختی های حضرت زینب و حضرت رقیه (س) نیست و در شهر اینقد به ما احترام می گذارند که نمی توانیم بگوییم مشکل داریم.

چه درخواستی از مسئولین دارید؟

دیدار حضرت آقا فقط همین.

 

چه توصیه ای به جوانان دارید ؟

پیرو ولی فقیه باشند.

 

صحبت پایانی :

این همه جوان شهید شدند، خیلی ها بی پدر شدند و خیلی ها همسرانشان را از دست دادند از همه می خواهم به خاطر شهدا امر به معرف نهی از منکر کنند و حجابشان را رعایت کنند آخرین دعایم هم ظهور آقا امام زمان (عج) است.

 

انتهای پیام /

,

در ادامه  گفت و گو پایگاه خبری بجنا با همسر شهید را می خوانیم و  نگاهی گذرا به زندگی یکی دیگر از ستارگان آسمان دفاع از حرم می‌اندازیم.

,

 

,

چند سال است که با آقای حمیدی زاده ازدواج کردید؟

, چند سال است که با آقای حمیدی زاده ازدواج کردید؟,

12 سال

,

نسبت فامیلی داشتید:

, نسبت فامیلی داشتید:,

خیر

,
Image result for ‫خانواده شهید فیروز حمیدی زاده‬‎
, Image result for ‫خانواده شهید فیروز حمیدی زاده‬‎, Image result for ‫خانواده شهید فیروز حمیدی زاده‬‎,


آشناییتان از کجا صورت گرفت:

,
, آشناییتان از کجا صورت گرفت:,

همسر یکی از دوستانم با شهید دوست بودند و ایشان باعث آشنایی ما شدند.

,

 

,

آقای حمیدی زاده را چگونه مردی دیدید؟

, آقای حمیدی زاده را چگونه مردی دیدید؟,

ایشان خیلی خوش اخلاق،خوش برخورد، شوخ طبع و مهمان نواز بودند و همه شهید را به خاطر اخلاق خوبش خیلی دوست داشتند .

,

 

,

چند فرزند دارید ؟

, چند فرزند دارید ؟,

سه فرزند به نام های رضا 12 ساله ، مرتضی 7ساله و مجتبی 3 ساله داریم.

,

, ,

اسم فرزندان را شما انتخاب کردید یا آقا فیروز؟

, اسم فرزندان را شما انتخاب کردید یا آقا فیروز؟,

اسم فرزند اولم را پدرشوهرم انتخاب کردند اما فرزندان دیگرم را شهید اجاز دادند من انتخاب کنم.

,

 

,

آقای حمیدی زاده کی استخدام تامین اجتماعی شدند؟

, آقای حمیدی زاده کی استخدام تامین اجتماعی شدند؟,

رضا یکساله بود که ایشان استخدام تامین اجتماعی شدند ، قبل ازآن مشهد در نیروی انتظامی مبارزه بامواد مخدر کار می کردند که به دلیل حقوق کم و مشکلات دیگری که وجود داشت به بجنورد برگشتیم و بعد از مدتی با عنایت خداوند استخدام تامین اجتماعی شدند.

,

 

,

آیا روزی فکرمیکردید آقا فیروز شهید بشوند؟

, آیا روزی فکرمیکردید آقا فیروز شهید بشوند؟,

قبلا که در نیروی انتظامی مشغول بودند ،بنده به خاطر ترس از شهادت ایشان ناراحتی زیادی می کردم بعد از اینکه استخدام تامین اجتماعی شدند با خودم گفتم دیگر خبری ازشهادت نیست و حتی زمانی که مدافع حرم شدند اصلا فکر نمی کردم شهیدشوند.

,

دوستان آقای حمیدی که با  هم می خواستند به سوربه بروند موقع رفتن وصیت نامه نوشته بودند و خانواده آنها آمادگی شهادت را داشتند اما آقا فیروز برای اینکه می ترسید من مانع رفتن او شوم از شهادت و وصیت نامه حرفی نزدند .

,

خودش خیلی دوست داشت به مقام شهادت برسد خدا قسمت کرد و شهید به آرزویش که شهادت بود رسید .همیشه با خودم فکر می کنم که شهید در دعای عرفه  چه از خدا خواست که او به این مقام رسید.

,

 

,

ویژگی و اون اخلاق خاص شهید که اینقدر عزیزش کرد اینقدر بالا بردش که به مقام شهادت رسید فکرمیکنید چه بود؟

, ویژگی و اون اخلاق خاص شهید که اینقدر عزیزش کرد اینقدر بالا بردش که به مقام شهادت رسید فکرمیکنید چه بود؟,

ایشان همیشه دائم الوضو بودند و زیارت عاشورا زیاد می خواندند و من فکر می کنم به خاطر این قرعه شهادت به نام همسرم درآمد که زیارت عاشور زیاد می خواند.

,

 

,

چندبار به سوریه رفتند و آمدند؟

, چندبار به سوریه رفتند و آمدند؟,

یکبار به سوریه رفتند و در همان بار اول به شهادت رسیدند.

,

, ,

آخرین باری که شهید رفت چه جمله ای ازشون در خاطرتون هست بعنوان جمله طلایی ؟

, آخرین باری که شهید رفت چه جمله ای ازشون در خاطرتون هست بعنوان جمله طلایی ؟,

اول راضی نبودم به سوریه برود شهید هرکاری می کرد من راضی نمی شدم تا این جمله را گفت که اگر می توانی جواب حضرت زینب (س) را بدهی من نمی روم ،همین جمله برای من کافی بود و راضی شدم و آن جمله طلایی که به من لحضه آخر گفتند این بود که من می روم و بعد از اینکه رفتم می بینید که حضرت زینب چقد در زندگی کمک شما می کند .واقعا لحضه ای بعد شهادت آقا فیروز به سختی نیوفتاده ایم و شهید و حضرت زینب در سختی های زندگی کمکمون می کنند.

,

خیلی ها به من گفتند مشکل داشتیم و  برسرمزار شهید کمک خواستیم و مشکلاتمان حل شده است.

,

 

,

خبر شهادت آقا فیروز رو از چه طریقی به شما رسوندد؟

, خبر شهادت آقا فیروز رو از چه طریقی به شما رسوندد؟,

روز شهادت ایشان دلم خیلی آشوب بود ،برادرم آن زمان برای انتخابات مجلس ثبت نام کرده بودند به من زنگ زدند و گفتند می خواهیم به همراه اقوام بیایم خونه شما جلسه بزاریم ، همان روز از سپاه و چندنفر دیگه از دوستان تماس گرفتند آنها هم گفتند میخوایم بیایم خانه شما، با خودم فکر می کردم چه خبر شده که همه می خواهند بیایند خانه ما، کسانی که آمدند همه از دوستان همسرم بودند ،اول به من گفتند آقا فیروز جانباز شده ،بعد گفتم من را پیش همسرم ببرید ،دیدم خونه کم کم خیلی شلوغ شد و همه داشتند گریه می کردند بعد یکی از دوستان شهید گفت راستش آقا فیروز شهید شدند همان جا متوجه شدم شهید بالاخره به آرزویش رسید.

,

همان شبی که شهید شده بود و قبل از اینکه به من اطلاع دهند آقا فیروز شهید شده من خوابش را دیدم ،در خواب دیدم که همسرم از سوریه برگشته بود و فقط لبخند می زند و چیزی نمی گفت .روز بعد اینقد خوشحال بودم که تمام خانه را مرتب کردم و چون نوبل الزهرا آزاد شده بود احتمال می دادم از سوریه برگردد ولی متاسفانه یا خوشبختانه چند روز بعد خبر شهادت همسرم را آورند.

,

آیا بعد از شهادت آقای حمیدی زاده به مشکلی در زندگی برخوردید؟

, آیا بعد از شهادت آقای حمیدی زاده به مشکلی در زندگی برخوردید؟,

پسرم دومم هنوز به آن درک نرسیده که پدرش شهید شده و بارها از می پرسه بابام کی میاد و همیشه بهونه باباش رو می گیره .در ایام عید که بچه ها با پدراشون برای عیدی خانه ما می آمدند از من می پرسید پس بابای من کی برمی گرده ،این گونه مسائل برای ما ناراحت کننده است .

,

سختی های ما یک لحضه از سختی های حضرت زینب و حضرت رقیه (س) نیست و در شهر اینقد به ما احترام می گذارند که نمی توانیم بگوییم مشکل داریم.

,

, ,

چه درخواستی از مسئولین دارید؟

, چه درخواستی از مسئولین دارید؟,

دیدار حضرت آقا فقط همین.

,

 

,

چه توصیه ای به جوانان دارید ؟

, چه توصیه ای به جوانان دارید ؟,

پیرو ولی فقیه باشند.

,

 

,

صحبت پایانی :

, صحبت پایانی :,

این همه جوان شهید شدند، خیلی ها بی پدر شدند و خیلی ها همسرانشان را از دست دادند از همه می خواهم به خاطر شهدا امر به معرف نهی از منکر کنند و حجابشان را رعایت کنند آخرین دعایم هم ظهور آقا امام زمان (عج) است.

,

 

,

انتهای پیام /

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه