logo
جمعه 24 مهر 1405 | جمعه 16 اكتبر 2026 |
اخبار داغ
  1. وقتی شعارهای توسعه به ابتذال و رکود ختم شد/ از بیم و امید تا سقوط گیشه و محتوا
  2. پالس غربگراها به دشمن برای فشار به ملت! /از ورثه "هاشمی‌رفسنجانی" تا "ظریف" به دنبال عقب نشینی ملت در برابر آمریکا!
  3. انزوای ایران یا شکست راهبردی آمریکا؟
  4. قلعه‌نویی: دلیلی برای تغییر همکارانم نمی‌بینم/ هیچ وساطتی برای بیرانوند نمی‌کنم
  5. آیا پلتفرم‌ها قصه را قربانی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کرده‌اند؟
  6. آقای روبیو؛ تاریخ بخوانید تا بفهمید دشمنان ایران چگونه زانو می زنند/ طعم تلخ شکست را به شما خواهیم چشاند
  7. چرا ناتوانی عربستان در برابر انصارالله یمن آشکار شد؟/ شکست رژیم سعودی در چند جبهه!
  8. مذاکرات دمشق و تل‌آویو زیر سایه تداوم اشغال؛ توافق امنیتی در هاله‌ای از ابهام
  9. توهم فروشی 105 دلاری بازار کاغذی؛ نفت فیزیکی از ۱۵۰ دلار گذشت
  10. گمانه‌زنی ممنوع؛ لطفا تکلیف این پرونده را سریعتر روشن کنید/ آسانی، استقلال و سه پرسش مهم
  11. سیستم طاغوتی نمایش در ایران
  12. آقای ظریف؛ مذاکرات شما جنگ را به کشور تحمیل کرد، آدرس غلط ندهید/ ایران درحال امتیازدهی بود که آمریکا جنگ را انتخاب کرد!
  13. اوکراین و اروپا برای ترامپ اولویت ندارد/ گازوئيل روسیه به این زودی ها به آمریکا نمی رسد
  14. زنگ خطر جمعیتی در ایران؛ از کاهش موالید تا شتاب سالمندی
  15. جام جهان‌نما؛ حافظ و معماری رندی، معنا و زمانه
  16. دیوان کیفری بین‌المللی زیر ضرب تحریم‌های آمریکا؛ پرونده نتانیاهو در کانون تقابل
  17. چند پرسش کلیدی درباره قرارداد یاسر آسانی و استقلال/ اثر حقوقی یک قرارداد مبهم؛ لطفا شفاف سازی کنید
  18. مقصر تولید فیلم‌هایی چون «خانم والده» چه کسانی هستند؟
  19. "مهسا" اسم رمز آشوب بود، اما "افتخاری" افتخار سيستان/ سلبریتی ها و رسوایی سکوت در برابر ترور یک زن ایرانی!
  20. دست یاری دراز کردن عربستان به سمت کشورهای‌دیگر اعتراف به ناتوانی در برابر انصارالله است/ مقامات سعودی دچار افسردگی شدند

مسئولیت شانسی و فرار از پاسخگویی

مسئولیت شانسی و فرار از پاسخگویی
عدم رعایت شایسته سالاری و لحاظ نداشتن توانمندی های خاص و عام مرتبط با موضوع در بسیاری از موارد باعث بروز ناکامی و بحران در سطوح مختلف مدیریت فرهنگی ، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل کوگانا،عدم رعایت شایسته سالاری و لحاظ نداشتن توانمندی های خاص و عام مرتبط با موضوع در بسیاری از موارد باعث بروز ناکامی و بحران در سطوح مختلف مدیریت فرهنگی ، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کوگانا،, کوگانا،, عدم رعایت شایسته سالاری و لحاظ نداشتن توانمندی های خاص و عام مرتبط با موضوع در بسیاری از موارد باعث بروز ناکامی و بحران در سطوح مختلف مدیریت فرهنگی ، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می شود., عدم رعایت شایسته سالاری و لحاظ نداشتن توانمندی های خاص و عام مرتبط با موضوع در بسیاری از موارد باعث بروز ناکامی و بحران در سطوح مختلف مدیریت فرهنگی ، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می شود., عدم رعایت شایسته سالاری و لحاظ نداشتن توانمندی های خاص و عام مرتبط با موضوع در بسیاری از موارد باعث بروز ناکامی و بحران در سطوح مختلف مدیریت فرهنگی ، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می شود.,

اغلب وقتی از مدیریت بحث می شود سراغ شخص رفته و با انگیزه و ادعای مختلف فردی را تا اوج قله ی توانایی ودانایی از نظر لفظی و در قالب تعریف بالا کشیده و یا عکس آن بر زمین می کوبیم حال آنکه برای انتخاب و انتصاب  شاخص ها و معیارهای معتبر ثابت و متغیر را فراموش کرده و به هر دلیلی شخص گرا می شویم و هربار پس از گذر اندکی زمان انتخاب و انتصاب اولین ناراضی می تواند معرف باشد و صاحب کرسی معرفی شده در انبوه متراکم ناکارآمدی غرق می شود.

, اغلب وقتی از مدیریت بحث می شود سراغ شخص رفته و با انگیزه و ادعای مختلف فردی را تا اوج قله ی توانایی ودانایی از نظر لفظی و در قالب تعریف بالا کشیده و یا عکس آن بر زمین می کوبیم حال آنکه برای انتخاب و انتصاب  شاخص ها و معیارهای معتبر ثابت و متغیر را فراموش کرده و به هر دلیلی شخص گرا می شویم و هربار پس از گذر اندکی زمان انتخاب و انتصاب اولین ناراضی می تواند معرف باشد و صاحب کرسی معرفی شده در انبوه متراکم ناکارآمدی غرق می شود., اغلب وقتی از مدیریت بحث می شود سراغ شخص رفته و با انگیزه و ادعای مختلف فردی را تا اوج قله ی توانایی ودانایی از نظر لفظی و در قالب تعریف بالا کشیده و یا عکس آن بر زمین می کوبیم حال آنکه برای انتخاب و انتصاب  شاخص ها و معیارهای معتبر ثابت و متغیر را فراموش کرده و به هر دلیلی شخص گرا می شویم و هربار پس از گذر اندکی زمان انتخاب و انتصاب اولین ناراضی می تواند معرف باشد و صاحب کرسی معرفی شده در انبوه متراکم ناکارآمدی غرق می شود., اغلب وقتی از مدیریت بحث می شود سراغ شخص رفته و با انگیزه و ادعای مختلف فردی را تا اوج قله ی توانایی ودانایی از نظر لفظی و در قالب تعریف بالا کشیده و یا عکس آن بر زمین می کوبیم حال آنکه برای انتخاب و انتصاب  شاخص ها و معیارهای معتبر ثابت و متغیر را فراموش کرده و به هر دلیلی شخص گرا می شویم و هربار پس از گذر اندکی زمان انتخاب و انتصاب اولین ناراضی می تواند معرف باشد و صاحب کرسی معرفی شده در انبوه متراکم ناکارآمدی غرق می شود.,

 و سئوالات پرحجم بی شمار از هر سو به سمت وی هجوم می آورند. تا جایی که فرد در جایگاه مسئولیتی دو راه را بر می گزیند یا به فرار از پاسخگویی روی آورده که نیابتاً پاسخگویی در اینجا می تواند پاسخ های بدلی و انحرافی باشد یا او بی خیالی را تا پایان دوره مدیریت یا عزل زود هنگام برمی گزیند همه ی این اتفاقات شاید در این جمله نهفته باشد "فرد مناسب برای جایگاه متناسب " در نظر گرفته نشده است .

,  و سئوالات پرحجم بی شمار از هر سو به سمت وی هجوم می آورند. تا جایی که فرد در جایگاه مسئولیتی دو راه را بر می گزیند یا به فرار از پاسخگویی روی آورده که نیابتاً پاسخگویی در اینجا می تواند پاسخ های بدلی و انحرافی باشد یا او بی خیالی را تا پایان دوره مدیریت یا عزل زود هنگام برمی گزیند همه ی این اتفاقات شاید در این جمله نهفته باشد "فرد مناسب برای جایگاه متناسب " در نظر گرفته نشده است .,  و سئوالات پرحجم بی شمار از هر سو به سمت وی هجوم می آورند. تا جایی که فرد در جایگاه مسئولیتی دو راه را بر می گزیند یا به فرار از پاسخگویی روی آورده که نیابتاً پاسخگویی در اینجا می تواند پاسخ های بدلی و انحرافی باشد یا او بی خیالی را تا پایان دوره مدیریت یا عزل زود هنگام برمی گزیند همه ی این اتفاقات شاید در این جمله نهفته باشد "فرد مناسب برای جایگاه متناسب " در نظر گرفته نشده است .,  و سئوالات پرحجم بی شمار از هر سو به سمت وی هجوم می آورند. تا جایی که فرد در جایگاه مسئولیتی دو راه را بر می گزیند یا به فرار از پاسخگویی روی آورده که نیابتاً پاسخگویی در اینجا می تواند پاسخ های بدلی و انحرافی باشد یا او بی خیالی را تا پایان دوره مدیریت یا عزل زود هنگام برمی گزیند همه ی این اتفاقات شاید در این جمله نهفته باشد "فرد مناسب برای جایگاه متناسب " در نظر گرفته نشده است .,

مسئولی که از جنگ استانداردها غافل است و معمولاً از چرخه ی نظارت مستمر دورمانده حتماً در دام بازخواست یکباره گرفتار می شود  زیرا که او در اجرای شرح وظایف بویژه بدلیل مشغولیت به فرع به جای اصل ناکام مانده اکنون با ید پرسش های متنابهی را پاسخگو باشد که در این حالت پاسخهای "بلی" یا "خیر  " و کوتاه جواب هم نمی تواند ذهن پرسشگر را قانع کند.

برای نمونه برخی مواقع پیش می آید وقتی از مسئولی در رابطه با حقوق و مزایا سئوال می شود نهایتاً از فیش حقوقی خود رونمایی می کند واز دریافت ها و مزایای جنبی صحبتی نمی کند!؟ یا از معاملات عزیز زاده و نور چشمی وآقازاده بی اطلاع است!

, مسئولی که از جنگ استانداردها غافل است و معمولاً از چرخه ی نظارت مستمر دورمانده حتماً در دام بازخواست یکباره گرفتار می شود  زیرا که او در اجرای شرح وظایف بویژه بدلیل مشغولیت به فرع به جای اصل ناکام مانده اکنون با ید پرسش های متنابهی را پاسخگو باشد که در این حالت پاسخهای "بلی" یا "خیر  " و کوتاه جواب هم نمی تواند ذهن پرسشگر را قانع کند.

برای نمونه برخی مواقع پیش می آید وقتی از مسئولی در رابطه با حقوق و مزایا سئوال می شود نهایتاً از فیش حقوقی خود رونمایی می کند واز دریافت ها و مزایای جنبی صحبتی نمی کند!؟ یا از معاملات عزیز زاده و نور چشمی وآقازاده بی اطلاع است!
, مسئولی که از جنگ استانداردها غافل است و معمولاً از چرخه ی نظارت مستمر دورمانده حتماً در دام بازخواست یکباره گرفتار می شود  زیرا که او در اجرای شرح وظایف بویژه بدلیل مشغولیت به فرع به جای اصل ناکام مانده اکنون با ید پرسش های متنابهی را پاسخگو باشد که در این حالت پاسخهای "بلی" یا "خیر  " و کوتاه جواب هم نمی تواند ذهن پرسشگر را قانع کند.

برای نمونه برخی مواقع پیش می آید وقتی از مسئولی در رابطه با حقوق و مزایا سئوال می شود نهایتاً از فیش حقوقی خود رونمایی می کند واز دریافت ها و مزایای جنبی صحبتی نمی کند!؟ یا از معاملات عزیز زاده و نور چشمی وآقازاده بی اطلاع است!
, مسئولی که از جنگ استانداردها غافل است و معمولاً از چرخه ی نظارت مستمر دورمانده حتماً در دام بازخواست یکباره گرفتار می شود  زیرا که او در اجرای شرح وظایف بویژه بدلیل مشغولیت به فرع به جای اصل ناکام مانده اکنون با ید پرسش های متنابهی را پاسخگو باشد که در این حالت پاسخهای "بلی" یا "خیر  " و کوتاه جواب هم نمی تواند ذهن پرسشگر را قانع کند.

برای نمونه برخی مواقع پیش می آید وقتی از مسئولی در رابطه با حقوق و مزایا سئوال می شود نهایتاً از فیش حقوقی خود رونمایی می کند واز دریافت ها و مزایای جنبی صحبتی نمی کند!؟ یا از معاملات عزیز زاده و نور چشمی وآقازاده بی اطلاع است!
,
,
,


به هرحال چه بخواهیم و یا نخواهیم مسئولیت و پاسخگویی اجزائی جدانشدنی از هم در یک جامعه بشمارمی آیند.

,
, به هرحال چه بخواهیم و یا نخواهیم مسئولیت و پاسخگویی اجزائی جدانشدنی از هم در یک جامعه بشمارمی آیند., به هرحال چه بخواهیم و یا نخواهیم مسئولیت و پاسخگویی اجزائی جدانشدنی از هم در یک جامعه بشمارمی آیند., به هرحال چه بخواهیم و یا نخواهیم مسئولیت و پاسخگویی اجزائی جدانشدنی از هم در یک جامعه بشمارمی آیند.,


برای فرار از پاسخگویی در این مرحله شکل ها و ابعاد گوناگونی مشاهده شده و ثبت می شود که طبیعتاً فرد در معرض سئوال با توجه به حرفه گری و هوش خود یا نوع مشورت دهی مشاوران یا مشاور مشاوران به تخفیف تبعات  ضعف و کم کاری موجود می پردازند و بعضی اوقات هم سعی می کنند برای خود همراه و همدستی وحتی شریکی مصنوعی بسازند.

,
, برای فرار از پاسخگویی در این مرحله شکل ها و ابعاد گوناگونی مشاهده شده و ثبت می شود که طبیعتاً فرد در معرض سئوال با توجه به حرفه گری و هوش خود یا نوع مشورت دهی مشاوران یا مشاور مشاوران به تخفیف تبعات  ضعف و کم کاری موجود می پردازند و بعضی اوقات هم سعی می کنند برای خود همراه و همدستی وحتی شریکی مصنوعی بسازند., برای فرار از پاسخگویی در این مرحله شکل ها و ابعاد گوناگونی مشاهده شده و ثبت می شود که طبیعتاً فرد در معرض سئوال با توجه به حرفه گری و هوش خود یا نوع مشورت دهی مشاوران یا مشاور مشاوران به تخفیف تبعات  ضعف و کم کاری موجود می پردازند و بعضی اوقات هم سعی می کنند برای خود همراه و همدستی وحتی شریکی مصنوعی بسازند., برای فرار از پاسخگویی در این مرحله شکل ها و ابعاد گوناگونی مشاهده شده و ثبت می شود که طبیعتاً فرد در معرض سئوال با توجه به حرفه گری و هوش خود یا نوع مشورت دهی مشاوران یا مشاور مشاوران به تخفیف تبعات  ضعف و کم کاری موجود می پردازند و بعضی اوقات هم سعی می کنند برای خود همراه و همدستی وحتی شریکی مصنوعی بسازند.,


که همین دورشدن از علل واسباب اتخاذ این رویه خود باعث می شود تا مشکلات کوچک به معضل ومعضلات به بحران و بحران به فاجعه تبدیل شود . دراین راستا میتوان به فنون رایج زیر در عدم پاسخگویی صادقانه و صریح اشاره کرد:   

1) برشمردن موفقیت های بزرگ صوری
2) دفاع از واقعیت بجای حقیقت  
3) عدم پذیرش نواقص ومعرفی خود به احسن الموجود    
4) انکار وبروز فساد و انحراف و کم اهمیت جلوه دادن نقدهای مطرح شده    
5) اصرار بر امر واقع  با هر میزان سود وزیان احتمالی  
6) تاکید برمنافع خاص بجای عام با توجیهات  غیر علمی   
7) تاکید برافزایش قدرت ومحبویت    
8) فرافکنی مسئولیت بر گروه و یا افراد معین وخاص    
9) تاخیر انداختن مرتب وعده ها و فرصت نقد سازنده   
 10)دعوت به رعایت  احترام و حقوق وشان جایگاه مسئولیت   
11) تناقض گویی های آشکار    
12 )واگذار کردن نتایج مطلوب به یک شرط خاص  
13) تقسیم کردن پرسشگران به دو یا چند دسته و سعی در جذب برخی ازآنها با تطمیع یا تهدید  
14) عدم یاد آوری  قول ها وعده های انتخاباتی ویا ربط دادن انها به موانع و عوایق ساختگی   
15) "اظهار کرد" اغراق آمیز دستاوردها و نتایج حداقلی به عنوان موفقیت های حداکثری و مقایسه با شرایط نا متعادل در مقاطع  مختلف غیر مرتبط
و...

,
, که همین دورشدن از علل واسباب اتخاذ این رویه خود باعث می شود تا مشکلات کوچک به معضل ومعضلات به بحران و بحران به فاجعه تبدیل شود . دراین راستا میتوان به فنون رایج زیر در عدم پاسخگویی صادقانه و صریح اشاره کرد:   

1) برشمردن موفقیت های بزرگ صوری
2) دفاع از واقعیت بجای حقیقت  
3) عدم پذیرش نواقص ومعرفی خود به احسن الموجود    
4) انکار وبروز فساد و انحراف و کم اهمیت جلوه دادن نقدهای مطرح شده    
5) اصرار بر امر واقع  با هر میزان سود وزیان احتمالی  
6) تاکید برمنافع خاص بجای عام با توجیهات  غیر علمی   
7) تاکید برافزایش قدرت ومحبویت    
8) فرافکنی مسئولیت بر گروه و یا افراد معین وخاص    
9) تاخیر انداختن مرتب وعده ها و فرصت نقد سازنده   
 10)دعوت به رعایت  احترام و حقوق وشان جایگاه مسئولیت   
11) تناقض گویی های آشکار    
12 )واگذار کردن نتایج مطلوب به یک شرط خاص  
13) تقسیم کردن پرسشگران به دو یا چند دسته و سعی در جذب برخی ازآنها با تطمیع یا تهدید  
14) عدم یاد آوری  قول ها وعده های انتخاباتی ویا ربط دادن انها به موانع و عوایق ساختگی   
15) "اظهار کرد" اغراق آمیز دستاوردها و نتایج حداقلی به عنوان موفقیت های حداکثری و مقایسه با شرایط نا متعادل در مقاطع  مختلف غیر مرتبط
و...
, که همین دورشدن از علل واسباب اتخاذ این رویه خود باعث می شود تا مشکلات کوچک به معضل ومعضلات به بحران و بحران به فاجعه تبدیل شود . دراین راستا میتوان به فنون رایج زیر در عدم پاسخگویی صادقانه و صریح اشاره کرد:   

1) برشمردن موفقیت های بزرگ صوری
2) دفاع از واقعیت بجای حقیقت  
3) عدم پذیرش نواقص ومعرفی خود به احسن الموجود    
4) انکار وبروز فساد و انحراف و کم اهمیت جلوه دادن نقدهای مطرح شده    
5) اصرار بر امر واقع  با هر میزان سود وزیان احتمالی  
6) تاکید برمنافع خاص بجای عام با توجیهات  غیر علمی   
7) تاکید برافزایش قدرت ومحبویت    
8) فرافکنی مسئولیت بر گروه و یا افراد معین وخاص    
9) تاخیر انداختن مرتب وعده ها و فرصت نقد سازنده   
 10)دعوت به رعایت  احترام و حقوق وشان جایگاه مسئولیت   
11) تناقض گویی های آشکار    
12 )واگذار کردن نتایج مطلوب به یک شرط خاص  
13) تقسیم کردن پرسشگران به دو یا چند دسته و سعی در جذب برخی ازآنها با تطمیع یا تهدید  
14) عدم یاد آوری  قول ها وعده های انتخاباتی ویا ربط دادن انها به موانع و عوایق ساختگی   
15) "اظهار کرد" اغراق آمیز دستاوردها و نتایج حداقلی به عنوان موفقیت های حداکثری و مقایسه با شرایط نا متعادل در مقاطع  مختلف غیر مرتبط
و...
, که همین دورشدن از علل واسباب اتخاذ این رویه خود باعث می شود تا مشکلات کوچک به معضل ومعضلات به بحران و بحران به فاجعه تبدیل شود . دراین راستا میتوان به فنون رایج زیر در عدم پاسخگویی صادقانه و صریح اشاره کرد:   

1) برشمردن موفقیت های بزرگ صوری
2) دفاع از واقعیت بجای حقیقت  
3) عدم پذیرش نواقص ومعرفی خود به احسن الموجود    
4) انکار وبروز فساد و انحراف و کم اهمیت جلوه دادن نقدهای مطرح شده    
5) اصرار بر امر واقع  با هر میزان سود وزیان احتمالی  
6) تاکید برمنافع خاص بجای عام با توجیهات  غیر علمی   
7) تاکید برافزایش قدرت ومحبویت    
8) فرافکنی مسئولیت بر گروه و یا افراد معین وخاص    
9) تاخیر انداختن مرتب وعده ها و فرصت نقد سازنده   
 10)دعوت به رعایت  احترام و حقوق وشان جایگاه مسئولیت   
11) تناقض گویی های آشکار    
12 )واگذار کردن نتایج مطلوب به یک شرط خاص  
13) تقسیم کردن پرسشگران به دو یا چند دسته و سعی در جذب برخی ازآنها با تطمیع یا تهدید  
14) عدم یاد آوری  قول ها وعده های انتخاباتی ویا ربط دادن انها به موانع و عوایق ساختگی   
15) "اظهار کرد" اغراق آمیز دستاوردها و نتایج حداقلی به عنوان موفقیت های حداکثری و مقایسه با شرایط نا متعادل در مقاطع  مختلف غیر مرتبط
و...
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,


بنابراین مسئولیت یعنی آمادگی تام برای هر شخصی است که با تمام قدرت برای رفع مشکلات جامعه ی تحت پوشش و موکلینش تلاش کند ولازم است که به تعهداتش که جوهر مسئولیت است پایبند باشد.

,
, بنابراین مسئولیت یعنی آمادگی تام برای هر شخصی است که با تمام قدرت برای رفع مشکلات جامعه ی تحت پوشش و موکلینش تلاش کند ولازم است که به تعهداتش که جوهر مسئولیت است پایبند باشد., بنابراین مسئولیت یعنی آمادگی تام برای هر شخصی است که با تمام قدرت برای رفع مشکلات جامعه ی تحت پوشش و موکلینش تلاش کند ولازم است که به تعهداتش که جوهر مسئولیت است پایبند باشد., بنابراین مسئولیت یعنی آمادگی تام برای هر شخصی است که با تمام قدرت برای رفع مشکلات جامعه ی تحت پوشش و موکلینش تلاش کند ولازم است که به تعهداتش که جوهر مسئولیت است پایبند باشد.,


و به همین دلیل است که ژان پل سارتر می گوید: فردمسئول؛کاملا در برابرشخصیت خود وگزینه هایی را که انتخاب می کند مسئولیت دارد یعنی پاسخگوست و اینگونه است که ما براحتی می توانیم مسئولیتی را نپذیریم اما فرار کردن از عواقب پذیرش مسئولیت به آن آسانی که فکر می کنیم نیست. و پروسه ی اقناع نیز متفاوت است زیرا "خود قانعی "یک چیز است و قانع کردن دیگران یک چیز دیگر.

,
, و به همین دلیل است که ژان پل سارتر می گوید: فردمسئول؛کاملا در برابرشخصیت خود وگزینه هایی را که انتخاب می کند مسئولیت دارد یعنی پاسخگوست و اینگونه است که ما براحتی می توانیم مسئولیتی را نپذیریم اما فرار کردن از عواقب پذیرش مسئولیت به آن آسانی که فکر می کنیم نیست. و پروسه ی اقناع نیز متفاوت است زیرا "خود قانعی "یک چیز است و قانع کردن دیگران یک چیز دیگر., و به همین دلیل است که ژان پل سارتر می گوید: فردمسئول؛کاملا در برابرشخصیت خود وگزینه هایی را که انتخاب می کند مسئولیت دارد یعنی پاسخگوست و اینگونه است که ما براحتی می توانیم مسئولیتی را نپذیریم اما فرار کردن از عواقب پذیرش مسئولیت به آن آسانی که فکر می کنیم نیست. و پروسه ی اقناع نیز متفاوت است زیرا "خود قانعی "یک چیز است و قانع کردن دیگران یک چیز دیگر., و به همین دلیل است که ژان پل سارتر می گوید: فردمسئول؛کاملا در برابرشخصیت خود وگزینه هایی را که انتخاب می کند مسئولیت دارد یعنی پاسخگوست و اینگونه است که ما براحتی می توانیم مسئولیتی را نپذیریم اما فرار کردن از عواقب پذیرش مسئولیت به آن آسانی که فکر می کنیم نیست. و پروسه ی اقناع نیز متفاوت است زیرا "خود قانعی "یک چیز است و قانع کردن دیگران یک چیز دیگر.,

 

,

عبدالمجید اورا

, عبدالمجید اورا, عبدالمجید اورا, عبدالمجید اورا,


 

,
,  ,  ,  ]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه